شنبه ، 02 مرداد 1400

پرتال تخصصی تبیان مهدویت

تبیان مهدویت ، بزرگترین پایگاه اینترنتی مهدویت

دابة الارض

دابة الارض
«خُروج دابةالارض» به معناي بيرون آمدن جنبنده زمين است. اين پديده هم در روايات شيعه و هم در روايات اهل سنّت، مورد اشاره قرار گرفته و از آن به عنوان «اَشراط السّاعة» و يکي از نشانه هاي نزديک شدن قيامت ياد شده است. [1] . آنچه که اين اتفاق را نزد شيعه مهم ساخته، رواياتي است که از «خروج دابةالارض» به عنوان رجعت اميرمؤمنان علي عليه السلام ياد کرده است.…
«خُروج دابةالارض» به معناي بيرون آمدن جنبنده زمين است. اين پديده هم در روايات شيعه و هم در روايات اهل سنّت، مورد اشاره قرار گرفته و از آن به عنوان «اَشراط السّاعة» و يکي از نشانه هاي نزديک شدن قيامت ياد شده است. [1] .

آنچه که اين اتفاق را نزد شيعه مهم ساخته، رواياتي است که از «خروج دابةالارض» به عنوان رجعت اميرمؤمنان علي عليه السلام ياد کرده است.

امام باقرعليه السلام فرموده است: «امام علي عليه السلام پس از ذکر اوصاف خود، فرمود:... من همان جنبنده اي هستم که با مردم سخن مي گويم...». «...اِنّي... وَالدَّابَّةُ الَّتي تُکَلِّمُ النَّاسَ» [2] .؛

شيخ طوسي رحمه الله روايتي از پيامبرصلي الله عليه وآله، نقل کرده که آن حضرت فرمود: «عَشْرٌ قَبلَ السَّاعَةِ لابُدَّ مِنْها: السُّفْياني وَالدَّجَّالُ وَالدُّخانُ وَالدَّابَةُ وَخُرُوجُ القائِمِ وَطُلُوعُ الشَّمْسِ مِنْ مَغْرِبِها وَنُزُولُ عيسي عليه السلام وَخَسفُ بِالمَشرِقِ وَخَسْفٌ بِجَزيرةِ العَرَبِ وَنارٌ تَخرُجُ مِنْ قَعْرِ عَدَنٍ تَسُوقُ الناسَ اِلَي المَحْشَرِ» [3] ؛ «به ناگزير ده چيز قبل از قيامت رخ خواهد داد: سفياني، دجّال، دود، دابة، خروج قائم، طلوع خورشيد از مغربش، نزول عيسي بن مريم عليه السلام، خسف به مشرق، خسف به جزيرةالعرب و آتشي که از قعر عدن خارج مي شود و مردم را به سوي محشر مي برد».

درباره ماهيت دابة و خروج او - بويژه در ميان اهل سنّت - سخن هاي فراواني گفته و احتمالات بسياري داده شده است. يکي از تفاسير معاصر نيز درباره دابةالارض نوشته است:

«دابة» به معناي جنبنده و «ارض» به معناي «زمين» است. بر خلاف آنچه برخي مي پندارند، دابه تنها به جنبندگان غيرانسان اطلاق نمي شود؛ بلکه مفهوم وسيعي دارد که انسان ها را نيز در بر مي گيرد؛ چنان که در آيه 6 سوره «هود» مي خوانيم: «وَما مِنْ دَابَّةٍ فِي الاَرْضِ اِلاَّ عَلَي اللَّهِ رِزْقُها...»؛ «هيچ جنبنده اي در زمين نيست مگر اينکه روزي او بر خدا است».

اما در مورد تطبيق اين کلمه، بناي قرآن بر اجمال و ابهام بوده و تنها وصفي که براي آن ذکر کرده اين است که با مردم سخن مي گويد و افراد بي ايمان را اجمالاً مشخص مي کند، ولي در روايات اسلامي و سخنان مفسران، بحث هاي فراواني در اين زمينه ديده مي شود. در يک جمع بندي مي توان آن را در دو تفسير خلاصه کرد.

1 . گروهي آن را يک موجود جاندار و جنبنده غيرعادي از غير جنس انسان، با شکل عجيب دانسته اند و براي آن عجايبي نقل کرده اند که شبيه خارق عادات و معجزه انبيا است. اين جنبنده در آخِرُالزّمان ظاهر مي شود و از کفر و ايمان سخن مي گويد و منافقان را رسوا مي سازد و بر آنها علامت مي نهد.

2 . جمعي ديگر به پيروي از روايات متعددي که در اين زمينه وارد شده، او را يک انسان مي دانند؛ يک انسان فوق العاده، يک انسان متحرک و جنبنده و فعّال که يکي از کارهاي اصلي اش جدا ساختن صفوف مسلمين از کفار و منافقان و علامت گذاري آنان است. حتي از بعضي روايات استفاده مي شود که عصاي موسي و خاتم سليمان، با او است. مي دانيم که عصاي موسي، رمز قدرت و اعجاز، و خاتم سليمان رمز حکومت و سلطه الهي است. بنابراين او يک انسان قدرتمند و افشاگر است.

در روايات متعددي، بر شخص اميرمؤمنان علي عليه السلام تطبيق شده است. (رجعت) در تفسير علي بن ابراهيم از امام صادق عليه السلام آمده است: «مردي به عمار ياسر گفت: آيه اي در قرآن است که فکر مرا پريشان ساخته و مرا در شک انداخته است! عمار گفت: کدام آيه؟ گفت: آيه «وَاِذا وَقَعَ القَوْلُ عَلَيْهِمْ اَخْرَجْنا لَهُمْ دابَةً مِنَ الاَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ...» [4] اين کدام جنبنده است؟ عمار گويد: به خدا سوگند من روي زمين نمي نشينم، غذا نمي خورم و آبي نمي نوشم تا «دابةُالاَرْض» را به تو نشان دهم. پس همراه آن مرد به خدمت حضرت علي عليه السلام آمد، در حالي که غذا مي خورد - هنگامي که چشم امام عليه السلام به عمار افتاد، فرمود: بيا، عمار آمد و نشست و با امام عليه السلام غذا خورد.

آن مرد سخت در تعجّب فرو رفت و با ناباوري به اين صحنه نگريست؛ چرا که عمار به او قول داده بود و قسم خورده بود که تا به وعده اش وفا نکند، غذا نخورد! گويي قول و قسم خود را فراموش کرده است!

هنگامي که عمار برخاست و با حضرت علي عليه السلام خداحافظي کرد، آن مرد رو به او کرد و گفت: عجيب است تو سوگند ياد کردي که غذا نخوري و آب ننوشي و بر زمين ننشيني، مگر اينکه «دابةالارض» را به من نشان دهي! عمار در جواب گفت: «من او را به تو نشان دادم اگر فهميدي». [5] .
پاورقي
[1] ر.ک: علل الشرايع، ج 1، ص 73؛ کتاب الغيبة، 266؛ و المناقب، ج 3، ص 102، و اهل سنّت ر.ک: بيضاوي؛ انوارالتنزيل و اسرار التأويل؛ ذيل آيه 82 سوره نمل، ابن کثير، تفسير القرآن العظيم، ج 6، ص 210.

[2] کليني، الکافي، ج 1، ص 198، ح 3.

[3] شيخ طوسي، کتاب الغيبة، ص436،ح426.

[4] نمل (27)، آيه 82.

[5] تفسير نمونه، ج 15، ص 553 - 551.
تاریخ و ساعت انتشار :
22:19:48 ~~~ 1399/11/08
دسته بندی :
مهدی و خروج
با مهدی

«اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج»

اظهار نظر در مورد دابة الارض .::. پرتال تخصصی تبیان مهدویت

*
*