شنبه ، 02 مرداد 1400

پرتال تخصصی تبیان مهدویت

تبیان مهدویت ، بزرگترین پایگاه اینترنتی مهدویت

اعجاز در توقيعات

اعجاز در توقيعات
چگونگي ارتباط نواب خاصّ امام زمان عليه السلام با مقام شامخ امامت در صدور توقيعات هر چند به طور دقيق روشن نيست؛ اما بدون شک بسياري از اين توقيعات، به گونه اي معجزه آسا صادر شده است؛ به نحوي که قاطعانه مي توان گفت: صدور آنها به نحو عادي و از شخص معمولي صورت نگرفته است. به عنوان نمونه نقل شده است: «محمدبن فضل موصلي» شيعه بود؛ ولي نيابت «حسين…
چگونگي ارتباط نواب خاصّ امام زمان عليه السلام با مقام شامخ امامت در صدور توقيعات هر چند به طور دقيق روشن نيست؛ اما بدون شک بسياري از اين توقيعات، به گونه اي معجزه آسا صادر شده است؛ به نحوي که قاطعانه مي توان گفت: صدور آنها به نحو عادي و از شخص معمولي صورت نگرفته است.

به عنوان نمونه نقل شده است: «محمدبن فضل موصلي» شيعه بود؛ ولي نيابت «حسين بن روح» را قبول نداشت. روزي هنگام بحث با يکي از دوستانش - حسن بن علي وجنا - و بنا به پيشنهاد او، براي آزمودن نايب امام، مطلبي را کاملاً محرمانه با هم توافق کردند و حسن بن علي وجنا کاغذي از دفتر موصلي جدا کرد و قلمي تراشيد. سپس با آن بدون مرکب، مطالبي را بر روي آن ورقه نوشت و آن کاغذ سفيد را مهر کرد و به وسيله خدمتکار نزد حسين بن روح فرستاد.

ظهر همان روز - درحالي که محمدبن فضل مشغول غذا خوردن بود - جواب نامه وارد شد که فصل به فصل در همان ورقه ارسالي، جواب ها با مرکب نوشته شده بود. محمد بن فضل در حالي که سخت تحت تأثير قرار گرفته بود، همراه با حسن بن وجنا به محضر حسين بن روح وارد شدند و از وي عذرخواهي کردند. [1] .

اين معجزه در مرحله صدور توقيع بود. در متن توقيعات نيز موارد فراواني از معجزات به چشم مي خورد که بيشتر به صورت اخبار غيبي از حوادث آينده، اتفاقات پنهاني، شفاي بيماران و مانند آن مي باشد.

يک نمونه از اين توقيعات، زماني صادر شد که در مورد وکلا و نمايندگان حضرت، نزد خليفه غاصب وقت سعايت شده بود. خليفه براي شناسايي و دستگيري آنان، دستور داد افراد ناشناسي را همراه با پول نزد آنان به جاسوسي بفرستند و اگر کسي از آنها چيزي پذيرفت، او را دستگير کنند!

حضرت ولي عصرعليه السلام در توقيعي خطاب به کليه وکلا، فرماني صادر فرمود مبني بر اينکه: از هيچ کس و تحت هيچ شرايطي چيزي نپذيرند و از گرفتن هرگونه چيزي خودداري کنند و خود را بي اطلاع نشان دهند. مرحوم کليني اين واقعه را در کتاب شريف الکافي اين گونه بيان کرده است:

حسين بن حسن علوي گويد: «مردي از نديمان روز حسني و مرد ديگري که همراه او بود، به او گفتند: اينک او (صاحب الزّمان) اموال مردم را [به عنوان سهم امام عليه السلام] جمع مي کند و وکلايي دارد. پس وکلاي آن حضرت را که در اطراف پراکنده بودند، نام بردند.

اين خبر به گوش عبيداللّه بن سليمان وزير رسيد؛ وي همت گماشت که وکلا را بگيرد.

سلطان گفت: جست وجو کنيد و ببينيد خود اين مرد کجا است؛ زيرا اين کار سختي است؟ عبيداللّه بن سليمان گفت: وکلا را مي گيريم. سليمان گفت: نه، بلکه اشخاصي را که نمي شناسند، به عنوان جاسوس با پول نزد آنان مي فرستيم. هر کس از آنها پولي قبول کرد، او را مي گيريم.

از حضرت ولي عصرعليه السلام نامه رسيد که: به همه وکلا دستور داده شود: از هيچ کس چيزي نگيرند و از گرفتن سهم امام خودداري کنند و خود را به بي خبري زنند. مردي ناشناس به عنوان جاسوس نزد محمدبن احمد آمد و در خلوت به او گفت: مالي همراه دارم که مي خواهم آن را برسانم.

محمد گفت: اشتباه کردي؛ من از اين موضوع خبري ندارم. او همواره مهرباني و حيله گري مي کرد و محمد خود را به ناداني مي زد». [2] .

در ماجراي ديگري حضرت ولي عصرعليه السلام، با صدور دستوري از زيارت کاظمين و کربلا نهي کرد. پس از چندماه معلوم شد خليفه در آن موقع، دستور داده بود که هر کس به زيارت رود، در کمينش باشند و او را دستگير کنند. [3] .

2-2. کتابت بيشتر توقيعات به خط مبارک حضرت مهدي عليه السلام

به تصريح عده اي از راويان و ناقلان توقيعات، برخي از اين نوشته ها به خط شريف آن حضرت نوشته شده است. در ذيل به نمونه هايي از آن اشاره مي شود:

الف. شيخ طوسي رحمه الله به نقل از راوي يک توقيع، اين جمله را در کتاب خود نقل کرده است: «فَوَرَدَ جَوَابُ کِتابِهم بِخَطِّهِ عَلَيهِ وَعَلَي آبائِهِ السَّلام...»؛ «در جواب نوشته آنان به خط امام زمان عليه السلام وارد شد که: به نام خداوند بخشنده مهربان؛ خداوند ما و شما را از گمراهي و فتنه ها سلامت بخشد و به ما و شما روح يقين عطا کند و ما و شما را از عاقبت بد پناه دهد...». [4] .

ب. شيخ صدوق رحمه الله نقل کرده است: «محمدبن عثمان العمري - قدس اللّه روحه - يقول: خَرَجَ تَوقِيعٌ بِخَطِّهِ نَعْرِفُهُ...»؛ [5] محمدبن عثمان عمري مي گويد: توقيعي به خطي که ما آن را مي شناختيم، خارج شد [و مشتمل بر اين مسأله بود که] هر کس مرا در ميان جمعي از مردم، به اسم خود نام ببرد، پس لعنت الهي بر او باد».

ج. وي همچنين نقل کرده است: اسحاق بن يعقوب گويد: از محمدبن عثمان عمري خواهش کردم جواب نامه اي را که در آن از مسائل مشکلي پرسش کرده بودم، به من برساند. پس در توقيع و به خط مولايمان صاحب الزّمان عليه السلام وارد شده بود که: «اما آنچه درباره آن پرسيدي - که خدايت هدايت کند و پايدارت بدارد - راجع به امر منکران من از خاندان و عموزادگان خودم؛ بدان که ميان خدا و کسي خويشاوندي نيست و هرکس مرا منکر باشد، از من نيست و راه او راه فرزند نوح عليه السلام است اما راه عمويم جعفر و فرزندانش، راه برادران يوسف است...». [6] .

عبارات ياد شده بيانگر اين مطلب است که بزرگان محدثين، اطمينان داشته اند توقيعات و يا حداقل بيشتر آنها، به خط خود حضرت نگاشته شده است.

با توجّه به اينکه در طول مدت نيابتِ سفيران چهارگانه، اين توقيعات به طور يکنواخت صادر مي شد؛ شيوه اي کاملاً مطمئن براي يقين به صدور آنها از ناحيه امام عليه السلام بود و راه را به کلي براي افراد فرصت طلب و مغرض مي بست که هرگز نتوانند نامه اي جعلي به نام آن حضرت فراهم آورند و مردم را فريب دهند.

البته تنها افرادي خاصّ و مورد اعتماد، توقيعات را به خط امام مشاهده مي کردند؛ سپس از روي آنها نسخه برداري و رونويسي کرده يا مضمون آنها را به ذهن مي سپردند. بعضي از اين توقيعات نيز بنا بر اقتضاي مصلحت، در بين عموم شيعيان منتشر مي شد. همه توقيعات حضرت مهدي عليه السلام به وسيله نواب خاصّ آن حضرت در طول غيبت صغري، براي افراد ظاهر مي شد و ارتباط کتبي با حضرتش منحصراً از طريق آنان امکان پذير بود؛ به صورتي که حتي وکلاي آن حضرت نامه هاي خود و ديگران را نزد نايب امام مي فرستادند و از او پاسخ دريافت مي کردند. اساساً فلسفه نيابت خاصه نيز همين است؛ وگرنه چنانچه هر کسي مي توانست به شرف گرفتن توقيع نايل آيد، ديگر چه نيازي به نايب خاصّ بود.
پاورقي
[1] کتاب الغيبة، ص 315، ح 264.

[2] الکافي، ج 1، ص 525، ح 30.

[3] همان، ح 31.

[4] همان، ص 285.

[5] کمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 160، ح 3.

[6] همان، ج 2، ص 160، ح 4.
تاریخ و ساعت انتشار :
22:19:48 ~~~ 1399/11/08
دسته بندی :
مهدی وتوقیع
با مهدی

«اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج»

اظهار نظر در مورد اعجاز در توقيعات .::. پرتال تخصصی تبیان مهدویت

*
*