چهارشنبه ، 06 مرداد 1400

پرتال تخصصی تبیان مهدویت

تبیان مهدویت ، بزرگترین پایگاه اینترنتی مهدویت

دانشنامه مهدویت حرف ط

دانشنامه مهدویت حرف ط
طریددر برخی روایات از حضرت مهدی علیه السلام به عنوان «طرید» یاد شده است. «طرید» به معنای طرد شده از طرف مردم است. [1] عیسی خشاب گوید: «به امام حسین علیه السلام گفتم: آیا شما صاحب الامر هستید؟ فرمود: «لا وَلکنْ صَاحِبُ هَذا الاَمْرِ الطَّریدُ الشَّریدُ المَوْتُورُ بِاَبیهِ المُکَنَّی بِعَمِهِ...» [2] ؛ «خیر، لیکن صاحب الامر طرید (رانده شده) و شرید (آواره) است و خونخواه پدرش و دارای کینه عمویش…
طرید
در برخی روایات از حضرت مهدی علیه السلام به عنوان «طرید» یاد شده است. «طرید» به معنای طرد شده از طرف مردم است. [1] عیسی خشاب گوید: «به امام حسین علیه السلام گفتم: آیا شما صاحب الامر هستید؟ فرمود: «لا وَلکنْ صَاحِبُ هَذا الاَمْرِ الطَّریدُ الشَّریدُ المَوْتُورُ بِاَبیهِ المُکَنَّی بِعَمِهِ...» [2] ؛ «خیر، لیکن صاحب الامر طرید (رانده شده) و شرید (آواره) است و خونخواه پدرش و دارای کینه عمویش می باشد...».

پی نوشت ها:

[1] لسان العرب، ج3، ص 267.

[2] کمال الدین وتمام النعمه، ج 1، ص 318، باب 30، ح 5.

طالب التراث

«طالب التّراث» در کتاب «هدایه» از القاب مهدی موعود (عج) شمرده شده است.

رجوع شود به واژه: تُراث رسول خدا

طرید

حضرت قائم (عج) به طور مکّرر در اخبار به لقب «طَرید» خوانده شده و معنی آن شبیه به لقب «شرید» است.

رجوع شود به واژه: شرید

طالقان

در روایات مهدویّت آنجا که سخن از یاران حضرت مهدی علیه السلام هنگام ظهور است، نام منطقه جغرافیایی «طالقان» به چشم می خورد. حال اینکه طالقان چه منطقه ای بین مرو و بلخ باشد و یا اینکه شهری میان قزوین و ابهر [1] ، از آن به عنوان خاستگاه برخی از یاران حضرت مهدی یاد شده است.

در احادیث مربوط به امام زمان (عج) نامی از طالقان هم به میان آمده است که عنوان شده، تعدادی - به روایتی 24 نفر- از یاران امام زمان (عج) از این دیار خواهند بود.

در منابع اهل سنّت از حضرت علی علیه السلام نقل شده است که فرمود: «خوش به حال طالقان! خداوند متعال دارای گنج هایی در آنجا است که نه طلا است و نه از نقره؛ امّا در آن خطه مردانی وجود دارند که خدا را آن طور که شایسته معرفت است، شناخته اند و آنان، یاران مهدی علیه السلام در آخِرُالزّمان می باشند». [2] .

همین روایت به گونه ای دیگر در منابع شیعه نیز آمده است.

امام صادق علیه السلام فرمود: «خدای متعال را گنج هایی است در طالقان که نه طلا است و نه نقره و درفشی که از آغاز تا کنون باز نشده و به اهتزاز در نیامده است. این خطه دارای مردانی است که قلب های آنان مانند پاره های آهن محکم و نستوه است. نسبت به ذات مقدس خداوند تردیدی در آن قلب ها ایجاد نمی شود، شدیدتر از آتش اند. اگر بر کوه حمله ور شوند آن را از جای بر می کنند با بهدست داشتن پرچم، آهنگ هر دیاری که نمایند آن را ویران و منهدم می سازند. بر اسب هایشان همچون عقاب سوارند.به عنوان تیمّن و تبرّک زین مرکب امام علیه السلام را بوسه زده و با دست لمس می نمایند.

آن بزرگوار را پروانه وار در وسط گرفته وبه هنگام خطر، آن وجود مقدس را با جان خود حفظ می کنند. شب ها را با مناجات سپری می کنند و روز سوارانِ کارزارند. آنان زاهدانِ شب و شیرانِ روزند. در اطاعت از امام و رهبرشان مطیع تر از کنیزکان نسبت به مولای خویش اند.

درخشندگی آنان، مانند چراغ های پر نور است؛ مثل اینکه قلب هایشان چراغی از ایمان است. از بیم خدا می هراسند، شهادت طلب اند و آرزوی کشته شدنِ در راه خدا را دارند. شعار آنان «خونخواهی سالار شهیدان حسین علیه السلام» است. هنگامی که به پیش می تازند. رعب و وحشتِ آنان به مسافت یک ماه راه رفتن در قلب های دشمنان جایگزین می شود، گروه گروه به سوی حضرت روانه می شوند. به واسطه این رادمردان، خداوند امامِ بر حق (مهدی علیه السلام) را پیروز می گرداند». [3] .

اگرچه برخی طالقان را منطقه خاصّ دانسته اند؛ ولی گروهی نیز آن را به منطقه بسیار وسیعی همانند ایران معنا کرده اند. [4] از روایت ذکر شده در منابع اهل سنّت استفاده می شود که آنان اصحاب و یاران خاصّ آن حضرت اند؛ زیرا در روایت، نوع آنان مشخص شده است؛ امّا در روایت بحارالانوار علاوه بر بیان چگونگی و کیفیت، سخن از کمّیت و لشکر و درفش های فاتح و پیروز به میان آمده است.

پی نوشت ها:

[1] معجم البلدان، ج 4، ص 6.

[2] الحاوی، سیوطی، ج2، ص 82؛ کنزالعمال، ج 7، ص 262.

[3] بحارالانوار، ج52، ص 307.

[4] ر.ک:عصر ظهور، ص 260.

طیبه

در روایات فراوانی از طیبه به عنوان محل زندگی حضرت مهدی علیه السلام در طول غیبت، سخن به میان آمده است و همان گون که ذکر خواهد شد مقصود از آن «مدینهالنبی صلی الله علیه وآله» است.

«مدینه» را طیبَه و طابه نامند؛ چرا که مدینه پیش از آن «یثرب» خوانده می شد. یثرب از ریشه ثرب به معنای فساد است؛ پس پیامبرصلی الله علیه وآله از بردن نام یثرب نهی فرمود و آن را طابه و طیبه نامید که به معنای طیّب و پاکیزه است. گفته شده: طیبه از طیِّب و طاهر است؛ به جهت خلوص آن و تطهیر آن از شرک. [1] .

ابوبصیر از امام صادق علیه السلام روایت کرده است: «لابُدَّ لِصاحِبِ هَذا الاَمرِ مِنْ غَیْبَهٍ وَلابُدَّ لَهُ فِی غَیبَتِهِ مِنْ عُزْلَهٍ ونِعْمَ المَنْزِلُ طَیْبَهُ وَما بِثَلاثینَ مِنْ وَحْشَهٍ» [2] ؛ «صاحب این امر از غیبتی ناگزیر است و در غیبت خود ناچار از گوشه گیری و کناره جویی از دیگران است و طیبه (مدینه) خوش منزلی است و با وجود سی تن (یا به همراهی سی نفر) در آنجا وحشت و ترسی نیست».

همچنین ابوهاشم جعفری می گوید:

«به امام حسن عسکری علیه السلام عرض کردم: بزرگواری شما مانع آن است که من از شما پرسش کنم. اجازه بفرمایید، سؤال کنم! حضرت فرمود: بپرس؛ گفتم: آقای من! آیا برای شما فرزندی هست؟ فرمود: بله. گفتم: اگر اتفاق ناگواری برای شما رخ داد در کجا او را جست وجو کنم؟ فرمود: در مدینه». [3] .

پی نوشت ها:

[1] لسان العرب، ج 1، ص 567؛ معجم البلدان، ج 4، ص 53.

[2] الکافی، ج 1، ص 340؛ الغیبه، ص 188، ح41؛ کتاب الغیبه، ص 162، ح 121.

[3] کتاب الغیبه، ص 232، ح 199، الکافی، ج 1، ص 328، ح 2.

طی الارض

در روایات فراوانی مربوط به حضرت مهدی علیه السلام، از چگونگی طی مسافت آن حضرت و یارانش به عنوان «طی الارض» تعبیر شده است.

اگرچه کیفیت طی الارض به روشنی معلوم نیست و اختلافات فراونی در آن وجود دارد؛ ولی می توان از آن به عنوان یک جابه جایی بسیار سریع برای انسان نام برد.

امام رضاعلیه السلام در روایتی پس از معرفی حضرت مهدی علیه السلام می فرماید: «هُوَ الذی تُطْوی لَهُ الاَرضُ». [1] .

از امام جوادعلیه السلام نیز شبیه این سخن وارد شده است. [2] .

امام صادق علیه السلام درباره طی الارض یاران حضرت مهدی علیه السلام فرمود: «... فَیَصیرُ اِلیهِ شیعَتُهُ مِنْ اَطْرافِ الاَرْضِ تُطْوی لَهُمُ الاَرْضُ حَتَّی یُبایِعُوهُ...» [3] .

البته در برخی از حکایت های مربوط به اولیاءاللّه نیز از طی الارض آنها فراوان سخن به میان آمده است. [4] .

پی نوشت ها:

[1] کمال الدین و تمام النعمه، ج 2، ص 371، ح 5.

[2] همان، ص 377، ح 2.

[3] روضهالواعظین، ص 263.

[4] ر.ک: بحارالانوار، ج 52، ص 75.


طول عمر قائم

این سؤال در طول تاریخ از زمان مرحوم شیخ صدوق به بعد مطرح بوده که، چگونه ممکن است،حضرت مهدی آنقدر یا بیشتر عمر کند؟

از نظر علمی، برخی زیست شناسان می گویند: «انسان باید 300 سال عمر کند، اینکه انسان 70 یا 80 سال عمر می کند، برای آن است که عضوی از او فرسوده می شود و به عضوهای دیگر سرایت می کند».

و از آزمایشاتی که دانشمندان، روی حشرات و سلّولها و گیاهان کرده اند نشان می دهد که گاهی عمر آنها را به صدها و بلکه به هزارها برابر رسانده اند.

امّا از نظر دین، در روایات مذهبی می خوانیم که حضرتادریس علیه السّلام، حضرت الیاس علیه السّلام، حضرت خضر علیه السّلام و حضرت عیسی علیه السّلام هنوز زنده اند و در قرآن می خوانیم که: نوح در میان قوم 950 سال درنگ کرد.

بنابراین چه مانعی دارد که خداوند تمام علل پیری و فرسودگی را به امام زمانش آموخته باشد و با بکار گرفتن آن، عمر را بسیار کند. («حضرت مهدی (عج)،فروغ...»، ص82 به بعد)

طول عمر یاران قائم

از جمله خصائص قیام قائم (عج) طول عمر یاران آن حضرت است. در روایات اسلامی وارد شده که هر مرد در مُلک و حکومت آن جناب آنقدر عمر کند تا اینکه برای او هزار پسر متولد می شود. («منتهی الآمال»، باب 14، فصل 2، ویژگی 26)

طول عمر

طبق روایات، حضرت مهدی علیه السلام - که در آخِرُالزّمان ظهور کرده و جهان را پر از عدل و داد خواهد ساخت - فرزند امام حسن عسکری علیه السلام است که در نیمه شعبان سال 255 ه متولد شده است. معنای روشن این سخن آن است که آن ذخیره الهی، دارای عمر طولانی است، تا کنون نزدیک به 1170 سال از عمر مبارک آن حضرت گذشته است.

دانشمندان شیعه، آثار و تألیفات فراوانی در این باره نگاشته اند که به طور مشخص، می توان به دو دسته تقسیم کرد:

دسته یکم، آثاری است که به طور تقریب، قبل از سال 370 ه .ق تألیف شده است.

دسته دوم، آثاری است که پس از تاریخ یاد شده به رشته تحریر در آمده است.

در آثار دسته نخست، هیچ اثری از مسأله «طول عمر حضرت مهدی علیه السلام» دیده نمی شود و این، بدان معنا است که عمر مبارک حضرت مهدی علیه السلام تا این زمان، طبیعی می نمود؛ لذا درباره طول عمر ایشان، پرسشی در اذهان جامعه آن روز وجود نداشت.

از آثار این دوره می توان از بصائرالدرجات، نوشته محمدبن حسن صفار قمی والکافی، اثر شیخ کلینی، الغیبه، اثر محمدبن ابراهیم نعمانی و... نام برد.

شواهد موجود نشان می دهد که در دهه های آخر سده چهارم ه .ق دانشمندان و توده های مردم، مرز نهایی عمر متعارف را 120 سال می دانسته اند و عمر مبارک امام زمان علیه السلامدر سال 375 ه .ق از این حد گذشته و حالت غیر متعارف پیدا کرده بود. از این زمان به بعد، در میان بخش هایی از مردم - و حداقل در میان افراد بهانه جو - پرسش هایی در مورد طول عمر آن حضرت پدید آمد.

بر اساس اسناد و مدارک موجود، نخستین دانشمندی که به طرح مسأله طول عمر امام زمان علیه السلام پرداخت،

ابوجعفر محمدبن علی بن بابویه قمی، معروف به «شیخ صدوق رحمه الله» (م 381 ه .ق) است. وی در کتاب کمال الدین و تمام النعمه به تفصیل درباره طول عمر بحث کرده و به پرسش های مخالفان طول عمر امام مهدی علیه السلام پاسخ گفته است.

وی، فصل جامعی از کتاب یاد شده را به زندگی «معمّرین» (معمرین) اختصاص داده است و ده ها نفر از معمرین را - که عمری بیش از 120 سال داشته اند - نام می برد و شرح حال و زندگی هر یک از آنان را به صورت مختصر ذکر می کند.

صدوق رحمه الله مسأله طول عمر حضرت مهدی علیه السلام را تنها از طریق «تجربه تاریخی» و افراد دارای عمر طولانی، مورد بررسی قرار داده و متعرض سایر ادله نشده است.

این راه از سوی دانشمندانی همچون شیخ مفیدرحمه الله، شیخ طوسی رحمه الله، طبرسی رحمه الله، خواجه نصرالدین طوسی، علامه حلی، فیض کاشانی، علامه مجلسی رحمه الله و دیگر بزرگان شیعه ادامه یافت.

آنچه این بزرگان در مباحث خود طرح کرده اند، به طور عمده حول محورهای ذیل است:

الف ) طول عمر از منظر قرآن کریم

شماری از افرادی که در قرآن، دارای عمری طولانی و غیرطبیعی شمرده شده اند، عبارت اند از:

نوح

قرآن، درباره نوح می گوید: «وَلَقَدْ اَرْسَلْنا نُوحاً اِلی قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِیهِمْ اَلْفَ سَنَهٍ اِلاَّخَمْسِینَ عاماً...»؛ «و به راستی، نوح را به سوی قوم اش فرستادیم، پس در میان آنان 950 سال درنگ کرد». [1] از امام سجادعلیه السلام نقل شده است که فرمود: «در قائم سنتی از نوح است و آن طول عمر است». [2] .

عیسی بن مریم:

قرآن، درموردحضرت عیسی علیه السلام می فرماید: «وَ قَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسیحَ عیسَی ابْنَ مَرْیَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لکِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَ إِنَّ الَّذینَ اخْتَلَفُوا فیهِ لَفی شَکِّ مِنْهُ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّباعَ الظَّنِّ وَ ما قَتَلُوهُ یَقینًا ، بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَیْهِ وَ کانَ اللَّهُ عَزیزًا حَکیمًا ، وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ إِلاَّ لَیُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ یَوْمَ الْقِیامَهِ یَکُونُ عَلَیْهِمْ شَهیدًا» [3] «و گفته ایشان که: «ما، مسیح عیسی بن مریم، پیامبر خدا را کشتیم» و حال آنکه آنان او را نکشتند و مصلوبش نکردند؛ لکن امر، بر آنان مشتبه شد و کسانی که درباره او اختلاف کردند، قطعاً در مورد آن دچار شک شده اند و هیچ علمی بدان ندارند، جز آنکه از گمان پیروی می کنند. و یقیناً او را نکشتند؛ بلکه خدا او را به سوی خود بالا برد و خدا توانا و حکیم است و از اهل کتاب کسی نیست مگر آنکه پیش از مرگ خود، حتماً به او ایمان می آورد، و روز قیامت [عیسی نیز] بر آنان شاهد خواهد بود».

حال اگر تاریخ میلادی، از صحت و دقت الکافی برخوردارباشد، عمر عیسی علیه السلام، اکنون افزون بر دو هزار سال است وبراین اساس، عمر 1170 سال برای حضرت مهدی علیه السلام امربعیدی نخواهد بود.

حضرت خضر:

یکی از کسانی که عمر طولانی دارد، حضرت«خضر» پیامبر است. معجزه این پیامبر، این بود که روی هیچ چوب خشک یا زمین بی علفی نمی نشست؛ مگر آنکه سبز و خرم می شد، او را به همین جهت «خضر» نامیده اند. در قرآن از وی به صراحت یاد نشده است؛ اما داستان ملاقات و همراهی موسای کلیم با این بنده دانا و با تجربه خداوند، در سوره کهف آمده است. [4] .

اعتقاد به زنده بودن خضر، اختصاص به شیعیان ندارد؛ بلکه در میان اهل سنّت نیز عقیده ای پذیرفته شده است.

اصحاب کهف:

جمع دیگری که قرآن کریم به عمر طولانی آنان تصریح کرده، «اصحاب کهف»اند. قرآن در مورد آنان می گوید: «و سیصد سال، در غارشان، درنگ کرده و نه سال افزودند». «وَلَبِثُوا فِی کَهْفِهِمْ ثَلاثَ مِائَهٍ سِنینَ وَازْدادُوا تِسْعاً» [5] .

قرآن در این آیه به حیات و بقای اصحاب کهف به مدّت بیش از سه قرن - آن هم در خواب و بدون آب و غذا - تصریح می کند. به راستی کدام یک شگفت انگیزتر است: کسی که سیصد سال بدون آب و غذا زنده مانده یا کسی که صدها سال باقی مانده، اما غذا می خورد، آب می آشامد، راه می رود، می خوابد و بیدار می شود؟!

ب) از نگاه روایات

سنت رسول خدا نیز بر طول عمر انسان، صحه می گذارد و آن را امری ممکن می شمارد. یکی از کسانی که در سنت پیامبرصلی الله علیه وآله - به ویژه در منابع اهل سنّت - به طول عمر او اشاره شده «دجّال» است. اهل سنّت، بر اساس همین روایات، عقیده دارند که دجّال در عصر پیامبرصلی الله علیه وآله متولد شده و به زندگی خود ادامه می دهد تا در آخِرُالزّمان خروج کند.[6] .

حال اگر این احادیث صحیح باشد - چنان که اهل سنّت بر این باورند - در این صورت، شایسته نیست که آنان در حیات و عمر طولانی امام مهدی علیه السلام، تردید کنند!

از طرفی حال که دشمن خدا، به جهت مصالحی، می تواند بیش از هزار سال زنده بماند، چرا بنده و خلیفه و ولی خدا نتواند عمر طولانی داشته باشد؟! [7] .

ج) از نگاه عقل

افزون برکتاب وسنت، عقل سلیم نیز طول عمررا برای انسان، ناممکن نمی داند؛ بلکه آن را امری کاملاً ممکن می شمارد. حکیمان و فیلسوفان گفته اند: بهترین دلیل بر امکان هر چیزی، واقع شدن آن چیز است. همین که طول عمر در میان پیشینیان روی داده و تاریخ، افراد زیادی را به ما نشان می دهد که عمری دراز داشته اند، خود دلیل روشنی است بر اینکه طول عمر از دیدگاه عقل امری ممکن است.

خواجه نصیر طوسی، در این باره گفته است: «طول عمر، در غیر مهدی علیه السلام اتفاق افتاده و محقق شده است چون چنین است، بعید شمردن طول عمر در مورد مهدی علیه السلام جهل محض است». [8] .

افزون بر دلایل یاد شده، راه دیگری نیز برای اینکه یک انسان بتواند عمر طولانی داشته باشد وجود دارد. این راه، همان راه اعجاز و قدرت خداوند است.

آری، حضرت مهدی علیه السلام با قدرت الهی زنده است و در میان مردم، به حیات خود ادامه می دهد، همان خدایی که آتش را برای ابراهیم سرد و وسیله سلامت قرار می دهد و گِل را برای عیسی علیه السلام تبدیل به پرنده می کند، و عیسی و خضر را پس از قرن ها زنده نگه می دارد؛ می تواند مهدی علیه السلام را نیز با قدرت الهیخود زنده نگه دارد. [9] .

پی نوشت ها:

[1] عنکبوت (29)، آیه 14.

[2] کمال الدین، ج 1، ص 322، ح 4.

[3] نساء (4)، آیه 159 - 157.

[4] ر.ک: کهف (18)، آیه 65.

[5] کهف (18)، آیه 25.

[6] ر.ک: احمدبن حنبل، مسند، ج 4، ص 444؛ صحیح بخاری، ج 9، ص 133.

[7] کتاب الغیبه، ص 114.

[8] ر.ک: خورشید مغرب، ص 214.

[9] ر.ک: امام مهدی و طول عمر، نوشته غلامحسین زینلی، فصلنامه انتظار، شماره 6، ص 250- 222.

طلوع خورشید از مغرب

در روایات آمده است: یکی از نشانه های برپایی قیامت، «طلوع خورشید از مغرب» است.

امیرالمؤمنین علی علیه السلام به نقل از پیامبرصلی الله علیه وآله می فرماید: «به ناگزیر ده چیز قبل از قیامت رخ خواهد داد: سفیانی، دجّال، ودود و جنبنده، خروج قائم علیه السلام، طلوع خورشید از مغرب، نزول حضرت عیسی علیه السلام، خسف به مشرق، خسف به جزیره العرب و آتشی که از چاه عدن بیرون می آید و مردمان را به محشر سوق می دهد». [1] البته طلوع خورشید از مغرب به عنوان امری حتمی معرفی شده است. [2] .

شیخ مفیدرحمه الله درباره چگونگی این اتفاق نوشته است: «خورشید هنگام ظهر در آسمان راکد می شود و ساعتی چند تا به هنگام عصر پیدا نباشد، آن گاه از مغرب آشکار گردد». [3] .

اگرچه عده ای این امر را بعید پنداشته و گفته اند: مستلزم در هم ریختن و از هم پاشیدن نظم جهان و تغییر در حرکت منظومه شمسی خواهد بود و نتیجه گرفته اند که با اصول حاکم بر نظام طبیعت، ناسازگار است؛ ولی به نظر می رسد این امر همانند بسیاری دیگر از امور، از آیات الهی خواهدبود. به علاوه نظیر این اتفاقات قبلاً نیز در آسمان رخ داده که از جمله آنها «ردّالشَّمس» برای یوشع بن نون بوده است. [4] .

در برخی دیگر از گفته ها آمده است: مقصود از طلوع خورشید از مغرب، ظهور حضرت مهدی علیه السلام است. بدین معنا که حضرت مهدی علیه السلام، همان خورشید است که در پایان عمر طولانی خویش، طلوع خواهد کرد.

شیخ صدوق رحمه الله با ذکر سند از نَزالِ بنِ سَبْرَه روایت مفصلی نقل کرده که بخشی از آن این چنین است: «امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام برای ما خطبه خواند و بر خدای تعالی حمد و ثنا گفت و بر محمد و خاندانش درود فرستاد. آن گاه سه بار فرمود: ای مردم! پیش از آنکه مرا از دست بدهید، از من پرسش کنید...

پس افرادی برخاسته پرسش هایی مطرح کردند و آن حضرت جواب هایی فرمود تا اینکه در پاسخ به خروج «دابهالارض» فرمود:... سپس آن دابه سربلند کند و به اذن خدای تعالی همه کسانی که بین مشرق و مغرب هستند، او را ببینند و این بعد از آن است که آفتاب از مغرب خود برآید. در این هنگام توبه برداشته شود...

نَزال بنِ سَبْرَه گوید: به صعصعهبن صوحان گفتم: ای صعصعه! مقصود امیرالمؤمنین از این کلام چه بود؟ صعصعه گفت: ای سبره! آن کسی است که عیسی علیه السلام پشت سر او نماز می خواند. او دوازدهمین امام از عترت و نهمین امام از فرزندان حسین بن علی علیه السلام است. او آفتابی است که ازمغرب خود طلوع کند واز مابین رکن و مقام ظاهر شود و زمین را طاهر سازد و موازین عدالت را برپا کند و...». [5] .

اشکال این دیدگاه آن استکه مطلب فوق در کلام معصوم علیه السلام نیامده است. علاوه بر آن در روایات، سخن از طلوع خورشید از مغرب در ردیف قیام حضرت مهدی علیه السلام ذکر شده است و اگر مقصود ظهور و خروج آن حضرت بود، نیازی به تکرار نداشت. [6] .

بنابراین به نظر می رسد طلوع خورشید از مغرب، حادثه ای است خارق العاده که پس از ظهور حضرت مهدی علیه السلام و در آستانه قیامت اتفاق خواهد افتاد.

اما بسیار بیشتر از آنچه در منابع روایی شیعه از آن سخن به میان آمده، در کتاب های اهل سنّت از آن یاد شده است:

1. نسائی در السنن الکبری از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نقل کرده که فرمود: «لا تَقُومُ السّاعَهُ حَتّی تَطْلُعَ الشَّمْسُ مِنْ مَغرِبِها...». [7] «هرگز قیامت بر پا نخواهد شد تا اینکه خورشید از مغرب خود طلوع کند...»

2. طبرانی در المعجم الکبیر از همان حضرت نقل کرده است:

«اِنَّ السَّاعَهَ لا تَقُومُ حَتی یَکُونَ عَشْرُ آیاتٍ طُلُوعُ الشَّمْسِ مِنْ مَغرِبِها...». [8] .

3. متقی هندی در کنزالعمال نقل کرده است: «لاتَقُومُ السَّاعَهُ حَتَّی تَطْلُعَ الشَّمْسُ مِن مَغْرِبِها فَاِذا طَلَعَتْ مِنْ مَغْرِبِها وَرَآها النّاسُ آمَنُوا اَجْمَعُونَ فَذلِکَ لایَنْفَعُ نَفْساً ایمانُها لَم تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قبلُ». [9] .

پی نوشت ها:

[1] کتاب الغیبه، ص 436، ح 426.

[2] همان، ص 435، ح 425.

[3] الارشاد، ج 2، ص 368.

[4] الارشاد، ج 2، ص 385.

[5] کمال الدین، ج 2، باب 47، ح 1.

[6] ر.ک: الارشاد، ج 2، ص 371، کشف الغمه، ج 2، ص 459.

[7] السنن الکبری، ج 6، ص 344.

[8] المعجم الکبیر، ج 3، ص 171.

[9] کنزالعمال، ج 14، ص 206، ح 38646 و38639 و38411؛ همچنین ر.ک: تفسیر القرطبی، ج16، ص 130؛ تفسیر ابن کثیر، ج 1، ص 596.

طاعون سفید و سرخ

از جمله علائم قیام قائم (عج) شیوع «طاعون» (کنایه از مرگ) است. ابا بصیر می گوید به امام صادق علیه السلام عرضه داشتم؛ «فدایت شوم خروج قائم (عج) کی خواهد بود؟» حضرت فرمود: «... ای ابا محمّد به ناچار باید پیش از این کار دو طاعون روی دهد، طاعون سفید و طاعون سرخ»، عرض کردم: فدایت شوم، طاعون سفید چیست؟ و طاعون سرخ کدام است؟

حضرت در پاسخ فرمودند: «امّا طاعون سفید، مرگ همگانی خواهد بود و امّا طاعون سرخ عبارت از مُردن به وسیله شمشیر است». («بحارالانوار»، ج 52، ص 119)


طلوع خورشید از مغرب

در علائم ظهور امام قائم (عج)، سخن از طلوع خورشید از مغرب رفته است. در برخی احادیث این امر، اینگونه بیان شده است:

خورشید به هنگام ظهر، در آسمان راکد شود (آسمان به سختی تیره گردد، و خورشید ناپدید شود، چنانکه گویی غروب کرده است) و ساعتی چند تا به هنگام عصر، پیدا نباشد، آنگاه (که به جانب مغرب رسیده باشد)، از مغرب ظاهر گردد. («الارشاد»، ص 357)

در برخی از روایات این مطلب نیز آمده است که: «آیت و نشانه ای و سیمایی در خورشید پدیدار گردد». و در برخی آثار رسیده است که «مهدی، خود، همان خورشیدی است که از مغرب (محل غروب کردن) خویش طلوع خواهد کرد

(وَ هُوَ الشَّمْسُ الطّالِعَهُ مِنْ مَغْرِبِها («بحارالانوار»، ج 52، ص 195)


تبیان-مهدویت-امام زمان -مهدوی -منجی - ظهور - آخرالزمان -رجعت

تاریخ و ساعت انتشار :
07:28:45 ~~~ 1400/03/07
دسته بندی :
دانشنامه مهدویت حرف ط
با مهدی

«اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج»

اظهار نظر در مورد دانشنامه مهدویت حرف ط .::. پرتال تخصصی تبیان مهدویت

*
*