پرتال تبیان مهدویت
لینک های اصلی
پرتال تبیان مهدویت

image_pdfimage_print

يزيديه

اين گروه بر اين عقيده هستند که يزيد به آسمان صعود نموده وبعداً بر مى گردد ودنيا را پر از عدل وداد مى کند.(5) اينان در ولايت موصل عراق وناحيه شيخان، که مهد دولت آشورى بود، وقسمتى از ناحيه حلب (شام)(6)، ارمنستان، ايروان، اطراف تفليس وجنوب غربى ايران ساکن بودند. البته اطلاعات کافى از ريشه وبرنامه دين آنها در دسترس نيست. اسپروا، مستشرق معروف، يزيديه را بقاياى دين مانوى شمرده است.(7)

وجه تسميه گروه يزيديه

دسته اى از مستشرقين اجنبى، ديانت يزيديه را به دين آريايى نسبت داده اند؛ زيرا کلمه يزيدى را از مشتقات يزدان، که مقصود خداست، مى دانند وبرخى آن را به يزيدبن انيسه(8) نسبت مى دهند. ولى نظر درست اين است که منسوب به يزيدبن معاويه مى باشد؛ چون آيين اين گروه را شيخ عدى بن اموى تدوين کرده ويزيد اين آيين را رواج داده وطريقه او را زنده کرده است.(9)

يزيدى ها، اعتقادات خرافى وشيطان پرستى دارند وداراى دو کتاب مقدس مى باشند؛ يکى به نام (جلوه)، که شيخ عدى بن اموى نوشته وديگرى (مصحف رش) (رش به معناى سياه در زبان کردى است) تأ ليف شماس ارميا. يزيدى ها اعتقاد دارند که کتاب جلوه، خطابهاى خداوند است به يزيديان.(10)

سيد مرتضى رازى درباره يزيديه مى گويد:

فرقه ششم اصحاب شافعى، يزيديند؛ وايشان هم مشبهيند(11) وهم خارجى. اين قوم يزيد را خليفه پنجم مى خوانند وامام على (عليه السلام) را به ظاهر سب نمى کنند. مشبهه يزيد را امام مى دانند وخلفاى قبلى را به ترتيب: ابو بکر، عمر، عثمان ومعاويه مى دانند).(12)

روايتى هم از امام باقر (عليه السلام) رسيده است، که مى فرمايد:

(چون قائم قيام کند، حرکت خواهد کرد تا کوفه؛ پس بيرون آيند قومى که ايشان را يزيديه گويند).(13)

اين روايت را طبرسى از ابو الجارود روايت کرده؛ ولى کلمه مورد بحث (البتّريه) نوشته شده است نه (يزيديه).(14)

اين گروه منقرض شده اند والان وجود خارجى ندارند.

 

*********************************

(5) اليزيديه، صدوق الدملوجى، ص 164، طبع موصل، 1368ه.

(6) الملل والنحل، شهرستانى، ج 1، ص 136 وج 2، ص 35.

(7) بررسى عقايد واديان، آيت الله مصطفى نورانى، ص 337، انتشارات مکتب اهل بيت (عليهم السلام)، چاپ چهارم، تير 1375.

(8) يزيد بن انيسه، از طوايف اباضيه خوارج است واز جمله کسانى بود که زمانى که مختار در زندان بود، برايش بيعت مى گرفت.

(9) بررسى عقايد واديان، مصطفى نورانى، ص 338.

(10) همان، ص 347.

(11) اينها مى گفتند: بشر چون به حد اخلاص رسيد، در دنيا وآخرت مى تواند به مصافحه ودست بوسى خدا نايل گردد. اينها براى خدا اعضا وجوارح ثابت مى کنند ومى گويند: خداوند در طوفان نوح آن قدر گريه کرد، تا چشمش به درد آمد. ومى گويند: اکنون هم خدا روى عرش نشسته وبندگانش را تماشا مى کند (بررسى عقايد واديان، نورانى، ص 334).

(12) تبصره العوام، سيد مرتضى داعى حسنى رازى، ص 99، به تصحيح عباس اقبال، 1313، تهران.

(13) گزيدهِ کفايه المهتدى، سيد محمد مير لوحى اصفهانى، ص 299، ح 39، تصحيح وگزينش گروه احياى تراث فرهنگى، چاپ اول.

(14) اعلام الورى، طبرسى، ص432 – 431 (به نقل از گزيده کفايه المهتدى، ص 299).


  • تاریخ ارسال : ۱۶ اسفند ۱۳۹۳
  • تعداد بازديد :
  • موضوع : آسيب شناسي تربيتي و مهدويت , آسیب شناسی , استكبار جهاني و مهدويت , قبل از ظهور , مهدی شناسی , مهدی و منحرفین , مهدی وآخرالزمان , مهدی وخرافات , مهدی وظهور , مهدی وعصر ظهور , مهدی وفرقه ها , مهدی وگروههای منحرف , مهدی ومدعیان دروغین , هزاره گرايى
  • کلمات کلیدی : ,