جمعه ، 28 خرداد 1400

پرتال تخصصی تبیان مهدویت

تبیان مهدویت ، بزرگترین پایگاه اینترنتی مهدویت

دانشنامه مهدویت حرف ق

دانشنامه مهدویت حرف  ق
قائمبا مراجعه به روایات مربوط به حضرت مهدی علیه السلام، می توان با صراحت تمام گفت: هیچ لقبی به اندازه لقب «قائم» برای آن حضرت استعمال نشده است. گویا از آنجایی که قیام حضرت مهدی علیه السلام، درخشان ترین فصل حیات آن حضرت است؛ اتصاف به این صفت و لقب همواره در کلام معصومین علیهم السلام مورد تصریح قرار گرفته است.
بنابراین مهمترین علت نامیدن آن حضرت به «قائم»، آن است…
قائم
با مراجعه به روایات مربوط به حضرت مهدی علیه السلام، می توان با صراحت تمام گفت: هیچ لقبی به اندازه لقب «قائم» برای آن حضرت استعمال نشده است. گویا از آنجایی که قیام حضرت مهدی علیه السلام، درخشان ترین فصل حیات آن حضرت است؛ اتصاف به این صفت و لقب همواره در کلام معصومین علیهم السلام مورد تصریح قرار گرفته است.

بنابراین مهمترین علت نامیدن آن حضرت به «قائم»، آن است که وی در برابر اوضاع سیاسی و انحرافات دینی و اجتماعی، بزرگ ترین قیام تاریخ انسانی را رهبری خواهد کرد. [1] .

البته می توان تمامی ائمه علیهم السلام را قائم دانست؛ اما ویژگی های قیام امام مهدی علیه السلام، آن حضرت را از دیگر امامان علیهم السلام ممتاز ساخته است.

درباره وجه قائم نامیدن حضرت مهدی علیه السلام به روایات زیر نیز می توان اشاره کرد:

ابوحمزه ثمالی می گوید: «از امام باقرعلیه السلام سؤال کردم ای فرزند رسول خدا! آیا همه شما قائم [و به پا دارنده] حق نیستید؟ فرمود: بلی؛ عرض کردم:چرا حضرت مهدی علیه السلام را قائم نامیده اند؟ فرمود: هنگامی که جد من حضرت سیدالشهداء حسین بن علی علیه السلام شهید شد، ملائکه به درگاه خداوند ضجه و ناله نمودند و نزد پروردگار شکایت کردند... [تا آنکه فرمود] پس خدای عزوجل امامان از فرزندان حسین علیه السلام را به آنان نشان داد و ملائکه از دیدن آنها خوشحال شدند. در آن هنگام دیدند که یکی از ایشان در حال قیام است و نماز می خواند. پس خداوند عزوجل فرمود: به وسیله این قائم از آنان (قاتلان حسین) انتقام خواهم گرفت». [2] .

از امام جوادعلیه السلام پرسیده شد: چرا او را قائم نامند؟ فرمود: «لِاَنَّهُ یَقُومُ بَعْدَ مَوْتِ ذِکْرِهِ وَاِرْتِدادِ اَکْثَرِ القائِلینَ بِاِمامَتِهِ [3] ؛ «چون پس از آن قیام کند که از یادها رفته است و بیشتر معتقدان به امامتش برگشته اند.».

اگرچه درپاره ای ازموارد لقب «قائم» به تنهایی به کار رفته؛ ولی در بعضی از موارد، به کلماتی دیگر اضافه شده که هر کدام گویای معنایی خاصّ است.

1. قیام کننده از فرزندانم (القائِمُ مِنْ وُلْدی)

برخی از معصومین علیهم السلام اصرار داشته اند که آن قیام کننده را، از فرزندان خود معرفی کنند تاکسانی که از غیرائمه علیهم السلام خود را قائم معرفی می کنند، رسوا شوند.

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود: مَنْ اَنْکَرَ الْقَائِمَ مِنْ وُلْدی فِی زَمانِ غَیْبَتِهِ فَماتَ فَقَد ماتَ میتَهً جاهِلیَّهً» [4] ؛ «کسی که قائم از فرزندان مرا در زمان غیبتش انکار کند به مرگ جاهلی مرده است.»

امام صادق علیه السلام فرمود: «اَلقائِمُ مِنْ وُلدی یَعْمُرُ عُمْرَ خَلیلِ الرَّحْمنِ...» [5] ؛ «قائم از فرزندان من عمر می کند، عمر خلیل الرحمان را...».

2. قائم آنان (قائِمُهُم)

اغلب در کلام رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله آن گاه کهائمه علیهم السلام را معرفی می کند و سخن از حضرت مهدی علیه السلام به میان می آورد - از آن حضرت با بیان قیام کننده آنان (اهل بیت علیهم السلام) یاد می فرماید. آن حضرت خطاب به حسین بن علی علیه السلام فرمود: «تو آقا فرزند آقا هستی. تو امام فرزند امام، حجّت فرزند حجّت و پدر حجّت های نه گانه هستی که نهمین آنان قائم ایشان است. [6] .

گویا پیامبرصلی الله علیه وآله تنها قیام کننده فرزندان امام حسین علیه السلام را آخرین ایشان معرفی کرده و تنها قیام کننده راستین را از فرزندان امام حسین علیه السلام دانسته است.

3. قیام کننده برای حق از ما (قائِمٌ لِلْحَقِ مِنَّا)

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله در روایتی فرمود: «قیامت بر پا نمی شود، مگر اینکه قیام کننده ای برای حق از ما (اهل بیت) قیام نماید». [7] .

از حدیث فوق به دست می آید که تنها قیام برای اقامه حق مطلوب است و نیز قیامی که به تمامی صالحان وعده داده شده، تنها به وسیله فردی از اهل بیت پیامبرصلی الله علیه وآله تحقّق خواهد یافت.

4. قائم مااهل بیت (قائِمُنااَهْلَ البَیْتِ)

امام باقرعلیه السلام فرمود: «بهترین لباس هر زمان، لباس اهل آن زمان است، مگر اینکه قائم ما اهل بیت آن گاه که قیام کند لباس علی علیه السلام را بر تن خواهد کرد و بر روش او حکومت خواهد نمود». [8] .

5. قیام کننده از آل محمد (قائِمُ آلِ مُحَمَّدٍصلی الله علیه وآله)

امام رضاعلیه السلام فرمود: «تَمامُ الاَمْرِ بِقائِمِ آلِ مُحَمَّدٍصلی الله علیه وآله»؛ [9] «تمام امر به دست قائم آل محمد است».

پی نوشت ها:

[1] الارشاد، ص 704، ح 2.

[2] دلائل الامامه، ص 239.

[3] کمال الدین و تمامالنعمه، ج 2، ص 378، ح 3.

[4] کمال الدین و تمام النعمه، ج 2، باب 39، ح 12.

[5] دلائل الامامه، ص 258؛ الغیبه، ص 189، ح 44.

[6] عیون اخبارالرضاعلیه السلام، ج 2، ص 52، ح 17.

[7] همان، ج 2، ص 59، ح 230.

[8] الکافی، ج 1، ص 411.

[9] شیخ صدوق، التوحید، ص 232، ح 1.

قائم

«قائم» از القاب بارز حضرت مهدی (عج) است. «قائم» یعنی «قیام کننده»، نظر به اینکه قیام و نهضت حضرت صاحب العصر (عج) جهانی است و در تمام تاریخ بشر چنین قیام و حکومتی نبوده، آن حضرت با این عنوان خوانده می شود.

اینکه پیروان آن حضرت با شنیدن این لفظ و یا با تلفّظ به این کلمه بر می خیرند و می ایستند، این کار یک نوع عمل مستحبّی است و احترام و اظهار پیوند و انتظار آن حضرت است و ضمناً مردم را به یاد نهضت و قیام حضرت مهدی (عج) می اندازد و برای آنها تلقین عملی می شود که باید برخاست، نهضت کرد، امیدوار بود و به زمینه سازی برای ظهور و قیام جهانی رهبری معصوم و قاطع پرداخت.

این کار در زمان امام صادق علیه السّلام نیز در میان شیعیان معمول بود. حتّی نقل شده در خراسان در حضور حضرت امام رضا علیه السّلام کلمه «قائم» ذکر شد، امام رضا علیه السّلام برخاست و دستش را بر سر مبارک نهاد و فرمود:

«اللهمَّ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ («بحار الانوار»، ج 51، ص 30): خداوندا در فرجش شتاب کن، و راه ظهورش را آسان گردان».

همچنین از امام باقر علیه السّلام سؤال شد:چرا قائم (عج) را «قائم» خواندند؟

حضرت فرمودند: «زیرا یاد او فراموش می شود و بسیاری از معتقدان به امامت آن حضرت راه ناصحیح می روند». («حضرت مهدی (عج)، فروغ...»، ص 66)

«ابو حمزه ثمالی» در ضمن روایتی از امام باقر علیه السّلام پرسید: یابن رسول الله مگر شما ائمه، همه قائم به حق نیستید؟ فرمودند: بلی! عرض کرد: پس چرا فقط امام زمان (عج) قائم نامیده شده است؟

امام باقر علیه السّلام پاسخ فرمودند: «چون جدّم امام حسین علیه السّلام شهید شد، فرشتگان به درگاه الهی نالیدند و گفتند: پروردگارا! آیا قاتلین بهترین بندگانت، و زاده اشراف برگزیدگانت را به حال خود وا می گذاری؟

خداوند به آنها وحی فرستاد که: «ای فرشتگان من آرام گیرید. به عزّت و جلالم سوگند، از آنها انتقام خواهم گرفت هر چند بعد از گذشت زمانها باشد. آنگاه پروردگار عالم امامان اولاد امام حسین علیه السّلام را به آنها نشان داد و فرشتگان مسرور گشتند. یکی از آنها ایستاده بود و نماز می گذارد.

خداوند فرمود:

«بِذلِکَ الْقائِمُ إنتَقِمُ مِنْهُمْ: به آن قائم از آنها انتقام می گیرم.» («مهدی موعود»، ابتدای باب دوم، ص 228)

به بشر ناب ترین هدیه سرمد آمد

قائم و منتقم آل محمّد آمد

به بشر ناب ترین هدیه سرمد آمد

قائم و منتقم آل محمّد آمد

قائم آل محمد

«قائم آل محمّد» لقب مهدی موعود (عج) است.

قائم الزمان

«قائم الزّمان» لقب امام دوازدهم شیعیان حضرت مهدی (عج) است.

شخصی ازدی در مسجد الحرام خدمت حضرت ولی عصر (عج) رسید و حضرت سنگی را برای او طلا کرد و در حقّ او دعا نمود و سپس فرمود: مرا می شناسی؟ گفت: نه!

آن حضرت فرمود: «منم مهدی، منم قائم الزّمان، منم آنکه زمین را پر از عدل و داد و همانگونه که از جور و ظلم پر شده است». («نجم الثّاقب»، باب دوّم، ص 91)

قائم المنتظر

«قائم المنتظر»، (قائمی که انتظار او را می کشند) لقب مهدی موعود (عج) است.

قابض

«قابض» لقب مهدی موعود (عج) است. قابض در لغت به معنی: در مشت گیرنده، درآورنده، بیرون کشنده و میراننده است.

قاتل الکفره

«قاتل الکفره» (کشنده کافران)، لقب امام عصر (عج) است.

رجوع شود به واژه: امیر الأمره

قادیانی رجوع شود به واژه: احمدیّه

قاسم رجوع شود به واژه: اقامتگاه قائم (عج) در غیبت کبری

قاطع

«قاطع» لقب حضرت مهدی (عج) در کتاب «قنطره» است. («نجم الثّاقب»، باب دوّم، ص 92)

قسط

«قسط» لقب امام زمان (عج) است. قسط یعنی عدل و داد و از آنجا که حضرت قائم (عج) بر پا کننده عدل و داد در گستره جهان خواهند بود، پس چنین لقبی شایسته آن حضرت است.

رجوع شود به واژه: قسط و عدل

قطب

«قطب» از القاب شایعه حضرت ولی عصر (عج) در نزد عرفا و صوفیان است. («نجم الثّاقب»، باب دوّم، ص 91)

«در اصطلاح تصوّف، (قطب) کسی است که منظور نظر خدای تعالی است در همه زمانها و طلسم اعظم به او داده شده است، و او در کون و اعیان ظاهر و باطن ساریست چون سریان جان در کالبد، قسطاس فیض در کف او و افاضه روح حیات بر کون اعلی و اسفل در دست اوست. وی تنها انسان کاملی است که به نظر صوفیان احاطه اش به جمیع آدمیان محقّق است و همه مقامات و حالات تصوّف را می دانند. او عقل عالم امکان است و تصرّف وی در عقول برای صوفیان مسلّم است». («فرهنگ فارسی معین»، ج 2، ص 2690)

قوه

«قوّه»، لقب حضرت مهدی (عج) است.

قیامت

در کتاب هدایه، «قیامت» از القاب حضرت حجّه بن الحسن العسکری علیه السّلام عنوان شده است.

قیم الزمان

از القاب امام قائم (عج)، «قیّم الزّمان» است.

قم

«قم» یکی از شهرهای مشهور ایران است که در طول تاریخ شیعه، همواره از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است. از آنجایی که در همان اوایل سلطه اعراب بر این شهر، دوستان و محبان اهل بیت علیهم السلام بدان جا مهاجرت کردند؛ سنگ نخستین اعتقاد مردمان آن، شیعی نهاده شد.

این شهر رفته رفته به عنوان یکی از پایگاه های شناخته شده ترویج فرهنگ شیعی در تاریخ ثبت شده است. به دنبال آن با تأسیس حلقه ها و مراکز علمی، این شهر به عنوان مرکز بسیار مهم نشر فرهنگ اهل بیت علیهم السلام ایفای نقش نموده ا ست. کما اینکه امروزه به عنوان عاصمه جهان تشیّع، علم و دانش و معارف از آن به تمام جهان نور افشانی می کند که مراجع و دانشمندان بزرگ جهان اسلام، از اینجا فیوضات وجودی خویش را به مشتاقان در سراسر گیتی می دهند.

آنچه که این شهر را در فرهنگ «مهدویّت» از برجستگی خاصی برخوردار کرده، روایاتی از معصومین علیهم السلام است که این شهر و اهالی آن را با موضوعات مربوط به حضرت مهدی علیه السلام پیوند زده است.

برخی روایات، تصریح داردکه فلسفه نام گذاری این شهر مقدس به قم، مناسب با نام حضرت مهدی علیه السلام (قائم به حق) است ومناسب باقیام وبه پا خاستن اهل قم ومنطقه جغرافیایی آن شهر،درزمینه سازی و یاری نمودنِ آن حضرت است.

عفّان بصری روایت کرده است: «امام صادق علیه السلام به من فرمود: آیا می دانی از چه رو این شهر را «قم» می نامند؟ عرض کردم: خدا و رسولش آگاه ترند؛ فرمود: «اِنَّما سُمِّیَ قُمْ لِاَنَّ اَهْلَهُ یَجْتَمِعُونَ مَعَ قائِمِ آلِ مُحَمَّدٍصلی الله علیه وآله وَ یَقُومُونَ مَعَهُ وَیَسْتَقیمُونَ عَلَیهِ وَینْصُروُنَهَ» [1] ؛«همانا قم نام گذاری شده برای اینکه اهل قم، اطراف قائم گرد آمده و با وی قیام می نمایند و کنار او ثابت قدم مانده و او را یاری می کنند».

ظاهر برخی روایات این است که امامان علیهم السلام نسبت به شهر قم، عنایت خاصی داشته و مفهومی را برتر و وسیع تر از یک شهر و توابع آن، به این شهر بخشیده اند.

از این رو نام این شهر را به معنای خط و روش و اسلوب قم، نسبت به ولایت اهل بیت علیهم السلام و قیام آنان با مهدی آل پیامبرصلی الله علیه وآله به کار برده اند. در روایتی آمده است: «عده ای از بزرگان ری به حضور امام صادق علیه السلام رسیدند و عرض کردند: ما از اهل ری هستیم که خدمت رسیده ایم، حضرت فرمود: خوش آمدند برادران قمی ما. سپس عرض کردند: ما اهل ری هستیم! حضرت فرمود: خوش آمدند برادران قمی ما. باز عرض کردند: ما اهل ری هستیم! حضرت فرمود: خوش آمدند برادران قمی ما. مجدداً عرض کردند، ما اهالی ری هستیم، امام نیز کلام اوّل خود را تکرار کرد. آنان گفته خود را چند بار یادآور شدند، امام نیز مانند اوّل آنان را پاسخ داد و چنین فرمود: خداوند دارای حرمی است که عبارت است از مکه مکرمه و پیامبرصلی الله علیه وآله دارای حرمی است و آن مدینه منوره است و امیرالمؤمنین علیه السلام حرمی دارد که کوفه است. ما اهل بیت نیز دارای حرمی هستیم که آن شهر قم است. به زودی بانویی از سلاله من به نام فاطمه در این شهر دفن خواهد شد. کسی که آن بزرگوار را در قم زیارت کند اهل بهشت می باشد.[2] راوی گفت: این سخن را امام صادق علیه السلام زمانی فرمود که هنوز حضرت کاظم صلی الله علیه وآله متولد نشده بود».

صاحب بحارالانوار دو روایت را، از امام صادق علیه السلام در مورد آینده شهر قم و نقش مکتبی آن پیش از ظهور حضرت مهدی علیه السلام نقل می کند:

1. «خداوند به وسیله شهر کوفه بر سایر شهرها استدلال می کند، همچنین به مؤمنان آن شهر بر سایر مؤمنان و به شهر قم بر سایر شهرها و به واسطه اهل قم بر جهانیان؛ اعم از جن و انسان. خداوند متعال اهل قم را مستضعف فکری قرار نداده؛ بلکه همواره آنان را موفق و تأیید کرده است. سپس فرمود: دینداران در این شهر در مضیقه زندگی می باشند. اگر غیر این باشد، مردم به سرعت به آنجا روی می آورند و آنجا خراب می گردد و اهل آن تباه می شوند و آن گونه که باید نمی تواند بر سایر سرزمین ها حجّت باشد. زمانی که موقعیت قم بدینجابرسد، آسمان و زمین آرامش ندارد و ساکنان آنها لحظه ای باقی نمی مانند. بلا و گرفتاری از قم و اهل آن دفع گردیده است.

به زودی زمانی خواهد رسید که قم و اهل آن حجّت بر مردم خواهند بود و این در زمان غیبت قائم ما و ظهور وی می باشد. اگر چنین نباشد، زمین اهل خودش را فرو می برد. فرشته های الهی مأمور دور نمودن بلاها از این شهر و اهل آن می باشند. هر ستمگری که درباره آنان اراده بد داشته باشد، خداوندِ در هم کوبنده ستم پیشگان، او را در هم می شکند و یا به گرفتاری و مصیبت و یا دشمنی، مبتلا می گرداند. خداوند متعال نام قم و اهلش را در زمان فرمانرواییستمگران، از یاد آنان می برد؛ آن گونه که آنها یاد خدا را فراموش کردند». [3] .

2. «به زودی شهر کوفه از مؤمنان خالی می گردد و به گونه ای که مار در جایگاه خود فرو می رود، علم نیز این چنین از کوفه رخت بر می بندد و از شهری به نام قم آشکار می شود. آن سامان معدن فضل و دانش می گردد؛ به نحوی که در زمین کسی در استضعاف فکری به سر نمی برد، حتی نو عروسان در حجله گاه خویش. این قضایا نزدیک ظهور قائم ما به وقوع می پیوندد. خداوند سبحان، قم و اهلش را برای رساندن پیام اسلام، قائم مقام حضرت حجّت می گرداند. اگرچنین نشود زمین اهل خودش را فرو می برد و در زمین حجتی باقی نمی ماند. دانش از این شهر به شرق و غرب جهان منتشر می گردد. بدین سان بر مردم اتمام حجّت می شود و یکی باقی نمی ماند که دین و دانش به وی نرسیده باشد. آن گاه قائم علیه السلام ظهور می کند و ظهور وی، باعث خشم و غضب خداوند بر بندگان می شود؛ زیرا خداوند از بندگانش انتقام نمی گیرد، مگر بعد از آنکه آنان وجود مقدس حضرت حجّت را انکار کنند». [4] .

پی نوشت ها:

[1] بحارالانوار، ج 57، ص 216، ح 38.

[2] همان، ج 57، ص 216، ح 41؛ مستدرک الوسائل، ج 10، ص 368، ح 12196.

[3] بحارالانوار، ج 57، ص 212، ح 22.

[4] همان، ح 23.

قرقیسا

«قرقیسا» نام شهری در کنار فرات و آوردگاه سفیانی در زمان قیام قائم (عج) است.

امام علی علیه السّلام می فرماید: «سفیانی بر دشمنان در شام پیروز می شود بعد از آن بین او و دشمناندیگرش در «قرقیسا» جنگی روی می دهد که پرندگان آسمان و درّندگان زمین از باقی مانده های کشته ها سیر می شوند. («عقد الدّار»، ص 87)

قسطنطنیه

«قسطنطنیّه» منطقه ای واقع در کشور ترکیه است. طبق روایات اسلامی، آنجا از فتوحات حضرت مهدی موعود (عج) خواهد بود. («اعلام الوری»، ص 432)

در این رابطه رسول اکرم صلّی الله فرمود:

«پیش از آنکه قیامت شود، مردی از اهل بیت من به سلطنت رسد و قسطنطنیّه و کوههای دیلم (کوههای دیلم نواحی قزوین رو به طرف شمال و منطقه گیلان است) را فتح کند، اگر یک روز از عمر دنیا باقی باشد خداوند آن روز را چندان دراز گرداند تا آنجا را فتح کنند («آخرین امید»، ص 247)»

قاهر

«قاهر» نوزدهمین خلیفه عبّاسی است که از سال 320 تا 322 هجری قمری به مدّت دو سال حکومت کرد.

هنگام مرگ وی، حضرت قائم (عج) 62 سال از مدّت امامتشان می گذشت.

قیام مسلحانه

امام قائم (عج) همچون پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله نخست اعلان دعوت می کند و در آغاز ظهور، پیامش را به جهانیان می رساند، در این میان عدّه ای دعوتش را می پذیرند ولی عدّه ای دیگر کار شکنی و توطئه گری کرده و به مخالفت بر می خیزند، امام (عج) در برابر اینها قیام مسلّحانه می کند.

امام جواد علیه السّلام در ضمن حدیثی می فرماید:

«وقتی که 313 نفر یاران خاصّ امام قائم (عج) به خدمتش در مکّه رسیدند، حضرت دعوتش را به جهانیان آشکار می سازد (یعنی ظهور می کند) و وقتی که این تعداد به ده هزار نفر رسید، به اذن خداوند متعال قیام مسلّحانه می کند (خروج می نماید).» («بحار الانوار»، ج 52، ص 283)

قائم در شعر فارسی

ادبیات فارسی غنی ایران زمین سرشار از مضامین بسیار زیبایی پیرامون ائمّه اطهار و پیامبران علیهم السّلام گذشته الهی است. ذکر نام خجسته امام زمان (عج) هم در شعر فارسی، سابقه ای بس قدیم دارد.

«اسدی طوسی» شاعر حماسه سرای معروف قرن پنجم هجری، در آغاز گرشاسب نامه ضمن اشاره به حکمت دین و لزوم دینداری، و تأکید بر حقّانیت دین اسلام، ذکر فرخنده امام غائب، حضرت مهدی (عج) را این چنین ادا کرده است:

جهان را نه بر بیهده کرده اند

تو را نز پی بازی آورده اند

ره دین بیاب از خِرَد، چون سزاست

که گیتی بدین ایستادست راست

از این پس نباشد پیمبر دگر

کند دین پیغمبری آشکار

بدارد جهان بر یکی دین پاک

بر آرد ز دجّال و خیلش هلاک

رسد زآسمان هر پیمبر فراز

شوند از پس مهدی اندر نماز

«شیخ فرید الدّین عطّار نیشابوری» شاعر قرن6و 7 هجری قمری و متوفّی سال 618 هجری قمری چنین می گوید:

صد هزاران اولیاء روی زمین

از خدا خواهند مهدی را یقین

یا الهی مهدیم، از غیب آر

تا جهان عدل گردد آشکار

«مهدی» هادیست تاج اتقیاء

بهترین خلق، برج اولیاء

ای ولای تو معیّن آمده

بر دل و جانها همه روشن شده

ای تو ختم اولیای این زمان

وز همه معنی نهانی جان جان

ای تو هم پیدا و پنهان آمده

بنده «عطّارت» ثناخوان آمده

«خواجه حافظ شیرازی»،شاعر عارف قرن هشتم نام آن بزرگوار را در شعر خویش ذکر کرده است:

کجاست صوفی دجّال فعل مُلحِد شکل

بگو بسوز که «مهدی» دین پناه رسید

شب وصل است و طی شد نامه هجر

سلامُ فیه حتّی مَطْلَعِ الفَجْر

دلا در عاشقی ثابت قدم باش

که در این ره نباشد کار بی اجر

برآ ای صبح روشندل خدا را

که بس تاریک می بینم شب هجر

دلم رفت و ندیدم روی دلدار

فغان از این تطاول، آه از این زجر

و شعری دارد با مطلع:

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی

«شیخ محمود شبستری» دیگر شاعر نامدار ایران (در گذشته به سال 720 هجری قمری) گفته است:

بسی گفتند از عیسی و مهدی

مجرّد شو، تو هم عیسای عهدی

ز مهدی، گرچه روزی چند،پیشی

بکش دجّال خود مهدیّ خویشی

حکیم و عارف بزرگ قرن یازدهم هجری، «ملّا محسن فیض کاشانی» که تعداد ابیات او را شش تا هفت هزار بیت نوشته اند، این گونه فریاد رس را می خواند:

ای تو ما را راحت جان الغیاث

دردها را جمله درمان الغیاث

قائم آل پیامبر (ص) دستگیر

بی توأم افتان و خیزان الغیاث

کارشرع از دست شد بیرون خرام

تازه کن آئین ایمان الغیاث

عالمی گردید مالامال شرّ

از جفا و جور و طغیان الغیاث

خون ما خوردند این دجّالیان

مهدی و هادی دوران الغیاث

در میان شاعران معاصر هم دلسوختگان حریم یار، زمزمه هایشان را بعضاً به چاپ سپرده اند:

ای نهان ساخته از دیده ما صورت خویش

بدر از پرده غیب آی و نما طلعت خویش

نه همین چشم به راه تو مسلمانانند

عالمی را نگران کرده ای از غیبت خویش

(«مهدی موعود»، ص 1283 (شاعر: محمّد علی فتی تبریزی))

قدر

«قدر» نود و هفتمین سوره قرآن کریم است. این سوره 5 آیه، 30 کلمه، 112 حرف دارد.

آنچه از احادیثی که در تفسیر این سوره و تفسیر آیات آغازین سوره «دخّان» و جز آن رسیده است، فهمیده می شود که فرشتگان در شب قدر، مقدّرات یکساله را به نزد «ولی مطلق زمان» می آورند، و بر او عرضه می دارند. این واقعیّت همواره بوده و خواهد بود.

در روزگار پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم محل نزول فرشتگان شب قدر، آستان مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم بوده است. این امر مورد قبول همگان است. (برای آگاهی بیشتر ر.ک. به «خورشید مغرب»، ص 125 تا 148)

قَذْفْ رجوع شود به واژه: خَسفْ

قرآن و قائم

در قرآن کریم درباره مسائل آینده دوران، حوادث آخر الزّمان، و استیلای خوبی و خوبان بر جهان، و حکومت یافتن صالحان گاه به اشاره و گاه به تصریح سخن گفته شده است. اینگونه آیات را مفسّران اسلامی، طبق مدارک حدیثی و تفسیری، مربوط به مهدی (عج) و ظهور آخر الزّمان دانسته اند. آیات دیگری در همان قرآن کریم هست، که به جنبه حضور ولایتی مهدی (عج) اشاره بلکه در این باره صراحت دارد.

در شرح و تفسیر آیات، به احادیث نبوی، و سخنان امام علی علیه السّلام و دیگر أئمّه طاهرین علیهم السّلام، و سایر علماء و محدّثان و بزرگان اسلام، استناد گشته است. شاید کتاب تفسیری، از تفاسیر عالمان شیعه یافت نشود که در آن، به مناسبت آیات یاد شده، سخنی از مهدی (عج) و مسائل آن امام به میان نیامده باشد.

در کتاب حاضر گاهی به تناسب موضوع، برای تثبیت ادّعاو غنی ساختن مطالب، از آیات قرآن استفاده شده است.

برای آگاهی بیشتر در زمینه آیات قرآنی مربوط به موضوع مهدویّت می توانید به کتاب

«ألْمُحَجََّه، فیما نَزَلَ فِی الْقائِم الْحُجَّه»

تألیف عالم بزرگ، «سی،د هاشم بحرانی»، مؤلّف تفسیر عظیم، «البرهان» مراجعه کنید، در این کتاب به بررسی 120 آیه از قرآن کریم که درباره این موضوع می باشد، پرداخته شده است وی در سال 1107 یا 1108 هجری قمری درگذشت.

در ذیل به چند نمونه از آیات قرآن که در رابطه این موضوع است اشاره می شود:

1- «أَیْنَ ما تَکونوا یَأتِ بِکُمُ اللهُ جَمیعاً (بقره/148)

: هر کجا که باشید خداوند شما را حاضر می کند»

امام باقر علیه السّلام در تفسیر آیه فرمود: «منظور یاران قتئم هستند که 313 نفرند، به خدا سوگند منظور از امّت معدوده (که در آیه 8، سوره هود آمده) آنها هستند، به خدا سوگند در یک ساعت همگی جمع می شوند همچون پاره های ابر پائیزی که بر اثر باد جمع و متراکم می گردد.» («نور الثّقلین»، ج 1، ص 139، «بحارالانوار»، ج 52، ص 342)

2- «قالَ لَو أنَّ لِی بِکُمْ قُوَّهً أوْ آوِی إلی رُکْنٍ شَدیدٍ (هود/80) گفت

: (افسوس) ای کاش در برابر شما قدرتی داشتم یا تکیه گاه و پشتیبان محکمی در اختیار من بود (آنگاه می دانستم که به شما پست فطرتان چه کنم)

امام صادق علیه السّلام فرمود: منظور از «قوّه» همان قائم (عج) است و منظور از «رکن شدید» (پشتیبان محکم) 313 نفر از یارانش هستند. («اثباه الهداه»، ج 7، ص 100)

3- «فاصْبِرْ عَلی ما یَقُولُونَ (طه/130)

: به آنچه مخالفان می گویند استقامت کن».

امام صادق علیه السّلام به یکی ازیاران خویش فرمود: تفسیر این آیه این است که: ای محمّد در برابر مخالفان ایستادگی کن که من به دست مردی از نسل تو که او را به خون ستمگران مسلّط کنم از آنها انتقام می گیرم» («اثباه الهداه»، ج 7، ص128)

4- «وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أنَّ الأرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحونَ،» (انبیاء/105)

: «ما در زبور (داوود)، از پس تورات نوشته ایم که سر انجام، زمین را بندگان شایسته ما میراث برند و صاحب شوند»

امام محمّد باقر علیه السّلام فرمود: «این بندگان شایسته که وارثان زمین شوند، اصحاب مهدی (عج) در آخر الزَّمان هستند» («مجمع البیان» ج 7، ص 66)

5- «إعْلَمُوا أنَّ اللهَ یُحْیِ الْأرْضَ بَعْدَ مَوْتِها (حدید/17)

: بدانید که خداوند، زمین را پس از مرگش زنده می کند»

امام صادق علیه السّلام این آیه را با ظهور امام قائم (عج) تطبیق نمودند و فرمودند:

«خداوند زمین را به عدالت قائم (عج) پس از مرگ رهبران ستمگر زنده می گرداند («اثباه الهداه»، ج 7، ص 63)»

قسط و عدل

در روایات مربوط به حضرت مهدی (عج) متواتر آمده که خداوند، پس از ظهور آن حضرت دنیا را پر از قسط و عدل می کند، آنچنانکه پر از ظلم و جور شده است. («اثباه الهداه»، ج7، ص51)

واژه «قسط»بیشتر در امور اقتصادی و توزیع اموال بر اساس عدالت اجتماعی بین افراد به کار می رود، که در این جهت هیچگونه تبعیضی نباشد که در مقابل جور قرار گرفته است. امّا «عدل» یک معنی عامّی دارد که شامل عدالت در تمام ابعاد از عقائد و فرهنگ و سیاست و... خواهد شد، که در مقابل ظلم است.

«قسط» و «عدل»، هر دوبسیار مهم هستند، ولی رعایت «قسط» به خصوص در حکومت اسلامی جای خاصّی دارد. مثلاً در اسلام باید بیت المال به طور مساوی در بین مستحقّین، توزیع گردد. شیوه امام علی علیه السّلام همین بوده است، داستان آهن گداخته در رابطه با برادرش عقیل که در خطبه 224 نهج البلاغه آمده، شاهد گویائی بر این مطلب است. این همان «قسط» است. («حضرت مهدی (عج)، فروغ...»، ص 124)

قضاوت قائم

از خصائص حکومت امام قائم (عج) قضاوت کردن او، مانند حضرت داوود علیه السّلام است. شیخ مفید می گوید: «چون قائم آل محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم قیام کند، مانند حضرت داوود علیه السّلام، یعنی بر حسب باطن، قضاوت کند، و بی هیچ نیازی به شاهد حکم کند. مهدی (عج) نقشه های پنهانی هر گروه را بداند و به آنان آن نقشه ها را بگوید. مهدی (عج)، دوست و دشمن خود را، با نگاه بشناسد. («الارشاد»، ص 365)»

چگونگی قضاوت حضرت داوود علیه السّلام و ماجرای آن در سوره انبیاء، آیه 78 آمده است. (ر.ک. به «تفسیر نمونه»، ج 13، ص 465)

قیام های قبل از ظهور

در روایات فراوانی خاندان ائمه علیهم السلام، به پرهیز از قیام قبل از ظهور حضرت مهدی علیه السلام توصیه شده اند. از جمله روایاتی که برای مشروع نبودن تشکیل حکومت در عصر غیبت، مورد استفاده واقع شده، روایاتی است که به ظاهر قیام مسلحانه را پیش از ظهور مهدی علیه السلام منع می کند و تأکید دارد که این گونه قیام ها به ثمر نمی رسد.

روایات یاد شده را شیخ حر عاملی در وسائل الشیعه و محدّث نوری در مستدرک الوسائل گرد آورده اند.

برای پاسخ به شبهه فوق، به دسته بندی روایات یاد شده می پردازیم و از هر کدام نمونه ای نقل و سپس آنها را نقد می کنیم:

یک. برخی از این روایات، به طور عام، هر نوع قیام و برافراشتن هر پرچمی را پیش از ظهور حضرت حجّت علیه السلام محکوم و پرچمدار آن را طاغوت و یا مشرک معرّفی می کنند.

امام صادق علیه السلام می فرماید: «کُلُّ رایَهٍ تُرْفَعُ قَبْلَ قِیامِ القائِمِ فَصاحِبُها طاغُوتٌ یُعْبَدُ مِنْ دُونِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ»؛ [1] «هر پرچمی پیش ازقیام قائم بر افراشته شود، صاحب آن طاغوتی است که در برابر خدا پرستش می شود».

برافراشتن پرچم، کنایه از اعلان جنگ با نظام حاکم و تلاش برای تأسیس حکومت جدید است. واژه «طاغوت» و جمله «یُعْبَدُ مِنْ دوُنِ اللَّهِ» در این حدیث به خوبی بیانگر آن است که مقصود از «پرچم برافراشته شده پیش از قیام قائم» پرچمی است که در مقابل خدا و رسول و امام علیه السلام برافراشته گردد و برافرازنده در مقابل حکومت خدا، حکومتی تأسیس کند و در پی آن باشد که به خواسته های خود جامه عمل بپوشاند. بنابراین، نمی توان شخص صالحی که برای حاکمیت دین، قیام و اقدام کرده است؛ طاغوت خواند؛ زیرا در این صورت، چنین پرچمی، نه تنها در مقابل پرچم قائم برافراشته نشده که در مسیر و طریق و جهت او خواهد بود.

افزون بر این، اگر با استناد به این روایات، هرگونه قیام و نهضتی را محکوم و غیر مشروع بدانیم، این گونه برداشت، با روایت های جهاد، امر به معروف و نهی از منکر و نیز با سیره پیامبر و ائمه معصومین علیهم السلام تعارض دارد و در مقام تعارض، باید از این روایات صرف نظر کرد.

دو. روایاتی که بیانگر ناکامی و موفق نشدن قیام های پیش از قیام مهدی علیه السلام است. این دسته از روایات، در ضمن، به مشروع نبودن تلاش برای ایجاد حکومت اسلامی اشاره دارد؛ زیرا قیامی که بدون ثمر باشد، از دیدگاه عقل و عقلا ناپسند است.

امام سجادعلیه السلام می فرماید: «وَاللَّهِ لایَخْرُجُ واحِدٌ مِنَّا قَبْلَ خُرُوجِ القائِمِ علیه السلام اِلاّ کانَ مَثَلُهُ مَثَلَ فَرْخٍ طارَ مِنْ وَکْرِهِ قَبْلَ اَنْ یَسْتَوِیَ جَناحاهُ فَاَخَذَهُ الصِّبْیانُ فَعَبَثُوا بِهِ»؛ [2] «به خداسوگند هیچ یک از ما پیش از قیام قائم خروج نمی کند؛ مگر اینکه مَثَل او، مانند جوجه ای است که پیش از محکم شدن بال هایش از آشیانه پرواز کرده باشد. در نتیجه کودکان او را گرفته و با او به بازی می پردازند».

از این روایت نتیجه گرفته اند که قیام برای تشکیل حکومت اسلامی، نه تنها بی نتیجه است، که گرفتاری و ناراحتی اهل بیت علیهم السلام را نیز در پی دارد. بنابراین باید از تشکیل حکومت اسلامی، پیش از قیام مهدی علیه السلام چشم پوشید! استناد به این روایت و مانند آن از جهاتی باطل است:

1. این روایت در صدد این نیست که اصل جواز قیام را ردّ کند؛ بلکه پیروزی را نفی می کنند. اگر نفی جواز کند، قیام امام حسین علیه السلام در برابر یزید و نیز قیام زیدبن علی و حسین بن علی شهید فخ و... را محکوم کرده است! با اینکه بدون تردید، این قیام ها مورد تأیید ائمه علیهم السلام بوده است.

2. عدم پیروزی قیام، دلیل بر نفی تکلیف به قیام نیست؛ به عنوان نمونه «در جنگ صفین، شایع شد که معاویه مرده است. این خبر باعث شادی مردم شد. اما حضرت علی علیه السلام در مقابل شادی مردم، فرمود: سوگند به آن خدایی که جان من در قبضه قدرت او است! معاویه هلاک نمی شود تا مردم بر او هماهنگ شوند. از آن حضرت سؤال کردند: بنابراین پس چرا با او می جنگید، امام فرمود: «اَلْتَمِسُ العُذْرَ بَینی وَبَیْنَ اللَّهِ» می خواهم بین خود و خدایم عذر داشته باشم». [3] .

این روایت و مانند آن بیانگر این معنا است که انسان مسلمان، باید به تکلیف خود عمل کند و نباید انتظار داشتهباشد، حتماً به نتیجه مطلوب برسد.

3. امکان دارد مقصود از جمله «مِنّا اَهْل البَیْت» تنها ائمه معصومین علیهم السلام باشند؛ زیرا شیعیان از آنان انتظار خروج مسلحانه را داشتند و ایشان با توجّه به شرایط حاکم بر آن زمان، می خواستند با اخبار غیبی، آنان را قانع کنند که هر کس از ما پیش از قیام قائم خروج کند، به علت نبود امکانات لازم، پیروز نخواهد شد و مصلحت اقتضا می کند که خروج مسلحانه نداشته باشند.

4. در برخی از روایات، به قیام های پیش از قیام قائم بشارت داده شده است که زمینه ساز حکومت مهدی علیه السلام هستند. بدون تردید زمینه سازی آنها، به لحاظ موفقیت آن قیام ها است. افزون بر اینکه ایجاد آمادگی، خود بزرگ ترین ثمره این قیام ها می باشد.

5. اگر بگوییم این روایات در صدد نهی از قیام و مبارزه با ستم و فساد است، با آیات جهاد و امر به معروف و نهی از منکر و نیز با سیره ائمه معصومین علیهم السلام ناسازگار است! از این رو باید به دور افکنده شود.

سه. روایاتی که برای مشروع نبودن تلاش در راه ایجاد حکومت اسلامی در دوره غیبت، بدان ها استناد شده است. این روایات مردم را به سکوت و سکون، فرا می خواند و از مشارکت در هر قیام و مبارزه ای، پیش از تحقق نشانه های ظهور باز می دارد.

امام صادق علیه السلام می فرماید: «یا سَدیرُ اِلْزَمْ بَیْتَکَ وکُنْ حِلْساً مِن اَحْلاسِهِ وَاسْکُنْ ما سَکَنَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ فَاِذا بَلَغَکَ اَنَّ السُّفْیانِیَّ قَدْ خَرَجَ فَارْحَلْ اِلَیْنا وَلَوْ عَلی رِجْلِکَ»؛ [4] «ای سدیر! در خانه بنشین و به زندگی بچسب. آرامش داشته باش تا آن هنگام که شب و روز آرام هستند، اما هنگامی که خبررسید که سفیانی خروج کرده به سوی ما بیا، اگرچه با پای پیاده باشد».

از دیدگاه برخی، مقتضای این روایات منحصر به سدیر، نیست؛ بلکه بر همه واجب است که تا خروج سفیانی و دیگر نشانه ها و بالاخره تا قیام قائم علیه السلام، سکوت نموده و از قیام و خروج خودداری کنند.

در پاسخ گفتنی است که تعمیم حکم به همه افراد، در همه زمان ها متوقف است بر این که ما علم داشته باشیم به اینکه شخص خاصّ و یا مورد خاصی، مورد نظر امام نبوده است.

در روایات مذکور و مانند آن، نه تنها چنین علمی نداریم که خلاف آن برای ما ثابت است. [5] .

چهار. از روایاتی که بر مشروع نبودن ایجاد حکومت اسلامی در دوره غیبت بدان استناد شده، روایاتی است که به صبر دعوت کرده و از شتاب، نهی نموده است. در برخی از این روایات آمده است که انسان مسلمان، پیش از فرا رسیدن موعد فرج و زوال ملک ظالم، نباید خود را به زحمت بیندازد و به دنبال برقراری حکومت عدل باشد.

امام علی علیه السلام می فرماید: «به زمین بچسبید و بر بلاها صبر کنید. دست ها و شمشیرهایتان را در جهت خواست های زبانتان به حرکت در نیاورید و نسبت به آنچه خداوند برای شما در آن عجله قرار نداده، عجله نکنید. اگر کسی از شما در رختخواب بمیرد، اما نسبت به خدا و رسول و اهل بیت رسول، شناخت و معرفت داشته باشد، شهید از دنیا رفته و اجر او با خدا است و آنچه را از اعمال نیک نیّت داشته، پاداشش را خواهد برد و همان نیّت خیر او در ردیف به کار گرفتنشمشیر است. بدانید که برای هر چیز مدّت و سرآمدی است». [6] .

بدون تردید سخنان امام علی علیه السلام در ارتباط با مورد خاصّ و شرایط ویژه است. از طرفی روایاتی نیز از ائمه علیهم السلام نقل شده که در آن بسیاری از قیام های علویان وغیرآن مورد تأیید آنان قرار گرفته است. همچنین قیام هایی صورت گرفته که شیعیان وعالمان معروف درآن شرکت داشته اند. این دسته ازروایات، روایات پیشین را توضیح می دهند وتفسیرمی کنند؛ ازجمله:

1. محمدبن ادریس، درکتاب «سرائر» آورده: «فردی در محضر امام صادق علیه السلام سخن ازقیام به میان آورد واز خروج کسانی که از اهل بیت قیام می کنند، سؤال کرد.

حضرت فرمود: «لا اَزالُ اَنَا وَ شِیعَتی بِخَیْرٍ مَا خَرَجَ الخارِجیُّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ وَلَوَدِدْتُ اَنَّ الخَارِجِیَّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ خَرَجَ وَعَلَیَّ نَفَقَهُ عِیالِهِ»؛ [7] «پیوسته من و شیعیانم بر خیر هستیم، تا هنگامی که قیام کننده ای از آل محمدصلی الله علیه وآله قیام کند، چقدر دوست دارم که شخصی از آل محمدصلی الله علیه وآله قیام کند و من مخارج خانواده او را بپردازم».

2. روایاتی که دینداران را ستوده و دینداری را به آتش در کف گرفتن شبیه کرده است و... [8] .

و نیز روایاتی که درباره سنگینی مسؤولیت مسلمانان راستین و ارزش آنان در دوران غیبت وارد شده که روایات پیشین را - که در نهی از قیام مسلحانه وارد شده بود - رد می کند.

علاوه بر آنچه گفته شد، تأیید برخی از قیام ها - از جمله قیام زید، قیام حسین بن علی شهید فخ و قیام توابین - خود دلیلی بر تأویل روایات ناهی از قیام است. [9] .

پی نوشت ها:

[1] الکافی، ج 8، ص 295، ح 452.

[2] همان، ج 8، ص 264؛ الغیبه، ص 199،ح 14.

[3] ابن شهر آشوب، المناقب، ج 2، ص 259.

[4] الکافی، ج 8، ص 264، ح 383.

[5] ر.ک: همان، ج 2، ص 242.

[6] نهج البلاغه، خطبه 233.

[7] سرایر، ج 3، ص 569؛ وسائل الشیعه، ج 15، ص 54، ح 19975.

[8] بحارالانوار، ج 52، ص 135.

[9] چشم به راه مهدی علیه السلام، مقاله حکومت اسلامی در عصر انتظار، محمدصادق مزینانی، ص 138 - 119.

قتل نفس زکیه

«نفس زکیّه» یعنی، فرد بی گناه، پاک، کسی که قتلی انجام نداده است و جرمی ندارد. در داستان حضرت موسی علیه السلام وقتی شخصی برخورد او را می بیند در اعتراض به کار وی می گوید: «اَقَتَلْتَ نَفْساً زَکیَّهً بِغَیْرِ نَفْسٍ»؛ [1] «آیا جان پاکی را بی آن که قتلی انجام داده باشد، می کشی؟».

گویا در آستانه ظهور حضرت مهدی علیه السلام درگیر و دار مبارزات زمینه ساز انقلاب مهدی علیه السلام، فردی پاکباخته و مخلص، در راه امام علیه السلام می کوشد و مظلومانه به قتل می رسد.

این رخداد عظیم، طبق بیان روایات بین رکن و مقام - در بهترین مکان های زمین - اتفاق می افتد. [2] فرد یاد شده از اولاد امام حسن مجتبی علیه السلام است که در روایات، گاهی از او به عنوان «نفس زکیّه» و «سید حسنی» یاد شده است. [3] .

قتل نفس زکیّه، از نشانه های حتمی و متصل به ظهور است و هر چند در منابع اهل سنّت نامی از آن برده نشده، ولی در منابع شیعه، روایات آن فراوان و بلکه متواتر است. [4] از این رو، در اصل تحقق چنین حادثه ای - به عنوان علامت ظهور - شکی نیست؛ هر چند اثبات جزئیات آن و نیز زمان ومکان تحقق آن و ویژگی های مقتول، مشکل است.

برخی احتمال داده اند: مراد از نفس زکیّه، محمدبن عبداللّه بن حسن، معروف به نفس زکیّه است که در زمان امام صادق علیه السلام در منطقه «احجار زیت» در نزدیکی مدینه کشته شد. این احتمال درست نیست، به چند دلیل:

1 . لازمه اش این است که پیش از تولد حضرت مهدی علیه السلام؛ بلکه پیش از آن که امامان از آن خبر دهند، این نشانه رخ داده باشد.

2 . در روایات تصریح شده که «نفس زکیّه»، بین رکن و مقام کشته می شود و حال آنکه محمدبن عبداللّه بن حسن در منطقه «احجار زیت» (در نزدیکی مدینه) کشته شده است.

3 . همان گونه که در روایات اشاره شده قتل نفس زکیّه از نشانه های حتمی و متصل به ظهور است؛ حال آنکه محمدبن عبداللّه، سال ها پیش از تولد حضرت مهدی علیه السلام به قتل رسیده است.

امام باقرعلیه السلام می فرماید: «لَیْسَ بَیْنَ قِیامِ قائِمِ آلِ مُحَمَّدٍ وَبَیْنَ قَتْلِ النَّفْسِ الزَّکِیَّهِ اِلاّ خَمْسَ عَشَرَهَ لَیلَه»؛ [5] «بین ظهور مهدی علیه السلام و کشته شدن نفس زکیّه، بیش از پانزده شبانه روز فاصله نیست».

محمدبن عبداللّه بن حسن، معروف به نفس زکیّه، در زمان امام صادق علیه السلام و در سال 145 ه .ق به قتل رسیده و از آن هنگام تا به حال، بیش از ده قرن می گذرد و نمی تواند علامت متصل به ظهور باشد.

به نظر می رسد، اموری چون همنامی وی و پدرش با پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و پدر گرامی ایشان، شباهت ظاهری، بودن وی از خاندان شریف و بزرگوار امام حسن مجتبی علیه السلام وجود برخی نشانه ها (چون داشتن خالی سیاه بر روی کتف راست)، قیام وی درشرایط سخت و در اوج خشونت بنی امیه و از همه مهم تر، شیطنت ها و تحریف های بنی عباس، سبب گشته بود که مردم به اشتباه بیفتند و گروهی او را مهدی تصور کنند!

علاوه بر این، از بعضی قرینه ها استفاده می شود که خود «نفس زکیّه» و پدرش عبداللّه محض، - که شیخ بنی هاشم در آن عصر به شمار می رفت - و نیز برادرش ابراهیم، به ایجاد و تقویت این شبهه در بین مردم دامن می زدند و چنین وانمود می کردند، گویا مهدی ایشان، همان مهدی موعود است.

آنان می خواستند از این راه، در رسیدن به قدرت و پیروزی انقلاب خویش و در هم شکستن بنی امیه کمک بگیرند. امام صادق علیه السلام در همان هنگام، آنان را از این کار بازداشت. [6] .

پی نوشت ها:

[1] کهف (18)، آیه 74.

[2] کمال الدین، ج 1، ص 330، ح 16.

[3] ر.ک: کتاب الغیبه، ص 445، ح 440.

[4] الخصال، ج 1، ص 303، ح 82؛ کتاب الغیبه، ص 435، ح 425؛ الکافی، ج 8، ص 310، ح 483؛ منتخب الاثر، ص 459.

[5] الارشاد، ج 2، ص 374؛ کتاب الغیبه، ص 445، کمال الدین، ج 2، ص 649.

[6] بحارالانوار، ج 47، ص 131.

قاسم بن العلاء

«قاسم بن علاء» از اهالی آذربایجان و از زمان امام هادی علیه السّلام وکیل این ناحیه بود، ابن طاووس می گوید: «او از نائبان با واسطه حضرت قائم بوده و مکنّی به «ابی محمّد» است. وی 117 سال عمر کرده و 80 سال از سلامتی چشم برخوردار بود، و امام هادی علیه السّلام و امام حسن عسکری علیه السّلام را زیارت کرده است.»

امام قائم (عج) با «قاسم بنعلاء» در تماس بود و نامه های آن حضرت به وسیله «محمّد بن عثمان» و بعد از او به وسیله «حسین بن روح» مرتّب به او می رسید. («آخرین امید»، ص 118)

تبیان-مهدویت-امام زمان -مهدوی -منجی - ظهور - آخرالزمان -رجعت تبیان-مهدویت-امام زمان - -منجی - ظهور - آخرالزمان- دانشنامه
تاریخ و ساعت انتشار :
10:31:42 ~~~ 1400/03/07
دسته بندی :
دانشنامه مهدویت حرف ق
با مهدی

«اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج»

اظهار نظر در مورد دانشنامه مهدویت حرف ق .::. پرتال تخصصی تبیان مهدویت

*
*