جمعه ، 28 خرداد 1400

پرتال تخصصی تبیان مهدویت

تبیان مهدویت ، بزرگترین پایگاه اینترنتی مهدویت

كشمكش بر سر قدرت بين اصهب و ابقع

كشمكش بر سر قدرت بين اصهب و ابقع
از امام باقر(ع ) نقل شده است كه فرمود : ((در آن سال در تمام سرزمين هاى ناحيه مغرب اختلاف بسيار خواهد بود نخستين زمينى كه ويران مى شود شام است ، هواداران درفش هاى سه گانه طرفداران اصهب ، لشكريان ابقع و سپاه سفيانى ، با يكديگر اختلاف مى كنند . )) (110) بنظر مى رسد كه ابقع فرمانروا ، (يعنى كسى كه نقطه سياه و سفيد در چهره…
از امام باقر(ع ) نقل شده است كه فرمود :
((در آن سال در تمام سرزمين هاى ناحيه مغرب اختلاف بسيار خواهد بود نخستين زمينى كه ويران مى شود شام است ، هواداران درفش هاى سه گانه طرفداران اصهب ، لشكريان ابقع و سپاه سفيانى ، با يكديگر اختلاف مى كنند . )) (110)
بنظر مى رسد كه ابقع فرمانروا ، (يعنى كسى كه نقطه سياه و سفيد در چهره دارد) در فرمانروايى شام از رقيبش اصهب يعنى (زرد چهره ) سابقه دارتر است ، زيرا روايات خاطرنشان مى سازد كه قيام اصهب از خارج پايتخت يا مركز بوجود مى آيد و وى بر سر استيلاى بر آن شكست مى خورد . . در حاليكه ابقع قدرتمند اصلى و يا انقلاب گرى است كه تا اندازه اى پيروز مى شود و اصهب به رقابت با او برخاسته و از خارج پايتخت بر او حمله ور مى شود اما هيچكدام نمى توانند بر ديگرى پيروزى قطعى را بدست آورند ، از اين رو سفيانى از اين فرصت استفاده نموده و از خارج پايتخت دست به يورش مى زند و هر دوى آنها را تارومار مى كند احتملا اصهب غير مسلمان است زيرا برخى از روايات او را با صفت ((علج )) كه معمولا وصف كفار است تعريف نموده است .
چنانكه بنظر مى رسد ، مروانى ، كه در منابع درجه اول همچون كتاب غيبت نعمانى از او ياد شده است همان ابقع است و زمامدارى بعنوان رقيب سفيانى محسوب نمى گردد .
اما گرايش سياسى ابقع و اصهب ، از رواياتى كه آن دو را نكوهش نموده است بر مى آيد كه آنها مخالف و دشمن اسلام و طرفدار هواداران دشمنان اسلام و كفار مى باشند و از روايت بعدى استفاده مى شود كه اصهب هوادار روس (تركان ) مى باشد .
((وقتى آن كافر ، اصهب قيام كند و اقامت در پايتخت يا مركز بر او دشوار شود طولى نمى كشد كه او كشته مى شود و آنگاه تركان فرمانرواى آن حكومت مى گردند . )) (111)
چنانچه اين روايت صحيح باشد بواسطه ضعف ابقع كه طرفدار غرب است ، در اندك مدتى روس ها با نفوذ خود بر آنان چيره خواهند شد آنگاه غربى ها و يهوديان براى اعاده سلطه خويش بر ساير سرزمينها براى جنبش سفيانى هم پيمان خود برنامه ريزى مى كنند ، كه بيان خواهيم كرد .
بنابراين ، معناى اختلاف و درگيرى دو گروه نظامى در سرزمين شام كه در روايات آمده است اختلاف دو زمامدار و نماينده روميان و تركها يعنى غربيها و روس هاست كه بين آنها درگيرى و رقابت شديدى بر سر زمامدارى منطقه بوجود مى آيد بگونه اى كه نيروهاى خود را بدآنجا گسيل داشته و منجر به جنگ مى شود . در همان روايت پيشين از امام باقر(ع ) آمده است كه به جابر جعفى فرمود :
((پيوسته بر جاى خود باش و دست و پاى مجنبان تا علامتهايى را كه براى تو بيان مى كنم مشاهد كنى : اختلاف در بين خاندان فلان و پيدايش ندا كننده اى كه از آسمان پيام مى دهد و اين صدا از ناحيه دمشق شنيده مى شود و مژده ظهور حضرت مهدى (ع ) را مى دهد و فرو رفتن آبادى اى از شام كه آن را جابيه نامند و هواداران تركها روى آورده تا در جزيره فرود آيند و خوارج روم در رمله مستقر خواهند شد در آن سال در هر نقطه اى از زمين از ناحيه غرب اختلاف و درگيرى وجود دارد نخستين سرزمينى كه نابود مى شود شام است و ميان سه لشكر اصهب و ابقع و سفيانى اختلاف ايجاد مى شود . ))
مراد از نزاع و اختلاف بين خاندان فلان ، چنانكه در مبحث حركت ظهور از آن آگاه خواهيد شد ، اختلاف و كشمكش بين اعضاء خاندان حاكم بر حجاز قبل از ظهور حضرت مهدى (ع ) مى باشد .
و صدايى كه از ناحيه دمشق مى آيد همان پيام آسمانى است كه مردم تصور مى كنند از جانب شام يا غرب مى آيد . و يا اينكه براى مردم عراق اينگونه جلوه مى كند . زيرا گفتگوى آن حضرت (امام باقر)(ع ) با جابر جعفى كوفى است و عبارت آن چنين است :
((آن صدا (پيام آسمانى ) از جانب دمشق به گوش مى رسد . ))
نكته قابل ملاحظه در اين روايت آوردن عبارت ((برادران حاميان ترك )) و ((از دين برگشتگان رومى )) است كه تفسير تركان را به روس ها تاءييد مى كند .
در روايتى ديگر چنين آمده است :
((گروه شورش كننده اى از جانب تركان خروج مى كند و در پى آن فته روم رخ مى دهد . . )) (112)
كه خروج اين دسته از خوارج را از جانب تركان بيان كرده است .
خيلى روشن است كه هر كسى در روايات مربوط به كشمكش و نزاع بين ابقع و اصهب و بر سر به قدرت رسيدن در اين برهه و نيز بين آن دو و سفيانى و حضور نيروهاى مغربى و ايرانى در سرزمين شام مطالعه كند . . در مى يابد كه تمام اين حوادث ارتباط و پيوستگى محكمى با حركت ابرقدرتها و اختلافات آنها و حكام دست نشانده آنان و ايستادگى امت در برابر آنها دارد .
اينك به روايتى اشاره مى كنيم كه درباره سه گروه كه در شام با يكديگر اختلاف پيدا مى كنند وارد شده است كه آن گروهها عبارتند از : لشكريان حسنى و اموى و نيروهاى قيس . و سفيانى با آمدن خود آنها را شكست مى دهد ، اين روايت در بحار از امام صادق (ع ) چنين روايت شده است :
((اى سدير! : همواره در خانه باش ، همچون گليم فرش شده آن و آرامش گزين همچون شب و روز ، پس همينكه سفيانى خروج كرد بسوى ما كوچ كن ولو با پاى پياده . گفتم : فدايت شوم آيا پيش از آن چيزى هست ؟ فرمود : بلى و با سه انگشت دست خود به شام اشاره نمود و فرمود : در شام سه درفش (لشكر) حسنى ، اموى و قيس جمع مى شوند در حاليكه با يكديگر اختلاف دارند ، ناگاه سفيانى خروج مى كند و آنها را همچون كشتزار درو مى كند و من هرگز نظير اين را نديده ام . ))
قبول اين روايت مشكل است ، زيرا با روايات زيادى كه گروههاى سه گانه را تعيين مى كند و آنها را مربوط به ابقع و اصهب و سفيانى مى داند در تعارض است بعلاوه مرحوم كلينى در كافى ج 8 ، ص 264 اين روايت را فقط تا ((ولو با پاى پياده )) نقل كرده است . و احتمال مى رود اين قسمت آخر اضافه و يا تفسيرى از بعضى راويان باشد كه با اصل روايت در آميخته است . . . تا آخر .
و بر فرض صحت آن ، بايد درفش حسنى با حسينى اشتباه شده باشد كه همان درفش خراسانيان و ياوران درفش هاى سياه است و چنانكه سابقا گفتيم نيروهاى آنها با قواى مغربى در شام خواهند بود و درفش اموى همان درفش اصهب است و درفش قيس همان درفش ابقع كه تعدادى از روايات ارتباط او را با مصر بيان مى كند . بلكه برخى از آن روايات نشانگر اين است كه وى حركت خود را از مصر آغاز مى كند و يا اينكه از اهالى مصر و از قبيله قيس مى باشد . . همانگونه كه رواياتى وجود دارد كه خاطر نشان مى سازد ، سفيانى بر مصر حكمرانى مى كند . . و الله العالم .
همچنين روايت ديگرى است كه مى گويد :
((مردى از بنى هاشم فرمانروايى مى كند و بنى اميه را بقتل مى رساند بگونه اى كه جز اندكى از آنها را باقى نمى گذارد و غير ايشان را نمى كشد ، آنگاه مردى از بنى اميه خروج مى كند و در برابر هر مردى دو مرد را مى كشد به طورى كه جز زنان كسى را باقى نمى گذارد در اين هنگام حضرت مهدى (ع ) ظهور مى كند . )) (113)
اما اين روايت قلمرو حكومت اين مرد هاشمى را قبل از سفيانى است مشخص نمى سازد كه آيا حجاز است يا عراق . . و اگر روايات ، قلمرو حكومت را سرزمين شام مى داند بايد پيش از ابقع باشد ، چرا كه روايات همداستانند بر اينكه سفيانى عليه وى و اصهب قيام مى كند و آن دو را بقتل مى رساند و احاديث آن دو را از دشمنان اهل بيت و شيعيان ايشان توصيف مى كند .
تاریخ و ساعت انتشار :
22:19:49 ~~~ 1399/11/08
دسته بندی :
مهدی وآخرالزمان
با مهدی

«اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج»

اظهار نظر در مورد كشمكش بر سر قدرت بين اصهب و ابقع .::. پرتال تخصصی تبیان مهدویت

*
*