چهارشنبه ، 06 مرداد 1400

پرتال تخصصی تبیان مهدویت

تبیان مهدویت ، بزرگترین پایگاه اینترنتی مهدویت

جایگاه معرفتی امام حیّ قسمت اول

جایگاه معرفتی امام حیّ  قسمت اول
جایگاه معرفتی امام حیّ
اشاره
شناخت امام حیّ و اثبات ضرورت وجود او در هر زمان، مستلزم آن است که برخی پیش فرض های معرفتی این امر مانند جایگاه و شئون امام؟ع؟ در عالم تکوین و تشریع به درستی تبیین شود تا لزوم وجود امام معصوم؟ع؟ و آثار و فوائد مترتب بر آن، به خوبی آشکار گردد.

در فرهنگ اعتقادی شیعه، امام معصوم؟ع؟ حجت و خلیفه خدا در زمین و مظهر اسما و…
جایگاه معرفتی امام حیّ
اشاره

شناخت امام حیّ و اثبات ضرورت وجود او در هر زمان، مستلزم آن است که برخی پیش فرض های معرفتی این امر مانند جایگاه و شئون امام؟ع؟ در عالم تکوین و تشریع به درستی تبیین شود تا لزوم وجود امام معصوم؟ع؟ و آثار و فوائد مترتب بر آن، به خوبی آشکار گردد.

در فرهنگ اعتقادی شیعه، امام معصوم؟ع؟ حجت و خلیفه خدا در زمین و مظهر اسما و صفات الاهی است که بر عالم تکوین و تشریع ولایت دارد؛ یعنی هم در عالم تکوین، امام؟ع؟ مجرای تحقق ولایت تکوینی خداوند متعال است، هم در عرصه تشریع، جلوه تام ولایت الاهی در جامعه است. ازاین رو، شناخت جایگاه امام؟ع؟ مستلزم توجه به ابعاد و شئون ولایت امام؟ع؟ در نظام تکوین و تشریع است.

مراد از ولایت تکوینی امام؟ع؟، تصرّف او در جهان هستی و اعمال قدرت در عالم طبیعت و قوانین حاکم برآن، به اذن خداوند متعال است. و مراد از ولایت تشریعی امام؟ع؟، فرمانروایی و صاحب اختیار بودن او برجان و مال مردم (1) و لزوم اطاعت مطلق (2) از او در تمامی امور است.

پیش از پرداختن به این موضوع، ذکر این نکته در این جا ضروری است که شناخت حقیقت امام؟ع؟ برای انسان های عادی غیر ممکن است، لذا توصیف مقام و جایگاه رفیع امام؟ع؟ آن گونه که شایسته است، برای ما امکان پذیر نخواهد بود. چنان که امام رضا؟ع؟ فرمود:

هَیهَاتَ هَیهَاتَ! ضَلَّتِ الْعُقُولُ وَ تَاهَتِ الْحُلُومُ وَ حَارَتِ الْأَلْبَابُ وَ خَسَأَتِ الْعُیونُ وَ تَصَاغَرَتِ الْعُظَمَاءُ وَ تَحَیرَتِ الْحُکَمَاءُ وَ تَقَاصَرَتِ الْحُلَمَاءُ وَ حَصِرَتِ الْخُطَبَاءُ وَ جَهِلَتِ الْأَلِبَّاءُ وَ کَلَّتِ الشُّعَرَاءُ وَ عَجَزَتِ الْأُدَبَاءُ وَ عَییتِ الْبُلَغَاءُ عَنْ وَصْفِ شَأْنٍ مِنْ شَأْنِهِ أَوْ فَضِیلَهٍ مِنْ فَضَائِلِهِ!؛ (3) هیهات! هیهات! عقل ها درباره او گمراه است و خاطره ها ناپدید و خردها سرگردان و چشم ها بی فروغ و بزرگان کوچک و حکیمان متحیر و خطیبان الکن و خردمندان قاصر و دانایان جاهل و شاعران درمانده و ادیبان ناتوان و بلیغان عاجزند که شأنی از شئون و فضیلتی از فضایل او را بیان کنند!

اما با توجه به اینکه از یکسو، خداوند در قرآن کریم، مقام اهل بیت؟عهم؟ را پیراسته از هرگونه عیب و ناپاکی (4) معرفی کرده و آن ذوات مقدس را الگوی زندگی ما قرار داده است (5) و از سوی دیگر در احادیث رسیده از پیامبر؟ص؟ و روایات و گفتار خود آن بزرگواران، جایگاه محوری امام؟ع؟ در نظام هستی، برای مردم تشریح شده است، و از طرفی نیز شناخت امام؟ع؟ را مهم ترین تکلیف دینی ما شمرده است، (6) لذا می توان با بهره گیری از آموزه های دین، به مقدار آنچه درخور فهم ماست، به توصیف جایگاه امام؟ع؟ پرداخت.

در اینجا با استناد به آیات و روایاتی که در این زمینه وارد شده است، به معرفی جایگاه محوری امام؟ع؟ در نظام هستی و تبیین برخی از ابعاد تکوینی و تشریعی ولایت ولی معصوم، می پردازیم.

1. امام سبب بقای نظام هستی

یاشاره شد که امام؟ع؟ محور عالم وجود است و فلسفه خلقت انسان و جهان به وجود  امام؟ع؟ باز می گردد؛ هم چنان که تداوم و بقای نظام هستی نیز به وجود ولی مطلق و امام معصوم؟ع؟ وابسته است.

در قسمت های پیشین، برخی روایاتی که بیانگر وابستگی نظام عالم به وجود امام؟ع؟ است، بیان گردید. در اینجا به ذکر یک حدیث بسنده می شود. امام سجاد؟ع؟ فرمود:

نَحْنُ أَئِمَّهُ الْمُسْلِمِینَ وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَی الْعَالَمِینَ وَ سَادَهُ الْمُؤْمِنِینَ وَ قَادَهُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ وَ مَوَالِی الْمُؤْمِنِینَ وَ نَحْنُ أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ کَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ وَ نَحْنُ الَّذِینَ بِنَا یمْسِکُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَی الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ بِنَا یمْسِکُ الْأَرْضَ أَنْ تَمِیدَ بِأَهْلِهَا وَ بِنَا ینَزِّلُ الْغَیثَ وَ ینْشُرُ الرَّحْمَهَ وَ تَخْرُجُ بَرَکَاتُ الْأَرْضِ وَ لَوْلَا مَا فِی الْأَرْضِ مِنَّا لَسَاخَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِهَا؛ (7) مائیم پیشوایان مسلمانان و حجّت های الاهی بر جهانیان و سروران أهل ایمان و رهبران پیشانی سفیدان از وضو و اولیای مؤمنان. و مائیم سبب امنیت و آرامش أهل زمین، همان گونه که ستارگان سبب ایمنی أهل آسمانند و مائیم کسانی که خداوند به خاطرشان زمین را از نابودی با اهلش باز می دارد و به خاطر ما باران را می باراند و رحمتش را می گستراند و برکات زمین را خارج می سازد. و اگر ما در زمین نبودیم، زمین با اهلش فرو می پاشید.
2. امام مظهر اسماء الله

از آیات و روایات مربوط به جایگاه امام؟ع؟، به روشنی استفاده می شود که امام معصوم؟ع؟ در حقیقت مظهر صفات حضرت حقّ است؛ یعنی او آینه ای خدا نماست که صفات الاهی در وجود او ظهور می کند! از این رو، وجود مقدس پیامبر؟ص؟ و امامان اهل بیت؟عهم؟ که سرآمد اولیای الاهی اند، مظهر ولایت حقّند و ولایت آنان جلوه و بازتاب شعاع صفات الاهی اند.

در برخی آیات، خداوند متعال بندگانش را برای تقرب جویی به او، به تمسّک به اسمای حسنای خود فراخوانده است: ﴿وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنی فَادْعُوهُ بِها﴾؛ (8) برای خدا، نام های نیک است؛ خدا را به وسیله آن بخوانید!

این آیه، در روایات به امامان اهل بیت؟عهم؟ تفسیر شده است و امام؟ع؟ مظهر جامع اسما و صفات الاهی معرفی شده است و همگان را به معرفت این اسمای حسنا و تبعیت از این الگوهای نیکو فراخوانده است.

امام صادق؟ع؟، تجسم عینی اسمای حسنای الاهی را، خاندان رسالت معرفی کرده و تنها راه بهره مندی از عنایات الاهی را، قرار گرفتن در شعاع ولایت و استیضاءَ از وجود قدسی امامان معصوم؟عهم؟ ذکر کرده و فرمود:

نَحْنُ وَ اللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَی الَّتِی لَا یقْبَلُ اللَّهُ مِنَ الْعِبَادِ عَمَلًا إِلَّا بِمَعْرِفَتِنَا؛ (9) به خدا سوگند ما (خاندان عترت) اسمای نیکوی خداییم؛ کسانی که خداوند جز در پرتو معرفت آنان، عبادت هیچ بنده ای را نمی پذیرد.

بنابراین، چون معرفت ذات اقدس الاهی برای بشر ممکن نیست و او اجلّ از آن است که در حیطه علم و ادراک بشر قرار گیرد، پس تنها راهش معرفت به وجه و معرفت به اسم است، باید وجه و اسم او را شناخت و تقرب به وجه و اسم او پیدا نمود.

توجه به «اسماء» و «وجه» که مظاهر صفات خدایند، منافاتی با توجه و تقرب به ذات اقدس الاهی ندارد، زیرا در هر حال مدعو و معبود ما خداست، اما خواندن و عبادت او راه مخصوص به خود را دارد و از آن راه باید او را خواند و عبادتش نمود و آن راه، اسماء حسنای اوست. تا انسان با اسمای حسنای او آشنا نشود و آن ها را نشناسد نمی تواند با خود او که مسمای آن اسماء است آشنا بشود و او را بشناسد. پس تنها معرفت و تقربی که برای عالم و آدم ممکن است، معرفت به اسم و تقرب به وجه است و راه دیگری برای معرفت و تقرب جویی به خدا وجود ندارد.

براساس آیه شریفه عقیده درست آن است که ما مطابق این تعلیم وحیانی قرآن (10) امامان معصوم؟عهم؟ را اسماء حسنای خدا بشناسیم و خداجویی را از طریق توجه به اسمای او بدانیم نه اینکه امام را همه کاره و مستقلّ در تدبیر امور عالم بدانیم و خدا را از تدبیر عالم منعزل بدانیم و یا اصلاً هیچ دخالتی برای امام در نظام تدبیری عالم قائل نباشیم، بلکه معتقد باشیم که تنها خداوند مدبر امور عالم است اما این تدبیر با وساطت ولی و امام انجام می پذیرد و این منصب   
وساطت را نیز ذات اقدس الاهی به امام عنایت فرموده و ولایت او را در طول ولایت مطلقه اش قرار داده است نه در عرض ولایت خودش که مستلزم شرک باشد. از این رو، در تعظیم مقام اهل بیت؟عهم؟ ما هر اندازه قدرت فعالیت و تصرف در عالم برای امام قایل بشویم هیچ وقت او را مستقلّ در وجود و ایجاد نمی دانیم، بلکه او را اسمی می دانیم که فانی در مسماست؛ وجهی می دانیم که مندک در ذوالوجه است؛ بابی می دانیم که کسب فیض از مقام ربوبی با وساطت او ممکن است، زیرا موجودات این عالم به دلیل عدم قابلیت دریافت فیض مستقیم از مقام فیاض ذات اقدس احدیت، نیازمند وساطت وجود امام است تا با وساطت وجود قدسی ولی و امام ارتباط استفاضی با حضرت نورالانوار برقرار و از مقام فیاضیت حضرت حق، فیض و رحمت کسب نماید.

ابن عباس این جمله عمیق و پر محتوا را از امام عارفان امیرمؤمنان؟ع؟ نقل کرده است که فرمود:

ینْحَدِرُ عَنِّی السَّیلُ وَ لَا یرْقَی إِلَی الطَّیر؛ (11) علوم و معارف از سر چشمه وجود من همچون سیل سرازیر می شود، هیچ پرواز کننده ای به اوج رفعت علم و دانش من نمی رسد.

یعنی من در افقی قرار گرفته ام که سیل وجود و برکات هستی از منبع فیاض اوّل به قلّه کوه وجود من می ریزد، سپس از دامن من سرازیر گشته به سایر ممکنات که پایین وجود من قرار دارند می رسد.
3. امام جلوه وَجه الله

در برخی روایات، ائمه؟عهم؟ «وجهُ الله» خوانده شده و بر لزوم روی آوری به خدا از طریق آنان اشاره شده است؛ چنان که در روایات ذیل آیه: ﴿کُلُّ شَی ءٍ هالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ﴾، (12) مراد از وَجْه ماندگار الاهی، امامان اهل بیت؟عهم؟ ذکر شده است.

امام باقر؟ع؟ در بیان معنای این آیه فرمود:

نَحْنُ وَ اللَّهِ وَجْهُهُ الَّذِی قَالَ وَ لَنْ یهْلِکَ یوْمَ الْقِیامَهِ مَنْ أَتَی اللَّهَ بِمَا أَمَرَ بِهِ مِنْ طَاعَتِنَا وَ مُوَالاتِنَا ذَاکَ الْوَجْهُ الَّذِی کُلُّ شَی ءٍ هَالِکٌ إِلَّا وَجْهَه؛ (13) به خدا سوگند ما خاندان همان وجهی هستیم که خدا در این آیه فرمود و هرگز در روز قیامت کسی که از راه پیروی و ولایت ما به سوی خدا رود، هلاک نگردد، زیرا این همان طریقه ای است که جز آن همه چیز نابود می شود.

در برخی روایات، مراد از «وَجْه» در آیه، دین خدا و طریقه اهل بیت؟عهم؟ بیان شده است. ابو حمزه ثمالی گوید: از امام باقر؟ع؟ درباره آیه: ﴿کُلُّ شَی ءٍ هالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ ﴾ سؤال کردم؛ حضرت فرمود:

یهْلِکُ کُلُّ شَی ءٍ وَ یبْقَی الْوَجْهُ، اللَّهُ أَعْظَمُ مِنْ أَنْ یوصَفَ وَ لَکِنْ مَعْنَاهَا کُلُّ شَی ءٍ هَالِکٌ إِلَّا دِینَهُ وَ نَحْنُ الْوَجْهُ الَّذِی یؤْتَی اللَّهُ مِنْه؛ (14) هر چیزی هلاک می شود و او باقی می ماند، به درستی که خداوند بزرگ تر از آن است که توصیف شود، لیکن معنی آن این است که هر چیزی نابود می شود مگر دینش و ما خاندان همان وجهی هستیم که از طریقه ما رو به خدا آ ورند.

در روایت دیگر خَیثَمه گوید: از امام صادق؟ع؟ راجع به معنای آیه ﴿کُلُّ شَی ءٍ هالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ ﴾ سؤال کردم، حضرت در پاسخ فرمود:

دِینَهُ وَ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ؟ع؟ دِینَ اللَّهِ وَ وَجْهَهُ وَ عَینَهُ فِی عِبَادِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِی ینْطِقُ بِهِ وَ یدَهُ عَلَی خَلْقِهِ وَ نَحْنُ وَجْهُ اللَّهِ الَّذِی یؤْتَی مِنْهُا؛ (15) مراد (از وجه) دین خداست و رسول خدا؟ص؟ و امیرالمؤمنین؟ع؟ دین خدا و وجه خدا و چشم خدا در میان بندگانش و زبانی بود که خدا به واسطه او سخن می گفت و دست عنایت خدا بر بندگان او بودند و ما خاندان اهل بیت همان وجه خداییم که از آن سو رو به خدا می روند.

شیخ صدوق این روایت را از صفوان جمّال نقل کرده است که امام صادق؟ع؟ در معنای
آیه:﴿کُلُّ شَی ءٍ هالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ﴾ (16) فرمود:

مَنْ أَتَی اللَّهَ بِمَا أَمَرَ بِهِ مِنْ طَاعَهِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله وَ الْأَئِمَّهِ علیهم السّلام مِنْ بَعْدِهِ فَهُوَ الْوَجْهُ الَّذِی لَا یهْلِکُ ثُمَّ قَرَأَ مَنْ یطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ؛ (17) هر که به سوی خدا رود با انجام آنچه بدان امر شده است از اطاعت پیامبر و امامان پس از او، آن وجهی است که نابود نگردد، سپس این سخن خدا را قرائت فرمود: هر که پیامبر را اطاعت کند، خدا را فرمان برده است.

از این آیه و روایات ذیل آن استفاده می شود که روی آوری و تقرب جویی به خداوند از طریق توجه به مظاهر اسمای او و اطاعت و پیوند با پیامبر و اهل بیت؟عهم؟ ممکن است و تنها این رویکرد انسان را به خدا وصل می کند و مایه نجات و ماندگاری اوست. پس مهم ترین امر معرفتی و تکلیف دینی ما، معرفت و شناخت امامان اهل بیت؟عهم؟ و تقرب به آن ذوات پاک است، چه مقصدی بالاتر و چه کرامتی عظیم تر از آنکه انسان بتواند خود را با وجه اکرم و اسم اعظم خدا؛ یعنی ذوات قدسی حضرات اهل بیت؟عهم؟ که تجلّی گاه نور خدایند، متصل سازد و در پرتو نور پاک آنان به قرب الاهی که مقصد اعلا است نائل گردد.

وجود وسایط میان خلق و خالق و توجه به آن وسایط، منافاتی با توحید در ربوبیت ندارد، زیرا همان کسی که عالم و آدم را آفریده است، خاصیت اداره و تدبیر مجموعه عالم را هم به ائمه؟عهم؟ داده است، همان گونه که خدا بر قلب رسول اکرم؟ص؟ وحی می کند اما واسطه این کار جبرئیل امین است. در همه این امور، خدا مؤثّر مستقلّ است و فقط او مدبر حقیقی است و بقیه هر چه و هر که هست مؤثّر بالتّسخیرند.

حضرت علی؟ع؟ در خطبه معروف به «خطبه البیان» (18) مطالب عمیقی را در این رابطه بیان فرموده است که باتوجه به مضامین بلند آن سزاوار است به فرازهایی از آن اشاره گردد.

امیر مؤمنان؟ع؟ خطاب به دو یار دیرین و صدّیق خویش (سلمان فارسی و اباذر) می فرماید:

منم آن کسی که نوح پیامبر را به دستور پروردگارم در کشتی نگه داشتم، منم آن کسی که یونس پیامبر را از شکم ماهی به اذن خدایم بیرون آوردم، منم آن کس که موسی بن عمران را به فرمان پروردگارم از دریا به سلامت عبور دادم، منم آن کسی که ابراهیم خلیل را از آتش نمرود به اذن خدایم رهایی بخشیدم، منم آن کسی که درمیان آتش نمرودیان نهرها جاری کردم و چشمه ها جوشاندم و درخت ها کاشتم! من همان خضر دانشمند همراه موسایم، من معلم سلیمان بن داودم... .

سپس فرمود:

أَنَا أَمِیرُ کُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَهٍ مِمَّنْ مَضَی وَ مِمَّنْ بَقِی وَ أُیدْتُ بِرُوحِ الْعَظَمَهِ وَ إِنَّمَا أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِیدِ اللَّهِ لَا تُسَمُّونَا أَرْبَاباً وَ قُولُوا فِی فَضْلِنَا مَا شِئْتُمْ فَإِنَّکُمْ لَنْ تَبْلُغُوا مِنْ فَضْلِنَا کُنْهَ مَا جَعَلَهُ اللَّهُ لَنَا وَ لَا مِعْشَارَ الْعُشْرِ لِأَنَّا آیاتُ اللَّهِ وَ دَلَائِلُهُ وَ حُجَجُ اللَّهِ وَ خُلَفَاؤُهُ وَ أُمَنَاؤُهُ وَ أَئِمَّتُهُ وَ وَجْهُ اللَّهِ وَ عَینُ اللَّهِ وَ لِسَانُ اللَّهِ بِنَا یعَذِّبُ اللَّهُ عِبَادَهُ وَ بِنَا یثِیبُ وَ مِنْ بَینِ خَلْقِهِ طَهَّرَنَا وَ اخْتَارَنَا وَ اصْطَفَانَا؛ (19) من امیر هر مرد و زن مؤمنم چه گذشتگان و چه آیندگان مرا با روح عظمت تائید کرده اند من یکی از بندگان خدایم مبادا ما را خدا بنامید درباره فضل ما هر چه مایلید بگوئید بکنه فضل ما نخواهید رسید و حتّی مقداری از یک دهم آن را نمیتوانید بیان کنید. چون ما آیات و دلائل خدائیم و حجت و خلیفه و امین و امام و وجه خدا و چشم خدا و زبان خدا هستیم. به وسیله ما بندگان خدا عذاب می شوند و به وسیله ما پاداش داده می شوند ما را از میان بندگان خود پاک نموده و انتخاب کرده و برگزیده است... .

براین اساس، امامان معصوم؟عهم؟ مجرای اراده الاهی و وسیله تقرب به اوست، همه عنایات و مادی و تفضلات معنوی خداوند به برکت ولایت آن ذوات قدسی به دیگران افاضه می شود و تقرب به آستان معبود از راه اطاعت و نزدیکی به اولیای او، نصیب بندگان می گردد.
4. امام مظهر تام ولایت

امام معصوم؟ع؟ محور نظام هدایت و دیانت است و همانند پیامبر؟ص؟ حق فرمان روایی
برجان و مال مردم (20) را دارد و خداوند اطاعت از او را به طور مطلق (21) برهمگان واجب کرده است، زیرا ولایت خداوند بر بندگان، از راه ولایت پذیری اولیای معصوم؟عهم؟ که مظهر کامل صفات الاهی اند به فعلیت می رسد. از این رو، امامان معصوم؟عهم؟ نیز بر دیگران ولایت دارند.

در حقیقت دو ولایت در میان نیست؛ بلکه یک چیز است و آن ولایت خداوند است و لاغیر، ولایت حضرات ائمّه؟عهم؟ ظهور ولایت خداست نه چیز دیگر. و چون بازگشت ولایت اولیای معصوم؟عهم؟ به ولایت حضرت حق است، لذا انسان در مقام اطاعت، در برابر یک ولایت قرار دارد و در نتیجه آنچه مورد اطاعت قرار می گیرد یک چیز است و آن پذیرش ولایت الله است.

در روایات بسیاری، ولایت پیامبر اکرم؟ص؟ و امامان اهل بیت؟عهم؟ با ولایت الاهی یکسان دانسته شده و پذیرش ولایت حضرات اهل بیت؟عهم؟ را شرط ورود به آستان ربوبی شمرده است؛ چنانکه امام رضا؟ع؟ در حدیث معروف سلسله الذهب، مهم ترین شرط تأثیر اعتقاد توحیدی را پذیرش ولایت اهل بیت نبوت؟عهم؟ بیان فرموده است. حضرت رضا؟ع؟ از اجداد طاهرینش، از رسول خدا؟ص؟ نقل می کند:

سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یقُولُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی فَلَمَّا مَرَّتِ الرَّاحِلَهُ نَادَی بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا؛ (22) از خدای عزیز شنیدم که فرمود: اقرار به یگانگی خدا قلعه من است هرکه وارد این دژ شود، از عذاب من به دور است. (راوی گوید) وقتی قافله راه افتاد؛ حضرت فریاد برآورد: به شرطهای آن و من از شرطهای آنم.

طبق این بیان نورانی امام رضا؟ع؟ و دیگر روایات، حصن بودن توحید، مشروط به ولایت مظهر تام آن است و امام معصوم؟عهم؟ از آن رو که الگوی هدایت و طریق رسیدن به حق است،
مظهر و نماد عینی ولایت حق تعالی است و فیض الاهی از طریق آن ذوات مقدس به دیگران افاضه می شود.

همچنین امام عسکری؟ع؟ باریافتن به ولایت الاهی را تنها در پرتو تولّی اولیای معصوم؟عهم؟ و تبرّی از دشمنان آنان ممکن می داند:

فَإِنَّ وَلَایهَ اللَّهِ لَا تُنَالُ إِلَّا بِوَلَایهِ أَوْلِیائِهِ وَ مُعَادَاهِ أَعْدَائِه؛ (23) همانا ولایت الاهی جز از راه ولایت پذیری اولیای معصوم او و دشمنی ورزی با دشمنان او به دست نمی آید.

این کلام امام عسکری؟ع؟ بیانگر شدّت پیوند و یگانگی ولایت الاهی با ولایت حضرات اهل بیت؟عهم؟ و جدایی ناپذیری این دو از یکدیگر است.

پیوند ولایت اهل بیت؟عهم؟ با ولایت الاهی، چنان استوار و فراگیر است که همه ارکان دیانت و ایمان را دربر می گیرد به گونه ای که ولایت پذیری امامان معصوم؟عهم؟ نه تنها یک تکلیف الاهی و همگانی است، بلکه اساس و فلسفه بعثت همه پیامبران الاهی؟عهم؟ شمرده می شود. ابو بصیر گوید: از امام صادق؟ع؟ شنیدم که فرمود:

إِنَّ وَلَایتَنَا وَلَایهُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الَّتِی لَمْ یبعَثْ نَبِی قَطُّ إِلَّا بِهَا؛ (24) ولایت ما اهل بیت، ولایت خداست؛ همان چیزی که همه پیامبران الاهی برای آن بر انگیخته شده اند.

قرابت و تلازم ولایت الاهی با ولایت اهل بیت؟عهم؟ از آن رو است که ولایت الاهی بدون معرفت توحیدی ممکن نیست و چون نور هدایت و معرفت از رهگذر ولایت و رهبری امامان معصوم؟عهم؟ به دیگر بندگان می رسد، راه یابی به ولایت الاهی نیز تنها در پرتو ولایت پذیری اهل بیت عصمت؟عهم؟ میسر خواهد بود.

بر اساس روایات، ولایت امامان اهل بیت؟عهم؟، مظهر ولایت خدای سبحان و اراده و خواست آن ذوات مقدس، جلوه ی مشیت الاهی توصیف شده است؛ به گونه ای که ولایت پیشوایان معصوم؟عهم؟ فانی در ولایت حضرت حق بوده و اراده آن ذوات قدسی، مجرای ظهور مشیت الاهی و صفات جمال و جلال ربوبی است؛ به گونه ای که میان ولایت اهل بیت؟عهم؟ و ولایت

الاهی جز همگونی و وحدت دیده نمی شود؛ چنانکه در کلام امام صادق؟ع؟ «إِنَّ وَلَایتَنَا وَلَایهُ اللَّهِ عَزَّوَجَلّ» به این یگانگی تصریح شده است.

این کلام عمیق و پرمعنای امام صادق؟ع؟ بیانگر یگانگی ولایت اهل بیت؟عهم؟ با ولایت الاهی از باب مظهریت ولایت اهل بیت نسبت به ولایت خداست؛ زیرا در برابر ولایت الاهی چیزی وجود ندارد، بلکه ولایت از صفات فعلی خداست که اقتضای ظهور دارد تا مظاهر خود را متجلّی سازد. لیکن در مقام سلطنت تکوینی و تدبیر تشریعی به دلیل بُعد مناسبت میان عزّت قِدَم و ذلّت حدوث، برای تصرّف و سلطنت و تدبیر، خلیفه برگزید تا در شئون ولایت و تصرّف در جهان هستی، آیت او باشد. (25) پس ولایت انسان کامل، از باب مظهریت الاهی است و تمامی افعال و تصرّفات او، مظهر صفات علیای خدای متعال است؛ یعنی او مرآت است و مَجلی و ولایت خداوند متجلّی در آن آینه. از این رو، ولایت الاهی، برآمده از قدرت و علم ذاتی خداست و چون صفات الاهی ذاتاً اقتضای ظهور دارند، مخلوقات را به ظهور رساند و مظاهر خود را متجلّی ساخت. پس تمامی افعال و تصرّفات خلیفه خدا که مظهر صفت ولایت مستخلفٌ عنه است، مظهر صفات عُلیای خداوند است. در حقیقت فقط خداست که جهان را مدیریت می کند و هرگونه ولایت داری به ولایت الاهی باز می گردد، زیرا ولایت مستقل و اصیل که صفت ذات نامتناهی خداوند است، خود نیز نامتناهی است. پس حدّی ندارد تا پس از آن، نوبت به ولایت دیگری برسد؛ خواه در عرض ولایت او باشد یا در طول آن، زیرا خدایی که صمد است، نقطه ای خالی باقی نمی گذارد و در دایره هستی جایی نیست که از حیطه تسلّط او بیرون باشد تا دیگری بخواهد در آن اثری بگذارد و ولایتی داشته باشد.

بر این اساس، اگرچه خداوند جهان را با وسائطی می آفریند و تدبیر می کند، اما باید توجه داشت که وجود وسائط، هرگز سبب دوری او از آن ها نشده و او در هرحال به گونه یکسان به آن ها نزدیک است و چیزی نزدیک تر از خدا به آن ها نیست، زیرا معیت حق با اشیا، به گونه ای است که هم ترتّب واسطه ها در نظام خلقت را برمی تابد، هم سلطنت تکوینی او بر تمام هستی را. قرب الاهی نیز از نوع مقارنه ای نیست تا در واسطه ها دوری پدید آورند، بلکه از نوع قیومی است که هر چیزی خواه با واسطه پدید آمده باشد یا بی واسطه متقوّم به خداوند است، زیرا ربوبیت خدا نامحدود است و در همه کارهای جزئی و ظاهری نیز هرچه هست آیت اوست.

امام باقر؟ع؟ در تفسیر آیه ﴿وَ مَا ظَلَمُونا وَ لکِنْ کانُوا أَنْفُسَهُمْ یظْلِمُونَ ﴾ (26) فرمود:

إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی أَعْظَمُ وَ أَعَزُّ وَ أَجَلُّ وَ أَمْنَعُ مِنْ أَنْ یظْلَمَ وَ لَکِنَّهُ خَلَطَنَا بِنَفْسِهِ فَجَعَلَ ظُلْمَنَا ظُلْمَهُ وَ وَلَایتَنَا وَلَایتَهُ حَیثُ یقُولُ: ﴿إِنَّما وَلِیکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا﴾؛ (27) یعْنِی الْأَئِمَّه؟عهم؟؛ (28) خدای متعال، عزیز و بزرگوار تر از این است که ستم کند و یا به خود ظلم نسبت دهد، او ما خاندان را با خود قرین قرار داد و ظلم به ما خاندان را ظلم به خود شمرد و ولایت ما خاندان را ولایت خود دانست، آنگاه که فرمود: ولی شما خداست و رسول او و کسانی که ایمان آورده اند؛ یعنی امامان اهل بیت؟عهم؟.

تأکید روایات بر قرابت و پیوستگی ولایت اهل بیت؟عهم؟ با ولایت الاهی، برای آن است که ولایت پیشوایان معصوم مجرای اراده خداوند و نمود عینی ولایت او بوده و ولایت خداوند از رهگذر ولایت پذیری اولیای معصوم؟عهم؟ حاصل می شود. این نگاه توحیدی؛ یعنی مظهریت و آیت بودن ولایت امامان؟عهم؟، در روایات به گونه های مختلفی بیان شده است.

امام باقر؟ع؟ در سخن زیبایی، تجلی مشیت الاهی در اراده امام معصوم؟ع؟ را این گونه بیان فرمود:

فَنَحْنُ نَفْعَلُ بِإِذْنِهِ مَا نَشَاءُ وَ نَحْنُ لَا نَشَاءُ إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ وَ إِذَا أَرَدْنَا أَرَادَ اللَّه؛ (29) ما خاندان

عصمت، هر آنچه انجام می دهیم به اذن خداست و هرگز چیزی را برنمی گزینیم مگر آنکه خدا آن را خواسته باشد و هرگاه چیزی را اراده کنیم خداوند آن را اراده می فرماید.

از امام صادق؟ع؟ نیز روایت شده است که فرمود:

وَ مَا أَشَاءُ إِلَّا مَا شَاءَ اللَّه؛ (30) ما جز خواسته الاهی، چیزی را اراده نمی کنیم.

انسان کامل ازآن جهت که مظهر اسم اعظم الاهی است همواره مجرای فیض خاص خداست، هرچند ممکن است وجود عنصری او زماناً متأخر باشد، لیکن وجود ملکوتی و نورانی او از علل وسطیه محسوب می شود. (31) پیامبر اکرم؟ص؟ و اهل بیت؟عهم؟ از آن رو که مظهر اتم و اکمل اسم اعظم الاهی اند، جامع همه اسما و صفات حضرت حق بوده و ولایت ایشان نیز مافوق دیگر اولیای الاهی اند، به همین سبب خداوند همگان را به ولایت کبرای اهل بیت؟عهم؟ فراخوانده و از بندگان در این باره پیمان گرفته است؛ همان عهد دیرینی که در پیمان الست، (32) همه به آن اقرار و اعتراف کرده اند.

بُکَیر ابن اعین از امام باقر؟ع؟ روایت می کند که حضرت باقر؟ع؟ بارها می فرمود:

کَانَ أَبُو جَعْفَرٍ ؟ع؟ یقُولُ: إِنَ اللَّهَ أَخَذَ مِیثَاقَ شِیعَتِنَا بِالْوَلَایهِ لَنَا وَ هُمْ ذَرٌّ یوْمَ أَخَذَ الْمِیثَاقَ عَلَی الذَّرِّ وَ الْإِقْرَارَ لَهُ بِالرُّبُوبِیهِ وَ لِمُحَمَّدٍ بِالنُّبُوَّهِ وَ عَرَضَ اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ أُمَّتَهُ فِی الطِّینِ وَ هُمْ أَظِلَّهٌ وَ خَلَقَهُمْ مِنَ الطِّینَهِ الَّتِی خُلِقَ مِنْهَا آدَمُ وَ خَلَقَ اللَّهُ أَرْوَاحَ شِیعَتِنَا قَبْلَ أَبْدَانِهِمْ بِأَلْفَی عَامٍ وَ عَرَضَهُمْ عَلَیهِ وَ عَرَّفَهُمْ رَسُولَ اللَّهِ وَ عَرَّفَهُمْ عَلِیاً وَ نَحْنُ نَعْرِفُهُمْ فِی لَحْنِ الْقَوْل؛ (33) خدا از شیعیان ما آنگاه که در عالم ذر بودند، به ولایت ما اهل بیت پیمان گرفت، آنگاهی که از همه در عالم ذر نسبت به ربوبیت خود و نبوت محمد؟ص؟ پیمان گرفت و خداوند امت پیامبر را به ایشان در گل ارائه فرمود آنگاه که مانند سایه ها بودند (روح بدون پیکر یا با پیکر مثالی بودند) و آنان را از گلی آفرید که آدم را از آن آفرید و ارواح شیعیان ما را دو هزار سال پیش از بدن هایشان آفرید و بر

پیامبر؟ص؟ عرضه داشت، پیامبر و علی؟عهما؟ آنان را شناخت، ما اهل بیت نیز آنان را از گفتارشان می شناسیم (یعنی محبت و ولایت ما در گفتار آنان آشکار است).

از امام عسکری؟ع؟ نقل شده است که در تفسیر آیه مبارکه ﴿وَ ظَلَّلْنا عَلَیکُمُ الْغَمامَ وَ أَنْزَلْنا عَلَیکُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوی کُلُوا مِنْ طَیباتِ ما رَزَقْناکُمْ وَ ما ظَلَمُونا وَ لکِنْ کانُوا أَنْفُسَهُمْ یظْلِمُونَ ﴾ (34) فرمود:

قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُمْ کُلُوا مِنْ طَیباتِ ما رَزَقْناکُمْ وَ اشْکُرُوا نِعْمَتِی وَ عَظِّمُوا مَنْ عَظَّمْتُهُ وَ وَقِّرُوا مَنْ وَقَّرْتُهُ مِمَّنْ أَخَذْتُ عَلَیکُمُ الْعُهُودَ وَ الْمَوَاثِیقَ لَهُمْ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیبِینَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ وَ ما ظَلَمُونا لَمَّا بَدَّلُوا وَ قَالُوا غَیرَ مَا بِهِ أُمِرُوا وَ لَمْ یفُوا بِمَا عَلَیهِ عُوهِدُوا لِأَنَ کُفْرَ الْکَافِرِ لَا یقْدَحُ فِی سُلْطَانِنَا وَ مَمَالِکِنَا کَمَا أَنَّ إِیمَانَ الْمُؤْمِنِ لَا یزِیدُ فِی سُلْطَانِنَا وَ لکِنْ کانُوا أَنْفُسَهُمْ یظْلِمُونَ یضُرُّونَ بِهَا لِکُفْرِهِمْ وَ تَبْدِیلِهِمْ ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ: عِبَادَ اللَّهِ عَلَیکُمْ بِاعْتِقَادِ وَلَایتِنَا أَهْلَ الْبَیتِ وَ لَا تُفَرِّقُوا بَینَنَا؛ (35خدا به بنی اسرائیل فرمود: از روزی پاک که بر شما نازل کردیم بخورید و شکر گذار نعمت من باشید و کسانی را که من بزرگی و کرامت بخشیده ام بزرگ شمارید و احترام کنید؛ آنانی که از شما درباره آنان عهد وپیمان گرفتم؛ یعنی محمد و خاندان پاک او. خدای عزیز و بزرگ فرمود: آنان بدانند که در بد عهدی خویش بر ما ستم وارد نکرده اند از اینکه به دستور خدا رفتار نکردند و بر عهدشان پایدار نمانده اند؛ زیرا کفر کافران مانع ولایت و حکمرانی ما اهل بیت نخواهد بود همان گونه که ایمان گرویدگان بر سلطنت ما چیزی نمی افزاید، بلکه آنان به خاطر کفر ورزیدن خود بر خویشتن ظلم روا داشته اند. سپس حضرت این کلام رسول خدا را بازگو کرد که فرمود: بندگان خدا بر شما باد که به ولایت ما اهل بیت ایمان داشته باشید و در این امر بین ما خاندان تفاوت نگذارید.

آنچه در این روایت درباره ولایت پذیری مردم و یا تبدّل و کفر ورزی آنان، اشاره شده است، ناظر به وضعیت متزلزل مردم در تعامل با ولایت تشریعی و اعتباری اولیای معصوم است و آنچه با امر اعتباری زنده می شود و با نهی اعتباری می میرد، ولایت به معنای سرپرستی اعتباری است، اما ولایت تکوینی اهل بیت؟عهم؟ غیر قابل تغییر است، زیرا وجود ولایت تکوینی مرهون ایجاد و
جعل تکوینی است، چنان که زوال آن در گرو عدم افاضه تکوینی آن است و چنین مطلب تکوینی هرگز با نصبِ اعتباری پدید نمی آید تا با غصب اعتباری ناپدید گردد، بلکه این ولایت همواره برای آنان ثابت است هرچند همه مردم دنیا از آنان روبرگردانند.

بر این اساس، اگر انسان از کسانی اطاعت کند که خدای سبحان، مشروعیت فرمانروایی آنان را تأیید نکرده است، چنین شخصی گرفتار شرک در طاعت است، زیرا این امر سبب نفی ولایت امام معصوم و درنتیجه خروج از دائره ولایت الاهی می شود. چنان که امام صادق؟ع؟ فرمود:

مَنْ أَشْرَکَ مَعَ إِمَامٍ إِمَامَتُهُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مَنْ لَیسَتْ إِمَامَتُهُ مِنَ اللَّهِ کَانَ مُشْرِکاً بِاللَّه؛ (36) کسی که با امامی که امامت او از جانب خداست، دیگری را که امامتش از جانب خدا نیست شریک بداند، به خدا شرک ورزیده است.

جابر بن عبدالله انصاری می گوید: وقتی آیه شریفه ﴿یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ﴾ (37) بر پیامبر نازل شد، به محضر رسول خدا؟ص؟ عرض کردم:

قُلْتُ: یا رَسُولَ اللَّهِ عَرَفْنَا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَمَنْ أُولُو الْأَمْرِ الَّذِینَ قَرَنَ اللَّهُ طَاعَتَهُمْ بِطَاعَتِکَ؟ فَقَالَ: هُمْ خُلَفَائِی یا جَابِرُ وَ أَئِمَّهُ الْمُسْلِمِینَ مِنْ بَعْدِی أَوَّلُهُمْ عَلِی بْنُ أَبِی طَالِبٍ ثُمَّ الْحَسَنُ وَ الْحُسَین ...؛ (38) ما خدا و رسول او را می شناسیم، پس مراد از اولی الامر که خدا اطاعت آنان را همتای اطاعت شما قرار داده کیانند؟ فرمود: ای جابر! آنان جانشینان من و پیشوایان مسلمانان پس از منند؛ نخستین شان علی بن ابیطالب، سپس حسن و حسین و... .

امیر مؤمنان؟ع؟ با استناد به این آیه شریفه، امامان اهل بیت؟عهم؟ را همانند رسول خدا؟ص؟
حجّت های الاهی بر مردم معرفی کرده است. کسی پرسید حجت های الاهی کیانند؟ حضرت در پاسخ فرمود:

قَالَ السَّائِلُ: مَنْ هَؤُلَاءِ الْحُجَجُ؟ قَالَ: هُمْ رَسُولُ اللَّهِ؟ص؟ وَ مَنْ حَلَّ مَحَلَّهُ مِنْ أَصْفِیاءِ اللَّهِ الَّذِینَ قَرَنَهُمُ اللَّهُ بِنَفْسِهِ وَ رَسُولِهِ وَ فَرَضَ عَلَی الْعِبَادِ مِنْ طَاعَتِهِمْ مِثْلَ الَّذِی فَرَضَ عَلَیهِمْ مِنْهَا لِنَفْسِهِ وَ هُمْ وُلَاهُ الْأَمْرِ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ فِیهِمْ: أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ؛ (39) آنان رسول خدا؟ص؟ و کسانی از برگزیدگان الاهی که همانند اویند؛ آنانی که خدا ایشان را قرین خود و پیامبر گردانیده و اطاعتشان را همانند اطاعت خود، بر همگان لازم شمرده است؛ آنان صاحبان امرند که خدا درباره ایشان فرمود: از خدا و رسول و اولی الامر اطاعت کنید.

جابر بن عبدالله انصاری می گوید:

سَأَلْتُ أَبَا أبو جَعْفَرٍ؟ع؟ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی: إِنَّ اللَّهَ لا یغْفِرُ أَنْ یشْرَکَ قَالَ: یا جَابِرُ إِنَّ اللَّهَ لَا یغْفِرُ أَنْ یشْرَکَ بِوَلَایهِ عَلِی ابْنِ أَبِی طَالِبٍ ؟ع؟ وَ طَاعَتِهِ وَ أَمَّا قَوْلُهُ وَ یغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ لِمَنْ یشاءُ فَإِنَّهُ وَلَایهُ عَلِی بْنِ أَبِی طَالِبٍ؟ع؟؛ (40) از امام باقر؟ع؟ درباره معنای این آیه (خدا کسی را که شرک ورزد نمی بخشد) پرسیدم، فرمود: ای جابر! خدا کسی را نمی آمرزد که درباره ولایت علی بن ابیطالب؟ع؟ و اطاعت از او دیگری را شریک پندارد و مراد از سخن خدا (غیر از شرک را می بخشم به هرکه بخواهم) بخشش در پرتو ولایت علی؟ع؟ است.

براین اساس، اطاعت از اولیای معصوم؟عهم؟ از آن رو که آنان حجّت های الاهی و سخن گویان او در میان بندگانند و جز به رضای او فرمان ندهند، لازم و واجب است، چراکه فرمان و اراده آنان، جلوه فرمان و اراده خداوند است و غیر از خواسته او چیزی را اراده نمی کنند. اطاعت از ائمّه اطهار؟عهم؟ به اطاعت خداوند بازمی گردد، هر که از ایشان فرمان برد، در حقیقت فرمان خدا را گردن نهاده و هر که با آنان مخالفت ورزد، از فرمان خدا سر باز زده است. از این رو، ولایت الاهی، بدون گرویدن به امامان اهل بیت؟عهم؟ و سر سپردگی مطلق در برابر ولایت مطلقه آن ذوات قدسی
ممکن نخواهد بود، زیرا ولایت و عبودیت خداوند تنها از رهگذر ولایت پذیری اولیای معصوم؟عهم؟ شدنی است؛ همان گونه که انکار ولایت امامان؟عهم؟ نیز سبب خروج از ولایت الاهی و هلاکت و گمراهی ابدی خواهد بود؛ چنانکه رسول خدا؟ص؟ فرمود:

مَنْ کَذَبَ عَلَینَا أَهْلَ الْبَیتِ حَشَرَهُ اللَّهُ یوْمَ الْقِیامَهِ أَعْمَی؛ (41) کسی که ما اهل بیت را تکذیب کند، خداوند او را در قیامت کور محشور می کند.

در روایات بسیاری، امامان اهل بیت؟عهم؟ محور حرکت توحیدی و عبودیت الاهی یادشده و معرفت و عبادت خداوند در پرتو معرفت و اطاعت آنان ممکن شمرده شده است.

بُرید عجلی گوید: از امام باقر؟ع؟ شنیدم که فرمود:

بِنَا عُبِدَ اللَّهُ وَ بِنَا عُرِفَ اللَّهُ وَ بِنَا وُحِّدَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی وَ مُحَمَّدٌ حِجَابُ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی؛ (42) به وسیله ما خاندان نبوت، خدا پرستش شد و به وسیله ما خدا شناخته شد و به واسطه ما خدای تبارک وتعالی را به یگانگی شناختند و محمد پرده دار خدای تبارک وتعالی است (تا واسطه میان او و مخلوقش باشد).

امام صادق؟ع؟ فرمود:

بِعِبَادَتِنَا عُبِدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَوْلَانَا مَا عُبِدَ اللَّه؛ (43) با عبادت ما، خدا بندگی شده و اگر ما نبودیم خدا پرستش نمی شد.

بر این اساس، اولین گام در مقام معرفت و پرستش حضرت احدیت، توجّه به مظاهر اسمای حسنای او؛ یعنی امامان اهل بیت؟عهم؟ است. بدین سبب در برخی روایات، (44) معرفت اهل بیت؟عهم؟، معیار ایمان و کفر ذکر گردیده و ورود به آستان عبودیت و بندگی بدون معرفت آن ذوات مقدس ناممکن شمرده شده است؛ زیرا ولایت آن بزرگواران مظهر ولایت الاهی و اراده و
فرمان ایشان، مجرای مشیت خدای یگانه و گفتار و رفتارشان الگوی هدایت بندگان به سوی حقیقت و سعادتند.

تأکید روایات بر پیوند معرفت توحیدی با معرفت ولایی، از آن رو است که ادّعای موحّد بودن در نبود ولایت امامان معصوم؟عهم؟ چیزی جز شرک و نفاق نخواهد بود، چراکه معرفت توحیدی و عبودیت الاهی در سخن و رفتار آن بزرگواران متجلی است و اولیای معصوم؟عهم؟ سخنگویان پروردگار و نمادهای خدا خواهی و درگاه ورود به قلعه توحید است؛ همان گونه که در روایات بسیاری از امامان معصوم؟عهم؟ به «لِسَانُ الله» و «وَجْهُ الله» و «بَابُ الله» و «عَینُ اللَّهِ» و «یدُ الله» و «دِینُ الله» و... یاد شده است.

توصیف امامان اهل بیت؟عهم؟ به این صفات برای آن است که ولایت انسان کامل عین ولایت خداست، زیرا انسان کامل که دارای مقام والای ولایت الاهی و خلافت راستین خداست، ارتباط وثیقی با جهان آفرین و جهان بان دارد و وِزان انسان کامل در برابر جهان، وِزان روح انسان نسبت به بدن اوست، لذا پذیرش ولای او به مثابه تولّی خداست چه اینکه نکول ولای او هم سنگ با انکار ولایت خداست. از این رو، معرفت و تولی امامان اهل بیت؟عهم؟ و فزونی توجه به آنان، سبب جوشش معرفت توحیدی و فزونی توجّه به ربوبیت الاهی است، زیرا آن بزرگواران مظهر کامل و نمود عینی ولایت الاهی اند و از خود چیزی ندارند.

اسود بن سعید گوید: از امام باقر؟ع؟ شنیدم که فرمود:

نَحْنُ حُجَّهُ اللَّهِ وَ نَحْنُ بَابُ اللَّهِ وَ نَحْنُ لِسَانُ اللَّهِ وَ نَحْنُ وَجْهُ اللَّهِ وَ نَحْنُ عَینُ اللَّهِ فِی خَلْقِهِ وَ نَحْنُ وُلَاهُ أَمْرِ اللَّهِ فِی عِبَادِه؛ (45) ما خاندان نبوت، حجت خدا، درگاه ورود به آستان ربوبی، چهره خدانما، چشم خدانِگر و فرمانروایان الاهی در میان بندگان هستیم.

عبد الرحمن بن کثیر از حضرت صادق؟ع؟ نقل کرده که امیرالمؤمنین؟ع؟ فرمود:

أَنَا عِلْمُ اللَّهِ وَ أَنَا قَلْبُ اللَّهِ الْوَاعِی وَ لِسَانُ اللَّهِ النَّاطِقُ وَ عَینُ اللَّهِ النَّاظِرَهُ وَ أَنَا جَنْبُ اللَّهِ وَ
أَنَا یدُ اللَّه؛ (46) من گنجینه علم خدا و قلب واعی او(مرکز حفظ اسرار الاهی) و زبان گویا و چشم بینا و پهلو و دست بخشایش گر خدایم.

مروان بن صبَّاح گزارش کرده است که امام صادق؟ع؟ فرمود:

إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَنَا فَأَحْسَنَ خَلْقَنَا وَ صَوَّرَنَا فَأَحْسَنَ صُوَرَنَا وَ جَعَلَنَا عَینَهُ فِی عِبَادِهِ وَ لِسَانَهُ النَّاطِقَ فِی خَلْقِهِ وَ یدَهُ الْمَبْسُوطَهَ عَلَی عِبَادِهِ بِالرَّأْفَهِ وَ الرَّحْمَهِ وَ وَجْهَهُ الَّذِی یؤْتَی مِنْهُ وَ بَابَهُ الَّذِی یدُلُّ عَلَیهِ وَ خَزَائِنَهُ فِی سَمَائِهِ وَ أَرْضِهِ بِنَا أَثْمَرَتِ الْأَشْجَارُ وَ أَینَعَتِ الثِّمَارُ وَ جَرَتِ الْأَنْهَارُ وَ بِنَا نَزَلَ غَیثُ السَّمَاءِ وَ نَبَتَ عُشْبُ الْأَرْضِ بِعِبَادَتِنَا عُبِدَ اللَّهُ لَوْ لَا نَحْنُ مَا عُبِدَ اللَّه؛ (47) خدای عز و جل ما را آفرید و آفرینش ما را نیکو گردانید و ما را انگاشت و صورت های ما را نیکو ساخت و ما را در میان بندگانش چشم خود گردانید و زبان گویای خود در میان آفریدگان و دست گشاده به رأفت و رحمت و وجهی که از آن جانب به خدا نزدیک شوند و درهای معرفت خویش که بر او دلالت می کنند و خزینه داران آسمان و زمینش قرار داد، به واسطه ما درختان به بار می نشیند و میوه ها به ثمر می رسند و جوی ها روان می شوند و به برکت ما باران از آسمان فرو می آید و گیاه از زمین می روید و به وسیله عبادت و خدا پرستی ما مردم خدا می پرستند و اگر ما خاندان نبودیم مردم خدا را پرستش نمی کردند.

بر پایه این گونه روایات، حرکت توحیدی و سلوک دین مدارانه، در گرو رویکرد به آستان اهل بیت عصمت؟عهم؟ است و معرفت و عبودیت الاهی از رهگذر معرفت امامان معصوم؟عهم؟ و اطاعت از آنان در همه شئون زندگی ممکن است. از این رو هنگامی که از امام حسین؟ع؟ درباره خداشناسی پرسیده شد: فَمَا مَعْرِفَهُ اللَّهِ؟ حضرت در پاسخ فرمود:

مَعْرِفَهُ أَهْلِ کُلِ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِی یجِبُ عَلَیهِمْ طَاعَتُهُ؛ (48) معرفت خدا همان شناخت اهل هر زمان نسبت به امامی است که خداوند اطاعتش را برهمگان واجب شمرده است.

معرفت امام؟ع؟ از آن رو معرفت خدا یاد شده است که عبودیت و بندگی بدون معرفت
ممکن نیست و معارف توحیدی چنان ژرف و عمیق است که جز برگزیدگان الاهی کسی درباره حقیقت غیر متعین و غیب الغیوبی خداوند و اوصاف او توان سخن گفتن ندارد، بلکه معارف توحیدی و راه و رسم بندگی را می باید از زبان سخنگویان الاهی؛ یعنی پیامبر و ائمه؟عهم؟ آموخت. امام صادق؟ع؟ فرمود:

مَنْ عَبَدَ اللَّهَ بِالتَّوَهُّمِ فَقَدْ کَفَرَ وَ مَنْ عَبَدَ الِاسْمَ دُونَ الْمَعْنَی فَقَدْ کَفَرَ وَ مَنْ عَبَدَ الِاسْمَ وَ الْمَعْنَی فَقَدْ أَشْرَکَ وَ مَنْ عَبَدَ الْمَعْنَی بِإِیقَاعِ الْأَسْمَاءِ عَلَیهِ بِصِفَاتِهِ الَّتِی وَصَفَ بِهَا نَفْسَهُ فَعَقَدَ عَلَیهِ قَلْبَهُ وَ نَطَقَ بِهِ لِسَانُهُ فِی سَرَائِرِهِ وَ عَلَانِیتِهِ فَأُولَئِکَ أَصْحَابُ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ حَقّاً؛ (49) کسی که خدا را با تو هّم او (تصور مصداق ذهنی او) بندگی کند، پس کافر شده است و کسی که اسم او نه ذاتش را بندگی کند کافر شده است و کسی که اسم را با ذاتش بندگی کند، مشرک شده است، و کسی که ذاتش را بندگی کند و با حمل کردن اسمایی بر او با صفاتی که خداوند خویش را با آن توصیف کرده، و قلب او نیز به آن معتقد شده و زبانش به آن گویا شود در باطن و آشکارش، پس ایشان اصحاب حقیقی امیرالمؤمنین؟ع؟ هستند.

بنابراین، معرفت و ولایت امام معصوم؟ع؟، جلوه تام ولایت خداوند است؛ به گونه ای که پذیرش ولایت امام، سر سپردن به ولایت الاهی و مخالفت ورزی با او، سرپیچی از ولایت و ربوبیت تشریعی خداوند شمرده می شود.









1- ﴿اَلنَّبِی أَوْلَی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِم﴾؛ (سوره احزاب، آیه6) این آیه با توجه به یگانگی ولایت پیامبر؟ص؟ و امام؟ع؟، درباره ائمه؟عهم؟ نیز جاری است.
2- سوره نساء، آیه59.
3- الکافی، ج 1، ص 201.
4- سوره احزاب، آیه 33.
5- سوره احزاب، آیه 21.
6- امام باقر؟ع؟ فرمود: «لَا یعْذَرُ النَّاسُ حَتَّی یعْرِفُوا إِمَامَهُمْ؛ هیچ کس از شناخت امام و حجّت عصر، معذور نمی باشد»؛ (الکافی، ج1، ص372).
7- الإحتجاج، ج 2، ص317.
8- سوره اعراف، آیه 180.
9- الکافی، ج1، ص 144.
10- سوره اسراء، آیه 110.
11- الارشاد، ج1، ص287؛ علل الشرایع، ج1، ص150.
12- سوره قصص، آیه 88.
13- بصائر الدرجات، ج1، ص65.
14- التوحید، صدوق، ص149.
15- همان، صدوق، ص151.
16- سوره قصص، آیه 88.
17- التوحید، صدوق، ص149.
18- خطبه البیان اگر چه اعتبار سندش محرز نیست، ولی مضامین آن بی اشکال بوده و با سایر روایات قابل توجیه است.
19- بحار الأنوار، ج 26، ص5.
20- (النَّبِی أَوْلی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِم(؛ (سوره احزاب، آیه6).
21- ﴿یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُمْ﴾؛ سوره نساء، آیه 59. در این آیه شریفه، همگونی و یگانگی اطاعت از امام معصوم؟ع؟ با اطاعت از خدا و پیامبر؟ص؟، دلیل روشن بر ولایت مطلق امامان معصوم؟عهم؟ و وجوب پیروی از ایشان است، زیرا ولایت پذیری و اطاعت از امام؟ع؟ به ولایت و اطاعت از حضرت حق، باز می گردد.
22- التوحید، صدوق، ص25.
23- التفسیر المنسوب إلی الإمام الحسن العسکری؟ع؟، ص593.
24- الامالی، مفید، ص142.
25- جناب صدر المتألهین درباره ضرورت وسائط در تصرفات تکوینی عالم حدوث می نویسد: «و کان مباشره هذا الامر من الذّات القدیمه بغیر واسطه بعیداً جداً لبُعد المناسبه بین عزّه القِدم و ذلّهِ الحدوث، حکم الحکیمُ سبحانه بتخلیف نائبٍ ینوبُ عنه فی التصرّف والولایه والحفظ والرعایه»؛ یعنی چون پرداختن بی واسطه به این امور، از ذات قدیم بسیار بعید بود؛ زیرا میان عزّت قدیم و ذلّت حادث، هیچ گونه تناسبی نیست. بنابراین، خدای حکیم وجود جانشینی را بایسته ساخت که به نیابت از او، عهده دار شئون تصرّف و ولایت و حراست هستی باشد. (صدرالمالهین، تفسیر القرآن الکریم، ج2، ص302).
26- سوره بقره، آیه 57.
27- سوره مائده، آیه 55.
28- الکافی، ج 1، ص 146.
29- الهدایه الکبری، ص230.  
30- المحاسن، ج1، ص148.
31- تفسیر تسنیم، ج 4، ص 546.
32- «عهد الست» یک اصطلاح قرآنی و برگرفته از این آیه شریفه است: ﴿وَإِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِن بَنِی آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّیتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَی أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّکُمْ قَالُواْ بَلَی شَهِدْنَا﴾؛ (سوره اعراف، آیه 172)
33- الکافی، ج1، ص438.
34- سوره بقره، آیه 57.
35- البرهان فی تفسیر القرآن، ج1، ص223.
36- الکافی، ج1، ص373.
37- سوره نساء، آیه 59.
38- کمال الدین و تمام النعمه، ج1، ص253. امام باقر؟ع؟ نیز فرمود: مراد از «اولی الامر» در این آیه خاندان پیامبر؟ص؟اند: «فَأُولِی الْأَمْرِ فِی هَذِهِ الْآیهِ هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ؟عهم؟»؛ (تفسیر فرات الکوفی، ص108؛ تفسیر کنز الدّقائق، ج3، ص447) نیز هنگامی که بُرَید عِجلی از آن حضرت درباره تفسیر این آیه سؤال کرد، امام باقر؟ع؟ فرمود: مراد از آیه منحصراً امامان معصوم؟عهم؟ است که خدای سبحان اطاعت آنان را تا قیامت بر همگان واجب شمرده است: «إِیانَا عَنَی خَاصَّهً، أَمَرَ جَمِیعَ الْمُؤْمِنِینَ إِلَی یوْمِ الْقِیامَهِ بِطَاعَتِنَا»؛(الکافی، ج 1، ص 276).
39- الإحتجاج، ج 1، ص 252.
40- تفسیر فرات الکوفی، ص106. مرحوم مجلسی به نقل از فرات کوفی جمله پایانی روایت را این گونه آورده است: «فَإِنَّهُ مَعَ وَلَایتِهِ»؛ (بحار الانوار، ج36، ص136).
41- بحار الأنوار، ج 2، ص160.
42- الکافی، ج 1، ص145.
43- همان، ج1، ص143.
44- امام صادق؟ع؟ فرمود: «مَنْ عَرَفَنَا کَانَ مُؤْمِناً وَ مَنْ أَنْکَرَنَا کَانَ کَافِراً وَ مَنْ لَمْ یعْرِفْنَا وَ لَمْ ینْکِرْنَا کَانَ ضَالًّا حَتَّی یرْجِعَ إِلَی الْهُدَی الَّذِی افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَیهِ مِنْ طَاعَتِنَا الْوَاجِبَهِ؛ هرکه ما را به درستی بشناسد مؤمن و هرکه ما را انکار کند کافر شمرده می شوند و هر که ما را نشناسد و انکار نکند، گمراه است مگر آنکه به راه هدایت بازگشته و تکلیف واجب خویش در پیروی از ما عمل کنند»؛ (همان، ج 1، ص 187).
45- الکافی، ج 1، ص145؛ الخرائج و الجرائح، ج 1، ص288.
46- التوحید، صدوق، ص 164.
47- الکافی، ج1، ص144.
48- علل الشرایع، ج 1، ص 9.
49- الکافی، ج1، ص 145.



تاریخ و ساعت انتشار :
03:56:55 ~~~ 1400/04/05
دسته بندی :
مقالات مهدوی
با مهدی

«اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج»

اظهار نظر در مورد جایگاه معرفتی امام حیّ قسمت اول .::. پرتال تخصصی تبیان مهدویت

*
*