دوشنبه ، 27 اردیبهشت 1400

پرتال تخصصی تبیان مهدویت

تبیان مهدویت ، بزرگترین پایگاه اینترنتی مهدویت

مشاهده حاج ميرزا مقيم قزوينى

مشاهده حاج ميرزا مقيم قزوينى
عالم ربانى و عارف صمدانى ، حاج ميرزا مقيم قزوينى فرمود : قصد كردم چله اى در سرداب غيبت باشم و در اوقات خلوت خود، به آن جا مشرف مى شدم . نزديك تـمام شدن چله ، روزى به سبب بعضى عوارض ، كدورتى پيدا كردم . با دلى گرفته و قلبى شكسته به آن جا مشرف و مشغول نماز و اوراد مخصوص شدم . نـاگـهـان بـين خواب و بيدارى…
عالم ربانى و عارف صمدانى ، حاج ميرزا مقيم قزوينى فرمود : قصد كردم چله اى در سرداب غيبت باشم و در اوقات خلوت خود، به آن جا مشرف مى شدم .
نزديك تـمام شدن چله ، روزى به سبب بعضى عوارض ، كدورتى پيدا كردم .
با دلى گرفته و قلبى شكسته به آن جا مشرف و مشغول نماز و اوراد مخصوص شدم .
نـاگـهـان بـين خواب و بيدارى ، ديدم سرداب مطهر مملو از بوى عطر و عنبر گرديد .
چشم باز نمودم ديدم ، سيد جليلى با عمامه سبز از سرداب شش ضلعى كه قبل از خودسرداب مقدس است وارد شد و آرام آرام قدم بر مى دارد، تا داخل صفه گرديد .
من چنان بى خود شدم كه قادر بر حركت دادن هيچ عضوى از اعضاى خود نبودم جزآن كه چشمم باز بود و جمال آن منبع انوار را مشاهده مى نمودم .
پـس از مـدتى با همان وقار و سكينه اى كه وارد محل مذكور شد، نماز خواند و بعد ازنماز با همان حالت اطمينان روانه گرديد و من به همان شكل از خود بى خبر بودم .
وقـتـى از سرداب اصلى داخل سرداب اولى شدند، به خود آمدم برخاستم و گفتم : يقيناهنوز بالا نرفته اند .
با كمال سرعت دويدم ، ولى كسى را نديدم .
از پله ها بالا رفتم ، ابدااثرى نبود .
گفتم : حتما اشتباه كرده ام و هنوز در سرداب تشريف دارند دويدم و همه جا حتى مسجد زنها را جستجو كردم ، ولـى چـيـزى نديدم .
ضمن اين كه به مجرد غايب شدن ايشان ، آن بوى مشك و عنبر هم از مشامم محو گرديد .
با كمال گرفتگى و زارى نشستم و به نفس بى قابليت خود عتاب و خطاب زيادى كردم ولكن چه سود با اين بى لياقتى ( ( 162 ) ) .
تاریخ و ساعت انتشار :
22:19:49 ~~~ 1399/11/08
دسته بندی :
مشاهدات و مكاشفات
با مهدی

«اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج»

اظهار نظر در مورد مشاهده حاج ميرزا مقيم قزوينى .::. پرتال تخصصی تبیان مهدویت

*
*