0%
دوشنبه ، 03 آبان 1400

پرتال تخصصی تبیان مهدویت

تبیان مهدویت ، بزرگترین پایگاه اینترنتی مهدویت

غیبت امام زمان(ع) در اندیشه امام صادق(ع)

غیبت امام زمان(ع) در اندیشه امام صادق(ع)
مقدمه
فرصت طلایی عصر حضرت صادق(ع) از نظر اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، فرصتی استثنایی برای ترویج فرهنگ اهل بیت(ع) بود.آن بزرگوار نیز به خوبی از این موقعیت استفاده کرد )(1)( و علوم گوناگون را به شاگردانش تعلیم داد؛ از جمله مسائلی را که آن جناب به خوبی بیان و تثبیت نمود، مسئله غیبت امام مهدی(ع) و مسائل مربوط به مهدویت بود.

آنچه پیش رو دارید، نگاهی به غیبت ولی عصر(ع) در اندیشه…
مقدمه
فرصت طلایی عصر حضرت صادق(ع) از نظر اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، فرصتی استثنایی برای ترویج فرهنگ اهل بیت(ع) بود.آن بزرگوار نیز به خوبی از این موقعیت استفاده کرد )(1)( و علوم گوناگون را به شاگردانش تعلیم داد؛ از جمله مسائلی را که آن جناب به خوبی بیان و تثبیت نمود، مسئله غیبت امام مهدی(ع) و مسائل مربوط به مهدویت بود.

آنچه پیش رو دارید، نگاهی به غیبت ولی عصر(ع) در اندیشه بلند امام به حق ناطق، حضرت صادق(ع) است.

الف) تثبیت اصل مهدویت

اصل مهدویت و ظهور امامی که جهان را پر از عدل و داد کند، از مسلّمات دین اسلام و اتفاق بین همه مسلمانان است. پیامبر اکرم(ص) و جانشینان پس از او، از جمله امام ششم(ع) تلاشهای بسیاری برای به وجود آمدن چنین اتفاقی انجام دادند که به دو نمونه اشاره می شود:

1. ابان بن عثمان از امام صادق(ع) نقل کرده است که پیامبر اکرم(ص) در حدیثی به علی(ع) فرمود: «کانَ جَبْرَئِیلُ(ع) عِنْدِی آنِفا وَ أخْبَرَنِی أنَّ الْقائِمَ الَّذِی یَخْرُجُ فِی آخِرِ الزَّمانِ فَیَمْلاَءُ الأرْضَ عَدْلاً کَما مُلِئَتْ ظُلْما وَجَوْرا مِنْ ذُرِّیَتِکَ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ؛ )(2)( جبرئیل(ع) همین الآن نزد من بود و به من خبر داد قائمی که در آخرالزمان قیام می کند و زمین را پر از عدل می کند همچنان که از ظلم و ستم پر شده است، از نسل تو از فرزندان حسین(ع) است.»

2. معاویه بن عمّار از حضرت صادق(ع) از رسول خدا(ص) نقل می کند که آن حضرت فرمود: «اِنَّ جَبْرَئِیلَ(ع) أَتانِی فَأَقْرَأَنِی مِنْ رَبِّیَ السَّلامَ وَقالَ یا مُحَمَّدُ... وَمِنْکُمُ الْقائِمُ یُصَلِّی عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ خَلْفَهُ اِذا اَهْبَطَهُ اللّهُ اِلَی الاَْرْضِ مِنْ ذُرِّیَّهِ عَلِیٍّ وَفاطِمَهَ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ(ع)؛ )(3)( همانا جبرئیل(ع) نزد من آمد و سلام پروردگارم را به من رساند و فرمود: ای محمد!... قائم از شماست که عیسی بن مریم(ع) پشت سر او نماز می گذارد، آن زمانی که خداوند او را [از آسمان] به سوی زمین فرود آورد. [او] از نسل علی و فاطمه و از فرزندان حسین(ع) است.»

ب) حکم منکران مهدی(ع)
با همه اتفاقی که بین مسلمین درباره حضرت مهدی(ع) وجود دارد، بوده اند و هستند کسانی که گاه مسئله مهدویت و اقرار به امامت آن حضرت را انکار می کنند. حضرت صادق(ع) پیش از ولادت امام زمان(ع) حکم منکران او را بیان کرده است:

صفوان بن مهران از امام ششم(ع) نقل می کند که آن حضرت فرمود: «مَنْ أقَرَّ بِجَمِیعِ الأئِمَّهِ وَجَحَدَ الْمَهْدِیَّ کانَ کَمَنْ أقَرَّ بِجَمِیعِ الأنْبِیاءِ وَجَحَدَ مُحَمَّدا نُبُوَّتَهُ؛ )(4)( کسی که به همه امامان اقرار کند و مهدی را انکار کند، مانند کسی است که به همه پیامبران اقرار کند و نبوت محمد(ص) را انکار کند.»

درروایت دیگری غیاث از امام جعفر بن محمد (ع) از رسول خدا(ص) نقل کرده است که آن حضرت فرمود: «مَنْ أنْکَرَ الْقائِمَ مِنْ وُلْدِی فِی زَمانِ غَیْبَتِهِ ماتَ مِیتَهً جاهِلِیَّهً؛ )(5)( کسی که قائم از فرزندان مرا در زمان غیبتش انکار کند، به مرگ جاهلی می میرد.» یعنی نامسلمان از دنیا می رود؛ چنان که نشناختن امام هر زمان، طبق روایت معروف بین فریقین: «مَنْ ماتَ وَلَمْ یَعْرِفْ اِمامَ زَمانِهِ ماتَ مِیتَهً جاهِلِیَّهً» )(6)( باعث مرگ جاهلی است.

نکته اضافه در روایت فوق، انکار آن حضرت در دوران غیبت است که دامن جمع زیادی را می گیرد؛ همانهایی که اصل ظهور و آمدن آن حضرت را قبول دارند؛ امّا تولد، حیات و غیبت او را انکار می کنند.

ج) تأکید بر وقوع غیبت

از مسائلی که سخت کوشیده اند تا پیش از ولادت حضرت، شیعه را برای آن آماده کنند، مسئله دوران غیبت امام زمان(ع) است. از شخص پیامبر اکرم(ص) گرفته تا امامان بعدی بر این مسئله تأکید کرده اند؛ اما حضرت صادق(ع) با توجّه به فرصتی که برای او پیش آمد، بیش از امامان دیگر مسئله غیبت و طولانی بودن و سخت بودن آن را گوشزد فرمود:

1. غیبت، حتمی است

زراره از امام صادق(ع) نقل کرده استکه فرمود: «اِنَّ لِلْقائِمِ غَیْبَهً قَبْلَ أَنْ یَقُومَ قُلْتُ وَلِمَ قالَ اِنَّهُ یَخافُ وَاَوْمَأَ بِیَدِهِ اِلی بَطْنِهِ یَعْنِی الْقَتْلَ؛ )(7)( به راستی برای قائم، غیبتی است پیش از اینکه قیام کند. عرض کردم: چرا [غائب می شود]؟ فرمود: به ترسی که دارد. و با دستش به شکم خویش اشاره کرد؛ یعنی [به سبب] کشته شدن.»

البته منظور این نیست که حضرت از مرگ ترس دارد که بر اولیای الهی چنین ترسی راه ندارد؛ بلکه ترس از این دارد که با کشته شدن او، داستان عدل جهانی و آرزوی همیشگی بشر تحقق نیابد.

2. غیبت، امتحان سنگین

مفضّل بن عمر» از حضرت صادق(ع) نقل می کند که آن بزرگوار فرمود: «أما وَاللّهِ لَیَغِیبَنَّ اِمامُکُمْ سِنِینا مِنْ دَهْرِکُمْ وَلَتُمَحَّصُنَّ حَتّی یُقالَ ماتَ قُتِلَ هَلَکَ بِأَیِّ وادٍ سَلَکَ وَلَتَدْمَعَنَّ عَلَیْهِ عُیُونُ الْمُؤْمِنِینَ وَلَتُکْفَؤُنَّ کَما تُکْفَأُ السُّفُنُ فِی اَمْواجِ الْبَحْرِ؛ به خدا سوگند! امام شما سالیانی از روزگارتان غیبت کند و حتما آزمایش می شوید تا آنجا که گفته شود: او مرده [یا] کشته [و یا] هلاک شده [و] به کدام وادی رفته است؟ و چشمان مؤمنان بر او بگرید و واژگون شوید، چنان که کشتیها در امواج دریا واژگون شوند.»

«فَلا یَنْجُوا ألاَّ مَنْ أخَذَ اللّهُ مِیثاقَهُ وَکَتَبَ فِی قَلْبِهِ الأیمانَ وَ أیَّدَهُ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ لَتُرْفَعَنَّ إثْنَتا عَشْرَهَ رایَهً مُشْتَبِهَهً لا یُدْری أیٌّ مِنْ اَیٍّ قالَ فَبَکَیْتُ؛ و نجات نیابد [از این امتحان]، مگر کسی که خدا از او پیمان گرفته و در قلبش ایمان را نقش کرده و او را با روحی از جانب خود مؤیّد کرده باشد و دوازده پرچم مشتبه بر افراشته شود که هیچ یک از دیگری باز شناخته نشود. [راوی] گوید: من گریستم.»
آن گاه حضرت فرمود: «چرا گریه می کنی؟» گفتم: «چگونه نگریم در حالی که شما می گویید: دوازده پرچم مشتبه که هیچ یک از دیگری باز شناخته نشود، وجود دارد. پس ما چه کنیم؟» راوی گوید که امام به پرده آفتاب که به داخل صفه تابیده بود، نگاه کرد و فرمود: «ای ابا عبد اللّه! آیا این آفتاب را می بینی؟» گفتم: «آری.» فرمود: «به خدا سوگند! امر ما از این آفتاب روشن تر است.» )(8)(

هانی تمّار می گوید که امام صادق(ع) فرمود: «اِنَّ لِصاحِبِ هذا الأمْرِ غَیْبَهً الْمُتَمَسِّکُ فِیها بِدِینِهِ کَالْخارِطِ لِلْقَتادِ... ثُمَّ قالَ اِنَّ لِصاحِبِ هذا الأمْرِ غَیْبَهً فَلْیَتَّقِ اللّهَ عَبْدٌ وَلْیَتَمَسَّکْ بِدِینِهِ؛ )(9)( به راستی برای صاحب این امر، غیبتی است که پایبند به آن مانند کسی است که دستش را بر روی شاخه درخت خار کشد... آن گاه فرمود: برای صاحب این امر، غیبتی است و بنده باید تقوای الهی پیشه سازد و متمسک به دینش باشد.»

3. غیبت، خواب را از متدینان می گیرد

دوران غیبت به قدری دشوار است که خواب و آرامش را از متدیّنان می گیرد و شب و روز باید ناله بکنند. حضرت صادق(ع) در حالی که هنوز امام مهدی(ع) متولد نشده است، برای دوران غیبت او این چنین ناله می زند: «سَیِّدِی غَیْبَتُکَ نَفَتْ رُقادِی وَضَیَّقَتْ عَلَیَّ مِهادِی وَابْتَزَّتْ مِنِّی راحَهَ فُؤادِی سَیِّدِی غَیْبَتُکَ أوْصَلَتْ مُصابِی بِفَجائِعِ الأبَدِ؛ آقای من! غیبت تو خواب را از دیدگانم ربُوده وبسترم را بر من تنگ ساخته و آسایش قلبم را از من سلب کرده است. ای آقای من! غیبت تو اندوه مرا به فجایع ابد پیوند داده است.»

سدیر می گوید: در چنین حالی که امام صادق(ع) را آن گونه دیدیم، عقل از سرمان پرید و از شدّت جزع قلوبمان چاک چاک شد... و گفتیم: «ای فرزند بهترین خلایق! چشمانت گریان مباد! از چه حادثه ای اشکتان روان و سرشک از دیدگان شما، ریزان است؟»

حضرت صادق(ع) نفس عمیقی کشید که بر اثر آن [غم] درونش برآمد و هراسش افزون شد؛ آن گاه فرمود: «نَظَرْتُ فِی کِتابِ الْجَفْرِ صَبِیحَهَ هذا الْیَوْمِ... وَتَأَمَّلْتُ فِیهِ مَوْلِدَ قائِمِنا وَ غَیْبَتَهُ وَابْطاءَهُ وَطُولَ عُمْرِهِ وَبَلْوَی الْمُؤْمِنِینَ فِی ذلِکَ الزَّمانِ وَتَوَلُّدَ الشُّکُوکِ فِی قُلُوبِهِمْ مِنْ طُولِ غَیْبَتِهِ؛ صبح امروز به کتاب جفر نگریستم... و در آن درباره میلاد قائم ما و غیبت او و تأخیر آن و طول عمرش و گرفتاری مؤمنان در آن زمان و پیدایش شکوک در قلوب آنها بر اثر طول غیبتش تأمّل کردم.» )(10)

گفتنی است که جفر، علمی است که ابن خلدون، جرجانی و صاحب کشف الظنون به صحّت آن و وجود کتاب جفر اعتراف کرده اند، سپس تصریح کرده اند که امام صادق(ع) و حضرت رضا(ع) حوادث آینده را طبق این کتاب خبر داده اند و آن چنان که خبر داده اند، واقع شده است. )(11)

د) نهی از انکار غیبت

امام ششم(ع) بر اصل غیبت تأکید فرموده و دشواری آن را بیان کرده و از انکار آن نیز به شدّت نهی کرده است.

محمد بن مسلم از آن امام(ع) نقل کرده است که فرمود: «اِنْ بَلَغَکُمْ عَنْ صاحِبِ هذا الاَْمْرِ غَیْبَهٌ فَلا تُنْکِرُوها؛ )(12)( اگر خبر غیبت صاحب این امر (مهدی) به شما رسید، آن را انکار نکنید.»

ه_.) پایداری بر امامت و ولایت در دوران غیبت

طولانی بودن غیبت از یک سو، دشوار بودن دینداری در آن دوران ازسوی دیگر و وجود دشمنان، منکران، شبهات و زمینه گناه از سوی سوم، پایداری بر امامت امامان(ع) را دشوار می سازد. به این دلایل است که حضرت صادق(ع) بر ثبات قدم در مسیر امامت و ولایت تأکید کرده است:

1. عبد اللّه بن سنان می گوید که من و پدرم بر امام صادق(ع) وارد شدیم. حضرت فرمود: «فَکَیْفَ اَنْتُمْ اِذا صِرْتُمْ فِی حالٍ لا تَرَوْنَ فِیها اِمامَ هُدیً وَلا عَلَما یُری وَلا یَنْجُوا مِنْها اِلاَّ مَنْ دَعا دُعاءَ الْغَرِیقِ فَقالَ لَهُ اَبِی اِذا وَقَعَ هذا لَیْلاً فَکَیْفَ نَصْنَعُ فَقالَ اَمّا اَنْتَ فَلا تُدْرِکُهُ فِاِذا کانَ ذَلِکَ فَتَمَسَّکُوا بِما فِی اَیْدِیکُمْ حَتّی یَتَّضِحَ لَکُمُ الاَْمْرُ؛ )(13)( حال شما چگونه باشد آن گاه که به حالی در آیید که امام هدایتگر را نبینید و نشانه [هدایت] را مشاهده نکنید و هیچ کس نجات نیابد، مگر آنکه دعای غریق را بخواند. پدرم به امام عرض کرد: در آن شب ظلمانی که چنین امری واقع شود، چه کنیم؟ فرمود: امّا تو آن [دوران] را درک نمی کنی و چون آن امر واقع شود، به آنچه که [از امامت] دارید، متمسک شوید تا امر برایتان روشن شود.»

2. ابوبصیر از امام صادق(ع) نقل کرد که آن حضرت فرمود: «طُوبی لِمَنْ تَمَسَّکَ بِاَمْرِنا فِی غَیْبَهِ قائِمِنا فَلَمْ یَزِغْ قَلْبُهُ بَعْدَ الْهِدایَهِ؛ )(14)( خوشا به حال کسی که در غیبت قائم ما به امر ما [و امامت] تمسک جوید. بنابراین قلبش پس از هدایت [در مسیر امامت] منحرف نشود.»
تصریح به طولانی بودن غیبت

1. سدیر صیرفی می گوید که امام ششم(ع) فرمود: «اِنَّ لِلْقائِمِ مِنّا غَیْبَهً یَطُولُ اَمَدُها...؛ )(15)( برای قائم ما غیبتی است که مدّت آن به طول می انجامد.» گفتم: «راز آن چیست؟» فرمود: «زیرا خدای متعال می خواهد امر سنتهای پیامبران را در غیبتهایشان جاری کند و ای سدیر! گریزی از آن نیست که به اندازه مدّت غیبتهای آنها سپری شود.» خداوند می فرماید: (لَتَرْکَبُنَّ طَبَقا عَنْ طَبَقٍ)؛ )(16)( «سنتهای پیشینیان در شما جاری است.»

2. سلیمان بن خالد از امام صادق(ع) نقل می کند که آن حضرت از قول رسول خدا(ص) در جواب کسی که پرسید: مهدی چه زمانی قیام می کند؟» فرمود: «إِذا غابَ عَنْهُمُ الْمَهْدِیُّ وَآیَسُوا مِنْهُ؛ )(17)( زمانی که مهدی از مردم غایب شود و [به قدری طول کشد که] مردم از او مأیوس شوند.»

ز) تصریح به غیبت کبری و صغری

در این عصر، بیان غیبت صغری و کبری شاید خیلی مطلب مهمّی نباشد؛ ولی در دوران امام صادق(ع) (83 _ 148 ق) که آخرین روزهای عمر آن حضرت با تولد حضرت مهدی در 255 ق، دست کم 107 سال فاصله داشته است و با دوران آغاز غیبت صغری 112 سال، می تواند از کرامات و معجزات به حساب آید.

1. ابی بصیر می گوید که به حضرت صادق(ع) عرض کردم: امام باقر(ع) میفرمود که قائم آل محمد(ص) دو غیبت دارد: یکی طولانی است و دیگری کوتاه.» حضرت صادق(ع) فرمود: «نَعَمْ یا اَبا بَصِیرٍ اِحْداهُما اَطْوَلُ مِنَ الاُْخْری؛ )(18) بلی [همین طور است] ای ابا بصیر! یکی از آنها طولانی تر از دیگری است.»

2. در روایت صحیحه از زراره نقل شده است که امام جعفر صادق(ع) فرمود: «اِنَّ لِلْقائِمِ غَیْبَتَیْنِ یَرْجِعُ فِی اِحْداهُما وَفِی الاُْخْری لا یُدْری اَیْنَ هُوَ یَشْهَدُ الْمَواسِمَ یَریَ النّاسَ وَلا یَرَوْنَهُ؛ )(19)( به راستی برای قائم دو غیبت است که در یکی [زود] برمی گردد، ولی در دیگری معلوم نیست او کجاست؟ در موسمها [ی حج] حضور می یابد، مردم را می بیند و مردم او را نمی بینند.»

ح) فلسفه و حکمت غیبت

بیان علّت غیبت، بحث و مقاله مستقلی می طلبد. در این بخش به آنچه در کلمات حضرت صادق(ع) آمده، به اختصار اشاره می کنیم:

1. به اجمال می دانیم خالی از حکمت نیست

حضرت صادق(ع) از بیان علّت غیبت خودداری فرمود؛ امّا حکمت آن را گاه به اجمال بیان کرده است؛ از جمله عبداللّه بن فضل هاشمی می گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که می فرمود: «صاحب این امر، ناچار غیبتی دارد که هر باطل جویی در آن به شک می افتد.» گفتم: «فدایت شوم راز غیبت چیست؟» فرمود: «لاَِمْرٍ لَمْ یُؤْذَنْ لَنا فِی کَشْفِهِ لَکُمْ قُلْتُ فَما وَجْهُ الْحِکْمَهِ فِی غَیْبَتِهِ قالَ وَجْهُ الْحِکْمَهِ فِی غَیْبَتِهِ وَجْهُ الْحِکْمَهِ فِی غَیَباتِ مَنْ تَقَدَّمَهُ مِنْ حُجَجِ اللّهِ تَعالی ذِکْرُهُ...؛ به سبب امری که ما اجازه نداریم آن را برای شما هویدا کنیم. گفتم: در غیبت او چه حکمتی وجود دارد؟ فرمود: حکمت غیبت او همان حکمتی است که در غیبتهای حجّتهای الهی پیش از او بوده است.»

و فرمود: «وجه حکمت غیبت او پس از ظهورش آشکار شود؛ همچنان که وجه حکمت کارهای خضر(ع) از شکستن کشتی و کشتن پسر و به پا داشتن دیوار بر موسی(ع) روشن نبود تا آنکه از هم جدا شدند.»

«یا ابْنَ الْفَضْلِ اِنَّ هذا الاَْمْرِ اَمْرٌ مِنْ اَمْرِ اللّهِ تَعالی وَسِرٌّ مِنْ سِرِّ اللّهِ وَغَیْبٌ مِنْ غَیْبِ اللّهِ وَمَتی اَنَّهُ عَزَّ وَجَلَّ حَکِیمٌ صَدَّقْنا بِأَنَّ اَفْعالَهُ کُلَّها حِکْمَهٌ وَاِنْ کانَ وَجْهُها غَیْرَ مُنْکَشَفٍ؛ )(20)( ای پسر فضل! این امر، امری از امور الهی است و سرّی از اسرار خدای متعال و غیبی از غیوب پروردگار است و چون [دانستیم که] خدای عزّ و جلّ حکیم است، تصدیق می کنیم که همه افعال او حکیمانه است؛ اگر چه وجه آن آشکار نباشد» و گاه به صورت مشخص تر برخی حکمتهای غیبت را آشکار کرده است:

2. آزادی از بیعت طاغوتیان

ابوبصیر از امام صادق(ع) نقل کرده که آن حضرت فرمود: «صاحِبُ هذا الاَْمْرِ تَغِیبُ وِلادَتُهُ عَنْ هذا الْخَلْقِ کَیْلا یَکُونَ لأحَدٍ فِی عُنُقِهِ بَیْعَهٌ اِذا خَرَجَ وَیُصْلِحُ اللّهُ عَزَّ وَجَلَّ اَمْرَهُ فِی لَیْلَهٍ واحِدَهٍ؛ )(21)( صاحب این امر ولادتش بر این مردم پنهان است تا هنگام خروج و قیام، بیعت هیچ کس بر گردنش نباشد و خدای تعالی امر وی را در یک شب اصلاح فرماید.»

همان گونه که امام حسن(ع) فرمود: «هر کدام از ما (امامان) در زمان خود بیعت حاکمان و طاغوتهای زمان را از روی تقیّه به عهده گرفته ایم؛ مگر مهدی(ع) که عیسی بن مریم به امامت آن حضرت نماز می گذارد. خداوند ولادت او را مخفی نگه داشت و برای او غیبتی در نظر گرفت تا زمانی که قیام می کند، بر گردنش بیعت حاکمی نباشد.» )(22)

3. سنّت انبیا

حنّان بن سدیر از پدرش و او از صادق آل محمد(ع) نقل کرده است که آن حضرت فرمود: «إِنَّ لِلْقائِمِ مِنّا غَیْبَهً یَطُولُ اَمَدُها فَقُلْتُ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللّهِ وَلِمَ ذلِکَ قالَ لاَِنَّ اللّهَ عَزَّ وَجَلَّ اَبی اِلاَّ اَنْ تُجْرِیَ فِیهِ سُنَنَ الاَْنْبِیاءِ فِی غَیْباتِهِمْ وَاِنَّهُ لا بُدَّ لَهُ یا سَدِیرُ مِنِ اسْتِیفاءِ مَدَدِ غَیْباتِهِمْ؛ )(23) برای قائم ما غیبتی است که مدّت آن به طول می انجامد. پس به امام گفتم: ای فرزند رسول خدا! این مطلب برای چیست؟ فرمود: زیرا خدای تعالی می خواهد در او سنّتهای پیامبران(ع) را در غیبتهایشان جاری کند و ای سدیر! برای او گریزی از آن نیست که مدّت غیبتهای آنها به سر آید.»

در روایت اوّلی که در بخش حکمت نقل شد نیز این مطلب آمده است. )(24)
ابوبصیر از امام صادق(ع) نقل می کند که آن حضرت فرمود: «در صاحب این امر، سنّتهایی از انبیا وجود دارد؛ سنتی از موسی بن عمران و سنتی از عیسی و سنتی از یوسف و سنتی از محمد(ع).

امّا سنّت او از موسی بن عمران(ع) آن است که او نیز خائف و منتظر است؛ امّا سنّت او از عیسی(ع) آن است که در حق او نیز همان می گویند که درباره عیسی(ع) گفتند؛ امّا "مِنْ یُوسُفَ فَالسِّتْرُ یَجْعَلُ اللّهُ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ الْخَلْقِ حِجابا یَرَوْنَهُ وَلا یَعْرِفُونَهُ...؛ سنت او از یوسف، مستور بودن است. خداوند بین او و خلق حجابی قرار می دهد. مردم او را می بینند، امّا نمی شناسند"

و امّا سنّت او از محمد(ص) آن است که به هدایت او هدایت می شود و به سیره او حرکت می کند.» )(25)

ط) انتظار در زمان غیبت

بحث انتظار نیز بحث مفصل و دلکشی است که در جای خود باید مطرح شود؛ ما فقط به برخی روایات از حضرت صادق(ع) درباره انتظار در دوران غیبت و فضیلت آن اکتفا می کنیم:

1. امام جعفر صادق(ع) به ابا بصیر فرمود: «طُوبی لِشِیعَهِ قائِمِنا الْمُنْتَظِرِینَ لِظُهُورِهِ فِی غَیْبَتِهِ وَالْمُطِیعِینَ لَهُ فِی ظُهُورِهِ اُولئِکَ اوْلِیاءُ اللّهِ الَّذِینَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلا هُمْ یَحْزَنُونَ؛ )(26)خوشا به حال شیعیان قائم ما! کسانی که در غیبتش منتظر ظهور او هستند و در حال ظهورش نیز فرمانبردار اویند. آنان اولیای خدا هستند که نه خوفی بر آنهاست و نه اندوهگین می شوند.»

2. علاء بن سیابه از امام صادق(ع) نقل می کند که آن حضرت می فرماید: «مَنْ ماتَ مِنْکُمْ عَلی هذا الاَْمْرِ مُنْتَظِرا کانَ کَمَنْ هُوَ فِی الْفُسْطاطِ الَّذِی لِلْقائِمِ؛ )(27)کسی که از شما بر این امر در حال انتظار بمیرد، مانند کسی است که در خیمه به قائم متعلق باشد.»

ی) مردم در زمان غیبت


یقینا مردم در زمان غیبت یکسان نخواهند بود؛ عده ای منتظرند و در پی اصلاح خویش و عده ای نیز به دنبال انکار، ضلالت، گمراهی خویش و... هستند. حضرت صادق(ع) در روایاتی حالات مردم را در دوران غیبت بیان کرده است که به نمونه هایی اشاره می شود:

1. تحیّر مردم

ابو بصیر از صادق آل محمد(ع) و او از پدرانش از رسول خدا(ص) نقل کرده اند که آن حضرت فرمود: «الْمَهْدِیُّ مِنْ وُلْدِی... تَکُونُ لَهُ غَیْبَهٌ وَحَیْرَهٌ حَتّی تَضِلَّ الْخَلْقُ عَنْ اَدْیانِهِمْ فَعِنْدَ ذلِکَ یُقْبِلُ کَالشَّهابِ الثّاقِبِ فَیَمْلاَُها قِسْطا وَعَدْلاً کَما مُلِئَتْ ظُلْما وَجَوْرا؛ )(28) مهدی از فرزندان من است... برای او غیبت و حیرتی است تا آنجا که مردم از ادیانشان گمراه شوند. آن گاه مانند شهاب ثاقب رو می آورد و زمین را از عدل و داد پر می کند؛ همان گونه که از ظلم و جور پر شده باشد.»

2. تردید منحرفان

عبد اللّه بن فضل هاشمی می گوید که امام صادق(ع) می فرمود: «اِنَّ لِصاحِبِ هذا الاَْمْرِ غَیْبَهً لا بُدَّ مِنْها یَرْتابُ فِیها کُلُّ مُبْطِلٍ؛ )(29) برای صاحب این امر (مهدی) غیبت ناگزیری است که هر باطل جویی در آن به شک می افتد.»

زراره از امام صادق(ع) نقل می کند که آن حضرت فرمود: «لابُدَّ لِلْغُلامِ مِنْ غَیْبَهٍ قُلْتُ وَلِمَ قالَ یَخافُ... وَهُوَ الْمُنْتَظَرُ وَهُوَ الَّذِی یَشُکُّ النّاسُ فِی وِلادَتِهِ فَمِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ حَمْلٌ وَمِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ ماتَ اَبُوهُ وَلَمْ یُخَلِّفْ وَمِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ وُلِدَ قَبْلَ مَوْتِ اَبِیهِ بِسَنَتَیْنِ؛ برای جوان (مهدی) غیبت ناگزیری است. گفتم: چرا؟ فرمود: [بر جانش] می ترسد... و اوست که چشم به راهش باشند و اوست که مردم درباره ولادتش شک کنند. برخی گویند: در شکم مادر بود [که پدرش از دنیا رفت]. برخی گویند: پدرش مرد و فرزندی برجای نگذاشت و جمعی گویند: دو سال پیش از وفات پدرش متولد شد.»

زراره عرض کرد: «چه دستوری می فرمایید، اگر من آن زمان را درک کردم؟» فرمود که این دعا را بخوان: «اللّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فِاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ اَعْرِفکَ اللّهُمَّ عَرِّفْنِی نَبِیَّکَ فِاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَبِیَّکَ لَمْ اَعْرِفْهُ قَطُّ اللّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فِاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی؛ )(30)خدایا! خودت را به من بشناسان! اگر خودت را به من نشناسانی، من تو را نخواهم شناخت. خدایا! پیغمبرت را به من معرفی کن! اگر او را به من نشناسانی، هرگز او را نخواهم شناخت. خدایا! حجتت را به من بشناسان! به راستی اگر حجتت را به من نشناسانی، از راه دینم گمراه می شوم.»

در نتیجه باید گفت: «حضرت صادق(ع) اصل مهدویت، غیبت و اقسام آن، فلسفه و حکمت آن، دشواری و طولانی بودن آن و انتظار در زمان آن را که در فرصت پیش بیان شد، به خوبی تبیین کرده است.»



1- . الارشاد، شیخ مفید، ص 271.
2- . الغیبه، نعمانی، تحقیق علی اکبر غفاری، مکتبه الصدوق، ب 14، ص 247 و 248، ح 1.
3- . روضه الکافی، کلینی، تصحیح علی اکبر غفاری، دار الاضواء، ج 8، ص 42، ح 10.
4- . اکمال الدین، ترجمه منصور پهلوان، مسجد جمکران، ج 2، ب 33، ص 3، ح 1.
5- . همان، ب 39، ص 125، ح 12.
6- . بحار الأنوار، تهران، ج 25، ص 157، ح 30: کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناخته باشد، به مرگ جاهلی مرده است.
7- . اصول کافی، کلینی، ترجمه مصطفوی، علمیه اسلامیه، ج 2، ص 137، ح 9 و ص 40، ح 18.
8- . همان، ب 33، ص 24، ح 36؛ الغیبه، نعمانی، صص 151 _ 153، ح 9 و 10.
9- . اکمال الدین، ج 2، ص 23، ح 35.
10- . همان، ص 31 _ 34، ح 50 و اصول کافی، ج1، ص 338 و 339.
11- . دراسات و بحوث مؤتمر الامام جعفر بن محمد الصادق، ص 429.
12- . الغیبه، نعمانی، ب 10، ص 188، ح 42 و کتاب الغیبه، شیخ طوسی، ص 160 و 161، ح 118.
13- . اکمال الدین، ج 2، ب 33، ص 26، ح 40 و الغیبه، نعمانی، ب 10، ص 159، ح 4.
14- . اکمال الدین، ج 2، ب 33، ص 39، ح 55 و معانی الاخبار، شیخ صدوق، ص 112، ح1.
15- . اکمال الدین، ج 2، ص 233، ح 5.
16- . انشقاق/ 19.
17- . دلائل الأمامه، طبری، مؤسسه البعثه، ص 468، ح 59.
18- . الغیبه، نعمانی، ب 10، ص 172، ح 7 و دلائل الإمامه، ص 535، ح 520.
19- . الغیبه، نعمانی، ب 10، ص 172، ح 7 و دلائل الإمامه ، ص 175، ح 15.
20- . اکمال الدین، ج 2، ب 44، ص 234، ح 11.
21- . اکمال الدین، ج 2، ب 44، ص 232، ح 5.
22- . بحار الأنوار، ج 51، ص 132.
23- . اکمال الدین، ج 2، ص 233، ح6.
24- . اکمال الدین، ج 2، ص 234، ح 11.
25- . اکمال الدین، ج 2، ب 33، ص 29، ح 46.
26- . اکمال الدین، ج 2، ص 39، ح 54.
27- . الغیبه، نعمانی، ب 11، ص 200، ح 15.
28- . اکمال الدین ، ج 1، ب 25، ص 536، ح 1 و ینابیع الموده، قندوزی حنفی، دار الاُسوه، ب 94، ص 396 و 397، ح 49.
29- . اکمال الدین ، ج 2، ب 44، ص 234، ح 11.
30- . اصول کافی، ج 2، ص 144، ح 29، (شماره کلی 910).

تاریخ و ساعت انتشار :
07:26:36 ~~~ 1400/07/16
دسته بندی :
مهدی انبیاء و معصومین
با مهدی

«اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج»
tebyan12.nettebyan12.nettebyan12.nettebyan12.nettebyan12.nethttps://tebyan12.net/Kalamtebyan12.net

اظهار نظر در مورد غیبت امام زمان(ع) در اندیشه امام صادق(ع) .::. پرتال تخصصی تبیان مهدویت

*
*
دانلود مستقیم