پرتال تبیان مهدویت
لینک های اصلی
پرتال تبیان مهدویت

image_pdfimage_print

پيدايش اين فرقه، بعد از شهادت حضرت على (عليه السلام)، سال 40ق، مى باشد. اينان اولين دسته اى هستند که در اسلام قائل به غيبت على (عليه السلام) وبازگشت او شدند وادعا کردند که او نمرده است.(11) آنها مى پنداشتند که على (عليه السلام) تا آخر الزمان باقى است وروزى خروج خواهد کرد وزمين را از عدل پر خواهد کرد؛ چنان که از ظلم پر شده است.(12) اولين بار (عبد الله بن سبأ) قائل به رجعت على (عليه السلام) شد وفکر رجعت را ميان شيعه القا کرد. بغدادى مى گويد: (سبائيه نسبت به على (عليه السلام) غلو کردند وگمان کردند او نبى است وحتى گمان کردند او خداست).(13)

سبائيه غلو را دربارهِ على (عليه السلام) به حد اعلا رسانده بودند ومعتقد به ويژگى خارق العاده على (عليه السلام) بودند. البته بنابر قولى به آنان (طياره)(14) وبنابر قولى (سحابيه)(15) هم مى گويند. آنها معتقدند که على (عليه السلام) نمرده ودر ابرهاست. البته اهل اخبار، مخالفان عثمان را مطلقاً (سبائيه) مى ناميدند.(16)

در مورد خود (عبد الله بن سبا) بايد گفت، که اولين بار نام او در کتاب تاريخ طبرى، با روايت سيف بن عمرو، آمده است، که نقل مى کند: (او مردى يهودى از صنعا، از مادرى سياه پوست بود ودر زمان عثمان مسلمان شد؛ به اين قصد که در پوشش اسلام شروع به فساد کند واسلام را براندازد؛ ودر قتل عثمان هم شريک بود).(17)

ودر جاى ديگر، طبرى بنابر قول سيف بن عمرو روايتى را نقل مى کند که: (دو سپاه على (عليه السلام) وبصره توافق به صلح کردند (در جنگ جمل)؛ اما قاتلان عثمان اين امر را به صلاح خود نمى ديدند؛ از اين رو شبانه توطئه کردند وبه هر دو سپاه حمله کردند وهر دو را به جان هم انداختند).(18)

در ميان مورخان، اولين بار طبرى اين روايات را از زبان سيف بن عمرو نقل کرده وبعد اين افسانه به ديگر تاريخ نويسان رسيده است. البته مورخان بزرگى همچون يعقوبى (متوفي284ه)، بلاذرى (متوفى 279ه)، ابن سعد (متوفى 230ه) از ابن سبا اسمى نياورده اند.

علامه عسکرى در کتاب عبد الله بن سبا (19) به تفصيل درباره شخصيت عبد الله بن سبا سخن گفته است وساختگى بودن آن را ثابت مى کند؛ ودر مورد سيف بن عمرو تميمى (متوفى 170 ق) هم مى فرمايد که، وى عدنانى بوده وسعى فراوانى در تصرف تاريخ نموده است؛ از اين رو عبد الله بن سبا هم از طراحى هاى اوست؛ تا بدين وسيله اختلافات مهم دنياى اسلام وعقايد مهم شيعه را به عبد الله بن سبا نسبت دهد؛ تا چنين وانمود کند که اصل اين عقايد از يهود گرفته شده است.

البته سيف بن عمرو در ميان رجال نويسان اهل سنت متهم به زندقه وکفر شده است.

همان گونه که معلوم شد، سبائيه چنين ادعايى را نسبت به امام على (عليه السلام) داشتند. ولى پر واضح است که هيچ گاه امام على (عليه السلام) چنين ادعايى نکرده بودند.

انگيزه اصلى سبائيه يا سحابيه، غلوگويى نسبت به امام على (عليه السلام) است؛ البته نبايد دست هاى معاندان شيعه در انتساب تحريف گونه اين عقايد به ابن سبا را فراموش کرد. متأسفانه حتى برخى از شيعيان هم (مانند نوبختى در فرق الشيعه واشعرى در المقالات والفرق) بدون توجه به لوازم اين انتساب، در کتب خود نام او را ذکر کرده اند؛ در حالى که جمع کثيرى از اهل سنت وجود ابن سبا را انکار کرده اند؛ مانند: طه حسين(20)، دکتر على وردى(21)، محمد کرد على(22)، احمد محمود(23)، دکتر کامل مصطفى شيبى(24) وبرخى مستشرقان؛ مانند: دکتر برناد لويس، ولهاوزن، فريد ليندر وديگران.(25)

در مورد نام ديگر سبائيه؛ يعنى سحابيه، بايد متذکر شد که اين مطلب موهوم است. اصل مطلب از اين قرار است که پيامبر اکرم (صلى الله عليه وآله وسلم) عمامه اى داشت به نام سحاب، که در عيد غديرخم يا در مناسبت ديگر آن را به امام على (عليه السلام) بخشيد. پس از آن گاهى که امام على (عليه السلام) با آن عمامه بر پيامبر اکرم (صلى الله عليه وآله وسلم) وارد مى شد، پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) مى فرمود: (جاء على فى السحاب)، (على (عليه السلام) در حالى که عمامه سحاب بر سر اوست، آمد) نه اين که على (عليه السلام) که در ابرهاست آمد. بعدها فرقه نويسان اين جمله را تحريف کرده وآن را به طرفداران ابن سباى ساختگى نسبت دادند.(26)

در مورد سبائيه چند نکته قابل ذکر است:

الف) اين طائفه منقرض شده اند وادعاى آنان هم باطل است.

ب) روايات فراوانى وجود دارد، که در آنها به تعداد ائمه (عليهم السلام) تصريح شده است.

ج) مسأ له به شهادت رسيدن حضرت على (عليه السلام)، از مشهورترين حوادث تاريخ است.

د) حضرت على (عليه السلام) در هيچ جا چنين ادعايى نداشته؛ بلکه خبر از آمدن قائم آل محمد (عجل الله فرجه) مى دهد.

اصبغ بن نباته مى گويد:

(نزد امير المؤمنين (عليه السلام) رفتم واو را متفکر وخيره شدهِ به زمين يافتم. عرض کردم: يا امير المؤمنين! چگونه است که شما را متفکر وخيره شده به زمين مى بينم؟ آيا نسبت به آن راغب شده اى؟ فرمود: نه والله! هرگز نه راغب زمين ونه راغب دنيا گشته ام؛ ولى درباره فرزندى که از صلب من ويازدهم از اولاد من است، تفکر مى نمودم. اوست آن مهدى که زمين را پر از عدل وداد مى کند، پس از آن که از ظلم وجور پر شده باشد. او را حيرتى وغيبتى است، که در آن گروهى هدايت وگروهى گمراه مى شوند..).(27)

********************************

(11) تاريخ شيعه وفرقه هاى اسلام، دکتر محمد جواد مشکور، ص 127، انتشارات اشراقى، چاپ ششم، تهران، 1379.

(12) الغيبه، شيخ طوسى، ص 197، تحقيق عباد الله الطهرانى والشيخ على احمد ناصح، انتشارات مؤسسه المعارف الاسلاميه، قم، چاپ دوم، 1417 ق.

(13) المهديه فى الاسلام، سعد محمد حسن، پاورقى ص 94، طبع مصر، 1353م.: 1373ه.، دار الکتاب العربى.

(14) عبد الله بن سبا، علامه عسکرى، ج 3، ص 209، مترجمان: محمد صادق نجمى وهاشم هريسى، چ اول، انتشارات مجمع علمى اسلامى.

(15) همان.

(16) تاريخ اسلام، دکتر على اکبر فياض، ص 140، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ نهم، بهار 1378.

(17) محمد بن جرير طبرى، تاريخ الرسل والملوک، چاپ اول، بيروت، دار الکتب العلميه، 1407ق، ج 2، ص 647.

(18) تاريخ طبرى، ج 3، ص 38.

(19) عبد الله بن سبا، علامه سيد مرتضى عسکرى، ج 3 (ترجمه فارسى).

(20) طه حسين، الفتنه الکبرى على وبنوه، قاهره، دار المعارف، ص 98.

(21) دکتر على وردى، وعاظ السلاطين، ص 175، بغداد، کليه الاداب والعلوم، 1954 م.

(22) محمد کرد على، خطط الشام.

(23) احمد محمود، نظريه الامامه.

(24) دکتر کامل مصطفى شيبى، الصله بين التصوف والتشيع، چاپ دوم، قاهره، دار المعارف.

(25) غاليان، صفرى فروشانى، ص 79-77.

(26) عبد الحسين احمد امينى نجفى، الغدير فى الکتاب والسنه والادب، ج 3، ص 293-290، چاپ سوم، بيروت، دار الکتاب العربى، 1387 ق.

(27) کمال الدين وتمام النعمه، محمد بن على بن بابويه (شيخ صدوق)، ج 1، ص 289، ح 1، تحقيق على اکبر غفارى، قم، مؤسسه النشر الاسلامى، 1416ه.


  • تاریخ ارسال : ۲۶ بهمن ۱۳۹۳
  • تعداد بازديد :
  • موضوع : آسیب شناسی , مقالات مهدوی , مهدی شناسی , مهدی وخرافات , مهدی وعصر ظهور , مهدی وفرقه ها , مهدی وگروههای منحرف , مهدی ومدعیان دروغین , هزاره گرايى
  • کلمات کلیدی : ,