پرتال تبیان مهدویت
لینک های اصلی
پرتال تبیان مهدویت

image_pdfimage_print

بشر از ابتداى خلقت وزندگى بر روى کره زمین همواره در امور مختلف محتاج راهنما بوده است. هر چند این مسئله بدیهى وروشن است امّا براى بهتر روشن شدن باید به دو مقدمه کاملاً عقلى وبدیهى توجه داشته باشیم:

۱- انسان مخلوق است. یعنى آفریده شده است. نخست نبوده وسپس بوجود آمده است.

۲- هر مخلوقى محتاج ونیازمند است. به عبارتى لازمه مخلوق بودن احتیاج ونیاز است.

نیازمندى یک مخلوق در دو مسئله کاملاً مسلّم وقابل درک است:

۱- امور مختلف نیازمند کمک است.

۲- نیازمند هدایت وراهنمایى است.

احتیاج بشر به یارى وکمک در زندگى وبلکه اصل زنده ماندنش به حدّى ضرورى است که در بسیارى موارد بدون کمک، زندگى برایش غیر ممکن می‌شود؛ مثل احتیاج او به آب، غذا وهوا.

از سوى دیگر احتیاج ونیاز او به هدایت وراهنمایى نیز به حدّى ضرورى است که در بسیارى موارد بدون آن قادر به زندگى نیست. همانطور که در یادگیرى شغلها، حرفه‌ها وفنون مختلف نیازمند راهنمایى کسى است که در این امور تخصص دارد تا به طور صحیح او را آموزش دهد.

حال که نیاز فطرى وعقلى انسان به راهنما در بُعد مادى ثابت شد، نیاز نظرى وعقلى او به هدایت وراهنمایى در بُعد معنوى نیز به طریق قطع ثابت می‌شود. چرا که راهنمایى در مسائل مادى در محدوده محسوسات است اما راهنماى در مسائل معنوى امرى فراتر از محدوده محسوسات است؛ لذا از پیچیدگى واهمیّت بیشترى در زندگى انسان برخوردار است وباید دید راهنماى معنوى یا هدایت انسان از سوى چه منبعى است؟ وچه کسى می‌تواند او را هدایت کند؟ در پاسخ به این سؤال باید گفت: انسان مخلوق است وهر مخلوق خالقى دارد وخالق یک پدیده بهتر از هر کس دیگرى به احوال ومسائل مخلوق خود احاطه وآگاهى دارد. به عنوان مثال فرض کنید یک مهندس ماهر، کامپیوتر بسیار سرّى وپیچیده‌اى را طرّاحى کرده است که فقط خود او نسبت به ساختار ورموزش آگاهى کامل دارد. در واقع این مهندس، خالق وسازنده است وکامپیوتر مخلوق ومصنوع اوست. حال آیا کسى بهتر از او می‌توان یافت که به ویژگی‌ها وبرنامه این کامپیوتر تسلّط داشته باشد؟ قطعاً پاسخ منفى است زیرا خالق وسازنده یک پدیده بهتر از دیگران بر مصنوع خود وبر جزئیات آن آگاهى ارد. حال با توجه به این مثال، همانطور که هدایت یک برنامه کامپیوترى یا هر وسیله دیگرى نیازمند اطلاعات سازنده آن است، قطعاً هدایت انسان نیز باید بوسیله آفریننده وخالق او انجام گیرد. چرا که انسان اشرف مخلوقات است وهدایت معنوى وروحى او داراى ظرافت ودقّت خاصّى است که فقط خالق او یعنى خداى تعالى به آن آگاهى واحاطه کامل دارد. همانگونه که خداى تعالى در قرآن کریم بارها وبارها به این حقیقت اشاره وفرموده است: (انَّ علینا لَلْهُدى)(۱) (تحقیقاً راهنمایى وهدایت فقط برعهده ماست).

در جاى دیگر آمده است: (ربّنا الّذى أَعطى کلَّ شیءٍ خلقه ثُمَّ هَدى).(۲) (پروردگار ما همان کسى است که هر چیزى را خلق فرمود وسپس آنرا هدایت نمود).

هدایت تکوینى همان هدایتى است که خداى تعالى در همه مخلوقات خویش از جمله جمادات یا مخلوقاتِ فاقد اختیار خود اعمال می‌فرماید وچون آنها اختیارى ندارند، بر طبق همان هدایت یعنى هدایت تکوینى، خود بخود هدایت می‌شوند؛ نظیر هدایت کرات آسمانى وکهکشانهاى عظیم ویا هدایت کوچکترین اجسام مثل اتم. هدایت تکوینى خداى تعالى با توجّه به نظم موجود در عالم هستى کاملاً مشهود ومسلّم است. به عبارت ساده‌تر، نظم موجود در جهان هستى، همان هدایت تکوینى خداوند است.

امّا هدایت تشریعى، هدایتى است که از سوى خداى تعالى براى مخلوقاتى که داراى اختیار هستند انجام گیرد. در این میان انسان نیز به عنوان یک مخلوق داراى اختیار، مشمول هدایت تشریعى پروردگار است.

این هدایت تشریعى خداى تعالى بوسیله نمایندگان او انجام می‌شود. نام این نمایندگان، انبیاء واوصیاء الهى است. به عبارتى پیامبران واوصیاء از سوى خداى تعالى عهده‌دار هدایت انسان هستند واین یک تناسب عقلایى است که هادى وراهنما براى هدایتِ کسى که قصد هدایت او را دارد باید از اسباب ووسائلى استفاده کند که کاملاً متناسب وقابل درک ومأنوس باشد. به عنوان مثال بهتر است معلّم ومربّى جهت راهنمایى وآموزش شاگرد، از جنس او باشد یعنى اگر شاگردش انسان است او هم انسان باشد نه جنّ وملک ویا غیر انسان. از این گذشته مربّى باید به همان زبانِ مادرى که شاگردان می‌فهمند با آنها سخن بگوید زیرا در غیر این صورت راهنمایى او بی‌نتیجه خواهد ماند چرا که اگر زبان مربّى با زبان شاگردان متفاوت باشد شاگردان متوجّه صحبتهاى او نخواهند شد. با توجّه به این امر، هدایت وراهنمایى خداى تعالى نیز باید بوسیله کسانى انجام شود که همین تناسب واشتراکات را نسبت به ما انسانها داشته باشند یعنى اوّلاً: باید آنها همانند ما، انسان باشند نه موجود دیگرى مثل جنّ ومَلک.

ثانیاً: هر چند که روح او با عظمت است ولى باید تمام خصوصیات بدنى وظاهرى ما انسانها از قبیل حواس پنجگانه، احساساتِ تشنگى، گرسنگى، درد، گرما، سرما و… یا امورى مثل صحبت کردن، خوابیدن، ازدواج و… را داشته باشد. از این رو پیامبران واوصیاء الهى به عنوان هادیان وراهنمایان بشریّت که وجود آنها وهدایتشان براى بشر لازم است، از ابتداى خلقت تا انتها این وظیفه حساس وواجب، یعنى هدایت بشریّت را به عهده داشته وخواهند داشت. واز جنس انسان می‌باشند وتمامى ویژگیها وخصلتهاى دیگر افراد را دارا می‌باشند مانند انسانهاى معمولى غذاى می‌خورند، لباس می‌پوشند وازدواج می‌کنند وحتّى خداوند آنها را از میان قومشان برگزید تا پیشینه آنها مورد شناخت مردم باشد ومردم نگویند که ما پیامبر را نمی‌شناسیم واز میان ما نیست.

با این توضیحات به این نتیجه می‌رسیم که: بشر مخلوق است؛ مخلوق ذاتاً محتاج است؛ از جمله نیازهاى مخلوق هدایت وراهنمایى است وهدایت مخلوق دست خالق اوست. از آنجا که خالق انسان خداى نامحدود است، لذا بوسیله انبیاء واوصیاء خود انسان را هدایت فرموده است. وخلاصه اینکه این هدایت معنوى به حدّى ضرورى است که در طول تاریخ از ابتداى زندگى روى کره زمین تا انتهاى آن، بشر همواره داراى راهنما بوده وخواهد بود وحتّى براى یک لحظه ویا یک مدّت محدود نیز هرگز بدون راهنماى الهى نبوده ونخواهد بود.

 

 

پى نوشت ها:

(۱) سوره مبارکه لیل، آیه ۱۲٫

(۲) سوره مبارکه طه، آیه ۵۰.


  • تاریخ ارسال : ۷ فروردین ۱۳۹۵
  • تعداد بازديد :
  • موضوع : پیشنهاد ما , مهدی شناسی
  • کلمات کلیدی :