چهارشنبه ، 01 اردیبهشت 1400

پرتال تخصصی تبیان مهدویت

تبیان مهدویت ، بزرگترین پایگاه اینترنتی مهدویت

سيماى كلى دوران ظهور2

سيماى كلى دوران ظهور2
طبق برخى روايات ، ميزان افزايش دانشى را كه آن حضرت بر دانش مردم اضافه مى كند ، به نسبت 25 به 2 است ، يعنى اضافه بر 2 جزء از علم را كه قبلا" دارا بوده اند 25 جزء ديگر را بر آن افزوده و به طور كلى دانش بشر 27 جزء خواهد شد . هم چنانكه در زمان آن حضرت پاى ساكنان زمين به سوى ساكنان كرات گشوده…
طبق برخى روايات ، ميزان افزايش دانشى را كه آن حضرت بر دانش مردم اضافه مى كند ، به نسبت 25 به 2 است ، يعنى اضافه بر 2 جزء از علم را كه قبلا" دارا بوده اند 25 جزء ديگر را بر آن افزوده و به طور كلى دانش بشر 27 جزء خواهد شد .
هم چنانكه در زمان آن حضرت پاى ساكنان زمين به سوى ساكنان كرات گشوده مى شود بلكه مرحله گشوده شدن درهاى عالم غيبت به روى اين جهان مادى ما آغاز مى گردد ، كه انسانهايى از بهشت به زمين مى آيند كه براى مردم اعجاز آور و خارق العاده خواهد بود .
و در روزگار آن حضرت و بعد از آن شمارى از پيامبران و امامان عليهم السلام به زمين باز خواهند گشت و تا هر زمان كه اراده حق تعالى باشد فرمانروايى خواهند نمود . و اين امر از نشانه هاى رستاخيز و مقدمات آن مى باشد .
به نظر مى رسد كه جنبش دجال ملعون و فتنه و آشوب او يك حركت انحرافى بهره گيرى از پيشرفت علوم و حالت رفاهى باشد كه در زمان امام (ع ) جامعه بشرى به آن دست مى يابد تا ، دجال از روشهاى پيشرفته چشمبندى ، براى فريب جوانان پسر و دختر و زنان كه بيشتر پيروان او را تشكيل مى دهند ، استفاده مى كند .
از اين رو در جهان موجى از فتنه و آشوب بوجود مى آورد كه فريبكارى هاى او را باور مى كنند ، اما حضرت مهدى (ع ) نيرنگ هاى وى را آشكار ساخته و به زندگى او و هوادارانش خاتمه مى بخشد .
اين بود دورنمايى كلى از حركت و انقلاب جهانى حضرت مهدى موعود(ع ) . . . اما روزگارى كه اين حوادث در آن رخ مى دهد ، آشكارترين نشانه ها و رويدادهاى آن از زبان روايات چنين است :
نخست فتنه اى است كه بر امت اسلامى پيش مى آيد و روايات ، آن را آخرين و سخت ترين فتنه ها توصيف مى كند كه بر آنان وارد شده ، و با ظهور امام (ع ) برطرف مى گردد .
نكته قابل توجه اين است كه تمام ويژگيهاى كلى و مشروح اين آشوب با فتنه و سلطه غربى ها و نيز كشورهاى شرقى هم پيمان با آن در آغاز اين قرن ، تطبيق مى كند چه اينكه اين آشوب سراسر ممالك اسلامى و تمام خانواده هاى آنان را دربر مى گيرد .
خانه اى وجود ندارد ، مگر اين كه آن فتنه داخل آن شده و هيچ مسلمانى نمى ماند مگر اينكه مورد آسيب آن واقع مى شود .
ملت هاى كافر بركشورهاى مسلمانان هجوم مى آورند ، آنگونه كه گرسنگان آزمند برسفره چرب و رنگين حمله مى كنند .
به هنگام آن فتنه و آشوب گروهى از غرب و گروهى از شرق آمده و برامت من حكمرانى كنند .
اين فتنه از سرزمين شام ، سرزمينى كه دشمنان ما سلطه گرى استعمارى سياه خويش را از آنجا آغاز نموده ، و آن را كانون پرتو افكن تمدن مى نامند شروع مى شود در نتيجه آشوبى به پا مى شود كه در زبان روايات به ((فتنه فلسطين )) از آن ياد شده ، آشوبى كه كشور شام در اثر آن ، هم چون آب درون مشك به هم مى خورد .
((چون فتنه فلسطين برپا شود منطقه شام دچار آشفتگى و نابسامانى گردد ، مانند بهم خوردن آب در مشك ، و آنگاه كه زمان پايانش فرا رسد پايان يافته و اندكى از شما پشيمان مى شويد . ))
روايات ، نسل ها و فرزندان مسلمان را بدين گونه توصيف مى كند : كه آنان با فرهنگ اين فتنه و آشوب نشو و نما مى كنند به گونه اى كه از ديگر فرهنگ ها بى اطلاع مى مانند . . . و فرمانروايان ستمگرى كه با احكام كفر و هوا و هوس بر مسلمانان حكمرانى نموده و آنان را با بدترين وضعى شكنجه مى دهند .
احاديث شريف ، به وجود آورندگان اين آشوب را روميان (غربيها) و تركان كه ظاهرا مراد از آنان (روسها) باشند ، نام برده ، و آنگاه كه حوادث بزرگى در سال ظهور حضرت مهدى (ع ) رخ مى دهد ، آنان نيروهاى خود را در رمله فلسطين و در انطاكيه در ساحل تركيه سوريه و در جزيزه ، واقع در مرزهاى سوريه عراق تركيه ، مستقر مى سازند .
زمانيكه روم و ترك (روسيه و غرب ) عليه شما شورش . . . و با يكديگر نيز مخالفت و كشمكش مى نمايند و جنگ و درگيرى ها در جهان رو به افزايش مى رود ، هواداران تركان ، جهت استقرار در جزيره و خوارج روم به انگيزه فرود آمدن در رمله به حركت در مى آيند
هم چنين در روايات آمده كه آغاز ظهور آن بزرگوار از ايران خواهد بود .
نقطه آغاز ظهور او از سوى مشرق است و چون آن هنگام فرا رسد ، سفيانى خروج مى كند .
يعنى ، آغاز مقدمات و زمينه ظهور آن حضرت بدست طرفداران سلمان فارسى ، ياران درفش هاى سياه انجام پذيرفته و نهضت آنان به دست مردى از قم به وجود مى آيد .
مردى از قم قيام نموده و مردم را به حق دعوت مى نمايد . گروهى كه گرد او جمع مى شوند ، دلهاشان چون پاره اى آهن محكم و استوار است و آنچنان نستوه اند كه از تند بادها و طوفانهاى كارزار نمى هراسند ، و از نبرد خسته و افسرده نشده و وحشتى به دل راه نمى دهند ، و همواره توكل و اتكاء آنها به خداوند است و فرجام نيكو از آن تقواپيشگان خواهد بود .
آنان پس از بپاخاستن و به وجود آوردن انقلابشان از دشمنان خود (ابرقدرتها) مى خواهند كه آنها را به حال خود رها نموده و در امور آنها دخالت نكنند ، اما آنان بر اين امر اصرار دارند .
حق را مى جويند ، به آنان سپرده نمى شود ، بار ديگر خواستار آن مى شوند ديگر بار نيز سپرده نمى گردد . با مشاهده اين وضع سلاح بر دوش گرفته ، و به مبارزه ادامه مى دهند تا خواسته آنها را عملى مى نمايند ولى اين بار اينان نمى پذيرند ، تا اينكه قيام نموده . . . . و پرچم نهضت را به دست صاحب شما يعنى (حضرت مهدى (ع ) مى سپارند ، و كشته هاى آنان شهيدان راه حق هستند
و به گفته روايات آنها سرانجام در جنگ طولانى خود پيروز گشته و دو شخصيتى كه وعده داده شده در بين آنان ظاهر مى شوند . كه يكى خراسانى بعنوان فقيه و مرجع ، يا رهبر سياسى ، و ديگرى شعيب بن صالح كه جوانى گندم گون ، با ريش كم پشت از اهالى رى ، مى باشد به عنوان فرمانده نظامى مى باشد .
با سپردن اين دو شخصيت پرچم اسلام را به حضرت مهدى (ع ) ، با نيروهاى خود در نهضت آن حضرت شركت مى نمايند . و شعيب بن صالح به سمت فرماندهى كل قواى حضرت مهدى (ع ) نايل مى گردد .
هم چنين روايات از حركتى ياد مى كند كه در سوريه توسط ((عثمان سفيانى )) كه از هواداران روميان و هم پيمان با يهود است برپا شده و وى سوريه و اردن را يك پارچه در قلمرو حكومت خويش در مى آورد .
خروج سفيانى امرى حتمى است كه از آغاز تا انجام آن پانزده ماه به طول مى انجامد . شش ماه آن را به جنگ و كشتار پرداخته و با به تصرف در آوردن پنج منطقه ، نه ماه كامل بر آن مناطق فرمانروايى مى كند .
طبق گفته روايات آن مناطق پنجگانه علاوه بر سوريه و اردن ، احتمالا لبنان را نيز در بر مى گيرد .
اين وحدت ناميمونى است كه توسط سفيانى در كشور شام به وجود مى آيد ، زيرا كه هدف آن ايجاد يك خط دفاعى (عربى ) از اسراييل ، و پايگاهى براى رويارويى با ايرانيان و زمينه سازان حكومت حضرت مهدى (ع ) مى باشد .
از اين رو سفيانى اقدام به اشغال و تصرف عراق نموده و نيروهاى وى وارد عراق مى گردند .
او تعداد يكصد و سى هزار نيرو را به كوفه اعزام مى نمايد و آنها در محلى بنام ((روحاء)) و ((فاروق )) فرود مى آيند ، آنگاه شصت هزار تن از آنان روانه كوفه شده و در محل مقبره حضرت هود (ع ) در نخيله منزل مى كنند ، و گويا من سفيانى (و يا همراه و يار او) را مى بينم كه در كوفه و در زمينهاى پهناور و سرسبز شما رحل اقامت افكند و منادى او بانگ برمى آورد كه هر فردى سر شيعه على را بياورد هزار درهم به او داده مى شود ، در اين هنگام است كه همسايه به همسايه اش حمله ور شده و مى گويد اين شخص از زمره آنان است .
آنگاه سفيانى را به پركردن خلاء سياسى كه در حجاز بوجود آمد وادار مى نمايند و براى مبارزه و نابودى حكومت حضرت مهدى (ع ) كه زبانزد مردم بوده و انتظار آغاز آن را از مكه دارند ، حكومت سفيانى را تقويت مى نمايند .
از اين رو سفيانى سپاه خود را به حجاز گسيل داشته و نيروهايش با ورود به شهر مدينه در آنجا دست به فساد زده و سپس آهنگ مكه مى نمايند ، جايى كه حضرت مهدى (ع ) نهضت خويش را از آن مكان آغاز نموده است . پس از آن معجزه اى كه پيامبر (ص ) در مورد سپاه سفيانى قبل از رسيدن به مكه وعده داه است ، يعنى فرو رفتن به زمين ، رخ خواهد داد .
پناهنده اى به خانه خدا پناه مى برد ، آنگاه سپاهى به سوى او فرستاده مى شود ، همين كه به بيابان مدينه مى رسند در زمين فرو مى روند .
پس از آن سفيانى بعد از شكست از ايرانيان و يمنى ها در عراق ، و شكستى كه در حجاز به دست حضرت مهدى (ع ) به واسطه معجزه فرو رفتن در زمين نصيب او مى گردد ، عقب نشينى مى كند و جهت رويارويى با پيشروى امام (ع ) كه با سپاه خويش راهى دمشق و قدس مى باشد ، به جمع آورى و بازسازى نيروهاى خود در داخل كشور شام مى پردازد .
روايات اين نبرد را حماسه اى بزرگ دانسته كه از عكا تا صور و انطاكيه در ساحل دريا ، و در داخل منطقه ، از دمشق تا طبريه و قدس امتداد مى يابد .
در اين گيرودار خشم خداوند بر سفيانى و همدستان يهودى و رومى (غربى ) وى فرود آمده و پس از شكستى سخت و كوبنده ، سفيانى به اسارت در آمده و كشته مى شود ، آنگاه حضرت مهدى (ع ) به همراهى مسلمانان وارد قدس مى گردد .
هم چنانكه روايات نهضت ديگرى را كه زمينه ساز حكومت آن حضرت بوده و در يمن پديد مى آيد ، ياد نموده و رهبر آن نهضت ((يمنى )) را ستوده و يارى نمودن وى را بر مسلمانها واجب مى شمارد :
در بين پرچمها هيچ پرچمى از درفش يمنى هدايت كننده تر نيست پس از خروج يمنى فروش سلاح به مردم حرام است و چون خروج كند و به يارى او بشتاب زيرا كه درفش او درفش هدايت است . جايز نيست هيچ مسلمانى از آن سرپيچى نمايد كه اگر چنين كند اهل آتش خواهد بود ، چرا كه يمنى مردم را به حق و راه راست فرا مى خواند .
چنانكه روايات ، از ورود نيروهاى يمنى به عراق جهت يارى ايرانيان در برابر نيروهاى سفيانى خبر مى دهد و ظاهرا وى و سپاهيانش در يارى نمودن حضرت مهدى (ع ) در حجاز نقش مهمى را ايفا مى كنند .
هم چنين از نهضت مردى مصرى قبل از خروج يمانى و سفيانى به ميان آمده و جنبشى ديگر را به فرمانده ارتش مصر ، و حركتى را به قبطيان اطراف مصر نسبت مى دهد . آنگاه ورود نيروهاى غربى يا مغربى را به مصر ، و به دنبال آن خروج سفيانى را در كشور شام خاطرنشان مى سازد .
و نيز از روايات چنين بر مى آيد كه حضرت مهدى (ع ) براى مصر موقعيت تبليغى خاصى در سطح جهان قرار مى دهد و آنجا را به عنوان منبر سخنرانى خويش انتخاب مى فرمايد و سپس كيفيت ورود آن حضرت و يارانشان را به مصريان مى نمايد :
آنگاه آنان (مهدى (ع ) و يارانشان ) وارد مصر شده و حضرت بر فراز منبر آن قرار مى گيرد و با مردم سخن مى گويد : زمين بر اثر عدل و داد رونق و نشاط تازه اى به خود گرفته ، و آسمان باران رحمت خود را فرو مى بارد ، درختان بارور شده و زمين گياهان خود را مى روياند و زينت بخش ساكنان خود مى گردد ، حيوانات وحشى به گونه اى در آرامش و امنيت بسر مى بردند كه همچون حيوانات اهلى مى توانند در همه جا آسوده بچرند . دانش در دل مو منان آن چنان جاى گزين مى شود كه هيچ مو منى از لحاظ علمى به برادر دينى اش نياز پيدا نمى كند . آن روز ، مصداق اين آيه شريفه ((يغنى الله كلا من سعته )) (خداوند همگان را از غناى بى كران خويش توانگر مى سازد) آشكار مى گردد .
اما در مورد كشورهاى اسلامى مغرب ، بنا به گفته روايات ، نيروهايى از آنجا وارد سرزمين شام و چه بسا مصر گرديده ، و برخى از آنها داخل عراق مى شوند . . . . و ماءموريتهاى آنان همچون ماءموريت نيروهاى بازدارنده عرب و يا بين المللى است كه به نفع اسلام و مسلمانان نخواهد بود . اين نيروها در شام با نيروهاى ايرانى و زميه سازان دولت حضرت مهدى (ع ) روياروى شده و با يكديگر به زد و خورد مى پردازند . پس از آن به سوى اردن عقب نشينى نموده ، و باقيمانده آن بعد از خروج سفيانى عقب نشسته و يا به او مى پيوندند . و سپس به كمك دولت مصر كه با قيام مردم خود روبرو شده ، و يا به يارى نيروهاى غربى كه اندكى قبل از خروج و حركت سفيانى در شام وارد سرزمين مصر شده اند مى شتابند .
روايت مربوط به عصر و زمان ظهور حضرت (ع ) خاطرنشان مى سازد كه يهوديان در آخرالزمان در روى زمين ايجاد فساد و فتنه نموده و گرفتار تكبرورزى و خود بزرگ بينى مى گردند . آنگونه كه خداوند در قرآن آنان را وصف نموده ، اين خوى برترى جويى به دست پرچمدارانى كه از خراسان خروج مى نمايند نابود مى گردد .
چرا كه هيچ چيز نمى تواند آنان را از تصميم خود برگرداند تا آنكه درفش هاى خود را در قدس به اهتزاز در آورند .
و ايرانيان قومى هستند كه به زودى خداوند متعال آنان را عليه يهوديان برخواهد انگيخت .
ما بندگان نيرومندى از خود را عليه شما بر مى شورانيم
روايات ، هلاكت موعود يهوديان را كه در يك وهله و يا چندين وهله پيش از ظهور حضرت (ع ) و بعد از آن اتفاق مى افتد ، مشخص ننموده ، اما آخرين مرحله آن را وصف مى نمايد كه به دست تواناى حضرت مهدى (ع ) و سپاهيان وى كه بيشتر آنها ايرانى هستند به هلاكت مى رسند .
و اين رويداد به صورت كارزارى بزرگ است كه در آن عثمانى سفيانى حاكم سرزمين شام در كنار يهوديان و روميها و در خط مقدم دفاعى آنان قرار داد .
بنا به نقل روايات ، امام مهدى (ع ) نسخه هاى اصلى تورات را از درون غارى در انطاكيه و كوهى در فلسطين و از درياچه طبريه بيرون آورده و با استناد به آن يهوديان را محكوم نموده و نشانه و علامتها و معجزات را براى آنان آشكار مى سازد .
برخى از يهوديان كه بعد از نبرد آزادى قدس جان سالم بدر برده اند تسليم آن بزرگوار شده و كسانى كه تسليم نمى شوند از كشورهاى عربى اخراج مى گردند .
آنطور كه از روايات استفاده مى شود ، اندكى قبل از ظهور حضرت ، جنگى جهانى بين روميان و تركان يعنى غربيها و روسيه رخ مى دهد كه سبب آغاز آن از ناحيه مشرق است و از پاره اى ديگر از روايات چنين برمى آيد كه جنگ مزبور به صورت جنگهاى منطقه اى خواهد بود .
در سال ظهور آن حضرت (ع ) جنگهاى زيادى در روى زمين به وقوع مى پيوندند كه خسارتهاى آن متوجه آمريكا و اروپا مى گردد .
(( آتش جنگ در مغرب زمين همچون شعله ور شدن آتش هيزم بسيار برافروخته مى گردد ، بين مردم شرق و غرب و حتى مسلمانان ايجاد اختلاف مى شود ، و مردم در اثر هراس و وحشتى كه دارند با رنج و گرفتارى سختى روبرو خواهند شد))
هم چنين روايات خبر مى دهد كه زيانهاى جانى و تلفات اين جنگ بعلاوه بيمارى طاعون كه پيش از جنگ و پس از آن شيوع پيدا مى كند ، به دو سوم ساكنان زمين مى رسد ، و اين خسارتها به مسلمانان وارد نمى گردد مگر به صورت غير مستقيم .
((اين حادثه رخ نمى دهد مگر اينكه دو سوم مردم جهان از بين مى روند ، پرسيدم : وقتى دو سوم مردم از بين بروند چه كسى باقى خواهد ماند ؟ فرمود : آيا شما نمى خواهيد جزء يك سوم باقى مانده باشيد ؟ ))
پاره اى روايات ، اشاره دارد به اينكه اين نبرد در چند مرحله انجام مى پذيرد ، و آخرين مرحله آن بعد از ظهور حضرت مهدى (ع ) و آزاد سازى حجاز توسط آن بزرگوار و ورود او به عراق خواهد بود .
البته آزاد نمودن حجاز مربوط به نابسامانى و خلاء سياسى و بحران حكومت در آن جاست كه مشروح آن در فصلهاى بعدى خواهد آمد .
تاریخ و ساعت انتشار :
22:19:49 ~~~ 1399/11/08
دسته بندی :
مهدی وعصر ظهور
با مهدی

«اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج»

اظهار نظر در مورد سيماى كلى دوران ظهور2 .::. پرتال تخصصی تبیان مهدویت

*
*