پرتال تبیان مهدویت
لینک های اصلی
پرتال تبیان مهدویت




image_pdfimage_print

شرح مجموعه گل

مهدى جان! مولاى عزیزم! از روزى که رفته اى روحم نیز با تو رفته وهنوز بازنگشته است. مى خواهم برایت غزل غزلهاى (سلیمان نبى) را بسرایم ونامت را به جاى (زمزمه هدى) براى اشتران آرزوهاى مقدسم بخوانم. مصلح کل، ناجى امت، طینت بهشت، نور زمین! قریشى، هاشمى ومکى نسب! قائم آل محمد صلى الله علیه وآله وسلم! هادى ومهدى هدایت انسان! امام ورکن رکین حکومت امن صالحان! سلام بر سرزمینى که در آن مقیمى، خوشا وخرما هر منزلى که در […]


خدا کند تو بيايى

چقدر منتظرم من،  خدا کند تو بيايى از آن درخت شکسته، ازآن پرنده ى خسته هميشه در سفرى تو،  بهاروبرگ وبرى تو غريب مانده ام اينجا،  غريب مثل پرستو شب است وماه،  تويى تو؛نشان راه تويى تو نشسته پشت درم من، خدا کند تو بيايى! هنوز خسته ترم من،  خدا کند تو بيايى درخت بى ثمرم من،  خدا کند تو بيايى شکسته بال وپر من،  خدا کند تو بيايى ببين که در بدرم من،  خدا کند تو بيايى


سرزمینهای درگیر در واقعه ظهور: قِنّسرین

یکی دیگر از شهرهای کور خمس «قنسرین» است که در منطقه شام قرار دارد و گفته شده که در کوهستان اطراف آن قبر صالح پیغمبر(علیه السلام) قرار دارد و در آن جای پای شتر (ناقه صالح) نیز موجود است و البته این را هم داریم که می گویند قبر صالح در یمن است. در منابع آمده که مردم حمص در جنگ صفین، از معاویه در برابر حضرت علی(علیه السلام) حمایت کردند. آنها در جنگ صفین با شور جنگیدند، سپس مذهب […]


مسیح هم در نماز به تو اقتدا می كند

گویند وقتی كه مسیح بیاید، صلیب ها را خواهد شكست و دجال را خواهد كشت. او صلیب ها را می شكند تا بگوید كه او نه شریك خداست و نه فرزند او. در قرآن آمده است كه: « او (عیسی) گفت: همانا من بنده خاص خدایم كه مرا كتاب آسمانی و شرف نبوت عطا فرمود و مرا هر كجا باشم برای جهانیان مایه بركت و رحمت گردانید و تا زنده ام مرا به عبادت نماز و زكات سفارش كرد و […]


یا صاحب الزمان ! …

یا صاحب الزمان ! داستان یوسف را گفتن وشنیدن به بهانه ی توست  . شرمنده ایم . می دانیم گناهان ما همان چاه غیبت توست . می دانیم كوتاهیها ، نادانیها و سستیهای ما ، ستمهایی است كه در حق تو كرده ایم . یعقوب به پسران گفت : به جستجوی یوسف برخیزید ، و ما با روسیاهی و شرمندگی ، آمده ایم تا از تو نشانی بگیریم . به ما گفته اند اگر به جستجوی تو برخیزیم ، نشانی […]


یا ابا صالح

نمی دانم كی خواهی آمد ، آشنای دل ! تویی كه هنوز به حقیقت نمی دانم كیستی ؟ تویی كه یك روز غروب بر حاشیه دلم قدم می گذاری واحساس حضورت مرا قلقلك می دهد . همه نوشته ها تو را گفته اند و همه كتاب ها تو را خوانده اند ، ولی كمتر چشمی تو را در خواب دیده است . تو سرچشمه بهترین های عالم هستی ، مرا خوب می شناسی ، ولی من هنوز نمی شناسمت . […]


رؤیای بزرگ وصل

تو طلیعه نوری ، برگی از قرآن ، فرشته ای والاتر از فرشتگان مقرب الهی كه جایگاهش را زمین خدا نهاده اند. یوسفی دیگر، كه اگر یوسف را تنها زلیخایی عاشق بود تو را دنیایی مشتاقند. تو چشمه ای از محبتی كه سیرابی از تو نشاید. قطعه ای از بهشت كه اگر هست همه بازتابی از نور تواند و روشنی نباشد مگر آن كه تو از پشت كوههای بلند انتظار بیرون آیی. آقای من، عزیز من در انتظار تو ماندن، […]


پشت درهای سبز انتظار

الهی منجی انسان كی آید؟          شراب هستی انسان كی آید ؟ كه تنها من نیم آدم سراید    قرار و صبروآرامم كی آید؟ شراب و ساقی جامم كی آید؟        صمیمانه حقیقت را بگویم امید غربت شامم كی آید؟ روزها از پی هم می گذرند، سالها می گذرند و قلب ها در آتش هجرانت می سوزند. كبوترها دیگر نای نغمه خوانی ندارند، دلها دیگرهوس غزل گفتن نمی كنند. دیگر دلها قصیده سرایی نمی كنند. اینك تمام شعرها به یك مصرع ختم می […]


آبشار نقره‌ای

صدای زیبای آبشار نقره‌ای را با همین گوش‌های تیزم می‌شنوم. گویی که قطره قطره‌اش برایم حکم یک دریا دارند، صدایشان کردم آمدند و برایم یک جام از آب گوارا آوردند. گفتم: مگر خودتان تشنه نیستید گفتند ما سیرابیم، اما تو هنوز رودخانه دلت کویر است، لیوان را گرفتم، نوشیدم آن را، گوارا بود و به دلم نشست و در همان لحظه دیدم صدایی دگر نمی شنوم، هر چه نگاه کردم آن همه قطرات آب را ندیدم، گفتم خدایا چرا اینگونه […]


دلم را آهسته حمل کنید، شكستنی‌ست!

سلام آقا جان! باز هم جمعه  رنگ خون شد و من، هنوز چشم انتظار بر لب جاده دل نشسته‌ام… می‌بینی مرا؟… همان که تنهای تنهاست… مثل همیشه… کفش‌ها را به گوشه‌ای انداخته و محو تماشای پایین رفتن قرص غمناک و سرخ رنگی است که تمام التهاب یک روز را با خودش می‌برد. همان که خودش را با سنگ ریزه‌های کنار جاده مشغول کرده است… آه… از ندبه پر امید صبح تا نوحه دلتنگی غروب فاصله‌ای است به اندازه یک قلب […]