یکشنبه ، 10 مرداد 1400

پرتال تخصصی تبیان مهدویت

تبیان مهدویت ، بزرگترین پایگاه اینترنتی مهدویت

رابطه عقیده به ظهور حضرت مهدى با مساوات اسلامى

رابطه عقیده به ظهور حضرت مهدى با مساوات اسلامى
اسلام دین مساوات، دین برابرى، دین حقوق بشر، ومنشور آزادى وکرامت وفضیلت وشرف واحترام انسان است. آزادى ومساوات واقعى را اسلام اعلام کرد. قدر وارزش انسان از نظر اسلام عزیز است، او موجودى است که مورد تکریم خدا قرار گرفته ودر نیکوترین تقویم وکامل ترین آفرینش، آفریده شده است. انسان بزرگترین حجتهاى خدا وخلاصه تمام عوالم وداراى عالى ترین لیاقت واستعداد است. از نظر اسلام، انسانها در هر کجا که…
اسلام دین مساوات، دین برابرى، دین حقوق بشر، ومنشور آزادى وکرامت وفضیلت وشرف واحترام انسان است.

آزادى ومساوات واقعى را اسلام اعلام کرد. قدر وارزش انسان از نظر اسلام عزیز است، او موجودى است که مورد تکریم خدا قرار گرفته ودر نیکوترین تقویم وکامل ترین آفرینش، آفریده شده است.

انسان بزرگترین حجتهاى خدا وخلاصه تمام عوالم وداراى عالى ترین لیاقت واستعداد است.

از نظر اسلام، انسانها در هر کجا که زندگى کنند ودر هر قاره اى که باشند وبه هر زبانى که سخن بگویند، هر نژاد وجنس ورنگى که داشته باشند، عضو یک خانواده واز یک اصل ویک پدر ومادر مى باشند ودر کرامت انسانى برابرند.

تکلیف الهى ومسؤولیت، متوجه انسان است ودر خطاباتى مثل: یاأیها الناس ویابنى آدم در قرآن مجید، انسانها بطور مساوى مخاطب گردیده اند.

قرآن مجید افتخار وامتیاز نژادى، فامیلى، قبیله اى واینگونه مشخصات ظاهرى مثل رنگ وزبان را صریحاً الغا فرمود. از جمله در این آیه مى فرماید:

(یا أیها الناس انا خلقناکم من ذکر واُنثى وجعلناکم شعوباً وقبائل لتعارفوا ان أکرمکم عند الله أتقاکم)(۱): اى مردم، ما شما را از نر وماده آفریدیم وشما را گروه ها وقبیله ها قرار دادیم براى اینکه یکدیگر را بشناسید. به درستى که گرامى ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شما است.

واز حضرت رسول خدا صلى الله علیه وآله روایت است که در حجه الوداع فرمود:

أیها الناس الا ان ربکم واحد وان أباکم واحد الا لا فضل لعربى على عجمى، ولا لعجمى على عربى، ولا لاحمر على أسود، ولا أسود على أحمر الا بالتقوى: اى مردم آگاه باشید که همانا پرورگار شما یکى است وپدر شما یکى است وآگاه باشید که از براى عربى بر غیر عرب، فضلى نیست واز براى غیر عرب بر عرب برترى نیست وسرخ پوست را بر سیاه پوست وسیاه پوست را بر سرخ پوست فضلى جز به تقوا نیست.

در احکام اسلام، از عبادات ومعاملات ودیات وقصاص وحدود وقضاء وغیره، این مساوات اجتماعى ملاحظه شده است وفرقى بین سفید وسیاه، فقیر وغنى، شاه ورعیت، وجاهل وعالم نیست.

اگر کسى علیه رئیس مملکت وخلیفه وقت شکایتى داشته باشد، شکایت او در دادگاه شرعى عادى که به محاکمات همه رسیدگى مى نمایند، طرح مى شود، وآن رئیس مانند یک فرد عادى به محاکمه احضار مى گردد ودر مجلس محاکمه، در کنار خصم خود مى نشیند. واگر مدعى هم رئیس مملکت یا بزرگترین مقامات ارتشى یا هر شخصیت دیگر باشد، باید به وسیله طرح دعوى در محکمه ادعا کند ونمى تواند با زور شخصى، حق خود را از کسى بگیرد. یا اگر بین ورثه یک نفر، پادشاهى باشد، مثل سائر ورثه ارث مى برد. یا اگر پادشاهى، قاتل باشد، ومقتول فردى از افراد مسلمانان باشد، ورثه مقتول مى توانند او را قصاص نمایند.

یکى از جریانهاى سوئى که عوامل سیاسى موجب آن شد این بود که خالد بن ولید را با اینکه مرتکب قتل مالک بن نویره گردید وبا زوجه او به زور در عدّه هم بستر گشت از قصاص وحد شرعى معاف نمودند، وبه حق ورثه او ترتیب اثر ندادند.

وهمچنین از مطاعن مهم یکى این بود که عثمان نیز عبید الله بن عمر قاتل هرمزان را به ملاحظه اینکه پسر عمر بن الخطاب است، از قصاص معاف کرد ونه ابوبکر ونه عثمان، به اعتراض صحابه در این قانون شکنى، اعتنا ننمودند.

این اعمال واینگونه سوء استفاده ها از مقام، مخالف روح مساوات اسلام است.

امیر المؤمنین علیه السلام در وصیت خود، در هنگامى که از ابن ملجم ضربت خورده بود، به بنى عبد المطلب سفارش فرمود:

یا بنى عبد المطلب لا ألفینکم تخوضون دماء المسلمین خوضاً، تقولون: قتل أمیر المؤمنین، ألا لا تقتلن بى الا قاتلى(۲): اى فرزندان عبد المطلب، نیابم شما را که به اسم خون خواهى از من خون مسلمانان را بریزید وبگوئید امیر المؤمنین کشته شده است، واو یک فرد عادى نیست آگاه باشید که البته براى قتل من، غیر از قاتل مرا نکشید.

مى گویند یک روز عمر از صحابه پرسید: چه مى گوئید اگر امیر المؤمنین مقصودش خودش بود مردى را ببیند که زنا مى کند؟.

على علیه السلام فرمود: باید چهار نفر شاهد بیاورد والاّ مانند سائر مسلمانان حدّ قذف، بر او جارى مى شود.(۳)

اسلام، حق غائب وسفیه ومجنون وبلکه جنین را برابر یک فرد کامل، حفظ فرموده است.

در نماز جماعت که در شبانه روز، پنج مرتبه تشکیل مى شود، این مساوات، در ضمن پرستش خدا جلوه مى کند. صف اول به افراد یا طبقاتى اختصاص ندارد، هر کس زودتر حضور یابد، در صف مقدم قرار مى گیرد. گاهى سرباز یا سیاه پوست، در صف اول، وفرمانده لشکر ویا سفید پوست در صف آخر، پشت سر همه مى ایستد.

در مسجد اسلام نیز نا برابرى نیست، ومکان واطاق درجه یک ودو وجود ندارد، وهر کس در هر مکانى از مسجد نشست، احدى نمى تواند او را از آن مکان بردارد.

در حج که یکى از بزرگترین فرائض وشعائر اسلام است، جلوه این مساوات، بسیار چشمگیر وحساس است. آنجا دیگر تمام امتیازات از بین مى رود ومکتب بى امتیازى وبرابرى ومساوات باز مى شود.

در طواف وسعى ووقوف عرفات ومشعر واعمال منى، هیچ اثر وخبرى از امتیازات، وتشریفات پوچ ومقامات ومشاغل نیست. هر فرد است وخودش وگوشت وپوست واستخوانش، وارزش واقعى انسانى اش که خدا از آن آگاه است; هیچ رابطه اى غیر از رابطه اخوت اسلامى وپرستش خدا نیست، همه به هم کمک مى دهند وبه هم تواضع مى نمایند ودر سلام به یکدیگر پیشى مى گیرند.

این اجتماعى است که محبوب خدا است والگوى یک اجتماع فاضل وانسانى است. کسانى که در این اجتماع شرکت مى کنند، باید پس از بازگشت، آن برنامه را در اجتماع شهر وکشور ومنطقه خود ادامه دهند واجتماع خود را بر این اساس ومشابه آن اجتماع روحانى بسازند.

در آغاز اسلام که هنوز مردم به مساوات اسلام آشنائى نداشته وشکستن طلسم آن عادات ناروا ونشستن با فقرا وزیردستان برایشان کارى دشوار بود، گروهى مانند عیینه بن حصین واقرع بن حابس از کسانى که در ردیف سران آنان شمرده مى شدند به پیغمبر صلى الله علیه وآله پیشنهاد کردند که: به آن حضرت، در صدر مجلس بنشین آن کارى که پیغمبر تا زنده بود از آن ابا داشت وسلمان وابوذر وصهیب وعمار وخبّاب وهم قطارانش از فقراء مؤمنین را که لباسهاى پشمى پوشیده بودند از خود دور کند تا ما باتو بنشینیم واز تو فرا بگیریم که مانعى از آنکه به محضر شما حاضر نشویم غیر از این افراد نیست!.

وقتى که این پیشنهاد را که مخالف روح دعوت اسلام بود عرضه داشتند، خداى متعال این آیه را نازل فرمود:

(واصبر نفسک مع الذین یدعون ربهم بالغداه والعشى یریدون وجهه، ولا تعد عیناک عنهم ترید زینه الحیاه الدنیا، ولا تطع من أغفلنا قلبه عن ذکرنا واتبع هواه وکان أمره فرطاً)(۴): وشکیبا بدار خود را با آنانکه پروردگارشان را در بامداد وشبانگاه مى خوانند ورضاى او را مى خواهند وچشمانت را از آنها بر مدار، در حالى که زینت زندگى دنیا را بخواهى، واز کسى پیروى مکن که دلش را از یاد خودمان غافل کردیم وپیروى هواى خود را کرد وکارش تباه گردید.

وقتى این آیه نازل شد، پیغمبر اکرم برخاست وبه طلب یاران پشمینه پوش خود آمد، آنان را در آخر مسجد یافت که به یاد خدا مشغول بودند، پیغمبر فرمود:

الحمد لله الذى لم یمتنى حتى أمرنى أن أصبر نفسى مع رجال من امتى، معکم المحیا ومعکم الممات(۵): حمد خداى راست، که مرا از این دنیا نبرد تا امر فرمود که با مردانى از امتم، خود را شکیبا بدارم، با شما زندگى وبا شما مرگ است.

در سفینه البحار ذیل لغت فقر، روایت کرده است:

مردى توانگر که جامه اى پاکیزه در بر داشت به محضر رسول خدا صلى الله علیه وآله شرفیاب شد، ونزد آن حضرت نشست; مرد فقیرى که جامه اى چرکین داشت نیز آمد ودر کنار توانگر نشست، توانگر لباس خود را برگرفت، پیامبر عزیز اسلام به او فرمود: بیم کردى از فقر او چیزى به تو برسد؟

عرض کرد: نه.

فرمود: پس ترسیدى که لباس تو را چرکین سازد؟

عرض کرد: نه.

فرمود: پس چه تو را بر آن داشت که اینگونه رفتار کردى؟

عرض کرد: اى پیغمبر خدا، مرا قرینى شیطانى است که هر کار زشتى را براى من زینت مى دهد وهر کار نیک را ناستوده وقبیح جلوه مى دهد; من نصف مال خود را براى این شخص قرار دادم.

رسول خدا به فقیر فرمود: آیا مى پذیرى؟.

عرض کرد: نه.

توانگر پرسید: چرا؟.

فقیر گفت: مى ترسم که بر من داخل شود آنچه بر تو داخل گردیده است.

یکى از نشانه هاى اینگونه مساوات وتساوى همگان در برابر قانون، قانون امر به معروف ونهى از منکر است. به موجب این قانون، هر فردى نه فقط حق دارد دیگرى را ـ هر کس وصاحب هر مقام ورتبه اى که باشد ـ با شرایط مقرر، امر به معروف ونهى از منکر نماید، بلکه این کار بر او واجب است.

قرآن مجید مى فرماید:

(والمؤمنون والمؤمنات بعضهم أولیاء بعض یأمرون بالمعروف وینهون عن المنکر)(۶): مردان مؤمن وبانوان مؤمنه همه یار ودوستدار یکدیگرند. امر به معروف مى نمایند ونهى از منکر مى کنند.

وبه قدرى این حق نظارت همگان بر اجراى قوانین وامر به معروف ونهى از منکر، اهمیّت وفضیلت دارد که امیر المؤمنین علیه السلام مى فرماید:

وما أعمال البر کلها والجهاد فى سبیل الله عند الامر بالمعروف والنهى عن المنکر الاّ کنفثه فى بحر لجى(۷): تمام کارهاى نیک وحتى جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف ونهى از منکر مانند قطره اى از آب دهن در برابر دریائى مواج مى باشد.

مختصر سخن این است اسلام یگانه دینى است که مساوات صحیح را در جهان برقرار کرد وافرادى مؤمن به این مساوات را در تمام اعصار وادوار، در مکتب تربیتى خود پرورش داد وشخص رسول خدا صلى الله علیه وآله اولین کسى بود که بیش از همگان، اصول مساوات را در غزوات ومناسبات دیگر رعایت مى فرمود.

یکى از علل مهم پیشرفت وپیروزى مسلمانان در صدر اسلام که ملل بزرگى مثل ایران وروم را فتح کردند، همین مساوات اسلامى بود که کشورها وملتهاى آن زمان، هرگز تصور آن را هم نمى کردند.

این مساوات، ملتهائى را که گرفتار آن نا برابریها بودند واز کرامت انسانى در آنها خبرى نبود، چنان شیفته اسلام کرده بود که به هر کجا سپاه اسلام روى مى آورد، پیش از فتح نظامى، دلهاى مردم فتح شده بود ومردم، نوید انقلاب آزادى بخش اسلام را انتظار مى کشیدند ودر جنگ با سپاه مسلمانان، از دل واز روى ایمان، جنگ نمى کرند.

ایرانى، این جنگ را جنگ با قیصر وسپاه بیگانه نمى دید، جنگ با آزادى خودش وبا اعلان ارزش انسانى خود مى دید.

اگر اسلام فاتح نمى شد همان رسوم وهمان نابرابریها وهمان بى احترامى ها به حقوق انسانى ادامه مى یافت. تمام آن تبعیضات وأن کاخ تیسفون وآن تجملات، که چشم بشر را خیره مى کرد، روز افزون مى شد، هر ملت هوشیارى آنگاه که صداى الغاى این برنامه ها را به گوش دل بشنود، از اعلان مساوات در بین ملّت، استقبال خواهد کرد. اگر او را به زور، به میدان جنگ ببرند، نمى تواند آنگونه بجنگد که طرف مقابل را شکست بدهد، چون شکست طرف مقابل، شکست واقعى خود او است.

البته علل دیگرى نیز در بین بود، ولى به نظر ما علت عمده پیروزى مسلمانان در صدر اسلام: قوّت تعالیم توحیدى اسلام وتأثیر تربیت رسول خدا صلى الله علیه وآله ونفوذ قرآن در قلوب وتوجه گروه هاى بسیار ى از کشورهاى فتح شده به اصول عالى وهدفهاى مقدس اسلام بود که در اینجا نمى خواهم این موضوع را به تفصیل مطرح کنم.

اجمالاً مسأله مساوات اسلام، فوق العاده دلربا وجالب وجاذب بوده وبر تجلى جمال اسلام نیز افزوده است. ریشه این مساوات، از توحید اسلام آب مى خورد واین مساوات یکى از میوه هاى لذیذ وشیرین درخت توحید است.

نظام امامت که یگانه نظام ورژیم الهى است، این مساوات را اجراء مى نماید واز تقدّم وتاخرهاى بیجا وتبعیضات ظالمانه جلوگیرى مى کند، وبه همه به یک چشم مى نگرد.

چنانکه برنامه آن در عصر رسول خدا صلى الله علیه وآله وامیر المؤمنین علیه السلام به دنیا عرضه شد وحدود وکیفرها به طور مساوى اجرا مى گردید ودر قضایاى متعدد مثل قضیه فاطمه مخزومیه همه دانستند که تبعیض در اجراى حدود امکان پذیر نیست، وحدود شرعى وقوانین علیه هر کس وهر مقام که باشد، بدون هیچ گونه استثنائى اجراء مى شود.

چنانکه در عصر امیر المؤمنین علیه السلام در موارد متعدد مانند شرب خمر نجاشى شاعر در ماه مبارک رمضان نیز این برنامه معلوم گردید که حدود وتعزیرات اجرا مى شود، اگر چه در حق یک نفر شاعر مذهبى باشد که شعر وزبانش براى تحریک وتهییج مردم به جهاد ومبارزه با دشمن، کار هزارها سرباز را بنماید، نه شفاعتى پذیرفته مى شود ونه جاه واعتبار ظاهرى افراد اثرى دارد.

نظام امامت ومساوات اسلامى در زمان ظهور حضرت ولى امر، صاحب الزمان ـ أرواحنا فداه ـ وتوسط آن حضرت، در روى کره زمین ودر بین تمام ملل واقوام ونژادها ومرد وزن وکوچک وبزرگ، استقرار مى یابد وظهور آن حضرت که ظهور مطلق وتمام عیار اسلام است، ظهور مساوات جهانى اسلام نیز خواهد بود.

عقیده به حکومت مهدى علیه السلام یعنى عقیده به مساوات وبرابرى انسانى واسلامى، که معتقد به مساوات باید آن را در ایام غیبت ایشان در هر سطحى که ممکن است اجرا کند در خانواده، در کوى ومحله، در شهر ومملکت، در مطب دکتر، در دکان نانوائى وگوشت فروشى، در مسجد واداره، در خرید وفروش(۸)، در محل کار وپیشه، همه جا وهمه جا، حتى در سلام وتواضع، مساوات اسلامى وترک تبعیض را باید اجرا نماید.

معتقد به ظهور مساوات اسلام وظهور مجرى واقعى آن حضرت مهدى علیه السلام، از نابرابریها رنج مى برد واز تبعیضات متنفر است وبا واگذاردن کارها به نا اهلان که یک تبعیض بسیار خطرناک است، تا مى تواند مبارزه مى نماید.(۹)

پس طبع این عقیده اقتضا دارد که معتقدین به ظهور امام علیه السلام مراعات مساوات اسلامى را در بین خود ودیگران بنمایند ومعتقد به این ظهور، مساوات خواه باشد.

اگر ما ببینیم در بین مللى که به اسلام معتقد نیستند ودینى هم که دارند آنها را به مساوات نمى خواند در بعض زمینه ها ودر بعضى موارد، رعایت مساوات مى شود هر چند در موارد مهم، مساوات وحقوق، فقط از جانب آنها مورد حمله وتجاوز است وما فاقد آن هستیم، باید علت آن را جستجو کنیم وببینیم چرا عمل ما عقیده ما را تأیید نمى کند وچرا به لوازم نظام امامت که هم اکنون برقرار است، ملتزم نمى باشیم؟

شیعه که معتقد به این نظام وآن ظهور کلى است، باید اجتماعش نمونه ومعرّف مساوات اسلامى باشد ونظامى که رهبرى آن با حضرت بقیه الله ـ أرواحنا فداه ـ است را به مساواتش، به عدالتش، به فضیلتش، به دنیا نشان دهد. زیرا که دین یک وظیفه، یک تعهد ویک مسؤولیت بزرگ است واعتقاد به ظهور مساوات اسلامى وظهور صحاب الزمان علیه السلام بدون انجام عملى آن وبدون مساوات خواهى عملى، وفاء به این تعهد وعمل به این وظیفه وتوجه به این مسؤولیت نمى باشد.

--------------------

پاورقی:

(۱) سوره حجرات، آیه۱۳٫

(۲) نهج البلاغه صبحى الصالح، نامه شماره۴۷٫

(۳) کتاب حقوق الانسان صفحه۲۷ ـ شاید عمر مى خواست با این پرسش، از اصحاب اختیار بگیرد وبه اسم اجماع، یک قدرت فوق العاده اى که همه از او بیمناک شوند به دست آورد، اما على علیه السلام در این موقع حساس، مانع از ظهور این بدعت شد واعلام کرد که حکام وامراء، این اختیار را ندارند وعمر هم نتوانست چیزى بگوید.

(۴) سوره کهف، آیه۲۸٫

(۵) تفسیر مجمع البیان، جلد۴، چاپ بیروت، صفحه۱۴۹٫

(۶) سوره توبه، آیه۷۰٫

(۷) نهج البلاغه، حکمت۳۷۴٫

(۸) یکى از دستورات اسلام که از آن مى توان، دستورات مهمتر وکلى تر آن را در مورد مساوات به دست آورد، این است که فروشنده بین مشتریان فرق نگذارد که به یک نفر جنس را ارزانتر بفروشد وبه دیگرى به قیمت متعارف بدهد، مگر آنکه خدیدار، اهل تقوا باشد. در این صورت هم، مستحب است که خریدار این تبعیض را قبول نکند.

(۹) یکى از علائم ظهور، تضییع است که در احادیث به واگذارى کارها به نا اهلان تفسیر شده است.
تاریخ و ساعت انتشار :
22:19:49 ~~~ 1399/11/08
دسته بندی :
مهدی وعصر ظهور
با مهدی

«اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج»

اظهار نظر در مورد رابطه عقیده به ظهور حضرت مهدى با مساوات اسلامى .::. پرتال تخصصی تبیان مهدویت

*
*