شنبه ، 02 مرداد 1400

پرتال تخصصی تبیان مهدویت

تبیان مهدویت ، بزرگترین پایگاه اینترنتی مهدویت

تشرف سيد بحرالعلوم (ره)

تشرف سيد بحرالعلوم (ره)
سيد بحرالعلوم (ره) به قصد تشرف به سامرا تنها به راه افتاد.در بين راه راجع به اين مساله، كه گريه بـر امـام حسين عليه السلام گناهان را مى آمرزد، فكر مى كرد.همان وقت متوجه شد كه شخص عربى كه سـوار بـر اسـب اسـت بـه او رسـيد و سلام كرد. بعد پرسيد: جناب سيد درباره چه چيز به فكر فرو رفتهاى؟ و در چه انديشهاى؟ اگر مساله علمى است بفرماييد شايد…
سيد بحرالعلوم (ره) به قصد تشرف به سامرا تنها به راه افتاد.در بين راه راجع به اين مساله، كه گريه بـر امـام حسين عليه السلام گناهان را مى آمرزد، فكر مى كرد.همان وقت متوجه شد كه شخص عربى كه سـوار بـر اسـب اسـت بـه او رسـيد و سلام كرد. بعد پرسيد: جناب سيد درباره چه چيز به فكر فرو رفتهاى؟ و در چه انديشهاى؟ اگر مساله علمى است بفرماييد شايد من هم اهل باشم؟ سـيـد بـحرالعلوم فرمود: در اين باره فكر مىكنم كه چطور مىشود خداى تعالى اين همه ثواب به زائريـن و گريه كنندگان بر حضرت سيدالشهداء عليه السلام مىدهد، مثلا در هر قدمى كه در راه زيارت بـرمـىدارد، ثواب يك حج و يك عمره در نامه عملش نوشته مىشود و براى يك قطره اشك تمام گناهان صغيره و كبيرهاش آمرزيده مىشود؟ آن سوار عرب فرمود: تعجب نكن! من براى شما مثالى مى آورم تا مشكل حل شود.


سـلـطـانـى بـه همراه درباريان خود به شكار مى رفت.در شكارگاه از همراهيانش دور افتاد و به سـخـتى فوق العادهاى افتاد و بسيار گرسنه شد.خيمهاى را ديد و وارد آن خيمه شد.در آن سياه چـادر، پيرزنى را با پسرش ديد.آنان در گوشه خيمه عنيزهاى داشتند (بز شيرده) و از راه مصرف شير اين بز، زندگى
خود را مى گرداندند.وقـتى سلطان وارد شد، او را نشناختند، ولى به خاطر پذيرايى از مهمان، آن بز را سر بريده و كباب كردند، زيرا چيز ديگرى براى پذيرايى نداشتند.سلطان شب را همان جا خوابيد و روز بعد، از ايشان جدا شد و به هر طورى كه بود خود را به درباريان رسانيد و جريان را براى اطرافيان نقل كرد.در نـهـايت از ايشان سؤال كرد: اگر بخواهم پاداش ميهمان نوازى پيرزن و فرزندش را داده باشم، چه عملى بايد انجام بدهم؟ يكى از حضار گفت: به او صدگوسفند بدهيد.ديگرى كه از وزراء بود، گفت: صد گوسفند و صد اشرفى بدهيد.يكى ديگر گفت: فلان مزرعه را به ايشان بدهيد.سـلطان گفت: هر چه بدهم كم است، زيرا اگر سلطنت و تاج و تختم را هم بدهم آن وقت مقابله به مثل كرده ام.چون آنها هر چه را كه داشتند به من دادند.من هم بايد هرچه را كه دارم به ايشان بدهم تا سر به سر شود.بعد سوار عرب به سيد فرمود: حالا جناب بحرالعلوم، حضرت سيدالشهداء عليه السلام هر چه از مال و منال و اهـل و عـيـال و پـسر و برادر و دختر و خواهر و سر و پيكر داشت همه را در راه خدا داد پس اگر خـداونـد بـه زائرين و گريه كنندگان آن همه اجر و ثواب بدهد، نبايد تعجب نمود، چون خدا كه خـدائيش را نمىتواند به سيدالشهداء عليه السلام بدهد، پس هر كارى كه مىتواند، انجام مىدهد، يعنى با صـرف نظر از مقامات عالى خودش، به زوار و گريه كنندگان آن حضرت، درجاتى عنايت مى كند.در عين حال اينها را جزاى كامل براى فداكارى آن حضرت نمى داند.چون شخص عرب اين مطالب را فرمود، از نظر سيد بحرالعلوم غايب شد .

منبع:

كتاب العبقرى الحسان که داراى پنج بخش است كه جلد اول آن سه بخش و جلد دوم دو
بخش است. مطالب ارائه شده مربوط به جلد اول، بخش دوم (المسك الاذفر) و جـلـد
دوم، بـخـش اول (الـيـاقوت الاحمر) مىباشد.
تاریخ و ساعت انتشار :
22:19:48 ~~~ 1399/11/08
دسته بندی :
تشرفات به حضرت
با مهدی

«اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج»

اظهار نظر در مورد تشرف سيد بحرالعلوم (ره) .::. پرتال تخصصی تبیان مهدویت

*
*