پنجشنبه ، 26 فروردین 1400

پرتال تخصصی تبیان مهدویت

تبیان مهدویت ، بزرگترین پایگاه اینترنتی مهدویت

ظهور حضرت مهدى (عليه السلام) از ديدگاه صحابه وتابعين

ظهور حضرت مهدى (عليه السلام) از ديدگاه صحابه وتابعين
اگر ما از اين قرن خودمان ـ كه قرن چهاردهم هجرى، وعصر برخوردها، تضادها، وستيز مكتبها وتمدّنهاست ـ بگذريم، وبخواهيم اين مسأله را تا عصر رسالت رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) مورد بررسى قرار دهيم، مى بينيم كه اصل مسأله مهدويّت وظهور حضرت مهدى (عليه السلام) در چهارده قرن گذشته، بين تمام مسلمانان مطرح بوده است، وصحابه بزرگ رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) وتابعين، وسپس تابعين…
اگر ما از اين قرن خودمان ـ كه قرن چهاردهم هجرى، وعصر برخوردها، تضادها، وستيز مكتبها وتمدّنهاست ـ بگذريم، وبخواهيم اين مسأله را تا عصر رسالت رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) مورد بررسى قرار دهيم، مى بينيم كه اصل مسأله مهدويّت وظهور حضرت مهدى (عليه السلام) در چهارده قرن گذشته، بين تمام مسلمانان مطرح بوده است، وصحابه بزرگ رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) وتابعين، وسپس تابعين تابعين، وساير طبقات روات، از آن زمان تا به امروز، روايات مربوط به آن حضرت را با تمام مشخّصات، اوصاف ونشانه ها روايت نموده، وعلما ومحدّثان بزرگ اسلامى نيز آنها را در كتابهاى خود گردآورى نموده، وحتّى برخى از آنان در اين خصوص كتابهاى مستقلّى تأليف كرده اند.

بسيارى از شخصيّتهاى سرشناس علمى، ادبى وسياسى نيز ايمان وعقيده خود را نسبت به اين موضوع، در اشعار وكتاب ها اظهار داشته اند ودر موارد متعدّدى اصالت اين عقيده را مورد تأييد قرار داده، ودر فرصت هاى مناسب سخنانى در اين رابطه ابراز داشته اند كه در كتب تاريخ ثبت گرديده تا در اختيار آيندگان قرار بگيرد.

در اين زمينه، شواهد بسيار زيادى از كتب حديث، تاريخ، تفسير، لغت، جغرافى، رجال، عقايد، كلام، وحتّى شعر وادب ـ از عربى وفارسى ـ در دست داريم كه نشانه اصالت مهدويّت وحقيقت اين اعتقاد بزرگ اسلامى است. اينك قسمتى از آنچه كه در اين زمينه از شخصيتهاى علمى، ادبى وسياسى نقل شده، مى آوريم:

ابن عبّاس مى گويد:

(شبها وروزها سپرى نمى شود ـ جهان به پايان نمى رسد ـ جز اين كه جوانى از ما اهل بيت زمام اُمور را به دست مى گيرد كه دستخوش فتنه ها نمى شود وخود فتنه بر نمى انگيزد.

گفته شد: چگونه است كه پير مردان شما از آن محروم مى شوند وجوانان شما به آن مى رسند؟!

گفت: آرى! اين امانت خدا است، به هركس بخواهد عطا مى فرمايد).(9)

ممكن است كسى خيال كند كه ابن عبّاس، شخص ديگرى غير از حضرت مهدى (عليه السلام) را قصد كرده است، ولى روايات صريحى كه مكرّراً از او نقل شده، آن را توضيح مى دهد كه منظور، همان مهدى موعود (عليه السلام) است.(10)

عبد اللّه بن عمر مى گويد:

(مهدى (عليه السلام) كسى است كه حضرت عيسى (عليه السلام) از آسمان بر او نازل مى شود وپشت سر او نماز مى خواند).(11)

عثمان بن عفّان مى گويد:

(از رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) شنيدم كه مى فرمود: امامان بعد از من دوازده نفرند كه نُه نفر آنها از فرزندان حسين (عليه السلام) هستند. ومهدى اين اُمّت از ما ـ اهل بيت ـ است.

هر كس كه بعد از من به آنها تمسّك جويد، به ريسمان الهى تمسّك جسته، وهركس از آنها دورى گزيند، از خداى تعالى دورى گزيده است).(12)

حذيفة بن يمان مى گويد:

(از پيامبر اكرم شنيدم كه فرمود: واى بر اين اُمّت از دست پادشاهان ستمگرى كه بندگان خدا را مى كشند وآنها را مى ترسانند... هنگامى كه خداوند اراده كند كه عظمت وعزّت اسلام را باز گرداند همه ستمگران سركش وعنود را هلاك مى سازد كه او بر هرچه بخواهد، قادر است. او اين امّت را پس از آن كه تباه شده اند، اصلاح مى كند. اى حذيفه! اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد، خداوند آن روز را به قدرى طولانى مى سازد تا اين كه مردى از اهل بيت من جهان را مالك شود، واسلام را آشكار وظاهر گرداند، وخداوند هرگز در وعده خود تخلّف نميورزد).(13)

طاووس يمانى مى گويد:

(بسيار دوست داشتم كه نميرم تا آن كه زمان حضرت مهدى (عليه السلام) را درك كنم، زيرا در آن زمان به پاداش نيكوكاران افزوده مى شود، واز گناه گنه كاران جلوگيرى مى شود، وآن حضرت مال را به فراوانى بخشش مى كند، وبر مسئولين كشورى بسيار سخت مى گيرد، وبر بى نوايان بسيار رؤوف ومهربانست).(14)

ابن سيرين مى گويد:

(به طور قطع، حضرت مهدى (عليه السلام) بر بسيارى از پيامبران برترى دارد).(15)

كعب الاحبار مى گويد:

(من مهدى (عليه السلام) را در اسفار ـ كتابهاى ـ همه پيامبران مى يابم، كه در داورى او هيچ ستم وتباهى وجود ندارد).(16)

همو در جاى ديگرى مى گويد:

(مهدى قائم (عليه السلام) كه از نسل على بن ابى طالب (عليهما السلام) است در اخلاق واوصاف، شكل وسيما، هيبت وشكوه چون عيسى بن مريم (عليه السلام) است. خداى تعالى آنچه به پيامبران داده، به او نيز با اضافات بيشترى خواهد داد).(17)

صعصعة بن صوحان مى گويد:

(آن شخص بزرگوارى كه حضرت عيسى (عليه السلام) پشت سر او نماز مى گزارد، دوازدهمين نفر از عترت رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) ونهمين نفر از فرزندان امام حسين (عليه السلام) است. اوست خورشيد فروزانى كه از مغرب طلوع مى نمايد، در بين ركن ومقام ـ در كنار كعبه ـ ظاهر مى شود، وزمين را ـ از وجود ستمگران ـ پاك مى سازد، وترازوى عدل را برقرار مى نمايد، به طورى كه هيچ فردى به فرد ديگرى ستم نخواهد كرد).(18)

زيد شهيد (رضى الله عنه) مى فرمايد:

(خداوند به وسيله ما شناخته مى شود، وبه وسيله ما پرستيده مى شود، وماييم راهنمايان به سوى خدا. محمّد مصطفى (صلى الله عليه وآله وسلم) از ماست. على مرتضى از ماست. ومهدى، قائم اين اُمّت، از ماست... خداوند او را بعد از امامت امامان معصوم (عليهم السلام) ظاهر مى گرداند، واو دنيا را پر از عدل وداد مى كند همان گونه كه پر از ظلم وستم شده است).(19)

شعر حكيم بن عيّاش كلبى، شاعر بنى اُميّه:

در بيشتر منابع تاريخى كه توسّط مورّخان عامّه تأليف شده نوشته اند كه: وقتى جناب زيد فرزند رشيد امام چهارم، بر ضدّ حكومت جبّار هشام بن عبدالملك قيام كرد وسرانجام به شهادت رسيد وپس از مرگ، بدنش را در كوفه به دار آويختند، حكيم بن عيّاش كلبى كه از دشمنان سرسخت خاندان نبوّت بود، اين شعر را خطاب به بنى هاشم گفت:

صَلبنا لَكمْ زيداً على جذعِ نَخلَةوَلَم أرَ مَهْديّاً عَلى الجذع يُصْلبُ

(زيد انقلابى شما را بر تنه نخلى به دار آويختيم، ومن فكر نمى كنم كه مهدى بر تنه نخل آويخته شود).

مقصود شاعر اين است كه آن مهدى كه ظهور مى كند، فاتح همه كشورها مى شود وبر تمام ممالك مستولى مى گردد، پس چگونه ممكن است جناب زيد كه بر تنه نخل به دار آويخته شد، مهدى موعود باشد؟!!

بعضى از مورّخان عامّه وبرخى از همفكرانشان از منحرفان وروشنفكرها، اين شعر را دليل بر افسانه بودن مسأله مهدويّت گرفته اند، در صورتى كه همين شعر دليل بر واقعيّت داشتن مسأله مهدويّت است، زيرا همين شعر كه در اوايل قرن دوّم هجرى گفته شده است به خوبى گواه بر اين مطلب است كه حتّى متعصّبان بنى اُميّه نيز مى دانستند كه مهدى موعود (عليه السلام) از دودمان رسول اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) واز نسل مطهّر على وفاطمه (عليهما السلام) است وهمان گونه كه در روايات آمده است او بر ضدّ دولت هاى جبّار وخودكامه قيام مى كند وپيروز مى شود، ولذا اين شاعر مى گويد: اگر شما جناب زيد را (مهدى) ونجات دهنده مى دانيد نمى بايست شكست بخورد وكشته شود، يعنى آنچه ما درباره مهدى (عليه السلام) شنيده ايم اين نيست كه او مصلوب مى شود.

بنابراين، آيا اين شعر دليل بر سابقه ذهنى مردم نسبت به مسأله مهدويّت است، يا نشانه افسانه بودن ظهور مهدى موعود؟ قضاوت با خواننده است.(20)

گفتار منصور خليفه عبّاسى:

سيف بن عميره نقل مى كند: روزى در نزد ابوجعفر منصور ـ خليفه عباسى ـ بودم كه خود آغاز سخن كرد وبه من گفت: اى سيف! به ناچار ندا كننده اى از آسمان به نام مردى از فرزندان ابوطالب ندا خواهد كرد.

گفتم: اى امير! شما هم اين مطلب را روايت مى كنى؟

گفت: آرى! به خدايى كه جان من در دست قدرت اوست كه من اين موضوع را با دو گوش خود شنيده ام.

گفتم: من اين حديث را پيش از اين نشنيده بودم.

گفت: اى سيف! اين حديث حقّ است، وچون چنين است ما سزاوارتريم كه آن را اجابت نماييم. بدان كه منادى به نام مردى از عمو زادگان ما ندا خواهد كرد.

گفتم: مردى از فرزندان فاطمه؟

گفت: آرى، اى سيف اگر اين مطلب را از محمّد بن على ـ امام باقر (عليه السلام) ـ نشنيده بودم، آن را براى تو بازگو نمى نمودم، ولى گوينده محمّد بن على (عليهما السلام) است، ودر همه روى زمين كجا مى توان كسى را مانند او پيدا كرد؟(21)

گفتار هارون الرشيد:

سليمان بن اسحاق ـ كه خود از بنى عبّاس واز نواده هاى عبد اللّه بن عبّاس است ـ گويد: پدرم براى من نقل كرد كه روزى نزد هارون الرشيد بودم كه از (مهدى) وعدالت او سخن به ميان آمد، وسخن در اين باره به درازا كشيد.

آنگاه هارون الرشيد گفت: گمان من اين است كه شماها چنين مى پنداريد كه پدر من ـ مهدى عبّاسى ـ همان مهدى موعود است!! ولى من به شما مى گويم كه پدرم از پدرانش، از ابن عبّاس، واو از پدرش عبّاس بن عبدالمطلب براى من نقل كرد كه پيامبر خطاب به عبّاس فرمود:

اى عمو! دوازده نفر ازفرزندان من امام خواهند بود. حوادث ناگوارى روى خواهدداد، وروزگار بسيار سختى فراخواهد رسيد، آنگاه مهدى (عليه السلام) كه ازفرزندان من است ظاهر مى شود، وخداوند امر او را در يك شب اصلاح مى نمايد، او سراسر زمين را پر از عدل مى كند همان گونه كه پر از ستم شده است، آنگاه هر چه خدا بخواهد در زمين حكومت مى كند.(22)

--------------------------------------------------------------------------------------------------

(8) سوره الذاريات، آيه 23. در مورد تفسير اين آيه از ابن عبّاس وحضرت امام زين العابدين (عليه السلام) روايت شده است كه منظور از آن، قيام قائم (عليه السلام) است (غيبت شيخ طوسى (رحمه الله)، ص 110، وينابيع المودّه، ص 511، باب 71).

(9) الملاحم والفتن، ص 343 و344، ح 507 ; الحاوى والفتاوى، ج 2، ص 48 و58 ; منتخب الاثر، ص 163.

(10) رجوع شود به كتاب (الملاحم والفتن سيد ابن طاووس)، ص 96 و97، ح 64 وص 135، ح 153 وص 161، ح 211 وص 177، ح 239 و240، ح 460 وص 345، ح 509.

(11) الملاحم والفتن، ص 180، باب 197، ح 245.

(12) كفاية الاثر، ص 93 .

(13) بشارة الاسلام، ص 32، بحار الانوار، ج 51، ص 83، ح 28، ينابيع المودّة، ج 3، ص 298، غاية المرام، ص 700، ومنتخب الأثر، ص 149.

(14) عقد الدرر، ص 143 ; والملاحم والفتن، ص 148، باب 151، ح 180.

(15) عقد الدرر، ص 149.

(16) همان، ص 41.

(17) بحار الانوار، ج 52، ص 226، ح 89، وغيبت نعمانى، ص 146، باب 10، ح 4.

(18) الامام المهدى (عليه السلام)، ص 85، ح 12 .

(19) بحار الانوار، ج 46، ص 201، ذيل حديث 77، والامام المهدى، ص 87، ح 22.

(20) ابن حجر عسقلانى شافعى در كتاب (الاصابه) ذيل ترجمه حكيم بن عيّاش كلبى جلد 1، صفحه 395، از (فوائد) كوكبى روايت نموده، كه همين حكيم بن عيّاش كلبى به سبب نفرين امام صادق (عليه السلام) با وضع عجيبى به هلاكت رسيد، وداستان هلاكت او از اين قرار است:

موقعى كه امام صادق (عليه السلام) شنيد كه اين شاعر اُموى اين گونه سخن سرايى كرده است، سخت منقلب شد، در حالى كه دستهايش از شدّت ناراحتّى مى لرزيد، آنها را به طرف آسمان بلند نموده، عرض كرد:

پروردگارا! اگر گوينده اين شعر دروغگوست، كلب خود را بر او مسلّط گردان.

طولى نكشيد كه دعاى امام (عليه السلام) مستجاب شد، وموقعى كه اين شاعر بى ايمان عازم كوفه بود در بين راه شيرى به او حمله ور شد واو را از پاى درآورد.

(21) عقد الدرر، ص 110، ارشاد مفيد، ص 337، كافى، ج 8، ص209، بحار الانوار، ج 52، ص288; والمهدى، ص 51.

(22) غاية المرام، ص 704، فرائد السمطين، ج 2،ص 329، باب 61 ; والامام المهدى، ص 307 .
تاریخ و ساعت انتشار :
22:19:49 ~~~ 1399/11/08
دسته بندی :
مهدی در ادیان مختلف
با مهدی

«اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج»

اظهار نظر در مورد ظهور حضرت مهدى (عليه السلام) از ديدگاه صحابه وتابعين .::. پرتال تخصصی تبیان مهدویت

*
*