0%
چهارشنبه ، 31 شهریور 1400

پرتال تخصصی تبیان مهدویت

تبیان مهدویت ، بزرگترین پایگاه اینترنتی مهدویت

ضرورت جود امام حیّ

ضرورت جود امام حیّ
در منظومه فکری شیعه، اعتقاد به وجود امام و حجّت حیّ در هر زمان، یکی از اصول پایه در حوزه امام شناسی بوده و مبنای بسیاری از مباحث کلامی و فقهی شمرده می شود، چرا که بسیاری از مباحث کلیدی دیگر به ویژه مسائل مربوط به مهدویت و نیز احکام و جایگاه نیابت، مرجعیت، ولایت فقیه و مشروعیت و اختیارات آن همگی از فروعات و آثار این بحث است. از…
در منظومه فکری شیعه، اعتقاد به وجود امام و حجّت حیّ در هر زمان، یکی از اصول پایه در حوزه امام شناسی بوده و مبنای بسیاری از مباحث کلامی و فقهی شمرده می شود، چرا که بسیاری از مباحث کلیدی دیگر به ویژه مسائل مربوط به مهدویت و نیز احکام و جایگاه نیابت، مرجعیت، ولایت فقیه و مشروعیت و اختیارات آن همگی از فروعات و آثار این بحث است. از این رو، این اصل اعتقادی که از ضروریات تفکر امامیه شمرده می شود، به دلیل کاربردهای آن در مباحث کلامی و فقهی، همواره مورد توجه ویژه علمای امامیه بوده است.اصولا در اندیشه کلامی شیعه، فلسفه امامت با فلسفه وحی و نبوت یکی است. از این رو، همان دلایلی که در باب ضرورت وحی و نبوت و نیاز همیشگی انسان به پیامبر به کار می رود، در باب اثبات امامت و ضرورت وجود امام و حجت نیز کاربرد دارد.

این یگانگی درباره امامت خاصّه و نبوت خاصّه روشن تر و پررنگ تر از موارد دیگر است، همان دلایلی که ضرورت وجود پیامبراکرم؟ص؟ را اثبات می کند بر ضرورت وجود امام معصوم؟ع؟ پس از او نیز دلالت دارد؛ زیرا پیامبر؟ص؟ علّت حدوث اسلام است، اما امام؟ع؟ علت بقا و استمرار آن است. هردو از یک سنخ و دارای یک مبداء و ماهیت مشترک از نوع ﴿اللّهُ أَعْلَمُ حَیثُ یجْعَلُ رِسَالَتَهُ﴾ (1) است. همان دلایلی که وجود پیامبراکرم؟ص؟ و لزوم استمرار آخرین دین الاهی را ایجاب می کند، تداوم حضور امام معصوم تا قیامت را نیز ثابت می کند؛ چون در نبود پیامبر؟ص؟ قرآن با کسی سخن نمی گوید و قوانین خود را اجرا نمی کند، پس برای تحقق اهداف دین چاره ای جز وجود سخنگو و مجری قرآن که هم تراز آن باشد نخواهد بود.

مرحوم فاضل مقداد؟ره؟ در بیان سنخیت مقام امامت و نبوت و یگانگی دلایل این دو، می نویسد:

الإمامه من توابع النّبوّه و فروعها... کلّما دلّ علی وجوب النّبوّه فهو دالّ علی وجوب الإمامه إذ الإمامه خلافه عن النّبوّه قائمه مقامها الا فی تلقّی الوحی الالاهی بلا واسطه و کما ان تلک واجبه علی اللّه تعالی فی الحکمه، فکذا هذه؛ (2) امامت از توابع و شاخه های نبوت است و هرآنچه بر وجوب نبوت دلالت کند، بر وجوب امامت نیز دلالت می کند؛ زیرا امامت چیزی جز جانشینی و جایگزینی نبوت نیست مگر در اخذ بدون واسطه وحی الاهی، پس همان گونه که نبوت بر خدای حکیم واجب است، امامت نیز لازمه حکمت الاهی است.

علامه مجلسی؟ره؟ می نویسد:

هر دلیلی که بر وجوب فرستادن پیامبران دلالت دارد، بر نصب امام نیز دلالت می کند؛ چرا که حکمت بی انتهای الاهی ایجاب می کند تا پس از پیامبر اعظم؟ص؟نیز مردم بدون امام و رهبر نباشند، بلکه حتما پس از پیامبر؟ص؟ باید کسانی باشند که بتوانند جامعه را همانند خود آن حضرت به سوی سعادت دنیوی و اخروی هدایت نمایند، زیرا هیچ شخص دیگری جز امام معصوم؟ع؟ قادر نیست جامعه را همچون پیامبر؟ص؟ رهبری و مدیریت نماید. (1)

سید عبدالله شبر؟ره؟ در تبیین وجه یگانگی دلایل نبوت و امامت، چنین می نویسد:

آنچه درباره نیاز و ناچاری مردم به پیامبران بیان شده است، عیناً درباره ناچاری به اوصیا و جانشینان آنان نیز جاری است؛ زیرا نیاز به انبیا و اوصیا؟عهم؟ اختصاص به یک زمان یا شرایط خاصی ندارد و بودن کتاب های آسمانی و شرایع دینی به تنهایی و بدون سرپرست آگاه، کفایت نمی کند. مگر نمی بینید که فرقه های گوناگون و مذاهب جدا از هم و متضاد چگونه هرکدام برای اثبات مذهب خویش به کتاب الاهی استناد می کنند و هیچ فرقه ای حق یا باطلی وجود ندارد مگر اینکه خود را متکی به آیات قرآن و سنت پیامبر؟ص؟ می دانند در حالی که از یکسو کتاب الاهی دارای محکم و متشابه و مجمل و مؤول و ناسخ و منسوخ است و سنت نیز چنین است مضافاً بر اینکه در سنت کذب راه یافته و دچار تحریف و تصحیف شده است، از سوی دیگر غالب مردم معانی عمیق قرآن و سنت را ندانسته و گرفتار هوای نفس و امیال انحرافی اند. پس هر پیامبر صاحب کتابی ناگزیر باید وصی و جانشینی داشته باشد که اسرار نبوت و کتاب آسمانی را به او سپارد تا آن وصی، حجت بر امت پس از او باشد و نگذارد آموزه های کتاب الاهی دستخوش تغییرات و تصرفات نا بجای آراء مردم شود و سبب اختلاف و امیال انحرافی مردم گردد. (2)

برهان لزوم نبوت عامه، عیناً اقتضا دارد که در نبود پیامبر، باید کسی که جانشین اوست وجود داشته باشد تا تداوم مسؤلیت و اجرای احکام و قوانین او را بر عهده بگیرد، زیرا منظور حق تعالی از بعثت پیامبران و فرستادن احکام، در صورتی تحقق می پذیرد و الطافش به حد کمال می رسد و حجت بر بندگان تمام می شود که تمام آن قوانین و دستورات بدون کم و زیاد، در بین بشر محفوظ بماند. پس در فقدان پیامبران، لطف خدا چنین اقتضا دارد که یکی از افراد
انسان را مسئول حفظ و نگهداری و تحمل احکام نماید. آن فرد برگزیده نیز، باید در گرفتن احکام و ضبط و ابلاغ آنها از خطا و اشتباه معصوم باشد تا منظور حق تعالی تأمین شود و حجت بر بندگان تمام گردد. باید به حقیقت و واقعیت احکام دین متحقق باشد و خودش بدانها عمل کند تا دیگران اعمال و اخلاق و اقوال خویش را با اعمال وی تطبیق نمایند و از او پیروی کنند و در یافتن راه حقیقت، دچار شک و حیرت نشوند و عذر و دستاویزی به دستشان نیاید. پس همیشه باید در بین نوع انسان، فرد کاملی وجود داشته باشد که به تمام عقائد حقه الاهی عقیده مند بوده، تمام اخلاق و صفات نیک انسانی را به کار بسته، به تمام احکام دین عمل نماید و همه را بدون کم و زیاد بداند و در تمام این مراحل، از خطا و اشتباه و عصیان معصوم باشد. به واسطه علم و عمل، تمام کمالات ممکنه انسانی در وی به فعلیت رسیده پیشرو و امام قافله انسانیت باشد. اگر نوع انسان، زمانی از چنین فرد ممتازی خالی گردد لازم می آید که احکام الاهی که به منظور هدایت انسانیت نازل گشته محفوظ نمانده و از بین مردم مرتفع گردد و افاضات و امدادهای غیبی حق تعالی منقطع شود و بین عالم ربوبی و عالم انسانی ارتباطی برقرار نباشد. پس باید همیشه در بین نوع انسان، فردی وجود داشته باشد که همواره مورد هدایت و تأییدات و افاضات حق تعالی بوده باشد تا افراد بشر، در صورت احتیاج و عدم ایجاد مانع، از علومش بهره مند گردند. در غیر این صورت، احکام خدا از تغیر و تبدل در امان نبوده و حجت بربندگان تمام نخواهد بود. (3)

بنابراین، فلسفه نبوت در مورد امامان معصوم؟عهم؟ نیز ثابت است؛ چرا که امامت چیزی جز استمرار خط نبوت نمی باشد. پس خداوندی که نوع بشر را برای پیمودن راه کمال و سعادت آفریده است، همان گونه که برای هدایت انسان ها پیامبرانی را مبعوث کرده است که متکی بر نیروی وحی و دارای مقام عصمتند، برای تداوم این راه، جانشینان معصومی قرار داده است تا پس از پیامبران، جامعۀ انسانی را در رسیدن به سر منزل مقصود کمک کنند و از تحریف آئین پیامبر، پاسداری نمایند و گرنه هدف بعثت نا تمام خواهد ماند؛ زیرا عقول انسانی به تنهایی

برای تشخیص تمام عوامل و اسباب پیشرفت و کمال، کافی نمی باشد. و چون پیمودن راه حق و طریق هدایت، بدون راهنمای معصوم و کامل در هر زمان، امکان نخواهد داشت، لذا عقل و فطرت انسان هرگز این سخن را نمی پذیرد که پیامبر اکرم؟ص؟ موضوع امامت و رهبری پس از خویش را با صراحت و دقت بیان نکرده باشد؛ زیرا پیامبری که به تعبیر قرآن نسبت به امت دلسوزتر و مهربان تر از خود آنان است (4)و هرگاه می خواست چند روزی برای جنگ یا حج از مدینه خارج شود، برای اداره مردم کسی را به جای خود می گماشت، مردم را رها و بلاتکلیف گذاشته و نسبت به امامت و جانشینی پس از خود بی تفاوت باشد.

بنابراین، با توجه به یگانگی فلسفه امامت و نبوت، روشن می شود که ضرورت وجود امام حیّ معصوم پس از پیامبراکرم؟ص؟ و نیاز مبرم جامعه به او در هر زمان، حقیقت انکار ناپذیری است که هم از راه استدلال عقلی و هم از طریق دلایل نقلی و استناد به آیات و روایات قابل اثبات است. از این رو، علمای امامیه، برای اثبات ضرورت وجود امام؟ع؟ در هر زمان، به دلایل متعدد عقلی و نقلی استدلال کرده اند. (52) شیخ مفید، در کتاب «اوائل المقالات»، لزوم وجود امام در هر زمان را، اعتقاد همگانی شیعه دانسته و همه مصالح دینی جامعه را در وجود امام؟ع؟ متبلور می داند. وی در این باره می نویسد:

اتفق أهل الإمامه علی أنه لا بد فی کل زمان من إمام موجود یحتج الله عز و جل به علی عباده المکلفین و یکون بوجوده تمام المصلحه فی الدین؛ (6) همه شیعیان امامیه بر این اصل وحدت نظر دارند که در هر زمانی وجود امام موجود ناگزیر است تا خداوند
به وسیله او بر بندگانش احتجاج کند و در پرتو وجود او رسیدن به همه مصالح دینی جامعه ممکن گردد.

هم چنین شیخ مفید؟ره؟ در آغاز کتاب «الافصاح فی امامه امیرالمؤمنین؟ع؟» با استدلال عقلی و نقلی بر ضرورت وجود امام پس از پیامبر؟ص؟ هم از راه دلالت قطعی آیات قرآنی و احادیث متواتر، هم از راه عقل و تجربه (النّظر و الاعتبار) بر انکارناپذیر بودن وابستگی تکالیف دینی به امام و نیاز همیشگی جامعه به وجود امام؟ع؟، استدلال کرده است.






1- علامه مجلسی، حق الیقین، ص26.
2- شبر، سید عبدالله، حق الیقین فی معرفه أصول الدین، ص 183-184.
3- امینی، ابراهیم، دادگستر جهان، ص 78.
4- سوره توبه، آیه 128.
5- از جمله می توان به آثار: شیخ صدوق در «الهدایه»، ص27؛ شیخ مفید در «اوائل المقالات»، ص7؛ سید مرتضی در «رسائل شریف المرتضی»، ج1، ص165؛ شیخ الطائفه طوسی در «تهذیب الاحکام»، ج1، ص335؛ ابی الصلاح حلبی در تقریب المعارف، ص170؛ علامه حلی و فاضل مقداد در «الباب الحادی عشر مع شرحیه النافع یوم الحشر و مفتاح الباب، ص181؛ مقدس اردبیلی در «الحاشیه علی الهیات الشرح الجدید للتجرید»، ص178؛ قاضی سید نور الله شوشتری در «احقاق الحق»، ج2، ص305؛ ملاصالح مازندرانی در «شرح اصول کافی»، ج2، ص15؛ عبدالرزاق لاهیجی در «گوهر مراد»، ص467؛ یوسف بحرانی در «الحدائق الناظره»، ج5، ص175؛ ملا محمد مهدی نراقی در «انیس الموحدین»، ص137 و... اشاره نمود.
6- شیخ مفید، أوائل المقالات فی المذاهب و المختارات، ص39.





تاریخ و ساعت انتشار :
03:26:37 ~~~ 1400/03/23
دسته بندی :
مقالات مهدوی
با مهدی

«اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج»

اظهار نظر در مورد ضرورت جود امام حیّ .::. پرتال تخصصی تبیان مهدویت

*
*