0%
سه شنبه ، 30 شهریور 1400

پرتال تخصصی تبیان مهدویت

تبیان مهدویت ، بزرگترین پایگاه اینترنتی مهدویت

آسيب شناسى تربيتى مهدويت

آسيب شناسى تربيتى مهدويت
مهدويت تنها مساله اى اعتقاد نيست ، بلكه بعد تربيتى نيز دارد . هنگامى كه ما مشخص مي كنيم بر اساس متون روايى ، اعتقاد به وجود و ظهور مهدي ( ع ) ضرورى است ، مجموعه دانشى را براى افراد فراهم نموده ايم . اما هنگامى كه اين مجموعه ، به همراه خود ، تحولات هيجانى ، عاطفى وعملى معينى را ايجاد مي كند كه ضمن آن ، افراد…
مهدويت تنها مساله اى اعتقاد نيست ، بلكه بعد تربيتى نيز دارد .
هنگامى كه ما مشخص مي كنيم بر اساس متون روايى ، اعتقاد به وجود و ظهور مهدي ( ع ) ضرورى است ، مجموعه دانشى را براى افراد فراهم نموده ايم .
اما هنگامى كه اين مجموعه ، به همراه خود ، تحولات هيجانى ، عاطفى وعملى معينى را ايجاد مي كند كه ضمن آن ، افراد مي كوشند خود را براى ياورى امام مهدى ( ع ) مهيا سازند ، چهره تربيتى مهدويت آشكار مي گردد . وقتى به جنبه تربيتى مهدويت واقف شديم ، بايد آسيب شناسى تربيتى مهدويت را مورد تامل قرار دهيم :
1 . حصار بندي و حصار شكني از آسيب هاى تربيتى مهدويت است . برخى معتقدند پيروان حق ، بايد بريده وبركنار از پيروان باطل ، انتظار بكشند تا لحظه وقوع واقعه فرا رسد . در اين تصور ، دوران غيبت به مثابه اتاق انتظار است كه بايد در آن ، به دور از اهل باطل نشست ومنتظر بود تا صاحب امر بيايد وكار را يكسره كند .
تنها تلاش افراد در اين جا براى دور نگاه داشتن ومصون داشتن خود وديگران ، از اهل باطل است . اين آسيب ازكج فهمى نسبت به مهدويت نشات گرفته است چون اگر مهدويت ، ناظر به قلبه نهايى حق بر باطل است ، بايد اين قلبه را در پرتو قانون كلى چالش ميان حق و باطل فهم كرد . در چالش با باطل است كه حق قالب مي گردد . حصارشكنى هم از آسيب هاست .
در حصار شكنى هر مرزى را بر مي دارند و بى مرزى را حاكم مي كنند . نمونه اين بى مرزى و التقاط در عرصه مهدويت ، آن است كه كسانى معتقد شوند ، مهدى ( ع ) اسم خاصى براى فرد معينى نيست ، بلكه نمادى كلى براى اشاره به چيرگى نهايى حق وعدالت بر باطل وبيدادگرى است ومصداق اين نماد مي تواند هركسى باشد .
2 - كمال گرايي ( غير واقع گرا ) و سهل انگاري : اين كه كمال گرايي چگونه در عرصه تربيت مهدوى آشكار مي گردد ، زمينه اين امر آن است كه مهدى ( ع ) عهده دار رسالتى سترگ است واين رسالت ، جز با يارانى نستوه به انجام نمى رسد .
در نظر بودن چنين غايت بلندى در مساله مهدويت ، زمينه ساز آسيب تربيتي كمال گرايي مي گردد . مربيان ، بدون توجه به وسع فهمى وعملى افراد ، آنان را از همان ابتدا به فتح اين قله عظيم مي خوانند ، لذا فرد از همان آغاز از مقصد ومقصود اعراض مي كند .
در نقطه مقابل كمال گرايى ، سهل انگارى است يعنى جايى براى مهدويت ، در ذهن وضمير فرد فراهم نمى آيد وسهل انگارى نسبت به مهدويت در تربيت دينى ، به منزله از دست نهادن اين تاثير عظيم تحول بخش در شخصيت افراد است .
3 . گسست و دنباله روي : هنگامي كه مباحث ومطالب مربوط به مهدويت ، به زبانى مهجور مطرح گردد يا با مسايل ومباحثى كه نسل جديد با آن ها درگير است ارتباط نيابد ، گسست رخ مي دهد .
در نقطه مقابل ، قطب آسيب زاى ديگر ، دنباله روى نسل پيشين نسبت به نسل جديد است كه مي تواند در عرصه مهدويت به دو شكل آشكار شود : اول سخن نگفتن از آن ، به سبب اين كه به ذايقه نسل جديد ، خوش نمى آيد ، دوم فروكاستن مهدويت به شكل هاي رايج حكومت ، مانند دموكراسى . هيچ يك از دو روش مطلوب نيست . پس كسانى كه مساله مهدويت را در جريان تربيت دينى مطرح مي كنند ، بايد هم تناسب وهماهنگى آن را با ذهن وزبان نسل جديد بازشناسى كنند وهم مراقب باشند كه آن را به اميال و آراي رايج آنان فرو نكاهند .
4 . مريد بروري و تكروي : مريد پروري صورت تحريف شده امامت است ، يعنى افراد ، امامان را چنان بستايند كه گويي آنان ، منشا اوليه حق و حقيقت اند محب غال افراطي گرى آنان در اين است كه امام را از حد خوبش فراتر مي برند واو را به مقام الوهى برمي كشند ، در حالى كه حضرت ، كارگزار و فرمانبر خداست .
قطب دوم آسيب ، تكروى است يعنى نفى امامت يا تعميم امامت . در حالت تكروى ، فرد تربيت شونده در حد خود محدود مي شود واز بهره جستن از نمونه ها والگوهاى برجسته باز مي ماند .
5 ـ قشري گري و عقل گرايي : قشرى گرى در دين ، مانع فهم عمق معارف دينى مي گردد واز اين رو ، بسترى براى رشد كج فهمى وانحراف وبدعت است مانند خوارج كه در زمان حضرت على ( ع ) حاضر نشدند بر ورقهاى كاغذين قرآن تعرض كنند . در دوران غيبت هم ، قشرى بودن افراد ، آنان را به تعبيرهاى نادرست از احكام دينى خواهد كشاند چنان كه هنگام ظهور حضرت ، سخنان او و احكام دينى كه او مطرح مي سازد ، در نظر مردم ، جديد و ناشناخته است .
از سوى ديگر ، عقلكرايى نيز يكى ديكر از ورطه هاى لغزش است يعنى اين كه انسان در عرصه دين ، همه چيز را پس از اثبات قطعى عقل بپذيرد . چنين تصورى نه با واقعيت عقل هماهنگ است ونه با تربيت دينى .
6 ـ خرافه پردازي و راز زدايي : خرافه پردازى يعنى حقايق ماوراى طبيعى دين ، دست خوش عوام زدگى گردد وبستر مناسبى براى خرافه پردازى فراهم ايد وعده اى داعيه رويت حضرت در خواب وبيدارى كنند هر چند امكان اين امر ، در اصل منتفى نيست .
راز زدايى هم يعنى امور ، مانند امورى طبيعى نگريسته شوند ورد پاى هر امر ماوراى طبيعى در آن ها محوكردد مانند ابن خلدون كه معتقد است مراد از ظهور مهدى ( ع ) ، پيدايش حكومتى مبتنى بر اتحاد قبايل سادات اطراف مدينه و حجاز است .
7 ـ انحصار گرايي و كسرت گرايي : انحصارگرايى يعنى اعتقاد به حكومت عدل مهدى ( ع ) ، موجب تحريم هر حكومتى- حتى عدل- پيش از آن گردد ، كه متاسفانه اين ديدگاه عملا در ميان برخى از معتقدان به مهدويت آشكار شده است ، واين كه هر حكومتى قبل از حكومت مهدى ( ع ) طاغوت است ، فهمى آسيب زا از مهدويت است ، چون پيامد عملى چنين فهمى ، عدم تلاش براى برقرارى حكومت عادلانه پيش از ظهور است وحاصل عملى آن ، تمكين نسبت به هرگونه حكومت جور پيشه خواهد بود .
در مقابل ، كثرتگرايى نيز قطب دوم اسيب است . كثرتگرايى به مفهوم برابر دانستن طريقه هاى مختلف مي تواند به اين نتيجه منجر شود كه هر وضع موجودى ، شروع تلقى شود و بالاخره كثرتگرايى به تجويز هر حكومتى ختم خواهد شد . ( 1 )
1 . برترين هاى فرهنگ مهدويت در مطبوعات ص 33 .
تاریخ و ساعت انتشار :
22:19:48 ~~~ 1399/11/08
دسته بندی :
آسيب شناسي تربيتي و مهدويت
با مهدی

«اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج»

اظهار نظر در مورد آسيب شناسى تربيتى مهدويت .::. پرتال تخصصی تبیان مهدویت

*
*