جمعه ، 28 خرداد 1400

پرتال تخصصی تبیان مهدویت

تبیان مهدویت ، بزرگترین پایگاه اینترنتی مهدویت

رؤياى صادقه سيد حسن

رؤياى صادقه سيد حسن
آقاى ميرزا هادى بجستانى فرمود : رفيق متدينم سيد حسن نقل كرد : چله اى گرفتم ، يعنى چهل شب چهارشنبه به مسجدسهله مشرف مى شدم . شب چهارشنبه چهلم بزرگوارى را با كمال مهابت در عالم رويا ديدار نمودم ، ولى صورت مباركش را نديدم . فرمود : برخيز كار تو درست شد . وقت نماز است كار تو درست شد . از خواب بيدار شدم ، ديدم يك…
آقاى ميرزا هادى بجستانى فرمود : رفيق متدينم سيد حسن نقل كرد : چله اى گرفتم ، يعنى چهل شب چهارشنبه به مسجدسهله مشرف مى شدم .
شب چهارشنبه چهلم بزرگوارى را با كمال مهابت در عالم رويا ديدار نمودم ، ولى صورت مباركش را نديدم .
فرمود : برخيز كار تو درست شد .
وقت نماز است كار تو درست شد .
از خواب بيدار شدم ، ديدم يك ساعت به صبح مانده است مشغول نماز شب شدم .
وقتى به نجف اشرف مراجعت كردم ، چند روزى گذشت ، اما اثرى نيافتم .
بنا گذاردم كه يك چله ديگر به مسجد بروم .
عـصـر سه شنبه براه افتادم در بازار مردى به من رسيد و گفت : من صد ليره وجوه شرعيه بر ذمه دارم و مـى خـواهم به مكه مشرف شوم .
اين مبلغ را با تو به بيست ليره مصالحه مى كنم كه هشتاد لـيـره به من ببخشى .
من قبول كردم .
صد ليره به عنوان خمس دريافت كردم و هشتاد ليره اش را بخشيدم .
او به مكه رفت و بعد از آن هم رسيدگيهايى به من نمود ( ( 179 ) ) .
تاریخ و ساعت انتشار :
22:19:49 ~~~ 1399/11/08
دسته بندی :
رؤياهاى صادقه
با مهدی

«اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج»

اظهار نظر در مورد رؤياى صادقه سيد حسن .::. پرتال تخصصی تبیان مهدویت

*
*