0%
شنبه ، 08 بهمن 1401

پرتال تخصصی تبیان مهدویت

تبیان مهدویت ، بزرگترین پایگاه اینترنتی مهدویت

مولای مهربانم

مولای مهربانم
مولای مهربانم … بیاید در واپسین لحظات آخرین جمعه ماه مبارک رمضان پاسخ تمام؛ اللهم عجل لولیک الفرج‌ هایمان را بدهید…
حیف نیست این آقای بزرگوار رو انسان اذیتش کنه؟ چه مولای مهربانی داریم ما. با بهترین رفیقت 4 مرتبه بی محبتی کنی، بهت میگه برو خجالت بکش چقدر رو داری تو ….

از وقتی مکلف شده ام روزی نمی گذره که گناه می کنم معصیت می کنم پروندمم عرضه می کنم…
مولای مهربانم … بیاید در واپسین لحظات آخرین جمعه ماه مبارک رمضان پاسخ تمام؛ اللهم عجل لولیک الفرج‌ هایمان را بدهید…
حیف نیست این آقای بزرگوار رو انسان اذیتش کنه؟ چه مولای مهربانی داریم ما. با بهترین رفیقت 4 مرتبه بی محبتی کنی، بهت میگه برو خجالت بکش چقدر رو داری تو ….

از وقتی مکلف شده ام روزی نمی گذره که گناه می کنم معصیت می کنم پروندمم عرضه می کنم خدمت یوسف فاطمه، دل آقا از گناهان من می گیره… یه مرتبه ام نگفته بی حیا برو خجالت بکش….باز هم میگه بیاید رو تونو ازما برنگردونید… در هر حالی هستید متوجه ما باشید… ما براتون دعا میکنیم، ما مولای مهربانی هستیم.

اومدی جلوش وایستادی هر چی از دهنت دراومد گفتی؟ امام حسن گفت: چی شده؟ چرا ناراحتید شما؟ غریبین گرسنه اید میخواین براتون غذایی بیاوریم میل کنید؟ که آروم بگیرین؟ اینا مگه اوصاف امام ما نیست؟ مگه اوصاف مولای ما نیست؟ خب یه سوال خیلی ساده بکنم. کسی که چنین مولایی داشته باشه، در به در میشه؟ کسی که چنین مولایی داشته، نگرانه؟ مضطربه؟ پس ببینید من چنین مولایی را در حافظه دارم نه در وجود.

اون رفیقه ای که گفتم رفیقی دارم که نمیدونم پولدار است اعتبار دارد چه و چه؟ یادتونه مثال زدیم اون اول؟ من به اون معرفتم بیشتره تا به امام زمان چون به محض اینکه برام مشکل پیش میاد ذهنم میره سمت اون آدم میگم وضع مالیش خوبه، اصلا نمیره سراغ امام زمان، شماره او میاد تو حافظم آهان شمارشم اینه. اصلا این تو ذهنم نمیاد رو به قبله بیستم و بگم یَا أَیُّهَا الْعَزِیزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا درسته؟


مولای مهربانم – بغض در گلو

بغض در گلو…
پلک بسته ام…
عصر جمعه است، دلشکسته ام…
از وصال تو دل نمیکنم تنها ولی،کرده خسته ام…
آقا…
بی تو از جهان، دل گسسته ام…
حرف این و آن کرده خسته ام…
مثل سینه ام پر ز لاله اند
کوه و دشت و لوت میخ و سنگ و چوب…
طور دیگریست جمعه غروب…
توی شهر ما شهر کینه ها توی آسمان توی سینه ها…
دود و دود و دود زودتر بیا…
شهریار من زود زود زود…
شهسوار من، دلشکسته ام…
مینهم دگر سر به کوه و دشت…
شنبه ای رسید جمعه هم گذشت….
تاریخ و ساعت انتشار :
02:54:49 ~~~ 1401/01/08
دسته بندی :
منابر مهدوی
با مهدی

بنر های حاشیه پست

اظهار نظر در مورد مولای مهربانم .::. پرتال تخصصی تبیان مهدویت

*
*
دانلود مستقیم