چهارشنبه ، 06 مرداد 1400

پرتال تخصصی تبیان مهدویت

تبیان مهدویت ، بزرگترین پایگاه اینترنتی مهدویت

معرفت امام حیّ

معرفت امام حیّ
اشاره
یکی از موضوعات مورد تأکید در آموزه های اسلامی، مسأله معرفت و شناخت حجّت حی است. بر پایه روایات، معرفت امام و حجّت الاهی در هر عصر و زمانی، تکلیف عذر ناپذیری است که خداوند همگان را موظف به آن کرده است، به گونه ای که هیچ کس از این تکلیف معرفتی، معاف نیست؛ چنان که امام باقر؟ع؟ می فرماید:

مَنْ مَاتَ وَ لَیسَ لَهُ إِمَامٌ مَاتَ مِیتَهً جَاهِلِیهً وَ لَا…
اشاره
یکی از موضوعات مورد تأکید در آموزه های اسلامی، مسأله معرفت و شناخت حجّت حی است. بر پایه روایات، معرفت امام و حجّت الاهی در هر عصر و زمانی، تکلیف عذر ناپذیری است که خداوند همگان را موظف به آن کرده است، به گونه ای که هیچ کس از این تکلیف معرفتی، معاف نیست؛ چنان که امام باقر؟ع؟ می فرماید:

مَنْ مَاتَ وَ لَیسَ لَهُ إِمَامٌ مَاتَ مِیتَهً جَاهِلِیهً وَ لَا یعْذَرُ النَّاسُ حَتَّی یعْرِفُوا إِمَامَهُمْ؛ (1) کسی که بمیرد و امامی نداشته باشد، به مرگ جاهلیت مرده است و هیچ کس از شناخت امام و حجّت عصر، معذور نمی باشد.

معرفت حجت بالفعل چنان مهم است که معیار ایمان و کفر شناخته شده و در روایات، کوتاهی درباره آن، مساوی با ضلالت و گمراهی شمرده شده است. امام باقر؟ع؟ به محمد بن مسلم فرمود:

مَنْ أَصْبَحَ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّهِ لَا إِمَامَ لَهُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَصْبَحَ تَائِهاً مُتَحَیراً ضَالًّا إِنْ مَاتَ عَلَی هَذِهِ الْحَالِ مَاتَ مِیتَهَ کُفْرٍ وَ نِفَاقٍ؛ (2) هر کس از این امّت صبح کند و تحت ولایت امامی از سوی خدا نباشد، در سرگردانی و تحیر و گمراهی به سر برده است و اگر در آن حالت بمیرد، به مرگ کفر و نفاق از دنیا رفته است.

مراد از «امام» در این گونه روایات، به طور خاص امام حیّ است که هم اکنون در حال حیات بوده و حجت بالفعل الاهی بر بندگانند.

ضرورت معرفت امام حیّ

درباره لزوم معرفت امام حیّ، در چندین روایت به لزوم حیات امام؟ع؟ تصریح شده است. مانند سخن رسول خدا؟ص؟ که فرمود:

مَنْ مَاتَ وَ لَیسَ عَلَیهِ إِمَامٌ حَی یعْرِفُهُ مَاتَ مِیتَهً جَاهِلِیهً؛ (3) هرکس بمیرد در حالی که او را نباشد امام زنده ای که بشناسدش، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است.

همچنین امام صادق؟ع؟ فرمود:

مَنْ مَاتَ وَ لَیسَ عَلَیهِ إِمَامٌ حَی ظَاهِرٌ مَاتَ مِیتَهً جَاهِلِیهً. قَالَ: قُلْتُ: إِمَامٌ حَی جُعِلْتُ فِدَاکَ؟! قَالَ: إِمَامٌ حَی؛ (4) هر کس بمیرد بدون امام زنده آشکار، به مرگ جاهلیت مرده است. عرض کردم: فدایت شوم آقا! امام زنده؟ فرمود: آری، امام زنده.

در این گونه روایات، تأکید بر لزوم «امام حیّ»، برای آن است که حیات امام؟ع؟ و حضور اجتماعی او، سبب اتمام حجت و الگو پذیری برای عموم مردم می شود؛ زیرا آنچه سبب اتمام حجت بر بندگان می شود، «امام حیّ» است؛ زیرا آن کسی که الگوی هدایت و حجت خدا بر بندگان است و اطاعت از او برهمگان واجب شمرده می شود «امام حیّ» است نه امامی که درگذشته و از این دنیا رفته است. به همین جهت در روایات بر لزوم وجود «امام حیّ» و معرفت و تبعیت از او، تأکید شده است. چنان که امام صادق؟ع؟ دلیل این امر را این گونه بیان فرموده است:

إِنَّ الْحُجَّهَ لَا یقُومُ لِلَّهِ عَلَی خَلْقِهِ إِلَّا بِإِمَامٍ حَی یعْرَفُ؛ (5) همانا حجت از سوی خدا بر بندگان تمام نمی شود مگر به وسیله امام زنده ای که شناخته شود.

تأکید روایات بر لزوم معرفت اولین و آخرین امام؟ع؟ بیانگر وحدت و یکپارچگی ایمان به پیشوایان معصوم؟ع؟ است؛ نظیر آنچه امام باقر؟ع؟ فرمود:

لا یکُونُ الْعَبْدُ مُؤْمِناً حَتّی یعْرِفُ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الاْئِمَّهَ کُلَّهُمْ وَ اِمامَ زَمانِهِ وَ یرِدُّ اِلَیهِ وَ یسَلِّمُ لَهُ ثُمَّ قالَ: کَیفَ یعْرِفُ الآخَرُ وَ هُمْ یجْهَلُ الاْوَّلَ؛ (6) مؤمن نیست مگر کسی که خدا و پیامبر؟ص؟ و همه امامان؟ع؟ و امام زمانش را بشناسد و به او مراجعه کرده و تسلیم فرمان او باشد. سپس فرمود: چگونه ممکن است کسی امام آخر را بشناسد، ولی نسبت به امام اول علی؟ع؟ جاهل باشد.

امام عسکری؟ع؟ فرمود:

أَمَا إِنَّ الْمُقِرَّ بِالْأَئِمَّهِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ الْمُنْکِرَ لِوَلَدِی کَمَنْ أَقَرَّ بِجَمِیعِ أَنْبِیاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ ثُمَّ أَنْکَرَ نُبُوَّهَ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ؟ص؟ وَ الْمُنْکِرُ لِرَسُولِ اللَّهِ؟ص؟ کَمَنْ أَنْکَرَ جَمِیعَ الْأَنْبِیاءِ لِأَنَّ طَاعَهَ آخِرِنَا کَطَاعَهِ أَوَّلِنَا وَ الْمُنْکِرَ لآِخِرِنَا کَالْمُنْکِرِ لِأَوَّلِنَا؛ (7) آگاه باشید کسی که به امامت دیگر امامان پس از رسول خدا؟ص؟ اقرار کند اما امامت فرزندم (آخرین امام) را نپذیرد، مانند کسی است که به نبوّت همه پیامبران پیشین ایمان آورد، لکن نبوت رسول خاتم؟ص؟ را انکار نماید و منکر پیامبر؟ص؟ نیز مانند منکر همه انبیای الاهی است، زیرا فرمانبری از آخرین ما اهل بیت مانند اطاعت از نخستین ماست و منکر آخرین ما همانند منکر نخستین ما شمرده می شود.

آن وجود یگانه، آخرین ذخیره الاهی است که دوران طولانی امامت او(در غیبت و حضور) بخش زیادی از تاریخ بشر را در بر می گیرد و هدایت و دیانت جامعه به شناخت آن حجت حیّ الاهی و تمسک به ولایت او، وابسته است، چنانکه در دعای معروف و آموزنده ای که امام صادق؟ع؟ به جناب زراره تعلیم فرمود، معرفت توحیدی و نبوی و حفظ رشته دیانت و ایمان، در پرتو معرفت امام عصر؟عج؟ ممکن شمرده شده است:

اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِیکَ، اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ، اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی؛ (8) بار خدایا! تو مرا به خود شناسا کن که اگر  

خودت را به من نشناسانی، پیغمبرت را نخواهم شناخت. بار خدایا! تو رسولت را به من بشناسان، که اگر رسول خود را به من نشناسانی، حجّتت را نخواهم شناخت. پروردگارا! حجّت خودت را به من بشناسان، که اگر حجّتت را به من نشناسانی، از دین خود گمراه خواهم شد.

بر این اساس، ایمان به آخرین امام و معرفت و پیوند با او، مهم ترین بایستگی مردمان این عصر طولانی است. از این رو، امام صادق؟ع؟ خطاب به فضیل بن یسار، کسانی را که در انتظار ظهور صاحب الامرند، به این معرفت و پیوند فرا خوانده، می فرماید:

اعْرِفْ إِمَامَکَ فَإِنَّکَ إِذَا عَرَفْتَ إِمَامَکَ لَمْ یضُرَّکَ تَقَدَّمَ هَذَا الْأَمْرُ أَوْ تَأَخَّرَ وَ مَنْ عَرَفَ إِمَامَهُ ثُمَّ مَاتَ قَبْلَ أَنْ یقُومَ صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ کَانَ بِمَنْزِلَهِ مَنْ کَانَ قَاعِداً فِی عَسْکَرِهِ لَا بَلْ بِمَنْزِلَهِ مَنْ قَعَدَ تَحْتَ لِوَائِهِ قَالَ وَ قَالَ بَعْضُ أَصْحَابِهِ بِمَنْزِلَهِ مَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ؟ص؟؛ (9) امام خویش را به درستی بشناس، زیرا هر گاه امامت را شناختی، امر ظهور زود باشد یا دیر، شما زیان نکرده ای. کسی که امامش را بشناسد و پیش از قیام صاحب الامر بمیرد، مانند کسی است که در لشکر آن حضرت بوده است؛ نه، بلکه مانند کسی است که زیر پرچم آن حضرت نشسته باشد. برخی از اصحابش گفته است: مانند کسی است که در رکاب رسول خدا؟ص؟ به شهادت رسیده باشد.

از روایات استفاده می شود که ایمان به امامان اهل بیت؟ع؟ یک حقیقت پیوسته و تفکیک ناپذیر است؛ به گونه ای که انکار امامت یکی از دوازده امام سبب انکار امامت همه امامان اهل بیت؟ع؟ و بلکه مستلزم انکار رسالت رسول خدا؟ص؟ خواهد بود. چنانکه پیامبر اکرم؟ص؟ فرمود:

الْأَئِمَّهُ مِنْ بَعْدِی اثْنَا عَشَرَ، أَوَّلُهُمْ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِی بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ، طَاعَتُهُمْ طَاعَتِی وَ مَعْصِیتُهُمْ مَعْصِیتِی، مَنْ أَنْکَرَ وَاحِداً مِنْهُمْ فَقَدْ أَنْکَرَنِی؛ (10) امامان پس از من دوازده نفرند که نخستین ایشان امیرمؤمنان علی بن ابیطالب است و آخرین آنان قائم؟ع؟ است؛ سرسپردگی در برابر ایشان، اطاعت از من و نافرمانی از آنان نافرمانی من است، هر کس یکی از آنان را انکار کند مرا انکار کرده است.

محمد بن مسلم گوید: به امام صادق؟ع؟ عرض کردم: مردی به من گفت: تو آخرین امام را بشناس و اگر نخستین امام را نشناسی زیانی به حال تو نخواهد داشت! حضرت فرمود:

قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ: رَجُلٌ قَالَ لِی اِعْرِفِ الْآخِرَ مِنَ الْأَئِمَّهِ وَ لَا یضُرُّکَ أَنْ لَا تَعْرِفَ الْأَوَّلَ قَالَ فَقَالَ لَعَنَ اللَّهُ هَذَا فَإِنِّی أُبْغِضُهُ وَ لَا أَعْرِفُهُ وَ هَلْ عُرِفَ الْآخِرُ إِلَّا بِالْأَوَّلِ؟؛ (11) خدا آن مرد را لعنت کند که من او را نشناخته دشمن می دارم، مگر می شود آخرین را جز با اوّلین شناخت؟

امام کاظم؟ع؟ به عبدالرحمن بن مسلم درباره یگانگی ولایت امامان اهل بیت؟ع؟ فرمود:

مَنْ تَوَلَّی أَوَّلَنَا فَقَدْ تَوَلَّی آخِرَنَا وَ مَنْ تَوَلَّی آخِرَنَا فَقَدْ تَوَلَّی أَوَّلَنَا؛ (12) کسی که ولایت اولین ما اهل بیت را بپذیرد، پس ولایت آخرین ما را پذیرفته است و هر کس اهل ولایت آخرین ما باشد، ولایت اولین ما را نیز دارد.

بنابراین همان گونه که ایمان به انبیای الاهی؟ع؟ تبعیض بردار نیست و خدای سبحان تبعیض در ایمان به نبوت انبیای الاهی را نفی کرده و کسانی را که مانند یهودیان، نبوت پس از موسی؟ع؟ را انکار کردند و مسیحیان که از پذیرش نبوت پیامبر خاتم؟ص؟ سر باز زدند را کافر شمرده است: «کسانی که به خدا کفر می ورزند... و می گویند: به بعضی ایمان می آوریم و بعضی را نمی پذیریم... آن ها کافران حقیقی اند و برای کافران، مجازات خوارکننده ای فراهم ساخته ایم»؛ (13) ایمان به امامان اهل بیت؟ع؟ نیز تبعیض پذیر نخواهد بود. چنانکه حضرت صادق؟ع؟ فرمود:

أَوَّلُنَا دَلِیلٌ عَلَی آخِرِنَا وَ آخِرُنَا مُصَدِّقٌ لِأَوَّلِنَا وَ السُّنَّهُ فِینَا سَوَاءٌ؛ (14) نخستین ما نشان راهنما به آخرین ماست و آخرین ما تصدیق کننده اولین ماست و راه و روش ما یکی است.

امام رضا؟ع؟ نیز از وحدت و هماهنگی کامل سخنان پیشوایان معصوم؟ع؟ خبر داده؛ فرمود:

إِنَّ کَلَامَ آخِرِنَا مِثْلُ کَلَامِ أَوَّلِنَا وَ کَلَامَ أَوَّلِنَا مِصْدَاقٌ لِکَلَامِ آخِرِنَا ؛ (15) سخن آخرین ما، مانند سخن اولین ماست و کلام پیشین ما مصداق سخن پسین ماست.

ابن مُسکان می گوید: امام صادق؟ع؟ فرمود:

مَنْ أَنْکَرَ وَاحِداً مِنَ الْأَحْیاءِ، فَقَدْ أَنْکَرَ الْأَمْوَات؛ (16) کسی که یکی از امامان زنده را انکار کند، درواقع پیشوایانی را که از دنیا رفته اند، انکار کرده است.

براین اساس، از دیدگاه شیعه امامیه تنها کسانی بر صراط حق و طریق اهل بیت عصمت؟ع؟ استوار ند و پس از مرگ نیز اهل نجاتند که به امام حیّ و دیگر امامان معصوم؟ع؟ معتقد باشند.






1- اصول کافی، ج1، ص372.
2- نعمانی ، الغیبه، ص128.
3- قرب الإسناد، ص351.
4- الإختصاص، ص269.
5- همان، ص268.
6- الکافی، ج1، ص180.
7- کمال الدین، ج2، ص409.
8- «اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِیکَ، اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ، اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی»؛ (نعمانی، الغیبه، ص166).
9- الکافی، ج1، ص371.
10- اعتقادات الإمامیه، ص104.
11- الکافی، ج 1، ص373 و ج 2، ص255.
12- کامل الزیارات، ص336.
13- سوره نساء، آیات 150- 151.
14- الأمالی، شیخ مفید، ص84.
15- بحار الانوار، ج 2، ص250.
16- الإمامه و التبصره من الحیره، ص90.
تاریخ و ساعت انتشار :
03:45:19 ~~~ 1400/04/05
دسته بندی :
مقالات مهدوی
با مهدی

«اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج»

اظهار نظر در مورد معرفت امام حیّ .::. پرتال تخصصی تبیان مهدویت

*
*