دوشنبه ، 27 اردیبهشت 1400

پرتال تخصصی تبیان مهدویت

تبیان مهدویت ، بزرگترین پایگاه اینترنتی مهدویت

ورود سپاه ايران و مغرب به سرزمين شام

ورود سپاه ايران و مغرب به سرزمين شام
روايات مربوط به ورود نيروهاى مغربى به شام روشن است كه در پى برخورد و درگيرى تند و يا جنگ ميان دو گروه مى باشد ، مانند روايتى كه قبلا گذشت : ((وقتى در شام دو گروه نظامى اختلاف كنند ، نشانه اى از نشانه هاى الهى آشكار مى شود ، پرسيدند : اى اميرمو منان آن نشانه چيست ؟ فرمود : زمين لرزه اى در شام رخ مى دهد…
روايات مربوط به ورود نيروهاى مغربى به شام روشن است كه در پى برخورد و درگيرى تند و يا جنگ ميان دو گروه مى باشد ، مانند روايتى كه قبلا گذشت :
((وقتى در شام دو گروه نظامى اختلاف كنند ، نشانه اى از نشانه هاى الهى آشكار مى شود ، پرسيدند : اى اميرمو منان آن نشانه چيست ؟ فرمود : زمين لرزه اى در شام رخ مى دهد كه صد هزار نفر در اثر آن هلاك مى گردند و اين را خداوند رحمتى براى مو منان و عذابى براى كافران قرار مى دهد . وقتى آن هنگام فرا رسد ، نظاره گر سوارانى داراى اسبهايى سفيد و درفشهايى زردرنگ باشيد كه از مغرب روى مى آورند تا وارد شام مى شوند . ))
ابن حماد از ابوسحاب روايت كرده است كه وى در زمان هشام (پسر عبدالملك ) گفت :
((سفيانى را نمى بينيد مگر آنكه مغربيها نزد شما بيايند ، پس هرگاه ديديد كه او خروج نمود و بر منبر دمشق قرار گرفت ، اندكى نمى گذرد كه اهل مغرب را مى بينى . )) (106)
و رواياتى اين چنين ، دلالت دارد كه معروف نزد راويان تابعين ، اين است كه ورود نيروهاى مغربى به شام قبل از خروج سفيانى خواهد بود .
و مراد از ((اهل مغرب )) و ((مغربى )) در اين روايات ، مغرب دولت اسلامى است كه در برگيرنده ليبى و تونس و الجزاير و مغرب (مراكش ) كنونى مى باشد و منظور ، نيروهاى دولتهاى غربى و يا دولت مغرب كه با آن مراكش گفته مى شود نيست . . . و آنچه كه اين گفته را تاءييد مى كند اين است كه نيروهاى مغربى در برخى از روايات ، لشكر بربر و بربر ناميده شده است .
و روايت ديگر ، آغاز رسيدن آن نيروها را معين مى كند كه همزمان با زمين لرزه و فرو رفتن زمين خواهد بود . ابن حماد از محمد حنفيه نقل كرده است كه فرود :
((نخستين گروههاى لشكريان مغربى وارد مسجد دمشق مى شوند و در حاليكه مشغول تماشاى ديدنى هاى شگفت انگيز آن هستند ، ناگهان زمين فرو رفته و بخش غربى مسجد دمشق و آبادى اى به نام حرستا فرو مى رود ، در اين هنگام سفيانى خروج مى كند . )) (107)
اما اين نيروها براى چه مى آيند و نقش آنها چيست ؟ احتمال مى رود ، جهت يارى مردم شام بر ضد دشمنان خارجى آنها ، يعنى يهوديان و رومى ها و يا به منظور كمك رساندن به بعضى از طرفهاى درگير در داخل شام حضور پيدا كنند . . اما از برخى روايات بر مى آيد كه آنها براى رويارويى با نيروهاى خراسانى زميه ساز كه داخل شام گرديده اند وارد مى شوند . . از آنجا كه هدف طرفداران درفشهاى سياه ، طبق همه روايات ، قدس مى باشد ، ناگزير آمدن قواى مغربى مخالف آنها براى بازداشتن آنها از دست يافتن به هدف خود خواهد بود ، بويژه با ملاحظه روايتى كه از نبرد بين آن دو گروه در قنيطره سخن مى گويد ، پيداست كه قنيطره همين شهر اشغال شده كنونى سوريه مى باشد .
ابن حماد از زهرى نقل كرده است كه او گفت :
((ياران درفش هاى سياه و دارندگان درفش هاى زردرنگ (يعنى مغربى ها) در محل قنيطره با يكديگر برخورد نموده و به كارزار مى پردازند تا اينكه وارد فلسطين مى گردند در اين هنگام سفيانى بر اهل مشرق خروج مى كند وقتى مردم مغرب زمين در اردن فرود مى آيند ، سركرده آنان مى ميرد و آنها به سه گروه تبديل مى شوند : دسته اى به جايگاه خود باز مى گردند و دسته اى حج انجام مى دهند و دسته اى باقى مى مانند . سفيانى با آنها به نبرد پرداخته و آنها را شكست مى دهد و آنان به اطاعت او در مى آيند . )) (108)
اين روايت مرسل (109) ، از يكى از تابعين نقل شده كه دلالت دارد بر اينكه فتنه و درگيريهاى داخلى در سرزمين شام به نيروهاى ايرانى اجازه مى دهد كه براى مبارزه با يهوديان ، در منطقه ، دخالت نمايند اما روميان و يا غير روميان ، نيروهاى مغربى را جهت رويارويى با آنها تحريك مى كنند و محل اين نبرد را در قنيطره مى داند ، تا اينكه ايرانيها در فلسطين حضور پيدا مى نمايند و نيروهاى مغربى را كه اندكى بعد از شكست در اردن مستقر مى شوند ، منهدم مى سازند در همين زمان سركرده آنها در مغرب و يا حاكم اردن كه ميزبان نيروهاى مغربى است از دنيا مى رود و در نتيجه كارشان به ضعف مى گرايد ، آنگاه سفيانى بقيه را تحت اطاعت خود در مى آورد ، و بطوريكه برخى از روايات اشاره مى كند نيروهاى ايرانى پس از خروج سفيانى از شام عقب نشينى مى كنند .
ما توجه خواننده و پژوهشگر در اين زمينه را جلب مى كنيم به اينكه روايات مربوط به سپاهيان مغرب و ياران درفش هاى سياه در اين مورد و ديگر موارد ، با جنبش فاطميون مغربى و جنبش درفش هاى سياه عباسيان در هم آميخته است . همچنانكه روايات مربوط به روميان با حملات صليبى و بلواى كور و كر اخير آنان آميخته شده است و راه شناخت بين حركت هاى قبل از زمان ظهور و جنبش هاى متصل به آن زمان اين است كه در روايات ، بطور صريح ، پيوند اين حادثه به خروج سفيانى و ظهور حضرت مهدى (ع ) آمده است ، همچنانكه در رواياتى كه ما به آن استشهاد نموديم و يا نشانه هاى ديگر مربوط بزمان ظهور و حوادث آن و جنبش نيروهاى مو ثر در آن نيز آمده است .
از اين رو شمار زيادى از روايات ، بين احاديث ظهور ، نسبت به جنبشهاى فاطمى هاى مغربى يا عباسيان كه داراى درفش هاى سياه اند و يا حركت هاى رومى هاى صليبى و استعمارگران وجود دارد و تا روايت و يا قرينه اى بر وجود اين گونه حركتها در زمان ظهور موجود است ، صحيح نيست كه آن حديث دليلى بر نفى جنبش هاى آنان در زمان ظهوربحساب آيد .
تاریخ و ساعت انتشار :
22:19:49 ~~~ 1399/11/08
دسته بندی :
مهدی وآخرالزمان
با مهدی

«اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج»

اظهار نظر در مورد ورود سپاه ايران و مغرب به سرزمين شام .::. پرتال تخصصی تبیان مهدویت

*
*