0%
دوشنبه ، 03 آبان 1400

پرتال تخصصی تبیان مهدویت

تبیان مهدویت ، بزرگترین پایگاه اینترنتی مهدویت

امام مهدی(ع) از نگاه اهل سنت

امام مهدی(ع) از نگاه اهل سنت
 مقدمه

اعتقاد به ظهور مهدی موعود(ع) بخشی از اعتقادات اسلامی را تشکیل می دهد و با وجود پاره ای از اختلاف نظرها در برخی جزئیات مربوط به شخص امام مهدی(ع) و نیز در باره چگونگی ظهور و تشکیل حکومت آن حضرت، تمامی مذاهب اسلامی به آمدن چنین شخصیتی در آخر الزمان باور دارند و بر خلاف نظر بعضی نویسندگان، این عقیده به مذهب شیعه اختصاص نداشته و ندارد.

این واقعیت با مراجعه…
 مقدمه

اعتقاد به ظهور مهدی موعود(ع) بخشی از اعتقادات اسلامی را تشکیل می دهد و با وجود پاره ای از اختلاف نظرها در برخی جزئیات مربوط به شخص امام مهدی(ع) و نیز در باره چگونگی ظهور و تشکیل حکومت آن حضرت، تمامی مذاهب اسلامی به آمدن چنین شخصیتی در آخر الزمان باور دارند و بر خلاف نظر بعضی نویسندگان، این عقیده به مذهب شیعه اختصاص نداشته و ندارد.

این واقعیت با مراجعه به منابع روایی و دیدگاههای عالمان مذاهب اسلامی به خوبی روشن می شود. عالمان و دانشمندان چهار مذهب اصلی اهل سنت، یعنی: شافعیان، حنبلیان، مالکیان و حنفیان به این واقعیت تصریح دارند و آن را از جمله اعتقادات اسلامی بر شمرده و حتی برخی آن را ضروری دین نیز دانسته اند.


با این وصف، برخی نویسندگان اسلامی و به ویژه در دوره اخیر، از پذیرفتن اصل مهدویت سرباز زده اند و با دلایلی که به نظر می رسد برخی از آنها برگرفته از دیدگاههای مستشرقان باشد، به انکار مهدویت به عنوان عقیده ای اسلامی پرداخته و آن را بر آمده از تفکرات شیعه معرفی کرده اند. )(1)

بر خلاف این اظهار نظر غیر کارشناسانه، اعتقاد به حضرت حجت(ع) و تصریح بر اسلامی بودن این باور، از سده های نخستین تاریخ اسلام تاکنون وجود داشته و در آثار و نوشته های دانشمندان اسلامی منعکس شده است و نادیده گرفتن این واقعیت، همانند انکار امور بدیهی و واضح است.

در این نوشتار، برای اثبات این ادعا گفته ها و نوشته هایی از دانشمندان چهار مذهب اصلی اهل سنت ذکر می شود که به روشنی بیانگر این مهم است. البته باید اعتراف کرد که توجه به این موضوع در میان عالمان شافعی مذهب جایگاه ویژه و برتری داشته است و آثار و تألیفات آنان در این زمینه، بیش از آثار و تألیفات دیگر دانشمندان مذاهب اسلامی است.

الف) دانشمندان شافعی

فصل چهارم: امام زمان(ع) از نگاه اهل سنت

امام مهدی(ع) از نگاه اهل سنت

الف) دانشمندان شافعی

آنان توجه خاص و ویژه ای به موضوع مهدویت داشته اند و در بسیاری از آثار و نوشته های خود، از زوایای مختلف به طرح این بحث و مباحث پیرامونی آن پرداخته اند. گاهی با ذکر روایات و احادیث مربوط، گاهی با بیان ویژگیها و اوصاف حضرت و دیگر گاه با رد اشکالات و شبهاتی که در این حوزه وارد شده است.

یادآوری این نکته مفید است که تعدادی از دانشمندان شافعی مذهب درباره خصوصیات و ویژگیهای امام(ع) با شیعه هم عقیده هستند و این واقعیت از لا به لای برخی نوشته های آنان مشهود است. برخی نوشته ها و نظریات تعدادی از نویسندگان شافعی مذهب ذکر می شود:

1. کمال الدین محمد بن طلحه الشافعی (م قرن هفتم ه_ . ق)

وی با نوشتن کتاب «مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول» دیدگاههای خود را در باره امامان معصوم(ع) بیان داشته است و همان گونه که از نام کتاب پیداست، مؤلف، آن را در باره فضایل و زندگی نامه امامان(ع) نگاشته است و به همین سبب، باب آخر کتاب را به امام مهدی(ع) اختصاص داده و در آنجا نظریات خود را در باره آن حضرت بیان داشته است.

نکته مهم و قابل توجه در اندیشه این نویسنده، این است که درباره شخص آن حضرت، به مانند شیعه معتقد است که ایشان فرزند حضرت عسکری(ع) است و اکنون نیز در قید حیات است. )(2)(

برای اثبات ظهور امام(ع)، احادیث متعددی را از منابع اهل سنت ذکر کرده و در پایان نیز به بررسی و ارزیابی برخی اشکالات در باره حضرت مهدی(ع) پرداخته و به تفصیل آنها را پاسخ داده است. از جمله آن اشکالات اینکه چگونه مهدی موعودی که پیامبر(ص) وعده آمدن وی را داده است، همان محمد بن الحسن العسکری است؟

نویسنده در توجیه حدیث «اسم ابیه اسم ابی» که برخی منابع اهل سنت آن را به نقل از پیامبر(ص) ذکر کرده اند، توضیح مفصل و ارزشمندی را بیان داشته است.

2. گنجی شافعی (م قرن هفتم ه_ . ق)

یکی از کتابهای خوب و منظمی که احادیث و مباحث مربوط به امام مهدی(ع) را با ترتیبی خاص و با ابواب و موضوعاتی منسجم ذکر کرده، کتاب البیان فی اخبار صاحب الزمان، نوشته گنجی شافعی است.

3)(

نکته حائز اهمیت در این نوشته آن است که نویسنده با عنوانی که به آخرین باب داده _ بر خلاف نظر بیشتر اهل سنت _ امام مهدی(ع) را متولد شده می داند و معتقد است که وی دارای حیات است.

وی در ابتدای باب 25 می نویسد:

«هیچ امتناعی در بقای مهدی وجود ندارد؛ به دلیل اینکه عیسی و الیاس و خضر(ع) که از اولیای خداوند هستند، زنده اند و دجال و ابلیس که از دشمنان خداوند هستند نیز زنده اند و زنده بودن اینها به سبب قرآن و سنت اثبات شده است. آن گاه که بر این موضوع اتفاق کرده اند، زنده بودن مهدی را انکار کرده اند. پس، بعد از این به سخن هیچ عاقلی توجه نمی شود، اگر بخواهد باقی بودن مهدی را انکار کند.» )(4)(

نویسنده در ادامه با ذکر دلایل و مستنداتی، زنده بودن عیسی و خضر(ع) را اثبات می کند و از این دلایل نتیجه می گیرد که زنده ماندن امام مهدی(ع) در مدت طولانی هیچ استبعادی ندارد.

3. اسماعیل بن کثیر(م 774 ه_ . ق)

وی در کتاب النهایه فی الفتن و الملاحم، فصل ویژه ای برای امام مهدی(ع) گشوده و ضمن توضیحاتی در باره ایشان، احادیث و روایات زیادی را نقل کرده و در پاره ای از موارد به توضیح آنها نیز پرداخته است. وی عنوان این فصل را چنین ذکر کرده: «فصل فی ذکر المهدی الذی یکون فی آخر الزمان.»

در ابتدای این فصل این چنین آغاز می کند:

«مهدی(ع) یکی از خلفای راشدین و از امامان هدایتگر است که روایات منقول از رسول خدا(ص) درباره او نقل شده و گویای این است که حضرت در آخر الزمان خواهد آمد و به گمانم ظهورش پیش از آمدن عیسی(ع) باشد.» )(5)(

وی تصریح می کند که مهدی موعود(ع) از ذریه رسول خدا(ص) و از فرزندان فاطمه(س) است. )(6)(

نویسنده پس از ذکر برخی از احادیث، در باره سند آنها به قضاوت نشسته و در چند مورد، اسناد این روایات را صحیح و یا حسن دانسته است. )(7)(

4. سعد الدین تفتازانی (م 793 ه_ . ق)

وی در مبحث امامت کتاب شرح المقاصد که آخرین بخش این کتاب است، به موضوع ظهور امام مهدی(ع) توجه کرده، می نویسد:

«روایات صحیحه ای در مورد ظهور پیشوایی از نسل فاطمه(س) آمده [است] و چنین دلالت دارد که آن حضرت، دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد، پس از پر شدنش از ظلم و ستم.... » )(8)(

وی در ادامه، ظهور امام(ع) را از جمله نشانه های قیامت بر شمرده و مجددا بر صحت اخبار مهدویت تأکید ورزیده است؛ هر چند آنها را احادیث آحاد دانسته است. )(9)(

البته وی نگاهی نقادانه به نگرش شیعه به مهدویت دارد و زنده بودن امام مهدی(ع) را امری بعید می داند. )(10)( ظاهرا مهم ترین دلیل وی در این مطلب، همین استبعاد حیات حضرت شمرده می شود. معلوم است استبعاد تنها، نمی تواند دلیل قانع کننده و درستی باشد؛ چون واضح است که اگر با استبعاد تنها بشود موضوعی را منکر شد، بسیاری از مباحث و مسائل به راحتی قابل انکار خواهد بود و البته این شیوه ای پسندیده نیست.

5. جلال الدین سیوطی (م 911 ه_ . ق)

وی از نویسندگان برجسته اهل سنت در زمینه های گوناگون حدیثی، تفسیری و علوم قرآنی است، تألیف مستقلی در باره امام زمان(ع) دارد با نام العرف الوری فی اخبار المهدی و در آن صدها حدیث را از منابع متعدد و مختلف اهل سنت جمع آوری کرده است.

این کار، نشان از اهتمام و توجه جدی وی به این موضوع دارد. نویسنده، بیشتر به نقل احادیث اکتفا کرده و به ندرت توضیحاتی در باره آنها ذکر کرده است. وی در پایان، فصلی را گشوده و در آن چهار نکته مهم را یادآوری کرده است که عبارت است از:

1. مهدی(ع) یکی از خلفای دوازده گانه ای است که در حدیث سمره ذکر شده است؛

2. مهدی(ع) نمی تواند از فرزندان عباس بن عبد المطلب باشد؛

3. سند حدیث «لَا مَهْدِی إلا عِیْسَی بْنُ مَرْیَمَ» ضعیف است؛ چون متعارض است با نقل متواتری که گویای ظهور مهدی(ع) است و اینکه وی از فرزندان رسول خدا(ص) است و عیسی پشت سر او نماز خواهد خواند؛

4. آنچه نقل شده که مهدی(ع) از مغرب ظهور خواهد کرد، هیچ پایه و دلیلی ندارد. )(11)(

افزون بر آنچه وی در این اثر نقل کرده است، در برخی دیگر از آثارش، همانند «الجامع الصغیر» احادیثی را در باره امام عصر(ع) ذکر کرده است. )(12)(

6. ابن حجر هیتمی (م 974 ه_ . ق)

وی در کتاب الصواعق المحرقه، ذیل آیه دوازدهم که در فضایل اهل بیت(ع) نقل کرده، روایات مربوط به امام مهدی(ع) را با تفصیل زیادی از منابع متعدد اهل سنت آورده است و در ادامه می نویسد:

«قول بهتری است که خروج امام مهدی(ع) پیش از ظهور عیسی(ع) است؛ ولی برخی نیز گفته اند: پس از آن است. ابو الحسن آبری )(13)( می گوید: روایات ظهور مهدی(ع) که از رسول خدا(ص) نقل شده است و متواتر و مستفیض هستند، دلالت دارند بر اینکه وی از اهل بیت پیامبر(ص) است و زمین را پر از داد می کند و همراه عیسی(ع) خروج می کند و او را در کشتن دجال در درب «لدّ» )(14)( در سرزمین فلسطین یاری می رساند و او امام این امت خواهد شد و عیسی(ع) پشت سر او به نماز می ایستد.» )(15)(

وی در شرح حال ابی القاسم محمد الحجه می گوید:

«سن وی هنگام وفات پدر، پنج سال است که خداوند در این سن به وی حکمت عطا کرد.» )(16)(

با اینکه سخن وی صراحت در تولد پسر امام عسکری(ع) دارد؛ اما در ادامه و نیز در جایی دیگر، به شدت بر شیعیان تاخته است که چرا آنان مهدی موعود(ع) را همان فرزند امام عسکری(ع) دانسته اند.

هیثمی در جایی دیگر و در پاسخ به پرسشی درباره اعتقاد به یک مدعی مهدویت و نیز سؤال در باره حکم منکران حضرت حجت(ع) چنین نوشته است:

«اعتقاد این گروه (معتقدان به مهدی بودن آن شخص) باطل و زشت است و بدعتی فاحش و گمراهی حتمی است و اما انکار مهدی(ع) اگر برای انکار سنت باشد، حکم کفر و ارتداد آنان باید صادر شود و کشته شوند و اگر این انکار، نه به خاطر انکار سنت، بلکه صرف دشمنی با بزرگان اسلامی باشد، پس تعزیر آنان لازم است.» )(17)(

وی ضمن یادآوری مطلب یاد شده و تأکید بر آن در کتاب «الفتاوی الحدیثیه» برای استوار کردن رد این افکار و عقاید، احادیث متعدد و مختلفی را در باره امام مهدی(ع) ذکر کرده و به استناد آنها، ادعای آنان را غیر قابل قبول معرفی کرده است. )(18)(

ضمنا وی کتابی مستقل در باره امام مهدی(ع) با نام القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر نوشته است. این کتاب در سه باب و یک خاتمه خلاصه شده و باب اول به بیان نشانه ها و خصوصیاتی که برای امام عصر(ع) در روایات آمده، اختصاص یافته است. در این قسمت با استناد به احادیث، 63 عنوان را یادآور شده است.

در باب دوم، روایاتی را که از صحابه ذکر شده، نقل کرده و در آن 39 حدیث را آورده است. در باب سوم آنچه که از تابعین در باره امام(ع) نقل شده، آورده است که جمع آنها 56 حدیث است. در خاتمه کتاب، مباحث مختلفی از قبیل: خروج امام(ع) پیش از آمدن عیسی(ع)، علامات نزول عیسی(ع)، خروج یأجوج و مأجوج و نیز خروج دابه الارض را با تکیه بر احادیث و گفته های علما ذکر کرده است.

افزون بر این چند مورد که از میان علمای شافعی مذهب ذکر شد، شمار زیادی از دانشمندان شافعی، در باره امام زمان(ع) با صراحت اظهار نظر کرده اند و برخی حتی تألیف مستقل و ویژه ای در این باره به سامان رسانده اند که به سبب رعایت اختصار تنها نام چند نفر از آنها برده می شود: 1. مناوی (م 103 ه_ . ق) در کتاب «فیض القدیر»؛ 2. محمد رسول برزنجی (م 1103 ه_ . ق) در کتاب «الاساعه لاشراط الساعه»؛ 3. محمد الصبان (م 1307 ه_ . ق) در کتاب اسعاف الراغبین و ابراز الوهم المکنون من کلام ابن خلدون.


ب) دانشمندان حنبلی

فصل چهارم: امام زمان(ع) از نگاه اهل سنت

امام مهدی(ع) از نگاه اهل سنت

ب) دانشمندان حنبلی

1. امام احمد بن حنبل (م 241 ه_ . ق)

وی رئیس فرقه حنبلیه است و نویسنده یکی از گسترده ترین و کهن ترین جوامع حدیثی اهل سنت نیز به شمار می رود. وی در این مجموعه حدیثی، احادیث متعددی را در باره امام مهدی(ع) ذکر کرده است. یکی از فضلای محترم حوزه علمیه قم در اقدامی شایسته، احادیث مربوط به امام عصر(ع) را از این کتاب حدیثی، جمع آوری کرده و با نام احادیث المهدی علیه السلام من مسند احمد بن حنبل به چاپ رسانده است. )(19)(

در این کتاب، 136 حدیث از مسند احمد استخراج شده و طی چند بخش تنظیم شده است که در بردارنده موضوعات متعدد و مختلفی در باره حضرت مهدی(ع) است. از نشانه های ظهور آن حضرت تا ظهور و وضعیت عصر ظهور و دیگر موضوعات مرتبط با صاحب الزمان.

ممکن است گفته شود: چون احمد بن حنبل در باره این احادیث قضاوت خاص نداشته است، پس ذکر این احادیث نمی تواند دلیلی برای اثبات دیدگاه و نظر او در این باره باشد؛ ولی در جواب باید گفت: ثبت این تعداد زیاد از احادیث در این جامع حدیثی کهن، حتما نشان از پذیرش و اعتماد نویسنده بر این احادیث دارد و چنین اهتمامی از سوی وی، حکایت از مقبولیت محتوای آنها نزد وی دارد. بنابراین، مهم ترین شخصیتِ فرقه حنبلی که در موضوع مهدویت دیدگاهش روشن و مشخص است، امام آنها یعنی احمد بن حنبل است.

2. ابن قیم جوزیه حنبلی (م 751 ه_ . ق)

وی که از نویسندگان سرشناس و معروف اهل تسنن است، فصل پنجاهم کتاب «المنار المنیف فی الصحیح و الضعیف» را به مباحث مربوط به امام مهدی(ع) اختصاص داده است. )(20)( وی در ردّ حدیث جعلی «لَا مَهْدِیَّ إلا عِیسَی بْنُ مَرْیَمَ»؛ )(21)( (هیچ مهدی، جز عیسی وجود ندارد.) مطالب و مباحث مختلفی را ذکر کرده است. او از قول برخی دانشمندان اهل سنت، از جمله احمد بن الحسین آبری، تواتر روایات نبوی را در باره امام مهدی(ع) یاد آور می شود و می گوید: «تواتر در این باره وجود دارد که آن حضرت از اهل بیت رسول خدا(ص) است و عیسی(ع) هنگام ظهور وی، خواهد آمد و در نماز به او اقتدا خواهد کرد.» )(22)(
وی در ادامه برای تأکید گفته آبری، روایات متعددی را از منابع اهل سنت ذکر کرده، هنگام تقسیم بندی این احادیث، تصریح دارد که اینها چهار دسته هستند: صحیح، حسن، غریب و موضوع.

به این ترتیب، تعدادی از احادیث امام مهدی(ع) را صحیح و حسن دانسته و آنها را دارای حجیت و قابل برای استدلال معرفی کرده است.

3. یحیی بن محمد حنبلی (م قرن دهم ه_ . ق)

وی در پاسخ به پرسشی درباره معتقدان به یک مدعی مهدویت و نیز در باره منکران اصل مهدویت چنین نوشته است:

«الْحَمْدُ لِلَّه اللَّهُمَّ اهْدِنِا لِمَا اخْتُلِفَ فِیهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِکَ! عقیده مذکور بدون شک، باطل است؛ چون مستلزم مخالفت و ردّ احادیث صحیحی است که از پیامبر(ص) رسیده و پیامبر(ص) در این احادیث از ظهور مهدی(ع) در آخر الزمان خبر داده و ویژگیهای شخصی مهدی(ع) و حوادث زمان ظهور را یاد کرده است. یکی از علائم مهم ظهور مهدی(ع) که کسی نمی تواند مدعی وقوع آن شود، فرود آمدن حضرت عیسی(ع) از آسمان و قرار گرفتن او در کنار مهدی(ع) و نمازگزاردن او پشت سر آن حضرت و همین طور خروج دجال و کشته شدن او است... و کسی که مهدی موعود(ع) را تکذیب کند، رسول خدا(ص) به کفر او خبر داده است.... » )(23)(

ج) عالمان حنفی و مهدویت

فصل چهارم: امام زمان(ع) از نگاه اهل سنت

امام مهدی(ع) از نگاه اهل سنت

ج) عالمان حنفی و مهدویت

تعدادی از عالمان و نویسندگان حنفی مذهب، در باره مهدویت و اعتقاد به مهدی آخرالزمان، نوشته ها و آثار خوب و ارزشمندی را از خود بر جای گذاشته اند. در پاره ای از موارد، افزون بر اصل اعتقاد به ظهور امام مهدی(ع) مانند شیعه به زنده بودن وی نیز معتقدند. اکنون دیدگاه چند نفر از دانشمندان حنفی مذهب در پی می آید:

1. ابن جوزی (م 650 ه_ . ق)

وی در کتاب معروفش، تذکره خواص الامه فی خصائص الائمه علیهم السلام، فصلی جداگانه به حضرت مهدی(ع) اختصاص داده و مباحث و موضوعات مختلفی در این باره نگاشته است و در آغاز این فصل می گوید:

«فصل فی ذکر الحجه المهدی هو محمد بن الحسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی الرضا و کنیته ابو عبد الله و ابو القاسم و هو الخلف الحجه صاحب الزمان.»

آن گاه روایاتی از منابع اهل سنت ذکر می کند که در آنها موضوعات مربوط به امام مهدی(ع) مطرح شده است. سپس ابن جوزی به دیدگاه امامیه در باره زنده بودن آن امام پرداخته، برخی دلایل شیعیان در این باره را یاد آور شده است. )(24)( از نوشته ابن جوزی چنین بر می آید که وی اعتقاد شیعه را در باره امام مهدی(ع) پذیرفته و آن را منطقی و قابل قبول دانسته است.

2. ابن طولون دمشقی (م 935 ه_ . ق)

وی در حدیث، فقه و تاریخ صاحب نظر و در بسیاری از موضوعات دارای آثار و نوشته هایی بوده است. او کتابی با نام الائمه الاشاعه دارد که بخشی را به الحجه المهدی اختصاص داده و در آن به بحث در باره امام عصر(ع) پرداخته است. در این اثر، بیشتر عقاید و اندیشه های شیعه درباره ولادت امام زمان(ع) و زنده بودن آن حضرت را نوشته است و هر چند با صراحت این عقاید را نپذیرفته است؛ ولی از لا به لای نوشته وی چنین بر می آید که به قبول آنها تمایل دارد. البته اظهار نظر صریح را به کتاب دیگرش با نام الهدی الی ماورد فی المهدی موکول کرده و ظاهرا از این نوشته هم اثری باقی نمانده است.

ابن طولون در کتاب الائمه اثنا عشر با احترام و تجلیل فراوان، اسامی امامان دوازده گانه شیعه را در اشعاری گنجانده است. )(25)(

3. عبدالوهاب شعرانی (م 973 ه_ . ق)

وی در باب 56 کتاب الیواقیت و الجواهر، نشانه های قیامت را در احادیث، ذکر می کند که از جمله آنها، خروج ولی عصر(ع) است. نکته قابل توجهی که وجود دارد، این است که وی با وجود حنفی بودن، به مانند شیعه معتقد است امام مهدی(ع) فرزند امام یازدهم(ع) و اکنون زنده و در قید حیات است و تا زمان ظهور عیسی(ع) نیز زنده خواهد ماند. به متن عبارت وی بنگرید:

«وی (امام مهدی(ع)) از فرزندان امام عسکری(ع) است و ولادتش در شب نیمه شعبان سال 255 ه_ . ق اتفاق افتاده و تا زمان آمدن عیسی(ع) زنده خواهد ماند.» )(26)(

بدین شکل، وی نه تنها آمدن و ظهور امام مهدی(ع) را در آخر الزمان از جمله موارد حتمی بر شمرده است؛ بلکه تولد آن حضرت و حیات ایشان را تا زمان ظهور قبول دارد و از این جهت، اندیشه و عقیده وی به عقیده شیعه بسیار نزدیک است.

4. ابو السرور حنفی (م قرن دهم ه_ . ق)

وی مفتی حنفیها در شهر مکه بوده است. جماعتی از مسلمانان هند از علمای آن زمان مکه استفتائاتی کرده و از آنان خواسته اند که نظرشان را درباره اعتقاد به یک مدعی مهدویت و نیز منکران مهدویت بنویسند. ابوالسرور در پاسخ، چنین گفته است:

«اعتقاد این طایفه زشت کردار باطل است و پوچ. باید با عقیده باطل و پیروان آن به سختی مبارزه کرد و این فکر یاوه را از مغز آنان در آورد؛ چون این عقیده مخالف است با احادیث صحیح و سنن صریح و متواتری که به وسیله راویان بسیار و اخبار فراوان رسیده است و آن احادیث و سنن همه می گوید که مهدی موعود(ع) که در آخرالزمان خروج می کند، همراه عیسی(ع) خواهد آمد و با کمک او، دجال را خواهد کشت. برای ظهور او، علامتهایی است؛ از جمله: خروج سفیانی و گرفته شدن ماه و خورشید در ماه رمضان بر خلاف معمول.» )(27)(

از این گفته به خوبی نگاه مذهب حنفی به موضوع امام مهدی(ع) آشکار و معلوم می شود که نه تنها آنان این فکر را قبول دارند؛ بلکه آن را مضمون احادیث صحیح و متواتر می دانند و این نکته بسیار مهمی است.

5. سلیمان بن ابراهیم قندوزی (م 1294 ه_ . ق)

وی که متولد شده در بلخ است، بیشتر تحصیلاتش را در همان دیار سپری کرد و ادامه تحصیلات را در بخارا گذراند. پس از آن به تصوف و عرفان روی آورد و از بزرگان صوفیه شد. بدین شکل، هم در مباحث نقلی و هم طریقی صاحب مقاماتی شد.

او کتاب ینابیع الموده را در مناقب و فضایل اهل بیت(ع) نگاشته و بخش عمده ای از آن را به مباحث مربوط به صاحب الزمان(ع) اختصاص داده است. وی آیات تفسیر و تأویل شده در باره آن حضرت را ذکر کرده و نیز روایات نقل شده درباره ایشان از نقل شده، از منابع مختلف ذکر کرده است. همین طور، احادیث خلفای دوازده گانه و تفسیرهایی که برای آنها شده را ذکر کرده و نقلهای موجود درباره ولادت ایشان را آورده است. همچنین وی آن دسته از علمای سنی مذهب را نام برده است که بر ولادت وی تصریح کرده اند. در بخش دیگر، کرامات و خارق عادتهایی را نقل کرده است که آن حضرت انجام داده و ملاقات کنندگان با ایشان را در دوره غیبت یاد آور شده است. )(28)(

از مجموع نوشته های وی چنین بر می آید که نویسنده درباره امام مهدی(ع) همانند شیعه می اندیشد و به ولادت و زنده بودن آن حضرت معتقد است.

6. ابو البرکات آلوسی (م 1371 ه_ . ق)

وی در کتاب غایه المواعظ در بخش شمارش نشانه های برپایی قیامت _ به مانند برخی دیگر از دانشمندان اهل سنت _ ظهور خاتم اوصیا(ع) را از جمله این نشانه ها دانسته و گفته است که قول صحیح تر نزد بیشتر عالمان و دانشمندان، ظهور و خروج امام مهدی(ع) است.

وی از قول ابن حجر هیثمی در الصواعق المحرقه نقل می کند که آیه (وَ اِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسَّاعَه) )(29)( درباره امام مهدی(ع) نازل شده است. آن گاه در ادامه می گوید که در باره آمدن امام زمان(ع)، احادیث و اخبار متعددی وارد شده و به همین مناسبت، تعدادی از این احادیث را ذکر کرده است. در باره سیر حکومتی که امام خواهد داشت، بحثهایی را مطرح کرده و به نظریات عالمان معروف اشاره کرده است. وی در پایان، با اشاره به اعتقاد شیعه درباره زنده بودن امام(ع) این باور را مردود می داند و آن را انکار می کند؛ البته دلیل خاصی برای این کار ارائه نکرده است. )(30)(

د) امام مهدی(ع) در نگاه مالکیان

فصل چهارم: امام زمان(ع) از نگاه اهل سنت

امام مهدی(ع) از نگاه اهل سنت

د) امام مهدی(ع) در نگاه مالکیان

علمای فرقه مالکی همانند دیگر عالمان مذاهب اسلامی، باور به ظهور و فرج ولی عصر(ع) را یکی از اعتقادات خود دانسته و بر آن تأکید ورزیده اند. این واقعیت در نوشته ها و آثار آنان کاملاً مشهود و واضح است. در دوره های مختلف، تصریح بر این عقیده در لا به لای کتابها و نوشته های آنها دیده می شود. اکنون برای نمونه به گزارشی از نوشته ها و گفته های برخی از دانشمندان برجسته این فرقه پرداخته می شود:

1. قرطبی مالکی (م 671 ه_ . ق)

او از جمله عالمان و نویسندگان معروف اهل سنت است. وی آثار علمی و مشهوری از خود بر جای گذاشته که مهم ترین آنها تفسیر الجامع لاحکام القرآن است. قرطبی در کتاب دیگرش با نام التذکره فی احوال الموتی و امور الآخره ابواب و فصولی را به بحث در باره امام مهدی(ع) اختصاص داده و با بیان احادیث متعددی از منابع اهل سنت، این موضوع را دنبال کرده و در توضیح برخی از این احادیث، مطالبی را درباره امام مهدی(ع) بیان داشته است. )(31)( البته نویسنده در تفسیر آیه 33 سوره توبه، در کتاب تفسیرش، مضمون آن آیه را که وعده خداوند بر غلبه دین اسلام است، بنا بر قولی منطبق بر عصر و زمان حضرت حجت(ع) دانسته است. )(2)(

2. ابن صباغ مالکی (م 855 ه_ . ق)

وی که از بزرگان فرقه مالکی در عصر و زمان خود بوده است، کتابی با نام الفصول المهمه فی معرفه احوال الائمه(ع) نگاشته و انگیزه تألیف آن را بیان شرح حال و مقامات ائمه دوازده گانه(ع) معرفی کرده است. او این نوشته را بنا بر درخواست برخی معاصران خود به سامان رسانده است. )(33)( وی در فصل دوازدهم این کتاب، شرح حال و خصوصیات امام زمان(ع) را ذکر کرده و در آن، مباحث مختلف و احادیث گوناگونی در باره امام مهدی(ع) آورده است. همچنین وعده رسول خدا(ص) به ظهور آن حضرت را اثبات کرده و از نسب آن بزرگوار سخن گفته است.

نکته قابل توجه در نوشته های این نویسنده آن است که به مانند برخی دیگر از عالمان اهل سنت، به ولادت امام عصر(ع) معتقد و بر این باور است که آن حضرت، اکنون زنده و در قید حیات است. )(34)(

3. محمد بن محمد بن الخطاب المالکی (م قرن دهم ه_ . ق)

وی در پاسخ به پرسشی در باره معتقدان به میّتی که مدعی مهدویت بوده و نیز درباره منکران مهدویت گفته است:

«عقیده طایفه یاد شده، در باره آن میّت درگذشته که او مهدی موعود است و باید در آخر الزمان ظهور کند، باطل و پوچ است؛ به سبب احادیث صحیحه ای که دلالت دارد بر وجود مهدی(ع) و خروج او و نیز حوادثی که در آستانه ظهور او اتفاق خواهد افتاد؛ همانند: ظهور سفیانی، فرو رفتن وی و لشکرش در زمین منطقه بیداء، کسوف خورشید در نیمه ماه رمضان و خسوف ماه در اول آن... و نیز به سبب احادیثی که دلالت بر این دارند که مهدی(ع) فرمانروای زمین خواهد شد و دجال، در روزگار وی ظهور خواهد کرد و دیگر علاماتی که هیچ کدام در دوره این شخص مرده ای که بدان اشاره شد، تحقق نیافته است.»

4. شیخ محمد الصبان (م 1307 ه_ . ق)

وی در کتاب اسعاف الراغبین، فصلی را به بحث درباره امام عصر(ع)، نسب ایشان و محل ظهور و نیز نشانه های خروج حضرت بیان داشته است. افزون بر ذکر روایاتی در این باره مطالب مختلفی در تأیید این موضوع از بزرگانی چون محی الدین عربی و شعرانی نقل می کند:

عربی در جمع بین روایاتی که ولی عصر(ع) را از نسل امام حسین(ع) می شمارد و روایاتی که آن حضرت را از نسل حضرت مجتبی(ع) می داند، مطالب متنوعی را بیان داشته است. )(35)(

5. محمد بن جعفر بن ادریس الکتانی المالکی (م 1345 ه_ . ق)

وی در کتاب نظم المتناثر من الحدیث المتواتر، احادیث متواتری را جمع آوری کرده و روایات مربوط به امام مهدی(ع) را از جمله آنها دانسته است. او با استناد به سخنان و گفته های دانشمندان معروف اهل سنت بر تواتر این احادیث پای می فشارد و معتقد است که آمدن و ظهور امام زمان(ع) بر اساس این احادیث و نیز وعده هایی که در آنها داده شده است، از ضروریات و موارد حتمی است. )(36)(






1- . برای روشن شدن بیشتر موضوع مراجعه شود به: ضحی الاسلام، احمد امین، ج 3، ص 243 و ذهنیت مستشرقین، عبدالحسین فخار، ص 59.
2- . مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول، طلحه شافعی، ص 151 - 162.
3- . البیان فی اخبار صاحب الزمان، گنجی شافعی، مقدمه.
4- . البیان فی اخبار صاحب الزمان، گنجی شافعی، مقدمه ، ص 97.
5- . النهایه فی الفتن و الملاحم، ابن کثیر، ج 1، ص 24.
6- . النهایه فی الفتن و الملاحم، ابن کثیر، ج 1، ص 28.
7- . النهایه فی الفتن و الملاحم، ابن کثیر، ج 1، صص 26 و 28.
8- . شرح المقاصد، تفتازانی، ص 312.
9- . شرح المقاصد، تفتازانی، ص 312
10- . شرح المقاصد، تفتازانی ، ص 313.
11- . الحاوی للفتاوی، سیوطی، ج 2، ص 165 و 166.
12- . الجامع الصغیر، همو، ص 552 و 553.
13- . محمد بن حسین بن ابراهیم آبری است که پیشوا، حافظ و محدث بود و در مناقب شافعی کتاب دارد و در سال 363 ه_ . ق وفات کرده است. سیر اعلام النبلاء، ج 16، ص 299.
14- . لدّ با ضمه و تشدید، جمع الد: روستایی است نزدیک بیت المقدس از نواحی فلسطین که عیسی(ع) در درب آن، دجال را خواهد کشت؛ مراصد الاطلاع، ج 3، ص 1202.
15- . الصواعق المحرقه، هیثمی، ص 167
16- . الصواعق المحرقه، هیثمی ، ص 208.
17- . به نقل از: البرهان فی علامات مهدی آخر الزمان، متقی هندی، ج 2، ص 872 و 873.
18- . الفتاوی الحدیثیه، ابن حجر هیثمی، ص 37 و الامام المهدی عند اهل السنه، فقیه ایمان، ص377 و 378.
19- . احادیث المهدی(ع) من مسند احمد بن حنبل، سید محمد جواد حسینی جلالی.
20- . المنار المنیف فی الصحیح و الضعیف، شمس الدین بن قیم جوزیه، ص 141.
21- . المنار المنیف فی الصحیح و الضعیف، شمس الدین بن قیم جوزیه، ص 141
22- . المنار المنیف فی الصحیح و الضعیف، شمس الدین بن قیم جوزیه،ص 142 و 143.
23- . البرهان فی علامات صاحب الزمان، متقی هندی، ج 2، ص 875 و 876.
24- . تذکره الخواص، ابن جوزی، ص 325.
25- . الامام المهدی عند أهل السنه، فقیه ایمانی، ج 1، ص 403 و 405.
26- . الیواقیت و الجواهر، شعرانی، ج 2، باب 62، ص 562.
27- . البرهان فی علامات صاحب الزمان، متقی هندی، ج 2، ص 874.
28- . ینابیع الموده، قندوزی، ص 536 - 572.
29- . زخرف / 61.
30- . الامام المهدی عند أهل السنه، فقیه ایمانی، ج 2، ص 157 - 161.
31- . التذکره فی أحوال الموتی و امور الآخره، قرطبی، ج 2، ص 875.
32- . الجامع لأحکام القرآن، قرطبی، ج 4، ص 45.
33- . الفصول المهمه، ابن صباغ مالکی، ص 19.
34- . الفصول المهمه، ابن صباغ مالکی، ، ص 288.
35- . الامام المهدی(ع) عند اهل السنه، ج 2، ص 28 - 40.
36- . نظم المتناثر من الحدیث المتواتر، ص 144 - 146.




تاریخ و ساعت انتشار :
10:10:48 ~~~ 1400/07/12
دسته بندی :
از نگاه اهل سنت
با مهدی

«اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج»
tebyan12.nettebyan12.nettebyan12.nettebyan12.nettebyan12.nethttps://tebyan12.net/Kalamtebyan12.net

اظهار نظر در مورد امام مهدی(ع) از نگاه اهل سنت .::. پرتال تخصصی تبیان مهدویت

*
*
دانلود مستقیم