پرتال تبیان مهدویت
لینک های اصلی
پرتال تبیان مهدویت

image_pdfimage_print

هاشميه، پيروان ابو هاشم عبد الله بن محمد بن حنفيه هستند.(15) اين فرقه اعتقاد داشتند که محمد مرده است؛ اما پسرش امام است وبعد از او ابو هاشم مهدى است ونمرده وحتى مى تواند مردگان را هم زنده کند.(16) وى فرد با نفوذ ومرد شجاعى بوده وقيام هاى مخفيانه اى عليه بنى اميه داشته است؛ البته با انگيزه سياسى، نه مذهبى ودر زمان سليمان بن عبد الملک مى زيست. حاکم اموى چون نفوذ شخصيت ابو هاشم را ديد، او را به دمشق فرا خواند ودر راه شيرى زهرآلود به او دادند؛ که بر اثر همين زهر از پاى درآمد.(17) برخى مرگ او را باور نداشتند وقائل به غيبت ومهدويت او شدند.(18) البته مهدويت ابو هاشم از ساخته هاى عباسيان مى باشد.(19) عباسيان با جعل اين فرقه توانستند با مطرح کردن دروغين وصيت ابو هاشم به يکى از سران بنى عباس حق حکومت را از آل على (عليهم السلام) به خود منتقل سازند وبدين وسيله مردم را به تبعيت از خود فرا خواندند.

اين گروه الان وجود خارجى ندارند؛ گو اينکه فرقه بيانيه، پيروان بيان نهدى، که معاصر امام باقر (عليه السلام) بودند هم به مهدويت ابو هاشم اعتقاد داشتند.(20)

البته در زمان خود ابو هاشم چنين اعتقادات مذهبى درباره او نبوده است.

عمر بن عبد العزيز

سعيد بن مسيب قائل به مهدويت وى شده است.(21) عمر بن عبد العزيز، هشتمين خليفه امويان بود، که به مدت دو سال و5 ماه خلافت کرد؛ يعنى از صفر سال 99 ه. تا رجب سال 101 ه.(22) روايت است که وى توسط مروانيان مسموم وبا زهر از پاى درآمد. نسب وى از طرف مادر به عمر بن خطاب مى رسد؛ يعنى مادرش دختر عاصم بن خطاب بوده است(23) وبرادرزاده عبد الملک مروان.

عمر بن عبد العزيز در مدينه ميان مسلمانان پارسا وآشنا به سنت اسلام تربيت شده بود. وى در مدت کوتاه خلافت خود کوشيد تا بدعت هايى را که پيشينيان او نهاده بودند، منسوخ کند. البته خدمات او را بايد با توجه به اوضاع تاريخى بررسى کرد؛ که آيا در واقع نيت او نسبت به اهل بيت (عليهم السلام) خير بوده، يا نه؟ که اين مقاله جاى بحث آن نيست.

سعيد بن مسيب در سال 94 ه.: 712م. از دنيا رفته است.(24) وى از امام سجاد (عليه السلام) روايت نقل کرده ودر محضر حضرت درس آموخته است.(25) سعيد بن مسيب امام را والاترين فقيه زمان مى دانست واحترام خاصى براى او قائل بود.

منابع وما خذ شيعه، سعيد را يکى از پيروان امام سجاد (عليه السلام) مى دانند؛ ولى اين موضوع نمى تواند درست باشد. در حقيقت گرچه سعيد احترام خاصى به امام سجاد (عليه السلام) مى گذاشت ويکى از دوستان صميمى آن حضرت نيز بود؛ ولى در مسائل حقوقى وشرعى نظريات مشترکى با آن حضرت نداشت؛ وحتى بعد از شهادت امام سجاد (عليه السلام) بر پيکر آن حضرت نماز نخواند.(26)

وى همان گونه که بيان شد، مدعى مهدويت عمر بن عبد العزيز شده بود. در حالى که نشانه هايى که از مهدى موعود در منابع روايى ذکر شده، هيچ کدام در عمر بن عبد العزيز وجود نداشت وچيزى دال بر اينکه خود عمر بن عبد العزيز هم مدعى مهدويت بوده، در منابع يافت نشد.

توجه به اين نکته مناسب است که درگذشت سعيد بن مسيب سال 94 ه. بوده؛ ولى درگذشت عمر بن عبد العزيز سال 101ه. مى باشد.

گروه ويا فرقه اى که پيرو اين ادعا باشند، يافت نشده است وکاملاً منقرض شده اند همچنين در منابع چيزى درباره غرض سعيد از چنين ادعايى يافت نشده است.

****************************************

(15) الملل والنحل، شهرستانى، ج 1، ص 150.

(16) غاليان، صفرى فروشانى، ص 89.

(17) تاريخ سياسى اسلام، حسن ابراهيم حسن، ج 1، ص 435، ترجمه ابو القاسم پاينده، سازمان انتشارات جاويدان، چاپ هفتم، 1371.

(18) تشيع در مسير تاريخ، دکتر جعفرى، ص 317.

(19) غاليان، صفرى فروشانى، ص 90 وص 140.

(20) فرق الشيعه، نوبختى، ص 48.

(21) المهديه فى الاسلام، سعد محمد حسن، ص 182.

(22) تاريخ سياسى اسلام، حسن ابراهيم حسن، ج 1، ص 402.

(23) همان، ص 403.

(24) معجم رجال الحديث، آيت الله العظمى خويى (ره)، ج 8، ص 137، چاپ سوم، بيروت، 1403 ه.: 1983م.

(25) همان، ص 133-132.

(26) همان، ص 135.


  • تاریخ ارسال : ۱۶ اسفند ۱۳۹۳
  • تعداد بازديد :
  • موضوع : آسيب شناسي تربيتي و مهدويت , آسیب شناسی , استكبار جهانى و مهدى باورى , استكبار جهاني و مهدويت , مهدی شناسی , مهدی و منحرفین , مهدی وآخرالزمان , مهدی وخرافات , مهدی وگروههای منحرف , مهدی ومدعیان دروغین , هزاره گرايى
  • کلمات کلیدی :