0%
چهارشنبه ، 31 شهریور 1400

پرتال تخصصی تبیان مهدویت

تبیان مهدویت ، بزرگترین پایگاه اینترنتی مهدویت

دانشنامه مهدویت حرف س

دانشنامه مهدویت حرف  س
سید شمس الدین
«سیّد شمس الدّین محمّد عالم» نایب خاصّ امام عصر (عج) و نوه ی پنجم ایشان است. این مطالب را «علی بن فاضل مازندرانی» هنگامی که به «جزیره ی خضراء» رفت، دریافته بود. («جزیره ی خضراء»، ص 52)
سعد بن عبدالله قمی
«سعد بن عبدالله قمی» از کسانی است که به محضر حضرت امام حسن عسکری علیه السلام رسیده و سعادت دیدار حضرت بقیّه الله (عج) را پیدا کرده و معجزاتی…
سید شمس الدین

«سیّد شمس الدّین محمّد عالم» نایب خاصّ امام عصر (عج) و نوه ی پنجم ایشان است. این مطالب را «علی بن فاضل مازندرانی» هنگامی که به «جزیره ی خضراء» رفت، دریافته بود. («جزیره ی خضراء»، ص 52)

سعد بن عبدالله قمی

«سعد بن عبدالله قمی» از کسانی است که به محضر حضرت امام حسن عسکری علیه السلام رسیده و سعادت دیدار حضرت بقیّه الله (عج) را پیدا کرده و معجزاتی از آن حضرت مشاهده نموده است. («بحارالانوار»، ج 52، ص 89)

سلمان فارسی

در روایات اسلامی آمده که، هنگام خروج حضرت قائم (عج) و پس از رِجعت، «سلمان فارسی» در شمار یاران آن امام خواهد بود. («الارشاد»، ص 399)

وی از صحابه خاصّ رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم و نام اصلی اش «روزبه» بود. مقام بسیار شریفی در نزد خاندان نبوّت داشت، تا آنجا که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلّم درباره ی او فرمود:

«سَلْمانُ مِنّا اَهْلُ الْبَیْتِ: سلمان از ما اهل بیت است».

همچنین حضرت علی علیه السلام درباره ی وی فرموده است: «علم اوّلین و آخرین را فرا گرفت. او دریایی است که هر چند از آن استفاده شود کم نمی گردد، او از ما اهل بیت است».

نامه ی 68 نهج البلاغه، از نامه هایی است که حضرت علی علیه السلام پیش از خلافتش خطاب به سلمان فارسی نوشته است.

او در سال 35 هجری در اواخر خلافت عثمان و یا در سال 36 ه_ ق از جهان رخت بربست طبق مطالبی که از تاریخ رسیده امیرالمؤمنین علی علیه السلام، شخصاً با طیّ طریق غیر عادی برای غسل، کفن، نماز و دفن او از مدینه به مدائن رفت. عمر و حدّاقل که همه با آن موافقت دارند 250 سال بوده است. («دانستنیهای نهج البلاغه»، ص 172)

سمّاک رجوع شود به واژه: ثقیف

سید بن طاووس

«سیّد بن طاووس» از علمای بزرگوار تشیّع و صاب کتب «الملاحم و الفتن» و «جمال الاسبوع» است.

او در زمان غیبت کُبری به دیدار حضرت قائم (عج) نائل شده است. «سیّد بن طاووس» در سال 664 ه_ ق در گذشت.

سید مرتضی

«سیّد مرتضی بن داعی حسنی» (یاحسینی) مکنّی به ابوتراب و ملقّب به «صفی الدین» و «علم الهدی» (پرچم هدایت)، از علمای بزرگ شیعه در قرن 5و6 هجری قمری است. از آثار او می توان «تبصره العوام فی معرفه مقالات الانام»، در شرح مذاهب مختلف به پارسی و «فصول تامّه» (به عربی) نام برد. («فرهنگ فارسی معین»، ج 6، ص 1192)

او از جمله افرادی است که مورد توجّه حضرت قائم (عج) بوده است. «علی بن فاضل مازندرانی» پس از بازگشت از «جزیزه ی خضراء» نقل کرده که در آنجا فقط نام 5 تن از علمای شیعه مطرح بود:

«سیّد مرتضی» (علم الهدی)، «شیخ طوسی»، «محمّد بن یعقوب کلینی»، «ابن بابویه»، «شیخ ابوالقاسم جعفر بن اسماعیل حلّی». («جزیره ی خضراء»، ص 181)

ساعه

«ساعه» از القاب حضرت مهدی (عج) است. در روایات آمده که مراد از «ساعه» در بسیاری از آیات قرآن، قائم (عج) است. آیاتی نظیر:

محمّد/18، زخرف/66 و 85، نازعات/42، اعراف/187، شوری/17 و 18. «نجم الثّاقب»، ص 75)

سبیل

«سبیل»، لقب امام قائم (عج) است.

سدره المنتهی

«سدره المنتهی» نام درختی در آسمان هفتم است که در آیه ی 14 سوره ی نجم هم ذکر شده است. «سدره المنتهی»، لقب امام قائم (عج) است.

سروش ایزد

«سروش ایزد»، نام امام مهدی (عج) در کتاب زمزم زردشت است. («نجم الثّاقب»، باب دوّم، ص 74)

سناء

«سناء» لقب امام زمان (عج) است. «سناء» در لغت یعنی: روشنایی، فروغ، بلندی و رفعت.

سید

در اخبار و روایات، «سیّد» لقب امام زمان (عج) شمرده شده است.

سامرا

«سامرّا» دومین شهری است که عباسیان در 120 کیلومتری شمال بغداد، بر کنار شرقی دجله ساختند. این شهر از زیارتگاه های عمده شیعیان و مدفن امام علی النقی علیه السلام و امام حسن عسکری علیه السلام است. سردابی که معبد و خوابگاه امامان علیهم السلام و ولایت گاه حضرت قائم علیه السلام و محل تشرف صالحان و دیدار ایشان بوده است، در آنجا قرار دارد.

نام این شهر به زبان آرامی «سامرا» دانسته شده و معتصم خلیفه عباسی - که آن را پایتخت خود قرار داد - آن را «سُرَّ مَن رای» (هر که آن را ببیند مسرور می شود) نام گذاشت. روی سکه هایی که در زمان عباسیان در آن شهر ضرب گردیده و اکنون در دست است، همین نام عربی وجود دارد.

سامرّا به جهت مدفون بودن دو تن از ائمه بزرگوارعلیهما السلام، از زیارت گاه های عمده شیعیان و از اماکن مقدس ایشان است. مشهد این دو امام در قسمتی از سامرّا واقع است که عسکر معتصم و اردوگاه وی آنجا بود؛ از این رو ایشان را عسکری گویند. علاوه بر دو امام دهم و یازدهم، نرجس خاتون و حکیمه خاتون را در آنجا دفن نموده همچنین جده، مادر امام حسن عسکری و حسین ابن علی الهادی در این محل مدفون شدند.

سرداب سامرا

بیشتر خانه ها در مناطق گرمسیر عراق از گذشته سرداب (زیرزمین) داشت تا ساکنان خانه، از شدت گرمای تابستان در امان باشند. [1] خانه حضرت عسکری علیه السلام در سامرا نیز دارای سرداب بود.

این سرداب محل زندگی و عبادت امام هادی علیه السلام، امام حسن عسکری علیه السلام و حضرت بقیهاللّه علیه السلام بود و اغلب دیدارها با حضرت ولی عصر در عهد پدر، در همینمنزل و در همین سرداب صورت می گرفت. به همین جهت شیعیانی که پس از رحلت امام حسن عسکری علیه السلام، برای زیارت قبر آن امام و پدر بزرگوارشان وارد سامرا می شدند، بعد از زیارت قبر آن بزرگوار، در محل عبادت سه امام بزرگوار نماز می خواندند و آنجا را زیارت می کردند.

اما متأسفانه برخی از دشمنان متعصب با نسبت دادن تهمت های ناروا، خواسته اند از این موضوع بهره برداری های نادرست کنند! آنان به شیعه تاخته و معتقدان به غیبت حضرت مهدی علیه السلام را به استهزا گرفته اند با اینکه می دانند حتی یک نفر شیعه راستین را نخواهند یافت که معتقد باشد حضرت مهدی علیه السلام در سرداب پنهان گردیده و یا در سرداب سکونت و اقامت گزیده است!

زائران، تنها از آن جهت به این مکان مقدس احترام می گذارند که محل سکونت، زندگی، عبادت، نیایش و تلاوت انسان های کامل بوده است، با این بیان، آنجا مکان مقدس و خانه پربرکتی است که خداوند اجازه داده است چنین مکانی، رفعت مقام یابد و در آنجا نام خدا به عظمت برده شود. به همین جهت مسلمانان پیرو مذهب خاندان وحی و رسالت، در آنجا نماز می خوانند و بر پیامبر و خاندانش علیهم السلام درود می فرستند و آنجا را زیارت می کنند و کسی بر این عقیده نیست که امام مهدی علیه السلام در آن سرداب سکونت دارد یا اینکه از آنجا ظهور خواهد کرد!

پی نوشت ها:

[1] مجمع البحرین، ج 1، ص 467.

سامره

شهر «سامراء» یا (سامره) یا (سُرَّمن رَآی) در کشور عراق واقع است. این شهر یکی از شهر های مذهبی عراق به شمار می رود، زیرا مدفن امام حسن عسکری علیه السلام و امام علی النّقیعلیه السلام در آنجا قرار دارد.

حضرت مهدی (عج) در این شهر متولّد شد. به هنگام تولّد امام قائم (عج)، حدود 35 سال از ساختن شهر سامراء (که در کنار ویرانه های شهر قدیم بنا شده بود) می گذشت. و با اینکه به عنوان پایتخت دوّم برای خلافت بغداد ساخته شده بود، از همان آغاز، مقرّ خلفای عباسی شد.

معتصم عبّاسی، هشتمین خلیفه ی بنی عبّاس، که خلافت او از سال 218 آغاز شد، به ساختن این شهر فرمان داد، سپس خود به آنجا انتقال یافت، و بدینگونه سامراء مرکز خلافت گشت. («خورشید مغرب»، ص 21)

سرداب مقدس

«سرداب مقدّس» داخل خانه ی امام حسن عسکری علیه السلام قرار دارد. گفته اند امام زمان (عج) از این مکان غیبت کبری را شروع کرده است. راه دخول به آن، سرداب قدیمی از پشت سر نزدیک به قبر «نرجس خاتون» بوده (و شاید حالا در رواق باشد) از آنجا پایین می رفتند و دالان دراز و تاریکی داشت چون از آنجا می گذشتند به در سرداب غیبت می رسیدند که حالا آیینه کاری شده و پنجره از طرف قبله به صحن عسکریین علیه السلام باز می شود.

«احمد خان دُنبلی»، زمانی مبلغی هزینه کرد و صحن و بارگاه دو امام بزرگوار را از «سرداب مقدّس» مجزّا ساخت. («مفاتیح الجنان»، باب سوّم)

علّت اینکه شیعیان «سرداب مقدّس» در سامرا را زیارت می کنند این است که، چون مهدی موعود (عج) پس از اینکه غائب شده محلّ و مکان معلومی ندارد تا شیعه بتواند خود آن حضرت را زیارت کند، لذا بهترین مکان برای زیارت و اظهار علاقه به آن حضرت خانه ی آن بزرگواراست. و شاعر چه زیبا گفته:

یعنی: من در میان خانه ها به خانه های لیلی مرور می کنم. این دیوار و آن دیوار (آنها) را می بوسم، دوستی و محبّت خانه ها دل مرا نبرده، بلکه دوستی آن افرادی که در آن خانه ها ساکن بوده است، دل مرا برده است. («ستارگان درخشان»، ج 14، قسمت اوّل، ص 105)

سرزمینهای دوردست

آنگونه که از احادیث بر می آید، یکی از اقامتگاههای حضرت قائم (عج) «سرزمینهای دور دست» است.

لازم به توضیح نیست که سرزمینهای دور دست نام مکان مشخّص و اسم خاصّ نمی باشد.

در توقیع شریفی که در سال 410 ه_ ق از ناحیه ی مقدّسه ی آن حضرت به افتخار «شیخ مفید» صادر شده است و با خطّ شریف حضرت حجّت (عج) شرف تحریر یافته، چنین آمده است:

«اگر چه ما در سرزمین دوردستی سکنی گزیده ایم که از جایگاه ستمگران به دور هستیم، زیرا که خداوند مصلحت ما و شیعیان مؤمن ما را در این دیده که تا حکومت دنیا در دست تبهکاران است در این نقطه ی دوردست مسکن نمائیم، ولی از اخبار شما آگاهیم. و هرگز چیزی از اخبار شما بر ما پوشیده نیست». («الاحتجاج»، ص 497)

سبیکه

«سبیکه» از نامهای «نرجس خاتون»، مادر گرامی امام زمان (عج) است.

«سبیکه» طلای ناب و نقره ی خالص را گویند که پس از گداخته شدن، ناخالصی های آن جدا گردد و طلای ناب و نقره ی خالص به صورت شمش در قالبها ریخته شود. («لسان العرب»، ج 6، ص 62)

او در پایتخت بیزانس در عشق امام حسن عسکری علیه السلام گداخته شده و همه ی ناخالصی های امپراطوری روم به دست کیمیا اثر حضرت زهرا (س) از او جدا شد و طلای ناب جهان خلقت از او پدید آمد. («او خواهد آمد»، ص 23)

سربداران

یکی از گروه هایی که اعتقاد به حضرت مهدی علیه السلام در شکل گیری و استمرار آن نقش بسیار مهمّی داشتند، سربداران بودند.

سربداران نام جنبش مردمی پیشه وران و صوفیان شیعه دوازده امامی سبزوار بود که در سال 736 ه، به پیروی از آموزش های شیخ خلیفه و شیخ حسن جوری، علیه ظلم و جور حاکمان محلی شکل گرفت و در قالب حکومت مردمی، نیم قرن در منطقه مسلّط بود. درباره وجه تسمیه این جنبش نوشته اند که در پی غائله «باشتین» اعضای این گروه «داری» بیرون ده نصب کردند و دستارها بردار نمودند و... نام خود را «سربدار» نهادند. سربداران معتقد بودند: اگر خداوند ما را توفیق دهد، رفع ظلم و دفع ظالمان کنیم؛ وگرنه سر خود را بر دار اختیار کرده ایم. آورده اند که سربداران سر خود بر دار دیدن را به هزار نامردمی کشته شدن، ترجیح می دادند.

زمینه ظهور و خروج سربداران، در بستر اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایران پس از هجوم مغولان فراهم آمد. با فروپاشی حکومت ایلخانان، حاکمان محلی در اطراف و اکناف ایران حکومت هایمستقلی پایه گذاشتند و به جنگ قدرت با هم پرداختند. ظلم و جور این امیر نشینان مستقل و تجاوز و تعرّض آنان به حقوق مردم و خرده مالکان، موجی از نارضایتی را در منطقه برانگیخت. در این میان شرایط مغشوش سیاسی و اجتماعی خراسان، زمینه را برای بروز یک قیام مردمی فراهم آورد.

ناهنجاری های اقتصادی و اجتماعی - که در پی استیلای مغولان در جامعه پدید آمد و با انحطاط حکومت آنها شدت یافت - انگیزه های لازم را در مردم برای پیوستن به یک قیام مذهبی ایجاد کرد. این در حالی بود که متعاقب حمله مغولان و حذف پایگاه های حکومتی تسنّن در شرق جهان اسلام، امکان رشد و گسترش تفکر شیعی دوازده امامی در ایران بیش از پیش فراهم شد تا جایی که در زمان ایلخانان مدّتی شیعه مذهب رسمی کشور شد. باورهای عرفانی متأثر از تفکرات شیعه امامیّه، در کنار ظلم ستیزی و دادگستری مبتنی بر اعتقادات مذهبی، مهم ترین انگیزه برای حذب مردم به این جنبش شد.

حکومت سربداران نخستین دولت مستقل شیعی دوازده امامی و گسترده ترین نهضت شیعی، پیش از رسمیت یافتن این مذهب در ایران بود که زمینه ظهور بسیاری از نهضت های هم عصر و پس از خود را فراهم کرد. جنبش سربداران با الهام از مکتب مهدوی، با هدف استقرار یک حکومت مشروع و به منظور براندازی تشکیلات غیر شرعی ملوک الطوائفی و حذف بقایای قوانین و رسوم یاسایی عهد مغول شکل گرفت. ایدئولوژی حاکم و دور نمایه این قیام، مذهب اثنی عشری بود. عده ای از رهبران و پیروان این جنبش، از تشیّع انقلابی متکی بر تصوّف و تشیّع علوی حمایت می کردند. عده ایدیگر نیز نوعی تشیّع فقاهتی را ترجیح می دادند و علمای دینی را به شراکت در امور دینی ترغیب می کردند.

با این همه تعالیم شیخ حسن و شیخ خلیفه، با تکیه بر جهان بینی مهدویّت، بر عدم جدایی دین و دولت تصریح می کرد. اعتقاد به مهدویّت در تعابیر و ادبیات جنبش سربداران آشکار بود؛ آن چنان که شیخ حسن ، مریدان را به «اختفاء» فرا می خواند و از آنان می خواست به هنگام «ظهور» آماده نبرد باشند.

نوشته اند: در زمان حکومت علی مؤید، پیروان شیخ حسن، اسبی مجهز را هر روز دوبار در شهر می گرداندند و ظهور امام غایب را انتظار می کشیدند. ظلم گریزی، بیگانه ستیزی، حس مساوات طلبی و برقراری عدل و داد از دیگر ارزش های این قیام بود. سربداران توانستند قسمتی از خاک ایران را از اشغال مغولان و فئودال های محلی برهانند. برابری و مساوات که در رفتار و حتّی پوشش سران سربدار، مشهود بود، توزیع عالانه غنایم، تقلیل مالیات و خراج محصول برای عوام، از ویژگی های دیگر این قیام به شمار می آمد.

حکومت در میان سربداران موروثی نبود و گاهی از آن شیخیان و گاه از آن سربداران بود. با وجود این ویژگی ها، دولت سربداران به واسطه اتخاذ سیاست های نادرست داخلی و خارجی از هم فرو پاشید. با این همه سنت سربداری در ایران زنده ماند تا جایی که در پی قیام مردم سبزوار، اصطلاح سربدار صفت عام قیام هایی از این دست شد. قیام مردم سمرقند به سرکردگی مولانا زاده بخاری (که سی سال بعد از خروج سربداران سبزوار رخ داد و به همین نام شهرت یافت)، قیام پهلوان اسد خراسانی در کرمان علیه ظلم شاه شجاع (که رنگو بوی سربداری داشت)، خروج سادات و دراویش مازندران به رهبری سید قوام الدین مرعشی و جنبش سادات کیانی در گیلان از این شمارند. [1] .

پی نوشت ها:

[1] ر.ک: احمد صدر حاج سید جوادی و دیگران، دایرهالمعارف تشیّع، ج 9، ص 133 - 130.

سردابیه

فرقه ای از غلات دوازده امامی که منتظر خروج مهدی علیه السلام بودند و در ری می زیستند، آنان هر بامداد جمعه، اسبی زین و لگام شده به سردابی برده سه بار می گفتند: «یا امام بسم اللّه». محل این سرداب را در حله و بغداد نیز ذکر کرده اند که خود برداشتی از سرداب سامراء است. مخالفان امامیّه، عقیده غلات مذکور را به همه دوازده امامیان تعمیم داده اند! اما در کتاب های امامیّه از این موضوع اثری نیست.

سرداب سامراء نیز - که در شیعه مطرح است - مربوط به خانه ای است که امام دهم و یازدهم در آن سکونت داشته اند و امام دوازدهم علیه السلام در آن متولّد گردیده است. شیعیان به همین خاطر آن را زیارت کرده، بدان تبرّک می جویند.


سبائیه

«سَبائیّه» نام فرقه ای است که گمان می کنند حضرت علی علیه السلام همان مهدی موعود (عج) و نجات بخش آینده است.

«سَبائیّه» پیروان «عبدالله بن سباء» هستند. عبدالله به نبوت و الوهیّت امام علی علیه السلام هم معتقد بوده است. («ادیان و مذاهب جهان»، ج 1، ص 359)

سردابیه

«سردابیّه» طایفه ای از غُلاّت («غُلاّت» کسانی هستند که درباره ی رهبران و پیشوایان خود غُلُو کرده، آنان را از مرتبه ی بشریّت به مقام خدایی رسانند یا آنان را به خدا و خدا را به خلق تشبیه کنند) دوازده امامیان است که منتظر خروج حضرت مهدی (عج) از سردابی که در ری قرار دارد هستند. و هر بامداد جمعه پس از نماز صبح، اسبی را لگام کرده به آنجا می برند و سه بار می گویند: «یا امام بسم الله». («لغت نامه دهخدا»، ج 8 (چاپ جدید)، ص 11976)

سیمای حضرت مهدی در قرآن

«سیمای حضرت مهدی علیه السلام در قرآن» عنوان ترجمه کتاب «المَحَجَّهُ فِیما نَزَلَ فِی القائِمِ الحُجَّهِ»، اثر ارزنده سید هاشم بن سلیمان بحرانی (معاصر علامه مجلسی رحمه الله) است که به وسیله سید مهدی حائری قزوینی به فارسی برگردان شده است.

مطالب این کتاب شمارش و بیان آیات قرآنی است که مطابق نقل روایات، درباره حضرت مهدی علیه السلام نازل شده است. نویسنده با مراجعه به روایات نقل شده در جوامع روایی شیعی، آیاتی را که از نظر آن بزرگواران درباره حضرت ولی عصرعلیه السلام و حکومت آن حضرت نازل شده و یا به وی تأویل گردیده، جمع آوری و به ترتیب سوره ها - از بقره تا عصر - گرد آورده است.

علاوه بر این، روایاتِ مربوط را نیز در ذیل هرکدام از آیات ذکر کرده است. در پایان چهارده آیه دیگر نیز بدان افزوده شده است.

سفارت

در قرون اوّلیّه ی غیبت به جای کلمه ی «نیابت» امام زمان (عج)، بیشتر از کلمه ی «سفارت»، و همینطور از عنوان «سفراء» به جای «نوّاب» استفاده می شد. و شاید میان «سفارت» و «نیابت» تفاوتی نیز بوده است. («خورشید مغرب»، ص 44)

سُفراء رجوع شود به واژه: سفارت

سه گروه مدعی مهدویت
کسانی که در تاریخ بدین عنوان شهرت یافته اند، به اعتباری بر سه گروه قابل تقسیم اند:

یک. کسانی که دیگران روی انگیزه های خاصی، آنان را «مهدی» نجات بخش خواندند.

دو. کسانی که به انگیزه جاه طلبی و قدرت خواهی، چنین ادعای دروغینی کردند.

سه. کسانی که طبق نقشه استعمار و به اشاره بیدادگران، به چنین دجالگری و فریب دست یازیدند و بی شرمانه خود را مهدی نجات بخش، معرفی کردند.

گروه اول

از تاریخ این واقعیت دریافت می گردد که برخی از کسانی که مهدویّت بدانان نسبت داده شده، نه از سوی خود آنان سرچشمه گرفته و نه خود بدان ادعا راضی بودند؛ بلکه یاران و پیروان آنان چنین عنوانی را به آنها نسبت داده و این اندیشه را در آن روزگاران در میان گروه ها و مراکزی گسترش دادند. البته به جا بود که خود آنان، چنین ادعاهای دروغین و نسبت های نادرست را به شدّت نفی کنند؛ اما روشن نیست که چرا خود آنان در برابر این عنوان ساختگی، فریاد اعتراض بلند نکردند و پیروان آنها کوشیدند تا برخی علایم و نشانه های حضرت مهدی علیه السلام را - که در انبوه روایات آمده - به این چهره ها تطبیق و تفسیر نمایند!!

برای نمونه از این گروه می توان بدین چهره ها اشاره کرد:

1. محمد حنفیه (کیسانیه)

2. زید فرزند امام سجادعلیه السلام

3. محمدبن عبداللّه محض

گروه دوم

اینان کسانی بودند که به انگیزه هایفریبکارانه و جاه طلبانه، ادعای مهدویّت نمودند و برای جلب عواطف و احساسات، تسخیر دل ها و قلب ها و به دست آوردن قدرت و عظمت، به دروغ و دجالگری، خود را مهدی نجات بخش معرفی کردند!

این گروه بسیارند؛ از جمله آنان «مهدی عباسی» است. پدرش منصور دوانیقی ادعا کرد که پسرش «مهدی عباسی» همان مهدی موعود است! با اینکه این عنصر فریبکار پیش از این ادعا، به محمدبن عبداللّه محض - به عنوان مهدی نجات بخش است - دست بیعت داده بود و او را مهدی نجات بخش می دانست!

گروه سوم

اینان عناصری بودند که بر اساس نقشه استعمار و به اشاره استعمارگران، ادعای مهدویّت نمودند! استعمار پلید برای درهم کوبیدن اسلام و فروپاشی جامعه بزرگ اسلامی و افشاندن بذر اختلاف، کینه توزی و جدایی؛ نقشه های خائنانه بسیاری کشید تا به هدف خویش برسد و جهان اسلام را ببلعد. از جمله نقشه های شیطانی آن در این میدان، ساختن مرام ها و مسلک های رنگارنگ در میان مسلمانان و بازی با مفاهیم و ارزش های مقدس و اعتقادات دینی آنان بود تا بدین وسیله، بذر بی ایمانی و سست باوری و تزلزل دل ها و قلب ها را در جامعه اسلامی، پدید آورد! از چیزهایی که از آن در این میدان سوء استفاده کرد، اندیشه و عقیده به مهدی موعود بود، در این راه برخی عناصر را به دلخواه خویش تربیت کرد و به آنان دستور داد تا ادعای مهدویّت کنند و آنان را با همه امکانات در این راه یاری کرد که برای نمونه می توان به «علی محمد باب» اشاره کرد. [1] .

پی نوشت ها:

[1] ر.ک: امام مهدی از ولادت تا ظهور، ص 565 تا572.


سایه انداختن ابر سفید

از خصائص حضرت مهدی (عج) این است که ابر سفیدی پیوسته به سر آن حضرت سایه می اندازد و منادی در آن ابر به نحوی که آن را جن و انس در مشرق و مغرب بشنوند، ندا می کند که او مهدی آل محمد علیه السلام است. او زمین را از عدل پر می کند، چنانکه از جور و ستم پر شده است. «منتهی الآمال»، باب 14، فصل 2، ویژگی 17)

رجوع شود به واژه: ابر مخصوص قائم (عج)

سحاب

«سَحاب»، نام عمّامه رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم است که مهدی موعود (عج) هنگام خروج همراه خویش خواهند داشت. («نجم الثّاقب»، ص 125)

سفط

«سَفَط» در لغت یعنی: جامه دان که به شکل جوال یا مانند کدوی خشک میان تهی باشد، سبد جامه. («لغت نامه ی دهخدا»، ج 8، چاپ جدید، ص 12052)

در حدیث طولانی مفضّل است که، امام صادق علیه السلام فرمود:

«تَرَکِه ی جمیع پیغمبران، حتّی عصای آدم علیه السلام و آلت نجاری نوح علیه السلام و ترکه هود علیه السلام و صالح علیه السلام و مجموعه ی ابراهیم علیه السلام و صاع یوسف علیه السلام و مکیال شعیب علیه السلام و آینده ی او و عصای موسی علیه السلام و تابوتی که در اوست، بقیّه ی آنچه ماند از آل موسی علیه السلام و آل هارون که ملائکه بر می دارند و زره داوود علیه السلام و انگشتری سلیمان علیه السلام و تاج او و رحل عیسی علیه السلام و میراث جمیع پیغمبران و مرسلان در یک «سَفَط» است.»

«علاوه بر اینها عصا، انگشتر، بُرد، زره، عمّامه، اسب، ناقه، استر، الاغ و شتر سواری رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم و مصحف امیرالمؤمنین علیه السلام هم در این «سَفَط» قرار دارد». («نجم الثّاقب»، باب دوّم، ص 25)

سنگ حضرت موسی

از جمله خصائص امام قائم (عج)، حمل سنگ حضرت موسی علیه السلام است. امام باقر علیه السلام فرمود: «هنگامی که حضرت مهدی (عج)» خروج کند و بخواهد از جانب مکّه به کوفه برود، منادی آن حضرت ندا کند که: آگاه باشید که کسی طعام و آب حمل نکند. و حضرت قائم (عج)، سنگ حضرت موسی علیه السلام را که از آن دوازده چشمه ی آب جاری شده بود، حمل می کنند.

پس در هر منزلی که فرود می آیند،حضرت آن سنگ را نصب می فرمایند و آن چشمه ها جاری می شوند و هر که گرسنه باشد سیر می شود و هر که تشنه باشد سیراب می شود. پس آن سنگ توشه ی آنهاست تا هنگامی که وارد نجف، که در پشت کوفه قرار دارد می شوند.

پس هنگامی که در پشت کوفه فرود آمدند و مستقر شدند از آن سنگ پیوسته آب و شیر جاری می شود تا گرسنگان سیر و تشنگان سیراب شوند. («منتهی الآمال»، باب 14، فصل 2، ویژگی 41)

سوشیانت رجوع شود به واژه: زردشتیان و انتظار


سلاح حضرت مهدی

در هنگام ظهور و قیام حضرت مهدی علیه السلام ، تمام قدرت ها مقهور و مغلوب قدرت بی پایان حضرت مهدی علیه السلام شده، بسان علف های هرز از روی زمین برداشته می شوند تا زمینه رشد و کمال انسان ها، به صورت کامل فراهم آید و زمین پر از عدل و داد گردد.

اما سؤال این است که نحوه این پیروزی به چه صورت است و اساساً حضرت مهدی علیه السلام با چه ابزاری در این قیام بر آن قدرت ها فائق خواهد آمد؟ در روایات کمتر سخن روشنی در این باره به چشم می خورد و تنها سلاح مورد اشاره در کلام معصومین علیهم السلام برای آن حضرت هنگام قیام، «سیف» (شمشیر) ذکر شده است. [1] حال آیا این شمشیر حمل بر معنای حقیقی می شود یا معنای کنایی؛ خود باعث پدید آمدن اقوال متعددی شده است:

1. عده ای بر این باورند که استعمال کلمه «شمشیر» در معنای حقیقی است و مصداق آن، همان شمشیر ابزار جنگی خاصّ است. البته این گروه درباره غالب شدن حضرت با این سلاح بر دشمنان، توجیهات متفاوتی دارند!

1-1. برخی می گویند:اگرچه حضرت با شمشیر قیام می کند؛ ولی خداوند در آن شمشیر قدرت و اعجازی نهفته که تمامی سلاح های موجود را مقهور نیروی خود می سازد. [2] .

1-2. دسته دیگر می گویند: خداوند در عصر ظهور تمامی تسلیحات پیشرفته را از کار انداخته، مردم به ناگزیر در جنگ از همان سلاح های ابتدایی (یعنی شمشیر و مانند آن) استفاده می کنند و بنابراین حضرت مهدی علیه السلام با همان شمشیر می جنگد.

1-3. به رغم آنکه تمامی تسلیحات در اختیار حضرت قرار می گیرد؛ ولی از آنجایی که استفاده از آنها به ناگزیر ظالمانه نیز خواهد بود؛ حضرت تنها از سلاح شمشیر بهره خواهد برد.

1-4. برخی دیگر گفته اند: به سبب جنگ های خونین فراوانی که در آستانه ظهور به وقوع می پیوندد، تمامی سلاح های پیشرفته از بین خواهد رفت و از آن پس در جنگ تنها از ابزارهای ساده استفاده می شود.

یکی از دلیل های این جمع این است که روایات فراوانی می گوید: «شمشیر آن حضرت همان شمشیر پیامبر است» و وقتی چنین شد نمادین بودن آن مشکل خواهد بود. [3] .

البته هر کدام از اینها به دسته ای از روایات استشهاد می کنند و عمدتاً دلیل این گروه این است که علّت استفاده از سلاح های ساده همچون شمشیر - بر خلاف بهره گیری از سلاح های پیشرفته - عادلانه بودن مبارزه با آن است.

2. دسته ای دیگر بر این اعتقادند که شمشیر در این روایات، کنایه از قدرت و نیروی نظامی است. این گروه شواهد متعددی بر این ادعا از ادبیات محاوره ای ذکر می کنند؛ ولی آنچه ایشان را به این قول وادار کرده، پیشرفت روز افزون تجهیزات نظامی و فن آوری دفاعی است. از آنجایی که صاحبان این قول نتوانسته اند بین شمشیر وسلاح های فوق پیشرفته، نسبتی بر قرار کنند، به چنین توجیهی دست زده اند.

آنان شمشیر را نماد قدرت دانسته، می گویند: هر ابزاری که قدرت حضرت را به نمایش بگذارد، می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

3. با توجه به تکامل خارق العاده علم در آن زمان، ممکن است سلاح هایی فراهم آید که هرگز در تصور انسان های امروز قابل درک نباشد. بنابراین آن به اهلش واگذاشته شده است.

بررسی روایات

روایات مربوط به سلاح حضرت مهدی علیه السلام را می توان به موارد ذیل دسته بندی کرد:

1. روایاتی می گوید: شمشیری که نزد حضرت مهدی علیه السلام است، نزدیکی زمان قیام، با قدرت الهی به سخن در آمده، حضرت را از وقت ظهور آگاه می سازد. [4] .

بدیهی است این دسته از روایات، هرگز قابل تأویل بر قدرت حضرت نیست؛ چرا که ظهور در این معنا دارد که آن شمشیر چنین می کند.

2. روایات فراوانی می گوید: یاران مهدی علیه السلام شمشیرهای خاصی دارند که به نحوی بیان کننده کرامات آن حضرت و یارانش است. [5] .

3. روایات دیگری حکایت می کند: حضرت مهدی علیه السلام برای گسترش عدل و قسط به مدت هشت ماه شمشیر بر شانه خود دارد (که اگر مقصود نماد قدرت بود، تمامی دوران قیام و حکومت ذکر می شد). [6] .

4. روایات فراوانی وجود دارد که به صراحت تمام، سلاح حضرت را همان شمشیر پیامبرصلی الله علیه وآله دانسته علاوه بر آن زره، سپر و برخی آلات جنگی پیامبرصلی الله علیه وآله، نیز به عنوان میراث آن حضرت نزد امام مهدی علیه السلام است و کسی نگفته که اینها نماد است؛ بلکه از وجود عینی آنها یاد کرده اند.

5. علاوه بر این چه دلیلی داشت حقیقت به این بزرگی، این گونه بیانشود؟ معصومین علیهم السلام می توانستند از مدلول سلاح - که قدرت و قوّت است - یاد کنند و یا می فرمودند: او با سلاحی ظاهر خواهد شد که در یک لحظه چنان است و چنین.

پی نوشت ها:

[1] الکافی، ج 1، ص 407، ح 1؛ الکافی، ج 8، ص 50، ح 13؛ عیون اخبارالرضا، ج 1، ص 59، ح 29؛ علل الشرایع، ج 1، ص 245، ح 6؛ کمال الدین، ج 1، ص 321، ح 3؛ الاستبصار، ج 3، ص 108، ح 5383؛ تهذیب الاحکام، ج 6، ص 154، ح 2؛ الغیبه، ص 164، ح 5. و دهها کتاب دیگر.

[2] ر.ک: صدوق، الخصال، ج 2، ص 649، ح 43.

[3] الکافی، ج 1، ص 234، ح 2.

[4] الخصال، ج 2، ص 49؛ عیون، ص 59.

[5] الخصال، ج 2، ص 649.

[6] الغیبه، ص 164، ح 5.

سیصد و سیزده نفر

در همه جا معروف است و در کتابهای مربوط به امام زمان (عج) نوشته شده که هنگام ظهور آن حضرت، 313 نفر یاران مخصوص ایشان به او می پیوندند و همچون کوه در برابر حوادث ایستادگی کرده و همراه امام (عج) هستند. اصل حدیث متواتر است و نباید شکّی در صدور حدیث مذکور از جانب معصومین علیهم السلام نمود.

و امّا چند نکته:

1- آنان در «ذی طوبی» به امام زمان (عج) می پیوندند. («بحارالانوار»، ج 52، ص 304)

2- آنان از اطراف جهان و دورترین نقاط جمع شده و به امام قائم (عج) پیوسته اند. در این باره امام باقر علیه السلام فرموده است: «خداوند برای حضرت قائم (عج) - از دورترین شهرها، به تعداد جنگاوران جنگ بدر، 313 مرد راجمع می کند». (همان مدرک، ص 310)

3- هنگام ظهور، نخستین کسانی که پس از جبرئیل امین با امام قائم (عج) بیعت می کنند، همین 313 نفرند، چنانکه این مطلب را امام باقر علیه السلام در ضمن حدیثی فرمودند. («حضرت مهدی (عج)، فروغ...»، ص 223)

4- این افراد در روایات شبیه به 313 نفر مسلمانان شجاع و سلحشوری شده اند که در جنگ بدر، نخستین شکست بزرگ را بر کفّار و دشمنان اسلام وارد آورند. به علاوه، اینان پرچمداران روی زمین، و حاکمان خدا بر مردم در سراسر زمین می باشد. (همان مدرک. ص 224) و...

طبق فرموده ی «سیّد شمس الدین محمّد»، 300 نفر آنها در حال حاضر در جزیره ی خضراء به سر می برند و فقط 13 نفر مانده است که تعداد یاران حضرت ولی عصر (عج) کامل شود. («جزیره ی خضراء»، ص 177)

در کتاب «المحَجَّه...» در ضمن روایتی از امام صادق علیه السلام نام تمام سیصد و سیزده نفر و قبیله و شهر آنان ذکر شده است.

سیره حکومتی حضرت مهدی

از روایات به دست می آید، سیره حکومتی حضرت مهدی علیه السلام دقیقاً همان سیره حکومتی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله، امام علی علیه السلام و دیگر امامان علیهم السلام است. البته نباید از نظر دور داشت که پیامبرصلی الله علیه وآله و ائمه علیهم السلام به جهت محدودیت ها و موانع تحمیل شده فراوانی، نتوانستند آنچه در نظر داشتند، پیاده کنند:

از روایات استفاده می شود: تمامی محدودیت ها و موانع از سر راه امام مهدی علیه السلام برداشته می شود و آن حضرت سیره معصومین علیهم السلام را تحقق خواهد بخشید. در این رابطه دو دسته روایت وجود دارد:

دسته ای که می فرماید سیره آن حضرت، همان سیره وروش پیامبرصلی الله علیه وآله و ائمه معصومین علیهم السلام است. این روایات ناظر بر روش ایشان در امور اجرایی است.

دسته دوم روایات فراوانی است که می گوید: حضرت مهدی علیه السلام بر خلاف سیره پیامبرصلی الله علیه وآله، امام علی علیه السلام و ائمه علیهم السلام عمل خواهد کرد.

برخی از روایات هر دو گروه عبارت است از:

عبداللّه بن عطا گوید: از امام باقرعلیه السلام پرسیدم: هنگامی که قائم علیه السلام قیام کند، به کدام روش در میان مردم رفتار خواهد کرد؟ آن حضرت: «یَهْدِمُ ما قَبلَهُ کَما صَنَعَ رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه وآله وَیَستَأنِفُ الاِسْلامَ جَدیداً»؛ «... آنچه را [بدعت و پیرایه] پیش از او بوده، از اساس ویران خواهد نمود، چنان که رسول خداصلی الله علیه وآله عمل کرد، و او اسلام را از نو شروع خواهد فرمود». [1] .

امام صادق علیه السلام فرموده است: «ما تَسْتَعْجِلُونَ بِخُرُوجِ القائِمِ، فَوَاللَّهِ مَالِباسُهُ اِلاّ الغَلیظَ وَلاطَعامُهُ اِلاَّ الجَشِبَ وَما هُوَ اِلاَّ السَّیفُ وَالمَوتُ تَحْتَ ظِلِ السَّیفِ» [2] ؛ «چرا به فرا رسیدن خروج قائم شتاب می کنید؟ به خدا قسم لباس او جز جامه درشت و خشن نخواهدبودوغذایش جز خوراک ناگوار و ناخوش نباشد و جز شمشیر [برای دشمنان] چیزی در کار نبوده و مرگ زیر سایه شمشیر خواهد بود».

همچنین آن حضرت فرمود: «... اِنَّ قائِمَنا اَهلَ البَیْتِ علیهم السلام اِذا قامَ لَبِسَ ثِیابَ عَلیّ علیه السلام وَسارَ بِسیرَهِ عَلیٍ علیه السلام» [3] ؛ «همانا قائم ما اهل بیت آن گاه که قیام فرماید لباس علی علیه السلام را بر تن خواهد کرد و بر سیره او عمل خواهد نمود».

زراره از امام باقرعلیه السلام روایت کرده گوید: «به آن حضرت عرض کردم: صالحی از صالحان را برایمنام ببر - و منظورم حضرت قائم علیه السلام بود - پس فرمود: اسم او اسم من است. عرض کردم: آیا همچون رفتار محمدصلی الله علیه وآله رفتار می کند؟

فرمود: هرگز! هرگز! ای زراره رفتار او را پیش نمی گیرد، عرض کردم: فدایت شوم، برای چه؟! فرمود: همانا رسول خداصلی الله علیه وآله در امت خود چنان رفتار می کرد که توأم با بخشش بود و دل های مردم را به خود جذب می نمود؛ ولی رفتار قائم [به جهت ظلم فراوانی که جهان را فرا گرفته] با خشونت و کشتار است؛ زیرا در کتابی که به همراه دارد، مأمور شده است که با کشتار رفتار کند و از کسی توبه نپذیرد. وای بر کسی که با او دشمنی کند و به ستیز برخیزد!» [4] .

ابوخدیجه از امام صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود: «همانا امام علی علیه السلام فرمود: مرا چنین اختیاری بود که فراریان از جبهه جنگ را بکشم و کار مجروحان را یکسره سازم؛ لکن من به ملاحظه آینده نگری برای یاران خود این کار را نکردم که چون مجروح شدند کشته نشوند. اما برای قائم مقرر است آنان را که از جنگ می گریزند، بکشد و کار زخمی ها را یکسره سازد». [5] .

همچنین از امام صادق علیه السلام سؤال شد: آیا سیره قائم علیه السلام به خلاف سیره و روش امام علی علیه السلام است؟ حضرت فرمود: بلی به جهت آنکه حضرت علی علیه السلام سیره اش از روی منّت و گذشت بود؛ چون می دانست که شیعیانش زود مغلوب خواهند شد. اما حضرت قائم علیه السلام چون قیام کند، با شمشیر و اسیر گرفتن است؛ چون می داند شیعیانش هرگز مغلوب نخواهند شد». [6] .

کوتاه سخن اینکهسیره و روش آن حضرت در راستای اجرای تمامی احکام و حدود الهی است که با توجّه به شرایط خاصّ آن حضرت، تمامی آنها تحقق خواهد یافت. [7] .

با توجه به اینکه تا زمان ظهور، بسیاری از حقایق تابناک اسلام دچار پیرایه و خرافات شده است؛ وقتی آن حضرت حقیقت اسلام را اظهار می کند، عده فراوانی گمان می کنند آن حضرت دین جدیدی آورده است! این در حالی است که آن حضرت فقط دین راستین را اقامه می کند. [8] (دین در عصر ظهور)

پی نوشت ها:

[1] الغیبه، ص 335، ح 17؛ ر.ک: تهذیب، ج 6، ص 154؛ روضهالواعظین، ص 265.

[2] الغیبه، ص 336، ح 20.

[3] الکافی، ج 1، ص 411، ح 4؛ ج 6، ص 444، ح 15.

[4] الغیبه، ص 334، ح 14.

[5] الغیبه، ص 334، ح 15.

[6] الکافی، ج 5، ص 33، ح 4؛ تهذیب، ج 6، ص 154؛ علل الشرایع، ج 1، ص 149؛ المحاسن، ج 2، ص 39، ح 1126.

[7] ر.ک: تهذیب الاحکام، ج 6، ص 351، ح 114.

[8] ر.ک: الکافی، ج 1، ص 536، ح 2.

سیمای زندگی در آخرالزمان

سیمای زندگی در آخِرُالزّمان را می توان این گونه ترسیم کرد:

الف) دین در آخرالزمان

عوامل فراوانی روزبه روز حقیقت تابناک دین را در هاله ای از ابهام فرو می برند. از این رو همواره دین رو به کم رنگ شدن در جوامع می رود و خرافات و انحرافات فراوانی، گریبان گیر آن می شود؛ به صورتی که وقتی حضرت مهدی علیه السلام قیام نمود، غبار از چهره دین بر می گیرد. همگی گمان می کنند این دین جدیدی است که آن حضرت ارائه می فرماید.

امیرمؤمنان علی علیه السلام این حقیقت را این گونه بیانفرموده است: «اَیُّها النَّاسُ! سَیَأتِی عَلَیْکُم زَمانٌ یُکْفَأُ فِیهِ الاِسْلامُ کَما یُکْفَأُ الاِناءُ بِمَا فِیهِ» [1] ؛ «ای مردم! به زودی زمانی بر شما خواهد رسید که اسلام چونان ظرف واژگون شده، آنچه در آن است ریخته می شود».

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله نیز می فرماید: «سَیَأتِی عَلَی اُمَّتی زَمانٌ لایَبقَی مِنَ القُرآنِ اِلاَّ رَسْمُهُ وَمِنَ الاِسْلامِ اِلاَّ اِسْمُهُ... مَساجِدُهُمْ عَامِرَهٌ وَهِیَ خَرابٌ مِنَ الهُدَی...»؛ [2] «بر امت من زمانی پیش می آید که از قرآن جز نقش آن و از اسلام جز نام آن باقی نماند [به ظاهر] مسلمان نامیده می شوند؛ در حالی که بیش از همه مردمان از آن دورند! مساجدشان آباد است؛ ولی از هدایت خالی است.»

ب) مردان آخرالزمان

اگرچه امتحانات خداوند برای زن و مرد یکسان است؛ ولی پاره ای از روایات درباره مردان نقل شده است؛

چنان که امام صادق علیه السلام فرمود: «...وَرَأَیتَ الرَّجُلَ اِذَا مَرَّ بِهِ یَوْمٌ وَلَمْ یَکْسِبْ فِیهِ الذَّنبَ العَظِیمَ مِنْ فُجُورٍ اَوْ بَخْسِ مِکْیالٍ اَوْ مِیزانٍ اَوْ غِشیَانِ حَرامٍ اَوْ شُرْبِ مُسْکِرٍ کَئیباً حَزِیناً یَحْسَبُ اَنَّ ذَلِکَ الیومَ عَلَیهِ وَضِیعَهٌ مِنْ عُمُرِهِ...»؛ [3] «مردی را می بینی هنگامی که یک روز بر او گذشته و گناه بزرگی انجام نداده است - از قبیل فحشا، کم فروشی، کلاهبرداری و یا شرب خمر - بسیار غمگین و اندوهگین می شود.»

ج) زنان آخرالزمان

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله در وصف برخی از زنان آخِرُالزّمان چنین می فرماید: «کَیْفَ بِکُمْ اِذا فَسَدَ نِساؤُکُم وَفَسَقَ شُبَّانُکُم وَلَمْ تَأمُروُا بِالْمَعْرُوفِ وَلَمْ تَنْهَوا عَنِ المُنْکَرِ. قِیلَ لَهُ وَیَکُونُ ذَلِکَ یَا رسولَ اللّه؟ قالَ: نَعَمْ وَشَرٌّ مِنْ ذَلک...»؛ [4] «چگونه می شود حال شما هنگامی که زنان شما فاسد شوند و جوانان تان فاسق و شمانه امر به معروف می کنید و نه نهی از منکر!» به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله گفته شد: آیا این چنین خواهد شد؟! آن حضرت فرمود: «بله و بدتر از آن [نیز خواهد شد]».

امام علی علیه السلام نیز می فرماید: «یَظْهَرُ فِی آخِرِالزَّمانِ وَاقتِرَابِ السَّاعَهِ وَهُوَ شَرُّ الاَزمِنَهِ نِسْوَهٌ کَاشِفاتٌ عَارِیاتٌ مُتَبَرِّجاتٌ مِنَ الدِّینِ دَاخِلاتٌ فِی الفِتَنِ مَائِلاتٌ اِلَی الشَّهَواتِ مُسرِعاتٌ اِلَی اللَّذَّاتِ مُستَحِلّاتٌ لِلْمُحَرَّمَاتِ فِی جَهَنَّمَ خَالِداتٌ»؛ [5] «در آخِرُالزّمان و نزدیک شدن قیامت - که بدترین زمان ها است - زنانی ظاهر می شوند که برهنه و لخت هستند! زینت های خود را آشکار می سازند، به فتنه ها داخل می شوند و به سوی شهوت ها می گرایند! به سوی لذت ها می شتابند، حرام های الهی را حلال می شمارند و در جهنم جاودانه خواهند بود».

د) نجات یافتگان آخرالزمان

امام علی علیه السلام درباره نجات یافتگان این دوران می فرماید: «و آن زمانی است که از فتنه ها نجات نمی یابد؛ مگر مؤمنانی که بی نام و نشانند. اگر در حضور باشند، شناخته نشوند و اگر غایب گردند، کسی سراغ آنان را نمی گیرد. آنها برای سیرکنندگان در شب ظلمانی جامعه ها، چراغ های هدایت و نشانه های روشن اند. نه مفسده جو هستند و نه فتنه انگیز. نه در پی اشاعه فحشایند و نه مردمی سفیه و لغو گو. اینانند که خداوند درهای رحمتش را به سوی شان باز می کند و سختی ها و2مشکلات را از آنان برطرف می سازد». [6] .

پی نوشت ها:

[1] نهج البلاغه، خطبه 103.

[2] شیخ صدوق، ثواب الاعمال، ص 253.

[3] الکافی، ج 8، ص 40.

[4] حرانی، تحف العقول، ص 49.

[5] من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 390.

[6] نهج البلاغه، خطبه 103.

سیصد و سیزده

در روایات فراوانی گفته شده است: «تعداد یاران خاصّ حضرت مهدی علیهالسلام 313 تن است». این عدد نیز مانند بسیاری از اعداد دیگر، دارای رمز و رازهایی است که بر ما پنهان و پوشیده است. با توجّه به روایاتی که این عدد در آنها به کار رفته؛ می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

یاران حضرت طالوت:

امام باقرعلیه السلام ذیل آیه شریفه «إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلیکُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَیْسَ مِنّی وَ مَنْ لَمْ یَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنّی» [1] فرمود: «فَشَرِبُوا مِنهُ اِلاّ ثَلاثِمأه وَثَلاثَهَ عَشَرَ رَجُلاً...» [2] ؛ «پس همه کسانی که آزمایش شدند تخلف کردند و تنها موفقین از این آزمایش 313 تن بودند».

پیامبران مرسل:

امام جوادعلیه السلام در نوشته ای به عبدالعظیم حسنی مرقوم فرمود: «خداوند - تعالی - 124 هزار پیامبر فرستاد که مرسلین از ایشان 313 تن بودند...». [3] .

یاران پیامبر در جنگ بدر:

طبق نظر مشهور آن است که یاران پیامبرصلی الله علیه وآله در جنگ بدر، 313 تن بوده اند. [4] .

یاران خاص مهدی هنگام ظهور:

در این باره روایات فراوانی وجود دارد که تنها برخی از آنها از این قرار است:

«... آن گاه پیشوای دین و امام مسلمین آنها را به سوی خود فرا می خواند، و خداوند طبق مشیت خود آنان را گرد می آورد، آن گاه تعداد 313 تن از اقطاب و اکناف جهان به سوی او می شتابند». [5] .

امام باقرعلیه السلام فرمود: «یاران قائم 313 تن هستند، که برخی از فرزندان عجم (غیر عرب) هستند؛ در روز روشن سوار بر ابر آورده می شوند و برخی از آنها در حالی که در رختخواب خود خوابیده اند، از رختخواب برده می شوند و در مکه بدون وعده قبلی به محضر آن حضرت می رسند». [6] .

ازبرخی روایات استفاده می شود: «پنجاه تن از این تعداد زنان هستند». [7] .

ایشان پس از بیعت اوّلین بیعت کننده؛ یعنی، فرشته وحی (جبرئیل) با آن حضرت بیعت خواهند کرد. [8] .

امام صادق علیه السلام در وصف این افراد فرموده است: «گویا به قائم می نگرم که بر منبر کوفه است و اصحابش - که 313 تن و به شمار اصحاب جنگ بدر هستند - در اطراف او می باشند. آنان پرچمداران و حاکمان خدای تعالی بر خلقش در زمین هستند...». [9] .

همان گونه که اشاره شد، در تشکیل هسته اصلی آن پیکار بزرگ و جهاد مقدس، زنان نیز نقش دارند و طبق تعبیر برخی از احادیث، حدود پنجاه زن، از یاران اصلی امام و همراه هسته مرکزی آن قیام می باشند. این موضوع دو نکته را روشن می سازد:

1. زنان که در طول تاریخ از حقوق خویش محروم بودند و شخصیت آنان تحقیر گشته بود، در دوران آن انقلاب بزرگ، شخصیت واقعی خویش را باز خواهند یافت و به عنوان کارگزاران اصلی تحوّل عظیم، در جامعه جهانی شرکت خواهند داشت. این موضوع اهمیت ویژه ای دارد که ارزش واقعی و پایه قدرت و توانمندی نوع زن و ارزشیابی استعدادهای او را - در صورتی که خود را ساخته باشد - مشخص می سازد.

2. زنان اگر در جهاد و رویارویی مستقیم شرکت نکنند، در دیگر پست ها و مسؤولیت ها و سازندگی ها، می توانند مشارکت داشته باشند. همچنین در گسترش فرهنگ اسلامی، تبیین خطوط اصلی دین، آموزش معارف الهی و جایگزین ساختن معیارها و اصول انقلاب مهدوی علیه السلام، می توانند کارآمد باشند و نقش های اصلی و برجسته ای را برعهده گیرند. در مسائل پشت جبهه و دیگر مسائلاجتماعی، فرهنگی و تربیتی نیز می توانند نقش سازنده ای داشته باشند.

امام باقرعلیه السلام می فرماید: «... به خدا سوگند 313 تن از مردان نزد او می آیند، که با آنان پنجاه زن نیز هستند...». [10] .

این موضوع والایی مقام زن و حد بالای رشد و تکامل او را روشن می سازد. اثر تربیتی این موضوع مهم،

در جامعه کنونی - که جامعه منتظر است - می تواند خودآیی زنان و بازشناسی توان رشد و بازیابی شخصیت آنان باشد. برای شرکت در آن دگرگونی و انقلاب بزرگ و جهانی، زنان از هم اکنون باید با معیارهای دقیق اسلامی و اخلاقی، شخصیت خود را بسازند و در بعد علم و عمل تکامل یابند، و بدانند که هم اکنون و در آینده، مسؤولیت های بزرگی بر عهده دارند، و در آینده نقش های اصولی تری را به انجام خواهند رسانید. پس ناگزیر از هم اکنون به شناخت دقیق و درست اسلام بپردازند و در تربیت خویش بکوشند تا پیش از ظهور، در جامعه زنان منتظر قرار گیرند، و در دوران ظهور شایستگی شرکت در آن حرکت بزرگ و کمک رساندن به داعی حق را داشته باشند. [11] .

پی نوشت ها:

[1] بقره (2)، آیه 249.

[2] بحارالانوار، ج 13، ص 405.

[3] بحارالانوار، ج 52، صص 323 و309 و307 و306 و303 و 334.

[4] بحارالانوار، ج 52، صص 323 و309 و307 و306 و303 و 334.

[5] کتاب الغیبه، ص 477؛ الغیبه، ص 315 و244.

[6] الغیبه، ص 315.

[7] تفسیر عیاشی، ج 1، ص 64.

[8] الغیبه، ص 169.

[9] شیخ صدوق، کمال الدین، ج 2، باب 58، ح 16.

[10] تفسیر عیاشی، ج 1، ص 65.

[11] عصرزندگی، ص 76 - 57.

سفیانی

از جمله نشانه های ظهور امام زمان (عج) خروج «سفیانی» است. (همانگونه که خود آن حضرت بیان فرمودند).

در وصف سفیانی آمده است که او مردی بدصورت و آبله رو و چهارشانه و ارزق چشم و اسم او «عثمان بن عنبسه» و از اولاد یزید بن معاویه است. در ظاهر مقدّس مآبی می کند و ذکرش اینست: یاربّ، یاربّ، یاربّ.

سفیانی آنقدر پلید است که کنیزش را که از او بچه دار شده زنده به گور می کند. («اثباه الهداه»، ج 7، ص 398)

آن ملعون پنج شهر بزرگ «دمشق»، «حمص»، «فلسطین»، «اردن» و «قنسرین» را متصرّف می شود، پس از آن لشکر بسیار به اطراف می فرستد.

سفیانی پلید با دارودسته اش بر ضدّ حضرت مهدی (عج) قیام می کند. مهدی (عج) به مردم فرمان می دهد به جنگ با این دشمن خدا و دشمن خودتان برخیزید.

ارتشی که سفیانی برای جنگ با مهدی (عج) آماده کرده است، در سرزمین بیداء، میان مکّه و مدینه، در ذی الحُلَیْفه، در زمین فرو می رود و نابود می گردد، به طوری که فقط دو تن از آن ارتش که از طایفه ی «جهنیّه» هستند موفّق می شوند، بگریزند. (همان مدرک، ص 239) و آن دو نفر یکی به سوی حضرت صاحب الامر (عج) رفته و ایشان را به هلاکت سفیانی خبر می دهد و دیگری روانه شام می شود تا خبر شکست سپاهش را به او بدهد.

سفیانی پس از شنیدن خبر به کوفه می آید و هنگامی که امام عصر (عج) به کوفه می رسد، آن ملعون فرار کرده و به شام بر می گردد.پس حضرت لشکری از عقب او می فرستد که او را در صخره ی بیت المقدّس دستگیر کرده و سرنحس او را بریده و روح پلیدش را وارد جهنّم می کنند. («منتهی الآمال»، باب 14، فصل 7)

در برخی از روایات آمده که سفیانی زیر درخت بغوطه ی دمشق به هلاکت می رسد. («المجالس السنیّه»، ج 5، ص 723)

در مورد سفیانی هم مانند دجّال یک نظر وجود دارد و آن اینکه سفیانی یک طاغوت پلید دارای یک رژیم جهنّمی است که با ویژگیهای خاص با انقلاب جهانی مهدی (عج) مخالفت می کند و شکست می خورد. («بحارالانوار»، ج 53، ص 10)

رجوع شود به واژه: توقیع

سید حسنی

از جمله علائمی که در آستانه ی ظهور امام قائم (عج) رخ خواهد داد، خروج «سیّد حسنی» با یارانش برای یاری آن حضرت است.

«سیّد حسنی» جوان خوش صورتی است که از طرف دیلم (یکی از بلاد گیلان) و قزوین خروج می کند و با صدای بلند فریاد می زند که به فریاد قائم آل محمّد صلی الله علیه و آله وسلّم برسید که از شما یاری طلبد و این سیّد حسنی ظاهراً از اولاد حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام باشد. مردم او را اطلاعت می کنند. خصوصاً مردان شجاع و قوی دل و مسلّح و مکمّل که بر اسبهای اشهب سوار باشند (گنجهای طالقان). او از مکان خود تا کوفه زمین را از لوث وجود ظالمین و کافران پاک می کند. و چون با اصحاب خود وارد کوفه شود، به او خبر دهند که حضرت حجه الله مهدی آل محمّد صلی الله علیه و آله و سلّم ظهور نموده واز مدینه به کوفه تشریف آورده است.

پس «سیّد حسنی»، با اصحاب خود خدمت آن حضرت مشرّف می شوند و از آن حضرت مطالبه ی دلائل امامت و مواریث انبیاء را می نماید. او می داند که مهدی (عج) بر حق است، ولیکن مقصودش این است که حقیقت امام (عج) را بر مردم و اصحاب خود ظاهر نمایند.

پس آن حضرت دلائل را برای او ظاهر می نماید. وقتی «سیّد حسنی» یقین به صدق امام پیدا می کند، می گوید: «الله اکبر! دستت را بده تا با تو بیعت کنم»، و با آن حضرت بیعت می کند و به پیروی از او، سپاه او (جز زیدیّه که چهارصد هزار نفرند) نیز بیعت می کنند. («منتهی الآمال»، باب 14، فصل 7، علامت 6 - «بحارالانوار»، ج 52، ص 115)

رجوع شود به واژه: زیدیّه

تبیان-مهدویت-امام زمان -مهدوی -منجی - ظهور - آخرالزمان -رجعت

تاریخ و ساعت انتشار :
15:48:03 ~~~ 1400/03/06
دسته بندی :
دانشنامه مهدویت حرف س
با مهدی

«اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج»

اظهار نظر در مورد دانشنامه مهدویت حرف س .::. پرتال تخصصی تبیان مهدویت

*
*