0%
شنبه ، 27 شهریور 1400

پرتال تخصصی تبیان مهدویت

تبیان مهدویت ، بزرگترین پایگاه اینترنتی مهدویت

رؤياى حاج ميرزا محمد رازى

رؤياى حاج ميرزا محمد رازى
حاج ميرزا محمد رازى مى فرمايد : من بسيار مشتاق زيارت حضرت بقيه الله ارواحنافداه بودم و هميشه با خود مى گفتم كه اگر من هم جزو شيعيان آن حضرت بودم ، حتما به شرف ملاقات ايشان در خواب يابيدارى مى رسيدم . پس لابـد شايسته آن نيستم و در من كوتاهى هست و از اين موضوع زياد ترس و اضطراب داشتم . تا آن كـه مـوفـق بـه زيارت قبله…
حاج ميرزا محمد رازى مى فرمايد : من بسيار مشتاق زيارت حضرت بقيه الله ارواحنافداه بودم و هميشه با خود مى گفتم كه اگر من هم جزو شيعيان آن حضرت بودم ، حتما به شرف ملاقات ايشان در خواب يابيدارى مى رسيدم .
پس لابـد شايسته آن نيستم و در من كوتاهى هست و از اين موضوع زياد ترس و اضطراب داشتم .
تا آن كـه مـوفـق بـه زيارت قبله هفتم و امام هشتم حضرت رضا ( ع ) گرديدم و پس از زيارت به نجف اشرف برگشتم و چند روزى گذشت .
شـبـى در خـواب ديـدم كـه شـخـصـى به من گفت : امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف به نجف تشريف آورده اند .
پرسيدم : كجا هستند ؟ گفت : در مسجد هندى .
( از مساجد معتبر نجف اشرف ) همين كه اين خبر را شنيدم مسرور شدم و با سرعت و عجله تمام به قصد زيارت ورسيدن به شرف حضور آن بزرگوار، به طرف مسجد هندى روانه شدم .
وقتى داخل مسجد شدم ، ديدم آن حضرت كـنـار مسجد ايستاده و اجتماع مردم بحدى است كه راه عبور بسته و نمى شود به حضرت نزديك شد .
نـاامـيـدانـه ايـسـتـادم و با خود گفتم : مردم در همه كارها پيش دستى مى كنند و به ديگرى راه نمى دهند .
ناگاه ديدم آن بزرگوار سر مبارك را برداشتند و نظرى به سوى جمعيت انداختند در اين هنگام چشم مباركشان به من افتاد و با اشاره دست مرا به سوى خودخواندند .
جـمعيت وقتى آن نوع ملاطفت را از حضرت نسبت به من ديدند، راه را باز كردند ومن خدمتشان رسيدم .
آن بزرگوار، به من اظهار رافت و مرحمت نمودند و فرمودند : وقتى كه از مشهد مراجعت كردى ، ما در آن بالاخانه به ديدنت آمديم ، ولى تو ما رانشناختى .
ايـن مطلب را كه شنيدم ، فهميدم كه آن بزرگوار در يكى از روزهاى بعد از مراجعت ازمشهد، كه در بـالاخـانـه بيرونى منزل براى آمدن مردم نشسته بودم ، تشريف آورده اند،در حالى كه در لباس مـعـمول اهل نجف بوده اند و من تصور كرده ام از نجفيهايى هستند كه به قصد ثواب ، به ديدن من آمـده انـد و اصلا متوجه اين كه مولاى من و بلكه آقاى اهل زمين و آسمان هستند، نشده ام .
از اين كلام حضرت شرمنده شده و ازخواب بيدار شدم و به خاطر تشرف به خدمت آن سرور در بيدارى و خـواب ، خـيـلـى خـوشحال بودم و به شكرانه اين نعمت عظمى و اين كه در شمار اهل آن درگاه هستم ،سجده شكرى بجا آوردم ( ( 178 ) ) .
تاریخ و ساعت انتشار :
22:19:49 ~~~ 1399/11/08
دسته بندی :
رؤياهاى صادقه
با مهدی

«اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج»

اظهار نظر در مورد رؤياى حاج ميرزا محمد رازى .::. پرتال تخصصی تبیان مهدویت

*
*