پرتال تبیان مهدویت
لینک های اصلی
پرتال تبیان مهدویت

image_pdfimage_print

تا کنون با آن چه گذشت، روشن شد که سنّت قطعى الهى چه در ميان پيامبران وچه در ميان امامان معصوم (عليهم السّلام)، چنين استوار شده که هر پيشواى عادلى براى پيشبرد اهداف اش نيازمند به ياورانى است که پشت گرمى رهبر خويش را فراهم کنند؛ به گونه اى که آن رهبر، ايشان را تکيه گاه خويش بداند، اکنون بايد بگوييم، رهاورد بررسى احاديثى که علّت يا علت هاى غيبت امام دوازدهم (عليه السّلام) را بيان مى کند، به ما نشان مى دهد که يکى از بارزترين علّت هاى عدم ظهور، خوف آن حضرت بر جان خويش است. اين، نشانه ى آن است که امام زمان (عليه السّلام) نيز در زمانى قيام مى کند که اين مانع از ميان برداشته شده باشد؛ چرا که اگر حضرت مهدى (عليه السّلام) پيش از برطرف شدنِ اين مانع، ظهور کند، يقيناً، مورد آزار واذيّت دشمنان قرار مى گيرد وهمان عاقبتى که ديگر امامان داشتند در انتظار امام دوازدهم (عليه السّلام) هم خواهد بود.

در حديثى، زراره، يکى از ياران امام صادق (عليه السّلام) مى گويد: امام ششم (عليه السّلام) فرمود: (امام قائم (عليه السّلام) پيش از ظهور خويش، مدّتى از چشم ها غايب خواهد شد).. عرض کردم: (علّت آن چيست؟). فرمود: (يخاف القتل)؛ بر جان خويش بيمناک است).(14)

در روايت ديگرى، زمان پايان خوف وپنهان شدن آن حضرت از ديد صاحبان قدرت، به وقتى موکول شده که اذن بر نصرت ويارى اش از جانب خداوند متعال مورد تأييد قرار گرفته باشد.(15)

در کنار هم قرار دادن اين احاديث، به ما مى نماياند که نبودن اصحاب لايق وکارامدى که مسئوليّت حفاظت از جان امام دوازدهم (عليه السّلام) ويارى ونصرت وى در اوج تشکيل حکومت جهانى را بر عهده بگيرند، مانع اساسى در غيبت آن حضرت است.

مرحوم شيخ طوسى، بعد از آوردن روايات، اين چنين، مى افزايد:

ولمِثل ذالک اختفى رسول اللّه (صلّى اللّهُ عليه وآله وسلّم) فى الشعب تاره واُخرى فى الغار وقعد أمير المؤمنين (عليه السّلام) عن المطالبه بحقّه(16)؛ به خاطر خوف از قتل بود که رسول خدا (صلّى اللّهُ عليه وآله وسلّم) زمانى به شعب پناه برد وهنگامى هم در غار مخفى شد، وبه همين دليل بود که امير المؤمنين (عليه السّلام) از مطالبه وستاندن حق خويش صرف نظر کرد.

به راستى، آيا رفع اين مانع، يعنى زايل شدن خوف امام دوازدهم (عليه السّلام) بر جان خويش، قبل از فراهم آمدن ياران با وفا وکارامدى که ميثاق بر پاسدارى از آن حضرت بسته باشند، با ايثار وجانبازى خويش، دشمنان را از اطراف امام زمان (عليه السّلام) پراکنده کنند وبا شجاعت وسلحشورى از آن حضرت دفاع کنند، ممکن خواهد بود؟ در حديثى، امام سجاد (عليه السّلام)، اين نکته را مورد تاءييد قرار داده، فرموده:

… ثم يخرج الى مکّه والناس يجتمعون بها… فيقوم هو بنفسِهِ، فيقول: (ايّها الناس! انا فلان بن فلان؛ انا ابن نبى الله؛ ادعوکم الى ما دعاکم اِليه نبى الله).، فيقومون اِليه ليقتلوه، فيقوم ثلاثمئه وينيف على الثلاثمئه فيمنعونه منه…(17)؛ پس از آن که امام زمان (عليه السّلام) به سوى مکه روانه گشته ومردم در آن جا گِرداگرد آن حضرت جمع شوند… حضرت ايستاده ومى فرمايد: (اى مردم! من، فلانى فرزند فلانى هستم. من، پسر نبى خدا هستم. شما را به سوى آن چه پيامبر خدا بدان خواند، فرا مى خوانم).. در اين هنگام، عدّه اى بر مى خيزند تا آن حضرت را به قتل برسانند، امّا سيصد واندى از ياران حضرت مهدى (عليه السّلام) مانع اين کار شده (واز آن حضرت حفاظت مى کنند).

اين نکته، در احاديثى که از طرق اهل سنّت به ما رسيده، نيز مورد اشاره قرار گرفته است. در حديثى، محمّد بن حنفيه مى گويد: نزد حضرت على (عليه السّلام) بوديم که مردى درباره ى حضرت مهدى (عليه السّلام) از آن حضرت پرسيد. امير المؤمنين (عليه السّلام) در پاسخ فرمود:

… ذاک يخرج فى آخر الزمان. اِذا قال الرجل: (اللّه! اللّه!)، قُتل، فيَجمعُ الله تعالى له قوماً…(18)؛ او، در آخر الزمان خروج مى کند، هنگامى که آن مرد بگويد: (خدا! خدا!)، به قتل مى رسد، امّا خداوند متعال براى (دفاع از) او گروهى را جمع مى کند).

در اين رابطه مرحوم شيخ طوسى، در ابتداى فصل پنجم از کتاب الغيبه که درباره ى علّت غيبت امام زمان (عليه السّلام) نوشته شده است، چنين مى فرمايد:

هيچ علّتى مانع از ظهور آن حضرت نيست، مگر خوف وبيم ناکى وى بر جان خويش؛ چرا که اگر هر عاملى غير از اين در ميان بود، هرگز جايز نبود که امام زمان (عليه السّلام) از ديده ها مخفى بماند، بلکه بر او بود که مشقّت ها واذيّت ها را تحمّل کند؛ زيرا، جايگاه ومقام امامان وانبياء (عليهم السّلام) نزد خداوند با به جان خريدن سختى ها رفيع وبلند مى گردد.(19)

اين نکته، از منظر دانشمندان ديگرى مانند سيد بهاءالدين نجفى، نويسنده ى کتاب (منتخب الا نوار المضيئه) مخفى نمانده است. او نيز در اين باره مى گويد:

از آن جا که ظهور حضرت مهدى (عليه السّلام) سبب برپايى حدود واجراى بسيارى از احکام مى شود، وغيبت ونهان بودن وى باعث تعطيل شدن وکنارماندن بسيارى از حدود شريعت پيامبر اسلام (صلّى اللّهُ عليه وآله وسلّم) شده است، پى مى بريم که سبب اصلى در غيبت آن حضرت از ناحيه ى خداوند متعال وامام زمان (عليه السّلام) نيست؛ چرا که در اين صورت، لازم ميآمد که خدا وامام (عليه السّلام)، واجبى را که همان اقامه ى حدود واجراى دستورات اصيل اسلامى است، ترک کرده باشند وچنين چيزى برايشان محال است. بنابراين، بايد بگوييم، سبب اساسى در مخفى بودن امام عصر (عليه السّلام) از ديده ها، نبودن ياور وصلاحيّت نداشتن جامعه ونسل حاضر براى پذيرش آن امام همام است.(20)

در روايتى ذيل اين آيه ى شريف (يا ايّها الذين آمنوُا مَن يرتد منکم عن دينِه فسوف يأتِى اللّهُ بقومٍ يحبُّهم ويحبُّونه اذلّه على المؤمنين اعِزه على الکافرين يجاهدون فى سبيل اللّه ولا يخافون لومه لائم ذالک فضلُ الله يؤتيهِ مَن يشاء واللّه واسع عليم).(21)

امام صادق (عليه السّلام) چنين مى فرمايد:

صاحب اين امر(حضرت مهدى (عليه السّلام)) در پرتو اين آيه، در حمايت چنين ياران آگاه ودلاور محفوظ مى ماند.(22)

اين روايت شريف، در ضمن آن که ويژگى هاى ياران امام دوازدهم (عليه السّلام) را در پرتو آيه ى فوق مورد اشاره قرار مى دهد، يکى از وظايف مهم وغير قابل اغماض ايشان را حمايت وحفاظت از حضرت مهدى (عليه السّلام) برمى شمرد وآن را مورد تأکيد قرار مى دهد.

به راستى، امام موعود، انقلاب خويش را با يارى کدامين ياوران آغاز مى کند وبا پشتيبانى چه مردانى حکومت خويش را استمرار مى بخشد؟ آيا او که آخرين ذخيره ى خدا ويگانه منجى بشريت است، مى تواند به اميد يارانى که (همچون ياران على (عليه السّلام) از مردانگى جز صورت وقيافه اى را به ارث نبرده بودند ودر صفت به کودکان بى خرد مى ماندند ودر حقيقت همانند عروسان حجله نشين بودند)(23)، قيام کند؟

مهدى (عليه السّلام) که قيام خويش را در نهايت عزّت واقتدار آغاز مى کند وبا هدف گسترش آيين خدا در پرتو حکومت بلا منازع الهى ادامه مى دهد، دشمنانى کينه توزتر از خوارج، مکّارتر از معاويه لعنه اللّه وقدرت مندتر از عمروبن عبدُود پيش روى دارد در اين ميدان، نيازمند ياورانى است که در شجاعت وبصيرت وشيفتگى، مانند مالک وعمّار وميثم باشند، کارگزارانى که بازوان اجرايى حکومت اش باشند وعاملان اقامه ى عدل وبسطِ شريعتِ حيات بخش الهى در جامعه. شايستگى، توانمندى، استوار گامى وسلامت رفتارى آنان، بى گمان، مهم ترين نقش را در سامان يابى جامعه ى پس از ظهور در ابعاد مختلف ايفا خواهد کرد. به جهت کارايى، نيرومندى، شکست ناپذيرى وجمع شدن بسيارى از اوصاف والاى اخلاقى واعتقادى در ايشان، هنگامى که امام زمان (عليه السّلام) ظهور مى کند، ياران اش را نه فقط با نامِ يار وياور که با عنوان (خاصّان، ونزديکان ارج وقرب دار) براى يارى خويش فرا مى خواند.

در حديث مفضّل از امام صادق (عليه السّلام) اين طور آمده:

… فيصرخ صرخه فيقول! (يا معاشر نقبايى واهل خاصّتى ومَن ذخرهم اللّه لنُصرتى قبلَ ظهورى على وجهِ الارض! ائتونى طائعين…؛(24) اى گروه نزديکان من واى خاصّان من واى کسانى که خداوند براى يارى من، بر روى زمين پيش از ظهورم، ذخيره شان کرده بود! با رغبت نزد من آييد..)..

نکته ى جالب توجه ديگرى که در اين حديث شريف نمايان است، ونبايد مورد غفلت قرار گيرد، اين است که از عبارت: (وَمن ذخرهم لنصرتى قبل ظهورى على وجه الارض) چنين استفاده مى شود که ياران امام زمان، بايد پيش از ظهور ودر دوران غيبت ساخته شوند. از اين رو، زمان پيش از ظهور را بايد فرصت تکامل روحى، اعتقادى، سياسى، فرهنگى شيعيان در جهت آمادگى براى يارى امام دوازدهم (عليه السّلام) دانست.

اين نکته، با بررسى احاديثى که در اين باره به دست ما رسيده اند، تکميل مى شود؛ چرا که در برخى از روايات، ساعت ظهور آن مُصلح کلّ، چنين گزارش شده است که آن حضرت قبل از آن که کنار کعبه برود وبا تکيه بر آن، باصداى دل آراى خود، آغاز حکومت وقيام خويش را به گوش جهانيان برساند، در مکانى به نام (ذى طوى) در انتظار آن سيصد وسيزده يارِ خاصّ اش، توقّف مى کند وبعد از آمدن وپيوستن ايشان به امام خويش، امام مهدى (عليه السّلام) به همراه آنان به کنار کعبه رفته وظهور وبروز خويش را اعلام مى کند.(25)

علاوه بر آن، حضرت اش، دست به هيچ گونه اقدام نظامى نخواهد زد، مگر آن که حدّاقلّ ده هزار نفر هوادارِ پا در رکاب براى سپاهش جمع شوند.(26)

تمامى اين روايات ومطالب گهر بار نهفته در لابه لاى احاديث، به ما مى نماياند که از جمله عوامل اساسى وغير قابل چشم پوشى در تشکيل يک حکومت جهانى که قصد بنيان کنى ريشه هاى ظلم وفساد وپى ريزى نظام آرمانى تمام اولياى خدا، از آدم تا خاتم را دارد، برخوردارى از ياورانى کارامد، استوار گام، نستوه، جان بر کف است که در جريان مبارزه با سران کفر وطغيان وستم ودگرگون ساختن اوضاعِ نابه هنجار جامعه ى بشرى پيش از ظهور، از يگانه ذخيره ى الهى بر روى زمين حفاظت وحمايت، واو را در رسيدن به اهداف اش يارى کنند.

افزون بر اين بايد در نظر داشت که وظيفه ى اين ياران، منحصر به روزهاى نخستينِ قيام امام زمان (عليه السّلام) که سپاهيان حضرت اش در گير ودارِ مبارزه با سردمداران ستم پيشه ى جهان هستند، نمى شود، بلکه ايشان، بعد از برپايى واستقرار حکومت عدل الهى در سرتاسر گيتى، در ادامه ى فعّاليّت هاى شبانه روزى خويش، اداره وسرپرستى بخشى از جامعه ى پس از ظهور را بر عهده خواهند گرفت ودر حقيقت، به منزله ى بازوان اجرايى حکومت امام دوازدهم (عليه السّلام) خواهند بود.

در حديثى امام صادق (عليه السّلام) مى فرمايد:

گويا، امام قائم (عليه السّلام) را بر فراز منبر کوفه مشاهده مى کنم که سيصد وسيزده تن از ياران اش، به تعداد جنگاوران بدر، پيرامونش را گرفته اند. اين ياران، پرچمداران وحاکمان بر مردم در زمين از جانب خدا هستند.(27)

در حديث ديگرى نيز امام سجّاد (عليه السّلام) چنين مى فرمايد:

اِذا قام قائمنا اذهب الله عزّ وجلّ عن شيعتنا العاهه وجعل قلوبهم کزبرالحديد وجعل قوّه الرجل منهم قوّه اربعين رجلاً ويکونون حکّام الارض وسنامها؛(28) هنگامى که قائم ما اهل بيت (عليهم السّلام)، قيام کند، خداوند متعال، حزن واندوه را از شيعيان ما برمى دارد ودل هاى ايشان را (در ايمان) پولادين مى کند، ونيروى يک مرد از ايشان را به ازاى چهل مرد قرار مى دهد. ايشان هستند که حاکمان بر روى زمين.

بنابراين، بر منتظرانى که اميد ظهور مهدى آل محمد (عليهم السّلام) را روشنايى بخشِ ديدگان وحيات بخش قلب هايشان قرار داده اند، واجب است که خط مشى انتظار خويش را از ميان دستور ورهنمون هاى امامان هدى (عليهم السّلام) پيدا کرده وسرمايه ى عمر خويش را در راهى صرف کنند که به طور قطع ويقين، به پى ريزى وبرپايى حکومتِ اميد دل ها ومصلح دنيا مى انجامد.

 

 

 

پاورقی:

 

(14) الغيبه، طوسى، فصل 5، ص 332، ح 274.

(15) همان، ص 332، ح 275.

(16) الغيبه، طوسى، فصل 5.

(17) اِثبات الهداه، ج 7، ص 165، ح 771؛ بحار؛ ج 52، ص 306، ح 79، باب 26؛ مکيال المکارم، ج 1، ص 358.

(18) عقد الدرر، ص 175، باب 5.

(19) الغيبه، طوسى، ص 329.

(20) منتخب الانوار المضيئه، ص 138 – 139.

(21) مائده: 54. اى اهل ايمان! هر که از شما از دين خود مرتد شود، به زودى خدا، قومى را مى آورد که ايشان را دوست دارد وآنان نيز خدا را دوست دارند ونسبت به مؤمنان فروتن اند، بر کافران سرفراز ومقتدرند، در راه خدا جهاد مى کنند (وبه نصرت اسلام بر مى انگيزند) ودر راه دين، از ملامت ونکوهش احدى باک ندارند. اين است فضل خدا که به هر که خواهد عطا کند وخدا را رحمتى وسيع ونامنتها است وبه احوال هر که استحقاق آن را دارد دانا است.

(22) تفسير برهان، ج 1، ص 497.

(23) نهج البلاغه، خطبه 27.

(24) بحار الانوار، ج 53، ص 7، س 11 – 20؛ مکيال المکارم، ج 1، ص 360، ح 632.

(25) بحار الانوار، ج 52، باب 26، ح 10، ص 283 وح 72، ص 303 وح 80، ص 306.

(26) فاِذا اجتمعت له هذه العدّه من اهل الاِخلاص اظهر اللّه أمره، فاِذ اکمل له العقد وهو عشره آلاف رجل خرج باِذن اللّه عزّ وجلّ، فلا يزال يقتل أعداء الله حتّى يرضى الله عزّ وجلّ. کمال الدين، ج 2، ص 378 باب 36، ح 2؛ بحار، ج 52، ص 283، ح 10. ونيز رجوع شود به: بحار، ج 52، باب 26، ح 81، ص 307.

(27) بحار الانوار، ج 52، ص 436.

(28) بحار الانوار، ج 52، ص 317.


  • تاریخ ارسال : ۱۰ دی ۱۳۹۳
  • تعداد بازديد :
  • موضوع : غیبت صغری , غیبت کبری , مقالات مهدوی , مهدی درنگاه... , مهدی شناسی , مهدی وآخرالزمان , مهدی ورجعت , مهدی وظهور , مهدی وعصر ظهور , مهدی وغیبت
  • کلمات کلیدی : , , , , , ,