پرتال تبیان مهدویت
لینک های اصلی
پرتال تبیان مهدویت

image_pdfimage_print

رفاه اقتصادى ومعیشتى

از برنامه ها واقدامهاى امام مهدى علیه السلام، پدید آوردن رفاه در کل جامعه بشرى است. در آن دوران طبق ترسیم آیات واحادیث، جامعه بشرى واحدى تشکیل مى گردد که مانند خانواده اى زندگى مى کنند، ومساله ناهنجار جوامع پیشرفته وابرقدرت، وجامعه هاى در حال رشد، وجامعه هاى عقب مانده ومحروم از میان مى رود(۱) وبشریت به طور کلى به رفاه اقتصادى وبى نیازى دست مى یابد، وهمین چگونگى زمینه اساسى رشد وتعالى معنوى وفکرى انسان را مى سازد.

طبق تحقیقات کارشناسان ومتخصصان،(۲) بخش عظیم ومهمى از مسائل عقب ماندگى ووابستگى وکمبود مواد غذایى ومعیشتى (اگر نگوییم تمام آن) به دو عامل بستگى دارد، واین هر دو عامل با هم در ارتباط اند:

۱- نظام اقتصادى حاکم بر جهان.

۲- نظام سیاسى حاکم بر جامعه.

۱- (نظام اقتصادى حاکم بر جهان)، یعنى نظام وسیستمى که قدرتهاى اقتصادى جهان در کشورهاى استعمارگر پدید آورده اند، وهدف وآرمان آنها دستیابى به قدرت اقتصادى روزافزون وسلطه بر منابع ثروت جهان است. این قدرتهاى سلطه گر، با برنامه ریزیهاى دقیق خود، مانع هرگونه استقلال، خودکفایى ورشد تولید وپیشرفت اقتصادى در کشورهاى عقب نگهداشته شده اند. این قدرتها از راههاى گوناگون وشیوه هاى تبلیغى وبرنامه ریزیهاى گسترده وعمیق، در سایه سلطه نظامى وسیاسى وفرهنگى، آزادى فکر وعمل را از آحاد مردم در جهان سوم مى گیرند، وروشها وشیوه هایى در همه مسائل زندگى از جمله در تولید ومصرف وتکنولوژى وفرهنگ وراههاى معیشت، بر آنان تحمیل مى کنند که به سود سرمایه داران بزرگ وسلطه بیشتر جهان پیشرفته است. در سایه این سلب فکر وسلب شخصیت وسلب آزادى وآزادفکرى، پدیده عقب ماندگى ویى وخودیابى واعتماد به نفس مى میرد، ووابستگى روز به روز در اعماق اجتماعات عقب مانده گسترش مى یابد. از این رو، صاحب نظران مسائل اقتصادى – اجتماعى مى گویند: کمک به کشورهاى عقب مانده(۳) تنها در این است که آنها را به خودشان واگذارند.(۴)

۲- (نظام سیاسى حاکم بر کشورها) نیز نوعا عامل ودست نشانده قدرتهاى جهانى هستند، وهمواره به زیان ملتهاى خود گام برمى دارند، وبراى سلب هرگونه فکر واندیشه از مردم ونفى حس خودشناسى وخودیابى در مردم خویش مى کوشند، وجریانهاى فکرى وفنى فرمایشى را در میان ملت خویش نشر مى دهند، وبا رسانه ها وابزارهاى تبلیغاتى هرگونه استقلال فرهنگى واقتصادى را از جامعه سلب مى کنند، وتوده ها را برده وار به اسارت وپیروى کورکورانه این دو جریان مسلط وحاکم – یکى بیگانه ودیگرى خودى – نخستین موضوعى که صدمه مى بیند ویا بکلى نفى مى گردد، اصالت فکر وفرهنگ خودى وحس اعتماد به نفس وبازیابى وبازشناسایى نیروهاى نهفته در درون خود وجامعه خودى است.

در رستاخیز ظهور امام منجى علیه السلام، این بندها ودامها از سر راه برداشته مى شود، وعوامل سلطه بر فکر وفرهنگ واقتصاد وسیاست جهان وکشورها نابود مى گردد، وانسانها آزاد مى شوند، وبا هدایت آن امام به خود مى آیند ودیگر بار خویشتن خویش را بازمى یابند وبازمى شناسند وآزادانه فکر مى کنند، وراههاى تحمیلى وتبلیغى را از راه اصلى ودرست جدا مى سازند. واین است آزادى وآزادگى واقعى، آزادیى که در سراسر دنیاى کنونى تنها واژه آن وجود دارد واز محتوا ومفهوم آن خبرى نیست.

در دنیایى که تقسیم بندى جهانى با معیارهاى ظالمانه صورت مى گیرد، وامتهاى ضعیف، به حال خود گذارده نمى شوند، واز راههاى مریى ونامریى در شبکه هاى پیچیده نظامهاى سلطه وسرمایه دارى جهان گرفتار مى آیند، سخن از آزادى واقعى وآزادفکرى، بازى با کلمات است. وگفتگو بر سر استقلال اقتصادى وانتخاب شیوه وراه زندگى ومعیشت ودستیابى به رفاه بیهوده است. زیرا در چنین شرایطى، بخشهاى عظیمى از بشریت مواد لازم زندگى را در اختیار ندارند ودچار کمبود وفقرند، وبخشهاى دیگر نیز طبق الگوها ومعیارهایى که سرمایه داران وتولیدکنندگان بزرگ بر جامعه تحمیل مى کنند باید زندگى کنند، واز مواد وکالاها بهره گیرند، وخود قدرت اختیار وانتخاب ندارند.

از این رو در رستاخیز امام مهدى علیه السلام، انسان در آغوش آزادى به معناى واقعى کلمه مى آرامد، ودر پرتو این آزادى همه بندها وزنجیرهایى را که بر پایش نهاده اند مى گسلد، ورا به دو بخش پیشرفته وعقب مانده تقسیم کرده اند از میان مى رود، وپدیده شوم فقر ونیاز نیز نفى مى گردد، ورفاه اقتصادى در پرتو چنین معیارهایى به جامعه وافراد داده مى شود. تردیدى نیست که بدترین وناهنجارترین اسارت براى بشریت، فقر ونیاز روزانه به غذا، لباس، مسکن، دارو ودیگر لوازم زندگى است. این اسارت براى انسان لحظه اى آسایش وفراغت باقى نمى گذارد، وزمینه هاى رشد وتکامل معنوى ومادى او را نابود مى سازد، وهمواره انسان را در اندیشه سیر کردن شکم وپوشاندن بدن ودست یابى به سایبان وبهبودى از درد وبیمارى و… فرو مى برد، وفرصتى باقى نمى گذارد تابه مفاهیم بالا وبرتر زندگى بیندیشد، وپایگاه انسانى خود را درک کند، واز عروج وتکامل نوع انسان سخن بگوید.

در دوران رفاه اقتصادى ورفع همه نیازها، آدمى از این بردگى واسارت هستى سوز رهایى مى یابد، واز بند مشکلات آن آزاد مى گردد، وبه مسائل متعالى وبرتر وتکامل ورشد وصعود مى اندیشد ودر آن راستا گام برمى دارد.

احادیث بسیارى درباره رفاه اقتصادى دوران ظهور وجود دارد وشاید از جمله مسائلى باشد که بیشترین تاکید بر آن شده است. واین اهمیت موضوع ونقش آن را در ساختن جامعه سالم قرآنى مى رساند، وشاید پس از اصل عدالت دومین موضوعى باشد که در آن دوران در جامعه ها پدید مى آید. واین هر دو با یکدیگر پیوندى ناگسستنى دارند، زیرا که اجراى دقیق عدالت براى از میان بردن روابط ظالمانه وغاصبانه آکل وماکولى است تا اقویا حق ضعیفان را نخورند وآنان را محروم نسازند. بنابراین، رفاه اقتصادى براى همه، با اجراى اصل عدالت اجتماعى وبرپایى قسط قرآنى امکان پذیر است، بلکه رفاه وبى نیازى از میوه هاى درخت تناور عدل است، وامام با تحقق بخشیدن به اصول دادگرى وعدالت اجتماعى، همگان را به زندگیى درست وسامان یافته مى رساند.

امام صادق علیه السلام:

…ان الناس یستغنون اذا عدل بینهم…(۵)

– … مردمان بى نیاز مى گردند آنگاه که عدالت میانشان حاکم باشد…

ن الله لم یترک شیئا من صنوف الاموال الا وقد قسمه، واعطى کل ذى حق حقه، الخاصه والعامه والفقراء والمساکین، وکل صنف من صنوف الناس٫٫٫ فقال: لو عدل فى الناس لا ستتغنوا…(۶)

– خداوند همه ثروتها را (از همه منابع درآمد) میان مردم تقسیم کرده است، وبه هر کس حقش را داده است: کارگزاران وتوده مردم وبینوایان وتهیدستان وهر گروهى از گروههاى مردم. سپس امام گفت: اگر عدالت اجتماعى برقرار شده بود همه مردم بى نیاز شده بودند…

بنابراین در سایه عدالت است که به رفاه اقتصادى وبى نیازى مادى مى توان دست یافت.

همچنین از نظر تعالیم اسلامى، حاکمیت اگر درست واسلامى باشد وبرنامه ها ومجریانى قرآنى واسلامى به کار گمارده شوند، محرومیت ونیازمندى در جامعه باقى نمى ماند، زیرا که اصول عدل وحق اجرا مى گردد، ودر پرتو آن اجراى اصول، همه مردم به رفاه وبى نیازى مى رسند.

امام على علیه السلام:

اما والذى فلق الحبه، وبرا النسمه، لو اقتبستم العلم من معدنه، وادخرتم الخیر من موضعه واخذتم الطریق من وضحه، وسلکتم من الحق نهجه، لنهجت بکم السبل، وبدت لکم الاعلام، واضاء لکم الاسلام، واکلتم رغدا، وما عال فیکم عائل، ولا ظلم منکم مسلم ولا معاهد…(۷)

– سوگند به خدایى که دانه را (در دل خاک) بشکافت، وآدمیان را آفرید، اگر علم را از معدن آن اقتباس کرده بودید، وخیر را از جایگاه آن خواستار شده بودید واز میان راه به رفتن پرداخته بودید، وراه حق را از طریق روشن آن پیموده بودید، راههاى شما هموار مى گشت، ونشانه هاى هدایتگر پدید مى آمد، وفروغ اسلام شما را فرا مى گرفت، وبه فراوانى غذا مى خوردید، ودیگر هیچ عائله مندى بى هزینه نمى ماند، وبر هیچ مسلمان وغیر مسلمانى ستم نمى رفت.

در پرتو حاکمیت قرآنى ومحمدى صلى الله علیه وآله وسلم وعلوى علیه السلام امام مهدى علیه السلام، وبا اجراى اصل عدالت اجتماعى که سیره انکارناپذیر آن امام سامان مى یابد، ونیازها برآورده مى گردد، ورفاه اقتصادى وآسایش معیشتى بر تمام بخشها وزوایاى زنگى خانواده بشرى پرتو مى افکند.

با اینکه موضوع رفاه اقتصادى از شاخ وبرگهاى عدالت اجتماعى است، در احادیث جداگانه مطرح گردیده است. واین اهمیت موضوع را آشکار مى سازد.

پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله وسلم:

یکون فى امتى المهدى… یتعنم امتى فى زمانه نعیما لم یتنعموا مثله قط، البر والفاجر، یرسل السماء علیهم مدرارا، ولا تدخرالارض شیئا من نباتها.(۸)

– در امت من مهدى قیام کند… ودر زمان او مردم به نعمتهایى دست مى یابند که در هیچ زمانى دست نیافته باشند. (همه) نیکوکار وبدکار. آسمان بر آنان ببارد وزمین چیزى از روییدنیهاى خود را پنهان ندارد.

پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله وسلم:

یکون فى امتى المهدى … والمال یومئذ کدوس، یقوم الرجل فیقول: یا مهدى اعطنى، فیقول: خذ(۹)

– در زمان مهدى علیه السلام… مال همى خرمن شود. هر کس نزد مهدى آید وگوید: (به من مالى ده! مهدى بیدرنگ بگوید: (بگیر.)

امام على علیه السلام:

… واعملوا انکم ان اتبعتم طالع المشرق سلک بکم منهاج الرسول … وکفیتم مؤونه الطلب والتعسف، ونبذتم الثقل الفادح عن الاعناق…(۱۰)

– بدانید اگر شما از قیامگر مشرق (امام مهدى علیه السلام) پیروى کنید، شما را به آیین پیامبر درآورد… تا از رنج طلب وظلم (در راه دستیابى به امور زندگى) آسوده شوید، وبار سنگین (زندگى) را از شانه هایتان بر زمین نهید…

رفاه تا این پایه وتامین سطح زندگى تا این سطح، آرمانى است الهى که به دست مبشر راستین عدالت وانصاف وسعادت وآسایش، امام مهدى علیه السلام تحقق مى یابد.

امام على علیه السلام:

ثم یقبل الى الکوفه فیکون منزله بها، فلا یترک عبدا مسلما الا اشتراه واعتقه، ولا غارما الا قضى دینه، ولا مظلمه لاحد من الناس الا ردها، ولا یقتل منهم عبد الا ادى ثمنه، دیه مسلمه الى اهلها، ولا یقتل قتیل الا قضى عنه دینه والحق عیاله فى العطاء، حتى یملا الارض قسطا وعدلا…(۱۱)

– … سپس (امام مهدى علیه السلام) به کوفه، درآید، ودر آنجا مسکن گزیند، وهر برده مسلمانى را (در صورتى که باقیمانده باشد) بخرد وآزاد کند ودین بدهکاران را بپردازد، ومظلمه ها وحقهایى که بر گردن کسان است (به صاحبان حق) بازگرداند، کسى کشته نشود مگر این که بهاى آن را (که دیه است) به صاحبانش تسلیم کند، وآن کس که کشته شد بدهیش را بپردازد، و(زندگى) خانواده او را تامین کند، تا سراسر زمین را از عدل وداد بیآکند…

تامین زندگى ورفاه تا این پایه است که اگر از مسلمانان کسى هنوز در بردگى مانده بود به دست امام خریده مى شود وآزاد مى گردد. اگر کسى بدهکارى داشت بدهى او پرداخت مى شود. هر کس حقى وحقوقى از دیگران برى قصاص شد دیه او به صاحبش پرداخت مى گردد. هر کس به دلیل جرمى به اعدام محکوم شد بدهکاریهاى او پرداخت مى شود، وپس از اعدام وى زندگى خانواده اش همسان وهم سطح دیگر مردم تامین مى گردد. واینها همه براى اجراى عدالت دقیق در سراسر آبادیهاى زمین است. یعنى عدالت در آن دوران چنین مفهومى عمیق وگسترده وانسانى دارد، که هر مشکل وناهنجارى وگرفتارى را برطرف مى سازد.

امام باقر علیه السلام:

ویعطى الناس عطایا مرتین فى السنه ویرزقهم فى الشهر رزقین… حتى لاترى محتاجا الى الزکاه ویجیى ء اصحاب الزکاه بزکاتهم الى المحاویج من شیعته فلا یقبلونها، فیصرونها ویدورون فى دورهم، فیخرجون الیهم، فیقولون: لا حاجه لنا فى دراهمکم … فیعطى عطاء لم یعطه احد قبله.(۱۲)

– (امام مهدى علیه السلام)، در سال دو بار به مردم مال ببخشد ودر ماه دو بار امور معیشت بدانان دهد… تا نیازمندى به زکات باقى نماند. وصاحبان زکات، زکاتشان را نزد محتاجان آورند، وایشان نپذیرند. پس آنان زکات خویش در کیسه هایى نهند ودر اطراف خانه ها بگردند (براى دستیابى به محتاجى)، ومردم بیرون آیند وگویند:

ما را نیازى به پول شما نیست… پس دست به بخشایش گشاید، چنانکه تا آن روز کسى آنچنان بخشش اموال نکرده باشد.

امام صادق علیه السلام:

ان قائمنا اذا قام اشرقت الارض بنور ربها… ویطلب الرجل منکم من یصله بماله ویاخذ منه زکاته، فلا یجد احدا یقبل منه ذلک واستغنى الناس بما رزقهم الله من فضله.(۱۳)

– هنگام رستاخیز قائم ما زمین با نور خدایى بدرخشد… وشما به جستجوى اشخاصى برمى آیید که مال یا زکات بگیرند وکسى را نمى یابید که از شما قبول کند، ومردمان همه به فضل الهى بى نیاز مى گردند.

سطح زندگى در این حد بسیار متعالى وآرمانى ورفاه اقتصادى تا این پایه، در دنیاى سراسر ظلم وجامعه هاى طبقاتى وسرشار از تضاد بر سر منافع وبا روابط ظالمانه استثمارى براى ما، قابل درک نیست، لیکن وعده خدا است وتحقق خواهد یافت. آیا چنین هدفى با این بزرگى وعالم گسترى، با شیوه هاى اخلاقى وپند وموعظه پدید مى آید، یا امام مهدى علیه السلام تنها با اعجاز وقدرت معنوى این چگونگیها را در زمین پدید مى آورد؟ یا شیوه ها وروشهایى ویژه براى رشد ثروت وتولید کافى کالاها به کار مى برد که تا کنون نبوده است؟

روشن است که ایجاد رفاه اقتصادى در این حد وبراى یکایک افراد خانواده بشرى، کارى بزرگ ومشکلى بس عظیم است، وبه دشوارى مى توان تصور کرد که در آن روزگار چه مسائل وعواملى پدید مى آید که چنین زیستى نصیب انسانها مى گردد.

با مطالعه در وضعیت زندگى کنونى بشر وبا بررسى دقیق منابع طبیعى وذخایر موجود در زمین ومحاسبه استعداد انسان ومحاسبه مقدار مصرف زائد ومسرفانه وتجملى در همه اموال جهان در نزد مهدى علیه السلام گرد آید، آنچه در دل زمین است وآنچه بر روى زمین، آنگاه مهدى به مردمان بگوید: بیائید! واین اموال را بگیرید.

اجتماعات مختلف بشرى به اصل دست مى یابیم:

۱- منابع طبیعى وذخایر زمین این استعداد را دارد که پاسخگوى مجموعه نیازهاى انسانها باشد (در هر مقوله از مقولاتى که در زندگى بدانها نیازى هست)، وکمبودها را برطرف سازد وآدمیان را به رفاه وآسایش وتامین معاش برساند.

۲- محاسبه مقدار مصرف تجملى ومسرفانه اجتماعات بشرى،(۱۴) روشن مى سازد که اگر این اسرافکاریها وشادخواریها به صورتى درست واصولى مهار گردد، وبا انضباط وقانونى سازش ناپذیر جلو عیاشى وریخت وپاشهاى زاید گروه اشراف رفاه طلب وشادخوار گرفته شود، نیازهاى کل بشریت برآورده مى شود وزندگى همگان در روى زمین تامین مى شود.

۳- با بررسى استعداد خلاق وهوش مبتکر انسانى، روشن مى شود که انسانها مى توانند در پرتو پیشرفت دانشها، به فورمولها واصول تازه اى دست یابند که معاش آنان بهتر تامین شود، ونیازها وخواسته ها بیشتر برآورده گردد، ورفاه وآسایشى عمومى وهمگانى پدید آید. با توجه به این سه محور، امکان پدید آمدن دوران رفاه مطلق وتامین زندگى در سطحى متعالى براى همه مردم روى زمین، روشن مى گردد. در این بخش از این رساله، به بررسى برخى از علل وعواملى مى پردازیم که ممکن است در رستاخیز قیام وانقلاب امام مهدى علیه السلام به کار گرفته شود، وبا تکیه بر آنها بودجه ومواد ومنابع عظیم وکلان براى چنین اقدامى عظیم تامین گردد، ودر فروغ آن زندگى بشریت سامانى درخور یابد:

۱- برقرارى عدالت اجتماعى

عدالت اجتماعى به معناى تعادل وتوازن در کلیه جریانهاى اقتصادى جامعه است، ونظام تولید وتوزیع مصرف را در بر مى گیرد. عدالت به این معنا، اگر گستره اى جهانى یابد ودقیق وبى استثنا حدود آن مشخص شود ودرست اجرا گردد. تعادل وتوازنى در کل جامعه بشرى پدید مى آورد که آرمان همه عدالتخواهان الهى وبشرى بوده است. در پرتو چنین عدالتى، فاصله هاى اقتصادى به معناى اسراف وتکاثر در بخشهایى وکمبود ومحرومیت در بخشهاى فراوان دیگر ریشه کن مى گردد. وچنانکه در بخش نخست(۱۵) دیدیم، مگان است.

۲- اجراى اصل مساوات

رعایت قاطع اصل مساوات نیز موجب تعدیل ثروتها وبرابرى در توزیع کالاها ومواد مورد نیاز همه مردم است، واز تراکم وذخیره سازى کنز واسرافکارى نزد طبقات وگروههایى مانع مى گردد، وزمینه هاى اصلى کمبود ونیازمندى را برطرف مى سازد.

در فصل بعد روشن خواهد شد که با اجراى اصل مساوات نیازها برآورده مى گردد، ومحتاج وتهیدستى باقى نمى ماند. در این باره به چنین تعالیمى برمى خوریم: (ویسوى بین الناس حتى لاترى محتاجا الى الزکاه:(۱۶) (امام مهدى علیه السلام) میان مردم (در تقسیم اموال) به مساوات رفتار مى کند به طورى که دیگر نیازمند ومحتاجى یافت نمى شود). واین همان سطح متعالى زندگى ورفاه عمومى است که زکات مورد مصرف نداشته باشد، وهمه چیز به همه مردم برسد. این موضوع در اصل (مساوات) روشن خواهد گشت.

۳- عمران وآبادى زمین

عمران وآبادى زمین، وبهره بردارى از امکانات آن تا سر حد امکان، از دیگر اقدامات امام است. این کار، در دوران پیش از ظهور با همه پیشرفت علوم وتکنولوژى در همه زمینه ها بطور کامل انجام نشده است. طبق نظر متخصصان، بسیارى از زمینها قابل عمران وآبادى وکشاورزى وتولید است، بسیارى از آبها داراى استعداد ذخیره شدن وبهره بردارى است، وبسیارى از مناطق زمین متروک ورها شده مانده است، وبسیارى از مناطق به علت نفوذ سیاستهاى استعمارى وایجاد وابستگى ومحرومیت بطور کامل از آنها بهره بردارى نمى شود، وسیستمهاى تولید وکه به سود طبقات محروم نیست، بلکه براى کشورهاى سلطه طلب سودمند است.

این موضوع نیز از نظر متخصصان وآمارگیران ثابت است که زمین استعداد اداره وتامین چند برابر جمعیت کنونى را دارد به سه شرط:

الف – از همه امکانات بهره بردارى شود.

ب – از اسرافکارى وشادخوارى وکامروایى فزون از حد گروههایى اندک ممانعت به عمل مى آید.

ج – تکنیکهاى دقیق علمى وفنى ومتناسب با محیطها وسرزمین ها به کار رود.

۴- پیشرفت فنون

چنانکه در فصل (تکامل علم وعقل) در دوران ظهور خواهیم گفت، علم ودانش بشر در رستاخیز امام مهدى علیه السلام به تکامل نهایى مى رسد، وامام با برنامه ریزیهاى دقیق که از دانش بى کران الهى او برخاسته است، همه مناطق زمین را آباد مى کند، وبراى تامین زندگى وایجاد رفاه همگانى راه وروشهایى را عرضه مى کند که تا آن روز براى بشر ناشناخته بوده است. با توجه به اینکه راه اصلى رشد تولید وخودکفایى، بهره بردارى از علوم وفنون وتخصصهاى ویژه وطرحها وبرنامه هاى ماهرانه است. علوم وفنون بشرى در رستاخیز ظهور با علوم وفنون در دوران پیش از ظهور قابل مقایسه نیست، از این رو، پیشرفتها ورشد تولید وسرمایه در آن دوران با هیچ دوره دیگر همانند نیست. امام مهدى علیه السلام در همه زمینه ها به دانش بشر تکامل مى بخشد. وچنانکه در علوم الهى وماوراى طبیعى همه اشتباهات وجهلهاى بشرى را برطرف مى سازد ومعیارهاى درست در شناخت مبدا ومعاد را به انسان مى دهد، در علوم مادى وتکنیکهاى رشد اقتصادى وسامانیابى زیست ور به انسان عرضه مى کند، وبا شیوه هاى بسیار دقیق، نظام تولید وبهره بردارى از منابع طبیعى را رشدى توصیف ناپذیر مى بخشد وبدینگونه مشکل کمبودها ونارساییها را بکلى برطرف مى کند.

فاصله پیشرفت علمى وعقلانى ووضع دانش انسان در آن دوره با وضع کنونى، بسى افزونتر است از فاصله دانش امروز بشرى با دورانهاى گذشته تاریخ.

۵ – بارانهاى مفید وپیاپى

از علل وعوامل مهم واساسى رشد تولید، بویژه در بخش کشاورزى – که مادر تولید در بخشهاى دیگر است – نزولات آسمانى وبارانهاى مناسب وبموقع است. طبق تعالیم قرآن واحادیث پارسایى ونیکوکارى واحسان وبخصوص دادگرى موجب نزول رحمتهاى الهى ووفور نزولات آسمانى است،(۱۷) وگناه بویژه ظلم در روابط انسانى موجب خشکسالى ومحرومیت از رحمت الهى وقلت نزولات است. در دوران ظهور چون نیکى واحسان وعدل وانصاف بر سراسر گیتى پرتو مى افکند، وروابط انسانى بر اصل عدل وانصاف استوار مى گردد، ومردمان همه به نیکى ونیکوکارى وپارسایى مى گرایند، وظلم وستم را یک سو مى نهند، از این رو، شایسته فضل ورحمت بیشتر مى گردند، وبارش بارانهاى مناسب وبموقع سبب رشدى وصف ناپذیر در تولید خواهد گشت وبسیارى از مشکلات وکمبودها ونیازمندیها را برطرف خواهد ساخت.

پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله وسلم:

یتنعم امتى فى زمن المهدى علیه السلام نعمه لم یتنعموا قبلها قط یرسل السماء علیهم مدرارا ولا تدع الارض شیئا من نباتها الا اخرجته…(۱۸)

– … امت من در زمان (رستاخیز) مهدى علیه السلام به نعمتهایى دست یابند که پیش از آن ودر هیچ دوره اى دست نیافته بودند. در آن روزگار، آسمان باران فراوان دهد، وزمین هیچ روییدنى را در دل خود نگاه ندارد…

چون مردمان به تقوا وپارسایى روى مى آورند، خداوند برکات وبارانها را فرو مى فرستد وخشکى وکم آبى در مناطق بسیارى برطرف مى شود; واین وعده الهى که درباره جامه تقواپیشگان مژده داده است آشکار مى گردد:

(انه کان غفارا. یرسل السماء علیکم مدرارا ویمددکم باموال وبنین ویجعل لکم جنات ویجعل لکم انهارا):(۱۹) سپس گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او آمرزنده است. تا از آسمان برایتان پى درپى باران فرستد. وشما را به اموال وفرزندان مدد کند. وبرایتان بستانها ونهرها بیافریند).

امام على علیه السلام:

… ولو قد قام قائمنا لانزلت السماء قطرها، ولاخرجت الارض نباتها… حتى تمشى المراه بین العراق الى الشام لاتضع قدمیها الا على النبات…(۲۰)

– … چون قائم قیام کند، آسمان – چنانکه باید – باران بارد وزمین گیاه رویاند … به گونه اى که زن، از عراق درآید وتا شام برود وجز بر زمینهاى سرسبز گندم ننهد…

۶ – برنامه ریزى درست واز یک نقطه

چنانکه در آغاز این فصل یادآور شدیم عامل محرومیت وعقب ماندگى اکثریت کشورها واجتماعات بشرى، کشورهاى قدرتمند وسلطه طلب است. اگر سلطه طلبان از میان بروند وتقسیم جامعه بشرى به دو یا سه طبقه: پیشرفته ودر حال رشد وعقب مانده، نفى شود وهمه برنامه ریزیها وفکر وتخصصها وسرمایه ها ومدیریتها تا سر حد امکان بطور یکسان در همه مناطق زمین، تقسیم گردد وتبعیض وتفاوتى در کار نباشد، وجهان داراى مرکزیتى یگانه وواحد شود که بر اساس عدل ومساوات به همه انسانها یکسان بنگرد، وتقسیم بندیهاى ظالمانه جامعه بشرى را محو سازد، وهمه امکانات طبق نیازها به مناطق عالم گسیل گردد، وهیچ نقطه اى متروک ورها شده باقى نماند، بطور طبیعى مشکلات ونابسامانیهاى زندگى انسانها برطرف مى شود ورفاه وآسایش بر سراسر زمین سایه مى افکند.

امام باقر علیه السلام:

… القائم منا… تطوى له الارض… فلا یبقى فى الارض خراب الا عمر…(۲۱)

– … زمین براى قائم ما در هم پیچیده مى شود (وبه لحظه اى از هر نقطه به نقطه دیگر مى رسد)… ودر زمین جاى ناآبادى باقى نمى ماند…

۷ – بهره بردارى از معادن ومنابع زیرزمینى

براى دستیابى به خودکفایى ورفاه درو منابع زیرزمینى واستخراج وبهره بردارى از آنها کارى ضرورى است، وچاره اى جز این نیست که از همه امکانات وطن انسان یعنى زمین بهره بردارى شود. بسیارى از ثروتها ومواد لازم براى زندگى، از معادن به دست مى آید. این معادن ومواد دیگرى که براى بشر امروز شناخته شده نیست، در دوران ظهور مورد بهره بردارى قرار مى گیرد.

پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله وسلم:

… ویظهرالله له کنوزالارض ومعادنها…(۲۲)

– … خداوند براى قائم علیه السلام گنجها ومعادن زمین را آشکار مى سازد…

امام على علیه السلام:

وتخرج له الارض افالیذ کبدها وتلقى الیه سلما مقالیدها…(۲۳)

– … زمین آنچه را در اعماق خویش دارد براى وى بیرون دهد، وهمه امکانات وبرکات خویش را در اختیار او گذارد…

امام باقر علیه السلام:

… وتظهر له (القائم علیه السلام) الکنوز٫٫٫(۲۴)

– … براى قائم ما گنجها آشکار مى گردد…

در دوران پیش از ظهور بسیارى از معادن شناخته شده است وبشر کنونى وآینده بسرعت آنها را استخراج مى کند ودر زندگى به کار مى گیرد. بنابراین از تاکید فراوان احادیث بر موضوع معادن وآشکار شدن آنها براى امام قائم علیه السلام، مى توان حدس زد که آنچه شناخته شده وقابل اکتشاف براى بشر کنونى است (به علت محدودیت دانش بشرى نسبت به دوران ظهور وتکامل علم وعقل انسان با راهنمایى وتعلیم معلم بزرگ الهى حضرت مهدى علیه السلام بسیار ناچیز است، ودر دوران آن رستاخیز عظیم مواد ومعادنى شناخته واکتشاف مى شود که چهره زندگیها را بکى دگرگون مى سازد. وباید چنین باشد زیرا که ایجاد رفاه براى کل جامعه بشرى کارى ساده نیست، وسرمایه هاى کلان وعظیمى لازم دارد. یکى از منابع تامین این سرمایه ها معادن است وباید از آنها کاملا استفاده شود. با توجه به بیکرانى وفراوانى منابع ومعادن زیرزمینى – بویژه نسبت به بخشهاى ناشناخته آن براى بشر امروز – روشن مى گردد که این بخش از منابع درآمد دولت مهدى علیه السلام، سرمایه اى درخور وکارآمد دارد. واز این راه اگر همه مشکلات بشرى حل نشود بخشهاى عمده اى از آن به در دنیایى که تقسیم بندى جهانى با معیارهاى ظالمانه صورت مى گیرد وامتهاى ضعیف، به حال خود گذارده نمى شوند، واز راههاى مریى ونامریى در شبکه هاى پیچیده نظامهاى سلطه وسرمایه دارى جهان گرفتار مى آیند، سخن از آزادى واقعى وآزاد فکرى، بازى با کلمات است.

سامانى درخور وشایسته مى رسد.

منابع عظیم اکثریت اجتماعات بشرى امروز نبود شناخت ودانش کافى است، یا برنامه ریزیهاى حساب نشده ونادرست است ودوران ظهور، دوران سراسر آگاهى وشناختهاى ناب وخالص است، که همه زوایاى زندگى انسان را روشن مى سازد ودر برنامه ریزیهاى فرهنگى، تربیتى، هنرى، فنى، اجتماعى، اقتصادى و… نقطه ابهام وعقب ماندگى باقى نمى ماند، وشیوه ها وروشهاى اصولى ودرست ومقرون به صرفه وبه سود انسان ارائه مى شود، وزندگى در همه جاى زمین چهره اى زیبا وانسانى وسرشار از رفاه بخود مى گیرد.

۸ – بازپس گیرى ثروتهاى غصب شده

امام مهدى علیه السلام از راه دیگرى که از اهمیت فراوانى برخوردار است نیز سرمایه هاى بزرگ وکلانى به دست مى آورد، واز آن راه بودجه هنگفت سامان بخشیدن به جامعه انسانى وایجاد رفاه عمومى را تامین مى کند. امام با از میان برداشتن جباران وطاغوتان وسرمایه داران مانع اجراى عدالت، پولها وسرمایه ها وهمه امکانات آنها را که از راههاى نامشروع، استثمار، غصب، احتکار، ظلم، تعدى وتجاوز، تصاحب به ناحق اموال عمومى وانفال، گرانفروشى، ارزان خریدن مواد خام وکار وکالاى مردمان محروم و… به دست آورده بودند، باز پس مى گیرد ودر اختیار توده هاى محروم بشرى قرار مى دهد.

مام دوران پیش از ظهور، به ثروت اندوزیهاى کلان دست یازیده اند، وسرمایه هاى کلانى در همه کشورهاى جهان کنز وگنج کرده اند، که بخش اعظم ثروتها وسرمایه هاى کشورها را تشکیل مى دهد. واینها همه از راههاى نادرست وشیوه هاى استثمارى وظالمانه، روانه جیب عده اى خاص از افراد انسان شده است.(۲۵) امام مهدى علیه السلام، در رستاخیز ظهور، این مالکیتهاى دروغین وصورى را ابطال مى کند (مهدى علیه السلام حق هر حقدارى را بگیرد وبه او دهد، حتى اگر حق کسى زیر دندان دیگرى باشد، از زیر دندان انسان متجاوز وغاصب بیرون کشد، وبه صاحب حق بازگرداند).(۲۶)

از جمله اموال عمومى که غاصبانه به افرادى خاص داده شده است (قطایع) است یعنى زمینهایى از اراضى خراجى، که از راه امتیاز به نزدیکان حکام داده مى شد. این اموال بذل وبخششهایى است که موجب تشکیل طبقه اى ممتاز در جامعه است. در دوران گذشته پادشاهان وحکومتها به درباریان واطرافیان خود قطعه زمینهایى پیشکش مى کردند. واین زمینها قطیعه وقطایع نام داشت، وآغاز کار تشکیل طبقه اى بود ثروتمند ووابسته به حکومتها ودر کنار آنان، وزمینه نابرابرى وتبعیض طبقاتى. حکومتهاى فاسد وخودکامه با امتیاز بخشى وجانبدارى عملى وقانونى موجب مى گردند که طبقات ممتازى در سرمایه رشد یابند، ومنافع واموال عمومى را به سود خود به کارفزایند. این مسائل ونظایر آن در دوران ظهور نابود مى شود، واین زمینها چون دیگر اموال غصب شده به مردم بازمى گردد:

امام صادق علیه السلام:

اذا قام اضمحلت القطائع٫٫٫(۲۷)

– چون رستاخیز قائم بیآغازد، قطایع از میان مى رود دیگر اقطاعى در میان نخواهد بود…

امروزه در کشورهاى دنیا، شیوه هاى درآمد – با اکثریت قاطع – نامشروع وظالمانه است. بیشتر درآمدهاى پولى با شیوه هاى ربوى است، بسیارى از زمینها غصب شده است. بسیارى از مبادلات بازرگانى با سودهاى زیاد وغیرمنصفانه انجام مى گیرد، ویا با انحصارگراییها واعمال اجبارها واضطرارهایى است که همه مستلزم ظلم است، وسود حاصل از آن غصب وحق محرومان است. شرکتهاى بزرگ با شیوه هاى انحصاراتى وبراساس (بخس) وکم بها دادن به کار وکالاى مردم، پولهایى به دست مى آورند که حق دیگران است. تبانیها وقراردادهایى پنهانى صورت مى گیرد وحقوق کارگر وکشاورز ومردم پایین دست بسیار کمتر از حقشان پرداخت مى شود. کالاهایى تولید مى شود واز آن درآمدهایى تحصیل مى گردد که به زیان جامعه ومردم است. واینها نیز درآمدهاى بزرگ وظالمانه اى است که رایج است. وبدینسان است دیگر اموالى که هر کدام به نوعى ظلم واستثمار وغصب است. ودر دوران ظهور، اینها همه به خزانه دولت حق وعدل بازمى گردد وبه مصرف اصلى مى رسد.

۹- استفاده از همه اموال (اموال عمومى، خصوصى)

امام مهدى علیه السلام براى پیشبرد اهداف انقلاب – طبق تعبیر برخى از احادیث – از همه اموال خصوصى وعمومى بهره مى گیرد.

در احادیثى آمده است که همه اموال دنیا نزد امام مهدى علیه السلام گرد مى آید، وامام آنها را میان مردمان طبق قانون عدل وبر اساس نیاز ورسیدن به رفاه وبى نیازى تقسیم مى کند:

امام باقر علیه السلام

… وتجمع الیه (القائم) اموال الدنیا من بطن الارض وظهرها، فیقول للناس: تعالوا الى ما قطعتم فیه الارحام وسفکتم فیه الدماء الحرام، ورکبتم فیه ما حرم الله – عزوجل – …(۲۸)

د مهدى علیه السلام گرد آید، آنچه در دل زمین است وآنچه بر روى زمین، آنگاه مهدى به مردمان بگوید: (بیایید! واین اموال را بگیرید! اینها همان چیزهایى است که براى به دست آوردن آنها قطع رحم کردید وخویشان خود را رنجاندید، خونهاى بناحق ریختید، ومرتکب گناهان شدید، بیایید وبگیرید!.(۲۹)

در این حدیث که نمونه هاى دیگرى نیز دارد، اموال به طور مطلق آمده است واین اموال عمومى، چون انفال وثروتهاى طبیعى ومالیاتهاى اسلامى وبیت المال را شامل مى شود وبا اطلاق وکلیتى که دارد ممکن است اموال شخصى وفردى بر اساس مالکیتهاى خصوصى را نیز در بر گیرد، یعنى همه اموال از هر کس وهر راه باشد نزد حضرت گرد مى آید واز آن مرکز، عادلانه وبرادرانه میان همه افراد انسانى توزیع مى شود. شاید اینگونه تعالیم به اصلى نظر دارد که در تعالیم ما رسیده است که امام مالک همه اموال است ومالکان خصوصى امانتدارانى بیش نیستند. (… مناسب است که نظریه کوبنده اى را در اموال در اینجا بیاوریم که هر نوع مالکیتى را رد مى کند چه رسد به مالکیتهاى کلان. شیخ بزرگوار ثقه الاسلام محمد بن یعقوب کلینى، صاحب (کافى) مالکیت شخصى را از هر کسى نفى مى کند در هر چیز … واین راى در کافى جلد ۱/۴۰۷ و۵۳۸، آمده است…)(۳۰) در مورد مالکیت زمین احادیث زیادى رسیده است که زمین ملک امام است.

امام صادق علیه السلام:

… کان امیرالمؤمنین علیه السلام یقول: من احیى ارضا من المؤمنین فهى له وعلیه طسقها یؤدیه الى الامام فى حال الهدنه فاذا ظهرالقائم فلیوطن نفسه على ان توخذ منه.(۳۱)

– … امیر مؤمنان چنین گفت: هر کس زمینى را آباد کند آن زمین مال اوست وباید مالیاتى را به امام بدهد در دوران صلح (و آرامش پیش از ظهور)، وآنگاه که رستاخیز قائم بیآغازد مطمئن باشد که زمین از او گرفته مى شود.

اینها نمونه اى از تعالیم ما درباره مالکیت زمین در دوران پیش از ظهور وپس از ظهور بود که نظریه مالکیت امام(۳۲) را تثبیت مى کند. در تعالیم دیگرى از مالکیت اموال – بویژه دریرى بیشترى سخن رفته است:

امام باقر علیه السلام:

– فى قوله تعالى: (فلما احسوا باسنا اذاهم منها یرکضون لا ترکضوا وارجعوا الى ما اترفتم فیه…)(۳۳) یعنى الکنوزالتى کنتم تکنزون.(۳۴)

– درباره این آیه قرآن: (چون عذاب ما را حس مى کردند به ناگاه از آنجا مى گریختند. مگریزید. به ناز وکاموریهاى خود و.. . بازگردید…)

منظور گنجهایى است که ذخیره کردند.

این آیه در حدیث امام باقر علیه السلام، به ویژگیهاى دوران ظهور تفسیر شده است.

امام صادق علیه السلام:

موسع على شیعتنا ان ینفقوا مما فى ایدیهم بالمعروف، فاذا قام قائمنا حرم على کل ذى کنز کنزه حتى یاتیه فیستعین به على عدوه وذلک قول الله: (الذین یکنزون الذهب والفضه ولا ینفقونها فى سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم)(۳۵).(۳۶)

– شیعیان ما اجازه دارند از اموالشان در راه کار نیک انفاق کنند، لیکن هر گاه قائم ما قیام کند هر کس مالى گنج وذخیره کرده است بر او حرام مى گردد، تا اموالش را به امام قائم دهد، وامام آنها را در راه سرکوب دشمنان (دین حق) بکار برد. واین معناى قول خداست: (کسانى را که زر وسیم مى اندوزند ودر راه خدا انفاق نمى کنند، به عذابى دردآور بشارت ده).

مساله (کنز) در قرآن مطرح گشته وبا لحنى قاطع وکوبنده ممنوع اعلام شده است،(۳۷) لیکن در اثر بدآموزى ونفوذ اشرافیگرى در حوزه اسلام، این اصل مورد توجه وعملکرد قرار نگرفته است. در رستاخیز ظهور که دوران عرضه اسلام ناب وخالص وبى پیرایه است این اصل اجرا مى شود، وهمه اموال کنز شده جامعه، خود از جمله بودجه وسرمایه انقلاب جهانى مهدوى مى گردد، وامام از آنها براى ساختن جامعه آرمانى اسلامى وایجاد رفاه وبى نیازى عمومى وسرکوب دشمنان دین خدا – طبق تعبیر حدیث – بهره مى گیرد.(۳۸)

۱۰- کنترل ونظارت دقیق مرکزى

از جمله عوامل بسیار مهمى که امام مهدى علیه السلام در پرتو آن نابسامانیهاى اقتصادى وویرانى امور معاش را برطرف مى سازد،ى جهانى اسلامى است بر جریان اقتصادى ومعیشتى تمام جماعات بشرى. امام با مرکزیت واحد وایدئولوژى واحد که ترتیب مى دهد، کل منابع ثروت ودرآمد را بدون حیف ومیل وتبعیض وامتیاز، در اختیار کل جامعه بشرى مى گذارد، وهمه امکانات را به تساوى تقسیم مى کند، همه سرمایه گذاریها به تساوى وعادلانه انجام مى گیرد. واز این رهگذر حرکت خودسرانه وآزمندانه گروهى مال پرست در بخشهاى خصوصى واطرافیان حکومتها ومراکز قدرت، که با چپاول ثروتها وتصاحب سرمایه ها به مکیدن خون محرومان مى پردازند، کنترل دقیق مى شود، وعوامل اصلى فقر وکمبود – که سرمایه داران وزراندوزانند – از میان مى رود.(۳۹)

در پایان این بخش، تذکر این نکته نیز لازم است: آنچه درباره انقلاب حضرت مهدى علیه السلام گفته مى شود یا به قلم مى آید، نسبت به آنچه خواهد شد ومسائل وطرحها وبرنامه هایى که در آن دوران سراسر عدل وداد وشناخت وآگاهى ونظم وحق وحقوق وعلم وفن ودانش وایمان عرضه خواهد گشت، قطره اى است از دریا، والبته (روشن است که آگاهى کامل از تمام آن مسائل – که پس از ظهور رخ مى دهد – در دوران پیش از ظهور دشوار است براى هر کس در هر درجه از آگاهى واندیشمندى. آرى (در این راستا) مهم شناخت برخى از این روشهاست که قوانین عمومى اسلامى آن را روشن مى سازد واحادیث ویژه اى است که در این باره رسیده است).(۴۰)

 

 

 

 

پى نوشت ها:

(۱) طبق برآوردهاى دقیق آمارى وفنى، عامل اصلى عقب ماندگى بخشهاى عظیمى از جامعه بشرى، کشورهاى پیشرفته وثروتمند است، زیرا که اگر عقب ماندگى، عقب ماندگى فرهنگى است این کشورهاى پیشرفته اند که مانع پیشرفت فکر وفن وفرهنگ در اجتماعات عقب مانده اند، زیرا که رشد فرهنگ وتکنولوژى را در میان اجتماعات عقب افتاده مانع سلطه سیاسى ونظامى واقتصادى خود مى دانند. علت عقب افتادگى اقتصادى در کشورهاى عقب مانده نیز کشورهاى پیشرفته است، زیرا نیاز به واردات صنعتى کشورهاى پیشرفته اگر از میان برود، تولیدات این کشورها بدون مشترى وبازار مى ماند. عقب افتادگى نظامى نیز وضعش روشن است وچون پدیده شوم عقب افتادگى در همه بخشها به هم مربوط است، بنابراین درمان درد بزرگ عقب ماندگى وحذف عنوان جهان ارد جز از میان برداشتن عامل اصلى آن یعنى متلاشى کردن مراکز قدرت وسلطه، این آرمان بزرگ والهى در آن دورات سعادت آفرین تحقق مى یابد، ومراکز سلطه وقدرت وزور وسرمایه دارى در عالم متلاشى مى گردد، وتوده هاى انسانى از یوغ فشار وسلطه جویى کامروایان تاریخ آسوده مى گردند.

(۲) به کتابهاى دیکتاتورى کارتلها، ترجمه واقتباس دکتر همایون الهى،۱۳۶۳ امیرکبیر و(جهان مسلح، جهان گرسنه)، ویلبرانت، ترجمه همایون پور، سازمان انتشارات وآموزش انقلاب اسلامى چاپ اول ۱۳۶۵ و(چگونه نیمى دیگر مى میرند)، سوزان جرج، ترجمه مهدى قراچه داغى، پژمان،۱۳۶۳٫ و(امپریالیسم وعقب ماندگى)، دکتر همایون الهى، شرکت آموزش فرهنگى اندیشه،۱۳۶۷. و(اقتصاد سیاسى سرمایه دارى) و… مراجعه شود.

(۳) کمکهاى جهانى ومؤسسات بین المللى سازمانهاى خواربار ودیگر سازمانهاى جهانى تنها براى ایجاد وابستگى وبازار مصرف وسلطه اقتصادى بیشتر است. براى توضیح بیشتر به کتابهاى: (چگونه نیمى دیگر مى میرند) و(امپریالیسم وعقب ماندگى) و(سیطره جهانى) وبخصوص (دیکتاتورى کارتلها) ودیگر کتابها در این زمینه مراجعه شود.

(۴) (…پاسخ این سؤال که مسندنشینهاى غرب چه اقدامى براى از میان بردن گرسنگى مى توانند انجام دهند؟ تنها یک چیز است وآن اینکه … فقرا را به حال خودشان بگذارند…) (چگونه نیمى دیگر مى میرند)،۲۱۳٫ (وقتى امروزه از کمیابى سخن مى گوییم باید آن را در متن سیاست مللى جستجو کنیم که عرضه فعلى غذایى جهان را کنترل مى کنند وشرکتهاى عظیمى که بر تجارت غذا مسلط هستند… (و به این نتیجه مى رسیم که) تنها انسان خالق (کمیابى) است، مدرک سابق، ۱۷۵ -۱۷۶.

(مصرف کنندگان بازیچه غولهاى کشاورزى تجارتى هستند)، مدرک سابق،۲۱۳٫

(در حقیقت صاحبان این کارتلهاى چند ملیتى هستند که سرنوشت اقتصاد ودر نتیجه سیاست کشورهاى جهان را در دست دارند… تسلط کارتلها… بر جهان جز ازدیاد فقر علمى واقتصادى براى ملتها وحتى مردم کشورهاى صنعتى حاصلى به بار نمى آورد…)، (دیکتاتورى کارتلها)، ۱۹ . ۶۸.

(۵) (کافى)۳/۵۶۸.

(۶) (کافى) ۱/۵۴۲٫

(۷) (کافى ) ۸/۳۲; (مستدرک نهج البلاغه)/ ۳۱; (الحیاه) ۲/۴۹۳٫

(۸) (بحار) ۵۱/۷۸.

(۹) (بحار) ۵۱/۸۸.

(۱۰) (بحار) ۵۱/۱۲۳٫

(۱۱) (تفسیر عیاشى) ۱/۶۶; (بحار) ۵۲/۲۲۴.

(۱۲) (بحار)۵۲/۳۹۰; (غیبت نعمانى)/۲۳۷، با اندک اختلاف.

(۱۳) (بحار) ۵۲/۳۳۷.

(۱۴) مطالعه آمار وارقام منتشره از طرف سازمانهاى خواروبار وتولید ومصرف جهانى وآمارهاى اقتصادى کشورها، این موضوع را ثابت مى کند، که تنها از اضافه غذایى که در برخى کشورهاى سرمایه دارى در ظرفهاى زباله مى ریزند یا مصرفى افزون از حد دارند ومواهب طبیعى را اسراف مى کنند مى توان برخى کشورهاى پر جمعیت جهان را به خوبى تغذیه کرد. در اینجا به چند نمونه آمارى اشاره مى شود:

(… تفاوت مصرف غذایى در جهان قابل توجه است. در تئورى مى توان مطرح کرد که مصرف عظیم غیر ضرورى کشورهاى غنى ممکن است به کشورهاى فقیر انتقال یابد، اما حتى اگر چنین انتقالى امکان پذیر یا قابل قبول باشد فقط باعث بهبود سطح تغذیه کشورهاى فقیر تا حد رضایت بخش اندگى)، ۲۵. بى. پى. کول. ترجمه ذوالفقارپور ومحمود ریاضى امیرکبیر ۱۳۶۵

(در جهان امروز تمام منابع عملى ومهارتهاى فنى لازم را براى تغذیه کره زمین وحتى جمعیتى بیشتر را در اختیار دارد. اما مشکل گرسنگى وفقر از این ناشى مى شود که در هر جامعه ابتدا اغنیا تغذیه مى کنند ومقدار نامتناسبى از غذاى موجود را مصرف مى کنند).

(چگونه نیمى دیگر مى میرند)،۸ و۱۰.

(در سالهاى اخیر دنیا، سالانه حدود ۲۵۰ میلیون تن غله ودانه هاى غذایى تولید کرده وکشورهاى توسعه یافته با داشتن فقط ربع جمعیت جهان، نیمى از این تولیدات را مصرف مى کنند. حیوانات آنها یک چهارم تمامى غله دنیا را مى خورند که معادل است با غذاى مصرفى ۳/۱ میلیارد مردم چین وهند).

چگونه نیمى دیگر مى میرند،۸ و۱۰.

( در … آمریکا سالانه به تنهایى براى سرسبز نگاهداشتن زمینهاى گلف، چمنها وقبرستانها بیش از ۲ میلیون تن کود شیمیایى از بین مى رود واین مقدار معادل است با کمبود کود مصرفى در کشورهاى عقب نگهداشته شده. اگر این مقدار کود در کشورهاى جهان سوم مصرف مى شد مى توانست اضافه تولیدى برابر ۱۵ تا ۲۰ میلیون تن غله داشته باشند).

(دیکتاتورى کارتلها)، ۲۲۴.

نمونه دیگر: مصرفهاى اضافى واسرافى هزینه هاى سرسام آور نظامى است: (اکنون همه کارشناسان سرشناس، وحتى کارشناسان محافظه کار، به این نتیجه رسیده اند که تنها راه چیرگى بر بحران مالى جهان، جابه جا کردن اعتباراتى است که به هزینه هاى نظامى اختصاص یافته است… بر باد دادن بى حساب اعتبارات دولتى در راه سیاستهاى تسلیحاتى از عوامل مهم برانگیزنده مشکلات کنونى اقتصاد جهان است این حرف را حتى مى توان به شکل صریحترى بیان کرد: مسابقه تسلیحاتى راه را بر بهبود ورشد اقتصادى جهان مى بندد).

(… با هزینه تولید یک هواپیماى جنگى مى توان حدود ۰۰۰/۴۰ داروخانه روستایى برپا کرد… هزینه تولید زیردریایى هسته اى مساوى است با مجموعه بودجه هاى آموزشى ۲۳ کشور رو به رشد با ۱۶۰ میلیون کودک که در سنین مدرسه رفتن هستند).

(جهان مسلح، جهان گرسنه)،۵۶ و۹۲٫

موضوع مهم دیگرى که در این ارتباط قابل دقت است گرسنگیها وکمبودها وقحطیهاى مصنوعى است که توسط سرمایه داران وکارتلها وتراستها پدید مى آید. این نیز نقش مهمى در کمبودها دارد زیرا که (در زمینه بحران گرسنگى جهانى (شرکتهاى کشاورزى تجارتى) نقش مهمى ایفا مى کنند این شرکتها از زمین ونیروى کار کشور میزبان براى تولید غذا… جهت صدور به کشورهاى توسعه یافته اى که بیشترین بها را براى محصول مى پردازند، استفاده مى کنند وبدینگونه در قحطى عمدى آن کشورها بنحو مؤثرى مشارکت دارند).

(چگونه نیمى دیگر مى میرند) ۷ ۲۰۵.

(۱۵) عدالت اجتماعى ص ۲۳ -۵۷.

(۱۶) (بحار) ۵۲/۳۹۰.

(۱۷) (ولو ان اهل القرى امنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء والارض): (اگر مردم آبادیها ایمان آورده وتقوا پیشه ساخته بودند،ویشان مى گشودیم…) اعراف ۷/۹۶.

(۱۸) (بحار) ۵۱/۸۳٫

(۱۹) سوره نوح (۷۱): ۱۰ – ۱۲٫

(۲۰) (بحار) ۱۰/۱۰۴.

(۲۱) (کمال الدین) ۱/۲۳۱.

(۲۲) (موسوعه الامام المهدى )، (الکتاب الثالث)، ۷۸۰، به نقل از اعلام الورى/۴۱۳٫

(۲۳) (نهج البلاغه)/ ۴۲۵.

(۲۴) (کمال الدین ) ۱/۳۳۱.

(۲۵) به کتاب دیکتاتورى (کارتلها) و(امپریالیسم وعقب ماندگى) و(چگونه نیمى از دیگر مى میرند) و(جهان مسلح، جهان گرسنه) و… رجوع شود تا معلوم گردد که چگونه سرمایه ها وکالاها وهمه منافع ومنابع انسانهاى مظلوم در سراسر جهان به جیب عده اى بسیار اندک (در مقایسه با افراد جامعه بشرى) روانه مى گردد.

تنها در اینجا به یک اعتراف اشاره مى شود: ( از نتایج بارز پیشرفت علم وتوسعه اقتصادى در جهان کنونى، حاکمیت یک گروه کوچک بر زندگى مادى جهان از یک سو واز سوى دیگر فقر، گرسنگى وعقب افتادگى بیش از سه چهارم از انسانهاى روى زمین است… یکى از علل توسعه این بى عدالتیهاى اجتماعى را مى توان در وجود کارتلهاى چند ملیتى جستجو کرد). (دیکتاتورى کارتلها)، ۱۹٫

(۲۶) (خورشید مغرب)/ ۳۱، به نقل از (المهدى الموعودالمنتظر) ۱/۲۷۹٫

(۲۷) (بحار) ۵۲/۳۰۹; (در فجر ساحل)/۳۹٫

(۲۸) (غیبت نعمانى)/۲۳۷.

(۲۹) (خورشید مغرب)/۳۳٫

(۳۰) (الحیاه) ۴/۱۸۶.

(۳۱) (وسائل)۶/۳۸۲٫

(۳۲) مالکیت امام به عنوان منصب است یعنى مالکیت دولت اسلامى، از این رو مالکیت در اسلام از اشکال مالکیت عمومى واجتماعى شمرده مى شود، زیرا که امام ودولت اسلامى، اموال را در راه سالم سازى اقتصاد جامعه وایجاد تعادل وتوازن اقتصادى ورفع نیازهاى عمومى، صرف مى کند. براى توضیح بیشتر به (الحیاه) ج ۶ ص ۲۲ وج ۲ ص ۴۸۴ -۴۹٫ مراجعه شود وهمچنین (اقتصادنا) بخش: (نظریه توزیع ما قبل الانتایج: نظریه توزیع قبل از تولید) ص ۴۳۳ به بعد وبخش: (مسؤولیه الدوله فى الاقتصادالاسلامى: مسؤولیت دولت در اقتصاد اسلامى) ص ۶۹۷ به بعد، دیده مى شود.

(۳۳) سوره انبیاء (۲۱): ۱۲ و۱۳٫

(۳۴) (تفسیر عیاشى) ۲/۶۰; (آیات الباهره)، ۹۷.

(۳۵) سوره توبه (۹): ۳۴.

(۳۶) (تفسیر عیاشى) ۲/۸۷; (وسائل)۶/۳۸۱ و۳۸۲ با اندکى اختلاف.

(۳۷) براى روشن شدن این موضوع به (الحیاه) ج ۴ ص ۱۶۰ به بعد رجوع شود.

(۳۸) در بخش (مساوات) این موضوع به مناسبتى مشروحتر آمده است.

(۳۹) اقتصاددانان چنین مى گویند: (… باید درباره مکانیزمهایى به سازگارى رسید که ایجاد وتوزیع یک پول بین المللى جهت تسویه حساب بانکهاى مرکزى را ممکن کند. این پول، به عنوان ذخیره اعتبارى اصلى بین المللى، جایگزین پولهاى ملى خواهد شد…)، (دنیا نمى تواند امیدى به کامیابى اقدامات بلندمدت داشته باشد، مگر آنکه به انجام یک برنامه عمل فورى تن در دهد… در این برنامه اضطرارى باید به چهار زمینه اصلى وگسترده توجه داشت… چهارم: انجام اصطلاحات بنیادى در نظام اقتصادى بین المللى … برپایى یک نظام کارآمد مالى وپولى بین المللى به صورتى که تمام کشورها بتوانند با حقوقى برابر در آن مشارکت داشته باشند…) (جهان مسلح، جهان گرسنه)/ ۱۸۵ و۳۵۱ و۳۵۲٫

(۴۰) (موسوعه الامام المهدى)، الکتاب الثالث، ۷۷۰. محمد الصدر، مکتبه الامام امیر المؤمنین العامه، اصفهان.


  • تاریخ ارسال : ۱۴ تیر ۱۳۹۵
  • تعداد بازديد :
  • موضوع : مقالات مهدوی , مهدی شناسی
  • کلمات کلیدی :