دوشنبه ، 27 اردیبهشت 1400

پرتال تخصصی تبیان مهدویت

تبیان مهدویت ، بزرگترین پایگاه اینترنتی مهدویت

آشوب گرى شرق و غرب عليه مسلمانان2

آشوب گرى شرق و غرب عليه مسلمانان2
اما آن شرقى و غربى هايى كه پيامبر (ص ) درباره آنها فرمود : ((در آن هنگام گروهى از مشرق و جمعى از مغرب آمده و بر امت من فرمانروايى مى كنند . )) جز بر روسها و غربى ها كه با فرصت طلبى از ستم فرمانروايان جور ، سرزمينهاى مسلمانان را مورد تاخت و تاز قرار داده ، و زمام امور آنها را همچنان به دست مى گيرند ،…
اما آن شرقى و غربى هايى كه پيامبر (ص ) درباره آنها فرمود :
((در آن هنگام گروهى از مشرق و جمعى از مغرب آمده و بر امت من فرمانروايى مى كنند . ))
جز بر روسها و غربى ها كه با فرصت طلبى از ستم فرمانروايان جور ، سرزمينهاى مسلمانان را مورد تاخت و تاز قرار داده ، و زمام امور آنها را همچنان به دست مى گيرند ، منطبق نمى گردد .
گاهى گفته مى شود ، ممكن است مراد از گروهى كه از مشرق و مغرب مى آيند ، حركت عباسيان باشد كه از شرق دولت اسلامى آمدند و حركت فاطمى ها كه از غرب آن آمدند ، و اين در پى ستم فرمانروايان اموى بوده است .
و يا اينكه گفته مى شود احتمال دارد مقصود از آنان ، هجوم مغولان باشد كه از ناحيه شرق به وقوع پيوسته و يا جنگ صليبى كه در نتيجه جور و ستم عباسيان از غرب بوجود آمده است .
اما از ظاهر روايت چنين بر مى آيد كه آنها گروهى غيرمسلمانند كه بر امور مسلمانان مسلط مى شوند از اين رو بر عباسيان و فاطميان منطبق نمى گردد ، چنانكه بر حمله مغولان و جنگهاى صليبى گذشته نيز قابل انطباق نيست . زيرا تسلط غربى ها بر مسلمانان به سبب اين تهاجمات نبوده بلكه آنها حكومتهاى كوچكى را در سواحل سرزمين شام تاءسيس نموده و در آنجا بسر مى برند .
و اقوام مغول مدتى كوتاه بر مسلمانان حكمرانى نموده ، سپس باقيمانده آنان در سرزمين ما اسلام آورده و در امت اسلامى هضم و ذوب گرديدند .
و مهم تر از آن اينكه استيلاى مغول ، و جنگ هاى تاريخى صليبى به ظهور حضرت مهدى عليه السلام منتهى نگرديد ، در حاليكه چيرگى و تسلط غربى ها و فتنه و آشوب آنها طبق ديگر روايات با ظهور آن حضرت پايان مى پذيرد .
بنابراين انطباق كار آنان منحصرا بر شرقى ها و غربى هاى امروز است كه عبارت از روسها و اروپاييها و آمريكاييان اند ، خصوصا با توجه به ويژگيهاى دقيقى كه در پايان حديث از شخصيتها و سياستهاى آنان ذكر گرديده است .
به هر حال آنان وارثان شرقى مغولان ، و صليبى هاى غربى اند ، زيرا بنابر قول پسنديده تر ، در روايات ، از روسها تعبير به تركها شده و غربيان همان روميان مى باشند كه به زودى با آن آشنا خواهيم شد .
از پيامبر (ص ) نقل شده كه فرمودند :
((جريان امر شما همچنان ادامه مى يابد تا اينكه فرزندانى در دوران فتنه و ستم متولد شوند كه جز آشوب چيزى نشناسند ، و زمين چنان آكنده از ستم و بيداد شود كه هيچ كس جراءت ندارد خدا را بخواند ، آنگاه خداوند مردى را از ذريه و عترت من برمى انگيزد ، تا زمين را از عدل و داد پرسازد ، آنگونه كه از ظلم و ستم پر شده است )) (11)
اين حديث شريف نشانگر اين است كه فتنه و آشوب اءخير در نسلها ادامه مى يابد ، تا نسلى از فرزندان مسلمانان متولد گردد كه هيچ انديشه اى جز انديشه منحرف از دين و هيچ سياستى جز سياست جور و ستم ندارند . و اين تعبير دقيقى است از فضاى فرهنگ غربى و سياست حكومت هاى سلطه گر آنها بر سرزمينهاى ما ، كه كودك مسلمان در سايه شوم آن فرهنگ نشو و نما كرده ، و از فضاى اسلامى و فرهنگ و عدالت آن بى اطلاع است . مگر كسى را كه خداوند وسيله هدايت و نگهدارى او از انحراف را فراهم سازد .
و معنى سخن پيامبر (ص ) كه فرمود :
((زمين آن چنان از ستم و جور آكنده شود كه كسى قادر بر گفتن ((الله )) نباشد . ))
اين است كه قوانين ظالمانه و سياستهاى ستمگران و جورپيشگان ، تمام نقاط و زواياى زندگى را در بر مى گيرد . و اين ماجرايى است كه بعد از هجوم و سلطه غربيان بوجود آمده ، زيرا قبل از استيلاى آنان در برخى از مقاطع زمانى و در بعضى مناطق ، جور و بيداد در زندگى مسلمانان وجود نداشت ، اما بعد از حمله و چيره شدن آشوب غرب و سلطه گرى فرمانروايان ستم پيشه تازه به دوران رسيده ، رفته رفته سياست ظالمانه آنها بر تمام سرزمينها و مراكز سايه افكند . به گونه اى صداى مسلمانان را در سينه ها خفه كردند كه كسى نمى توانست مسلمانى خود را ابراز نموده و بگويد : پروردگار ما خداست و يا اينكه ما خواستار پياده نمودن احكام اسلام هستيم ، و خداوند به ما دستور مى دهد كه از ستم و بيداد پرهيز نموده و عليه آن قيام نماييم ، و يا اينكه بگويد حكم خداوند درباره اين فرمانروا اينگونه است كه بايد كشته شود و يا از كار بر كنار گردد ، و يا بگويد حكم خدا درباره اين قانون اين است كه بايد در برابر آن ايستاد و آنرا دگرگون ساخت .
معنى اين گفته اين نيست كه كسى نمى تواند به طور كلى نام خدا را بر زبان آورد ، چنانكه برخى چنين تصور نموده اند ، زيرا چيزى كه كفار و ستمگران و جباران و حتى بى دين ها را برانگيخته و به خشم مى آورد همانا ياد و نام خداوند است هنگاميكه با كفر و ستم پيشگى و سلطه آنان اصطكاك پيدا نمايد .
و در روايتى آمده است :
((به طورى كه كسى نمى تواند لااله الا الله بگويد . ))
پر واضح است كه مراد از اين گفته اين است كه كسى نمى تواند يكتايى و فرمانروايى خدا را اعلان نموده و حكومت كردن كافران و ستمگران را كه به قانون خداى عزوجل فرمانروايى نمى كنند ، رد نمايد .
از اميرمو منان (ع ) نقل شده كه فرمود :
((حكومت اهل بيت پيامبر شما كه داراى علامات و نشانه هايى است در آخرالزمان پديد مى آيد . . . از جمله زمانيكه روميان و تركان ، ديگران را عليه شما بشورانند ، و نيروها بسيج گردند . . . و تركها با روميان به مخالفت برخاسته ، و جنگ و درگيرى در روى زمين افزايش يابد . )) (12)
روشن است كه سخن امام (ع ) درباره فتنه و آشوب روميان و تركها و حركت آنان در يورش عليه سرزمينهاى اسلامى ما از نشانه هاى حضرت مهدى (ع ) مى باشد .
و عبارت ((استيثارت )) در متن روايت تعبيرى است دقيق ، يعنى آنان به منظور سلطه يافتن و استثمار سرزمين هاى اسلامى ما ، دست به تحركاتى مى زنند كه خوى آنهاست . همچنين عبادت ((يتخاف الترك والروم )) ((تركها و روميان با هم اختلاف پيدا مى كنند)) اين كشمكش و اختلاف آنها ، با آنكه با يكديگر هم پيمان بوده اند ، بر سر تقسيم و سلطه يافتن در قلمرو نفوذشان مى باشد .
اما در همان حال ، در دشمنى با ما متحد گشته و در شوراندن مردم عليه ما و تجهيز نيروها چنانكه واقعيت امر نشان مى دهد ، با يكديگر همكارى مى نمايند .
((و تكثر الحروب فى الارض )) ((جنگ و درگيرى در زمين فزونى مى يابد)) چنانكه مى بينيم قاره اى خالى از جنگ و ستيزها نيست ، و هيچ جنگى آرامش نمى يابد ، مگر اينكه جنگ ديگرى آغاز مى گردد ، همه اينها به سبب انتقام جويى هاى روميان و تركان و مخالفت آنان با يكديگر است ، و پشتيبانان يهودى آنان كه هر زمان و هر كجا كه بتوانند آتش افروز جنگ ها مى باشند . و به زودى مراد از روم و ترك بيان خواهد شد .
از حضرت على (ع ) نقل شده كه فرمود :
((اى مردم آنچه مى خواهيد از من بپرسيد ، پيش از آنكه مرا از دست بدهيد زيرا كه دانش فراونى در سينه دارم ، و سو ال نماييد از من پيش از آنكه فتنه و فساد مانند شترى كه در اثر رم كردن مهارش زير سم او قرار گيرد و بر ترس و اضطرابش افزوده شود ، سرزمين شما را بعد از مرگ و حياتش پايمال نموده و سايه شوم خود را بر آن بگستراند و يا آتشى از غربى كه در هيزمى خشك و انبوه افتد ، با فرياد بلند بانگ برآورد . واى بر او از خونخواهى و انتقامجويى . وقتى گردش چرخ روزگار طولانى شود ، مى گوييد مرده و يا به هلاكت رسيده ، (و اگر زنده است ) ، پس به كجا رفته ، در اين هنگام است كه معنى حقيقى اين آيه ها مصداق پيدا مى كند . ((ثم ردد نالكم الكره عليهم و امد دناكم باءموال و بنين و جعلناكم اكثر نفيرا . )) ((سپس پيروزى بر آنان را به شما برگردانيم و با مال و فرزندان شما را يارى نموده و تعداد شما را از آنان فزونى بخشيديم . )) و اين داراى علايم و نشانه هايى مى باشد . )) (13)
حضرت امير (ع ) در اين روايت از هلاكت و نابودى گسترده غرب با عبارت (در هيزم خشك و فراوان ) و بسيار قابل اشتعال سخن به ميان آورده اند ، سبب اين نبرد فتنه اى است كه در منطقه شرق پديد مى آيد ، و يا به علت جنگ افروزى تركان شرقى ، يعنى روسها ، عليه روميان است به زودى بيان روايت مربوط به آن در زمره روايات جنگ جهانى كه وقوع آن طبقه گفته احاديث و نظر ما در سال ظهور حضرت مهدى (ع ) مى باشد ، خواهد آمد .
و نيز از پيامبر (ص ) نقل شده كه فرمود :
((در آخرالزمان بر امت من بلاى سختى از ناحيه سلطان آنان برسد كه از آن بلا و گرفتارى سخت تر شنيده نشده ، بگونه اى كه زمين پهناور بر آنان تنگ آيد ، و به اندازه اى زمين آكنده از ستم و جور شود كه مو من جهت پناه بردن از ظلم و ستم ، جايگاهى نمى يابد . تا اينكه خداوند مردى از خاندان مرا بر انگيزد و زمين را از قسط و عدل ، آنگونه كه از ظلم و ستم پر گرديده بوده ، سرشار گرداند . ساكنان آسمان و زمين از وى خشنود گرديده و زمين ذخاير خود را برمى آورد و آسمان از ريزش باران رحمت دريغ نمى ورزد)) (14)
به نقل از حذيفه بن يمان ، پيامبر (ص ) مى گويد :
((واى بر اين امت از دست پادشاهان ستم گر كه مسلمانها را كشته و آنها را از خانه و ديارشان آواره مى گردانند مگر كسى كه به اطاعت آنها تن در دهد در آن زمان مو من با تقوى به زبان با آنان سازگار و به دل از آنان گريزان است . و چون خداوند متعال اراده فرمايد عزت اسلام را بازگرداند ، پشت هر ستم گر ستيزه جو را مى شكند ، و او بر هر كارى ك بخواهد تواناست ، هم اوست كه وضع امت اسلامى را پس از تباهى سر و سامان بخشيده و اصلاح مى كند ، اى حذيفه : اگر از عمر دنيا بيش از يك روز باقى نمانده باشد ، خداوند آن روز را آن قدر طولانى گرداند كه مردى از خاندان من بيايد و بر جهان فرمانروايى كند و اسلام را آشكار سازد ، و خدا خلف وعده نمى كند و او بر هر چيزى تواناست )) (15)
و از آن بزرگوار است كه فرمود :
((نزديك است امتها عليه شما يكديگر را فرا خوانند ، بسان فراخواندن خورندگان بر سر سفره . هر چند شما از نظر عدد بسياريد ، اما همچون خاشاك بر روى سيل مى باشيد ، خداوند هيبت و شكوه شما را از دل دشمنانتان برداشته ، و در اثر علاقه مندى به دنيا و بيزارى از مرگ ، ضعف و سستى را به دل شما مى افكند . )) (16)
اينها رواياتى روشن و رسا بود كه نور نبوت بر آنها تابيده و نشانگر اوضاع و احوال امت اسلامى با زمامداران ستمگر و با دشمنان سلطه گر آنان است و فرج ظهور حضرت مهدى عليه السلام را مژده مى دهند .
و نيز از او نقل شده كه فرمود :
((واى بر عرب از شرى كه به آنها نزديك است ، بالها ، چيست آن بالها ؟ ، بادى كه وزش آن نابودكننده است و بادى كه وزش آن برانگيزاننده است و بادى كه وزش آن سستى آور است ، واى بر آنها از كشتار سريع و مرگ آنى ، و گرسنگى دردناك ، بلا و گرفتارى بر سر آنان فرو ريزد فرو ريختنى )) (17)
ممكن است مراد از (بالها) هواپيما باشد كه همچون باد سريع و آرام مى آيد و سبب كشتار زياد ، و باعث مرگ و مير آنى مى گردد و يا اينكه بادى است كه از موج بمب هاى قوى و ضعيف ناشى مى گردد . هم چنانكه احتمال دارد كه اين (بالها) همان است كه بيان آن در روايت مربوط به كارزار حضرت مهدى (ع ) با سفيانى و اعراب طرفدار يهوديان و روميان در معركه آزادى قدس آمده ، چه اينكه در نسخه خطى ابن حماد چنين آمده :
((آنگاه خداوند ، باد و پرندگانى را بر روميان مسلط مى گرداند ، كه با بالهاى خود بر گونه هاى آنان آنچنان ضربه مى زنند كه چشمهايشان نابينا گشته و زمين شكافته شده و آنها را در خود فرو مى برد . )) (18)
و نيز ممكن است بالهاى پرندگان حقيقى همچون ابابيل (پرستو) باشد و يا جنگ افزارهايى مانند هواپيما كه حضرت مهدى (ع ) آنها را بكار مى برد ، و به رودى بيان آن در بحث رزمگاه بزرگ قدس و در بخش حركت ظهور خواهد آمد .
از پيامبر اكرم (ص ) نقل شده كه فرمود :
((مشركان ، مسلمانان را به خدمت خويش گمارده و آنان را در شهرها به فروش مى رسانند ، و هيچ نيكوكار و بدكارى از اين عمل پروايى ندارد . اين بلا و گرفتارى آن چنان گريبان گير مردم آن روزگار شود كه همه نااميد و ماءيوس و بدبين شده و تصور كنند كه گشايشى بر آنان نيست ، كه در اين هنگام خداوند مردى از پاكان عترت من و از نياكان ذريه ام برانگيزد ، مردى عادل ، خجسته و پاكيزه كه ذره اى (از دستورات اسلام ) را فروگذار نمى كند و خداوند دين و قرآن ، اسلام و مسلمانان را بوسيله او عزت و سربلندى بخشيده و شرك و مشركين را ذليل و زبون مى گرداند ، وى پيوسته در حالت پروا از خداست و در اجراى حكم خداوند فريب خويشاوند را نمى خورد ، سنگ بر روى سنگ نگذاشته ، و عمارتى براى خويش بنا نمى كند ، در زمان فرمانروايى خود بر كسى تازيانه نزند مگر جهت اجراى حد شرعى ، خداوند متعال تمام بدعت ها را بوسيله او محو و نابود ساخته و تمام فتنه ها را از بين مى برد و در هر حقى به وسيله او گشوده مى شود و درهاى باطل را مى بندد و خداوند مسلمانان دربند را هر كجا كه بسر برند توسط او به ديارشان باز مى گرداند)) (19)
اين روايتى است كه حالت دردناك به ضعف كشيدن مسلمانان ، و خريد و فروش آنان و اسارتشان را در ديگر سرزمين ها ترسيم مى نمايد ، و اين حالت تنها به زمان ما و مسلمانانى كه با حقارت كاركنان و خدمتگزاران مشركان اند منحصر نمى گردد ، بلكه شامل معامله بر سر ملتهاى مسلمان و بيرون راندن آنها از سرزمين هايشان و به اسارت درآمدن آنان توسط مشركان نيز مى شود .
سپس اين روايت خاطر نشان مى سازد كه در حالت ياءس و درماندگى ، ناگاه منجى عالم بشريت حضرت مهدى ارواحنا فداه ظهور مى كند .
تاریخ و ساعت انتشار :
22:19:49 ~~~ 1399/11/08
دسته بندی :
مهدی وآخرالزمان
با مهدی

«اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج»

اظهار نظر در مورد آشوب گرى شرق و غرب عليه مسلمانان2 .::. پرتال تخصصی تبیان مهدویت

*
*