پرتال تبیان مهدویت
لینک های اصلی
پرتال تبیان مهدویت




image_pdfimage_print

تشرف جعفر بن زهدرى و شفاى پاى او

عبدالرحمن قبايقى مى گويد : شـيخ جعفر بن زهدرى , به فلج مبتلا شد, به طورى كه قادر نبود از جا برخيزد . مادربزرگش بعد از فـوت پـدر شـيخ , به انواع معالجات متوسل شد, ولى هيچ فايده اى نديد . اطباى بغداد را آوردند . مدت مديدى معالجه كردند, باز هم سودى نبخشيد, لذا به مادر بزرگش گفتند : شيخ را به مقام و قـبه حضرت صاحب الامر ( ع ) در حله ببر وبخوابان شايد حق تعالى او […]


تشرف پيرزنى از كنيزان حضرت

يعقوب بن يوسف اصفهانى مى گويد : در سال 281, با گروهى از اهل اصفهان , كه از اهل سنت بودند, به حج بيت الله الحرام مشرف شدم . وقـتـى وارد مـكـه شـديم , بعضى از رفقا خانه اى را كه در كوچه سوق الليل و به نام دار خديجه و دارالرضا ( ع ) معروف بود, كرايه كردند . در آن خانه پيرزنى زندگى مى كرد . هنگامى كه وارد خانه شديم , از آن پيرزن پرسيدم : چرا […]


تشرف حسن بن مثله جمكرانى

شيخ بزرگوار, حسن بن مثله جمكرانى ( ره ) , مى گويد : شب سه شنبه , هفدهم ماه مبارك رمضان سال نود و سه , در خانه ام خوابيده بودم . ناگاه نيمه شب جـمعى به در منزل آمدند و مرا از خواب بيدار كرده و گفتند : برخيز و دعوت امام مهدى صاحب الزمان ( ع ) را اجابت كن كه تو را خواسته اند . برخاستم و آماده شدم و به آنها گفتم : بگذاريد پيراهنم را […]


تشرف سيد بحرالعلوم در مسجد سهله

عالم جليل آخوند ملا زين العابدين سلماسى ( ره ) فرمود : روزى در مـجلس درس فخر الشيعه , آيه الله علامه بحر العلوم ( ره ) در نجف اشرف نشسته بوديم , كه عالم محقق جناب ميرزا ابوالقاسم قمى – صاحب كتاب قوانين -براى زيارت علامه وارد شدند . آن سـال , سـالى بود كه ميرزا از ايران براى زيارت ايمه عراق ( ع ) و حج بيت الله الحرام آمده بودند . كسانى كه در مجلس درس حضور […]


تشرف ملا احمد مقدس اردبيلى

سيد مير علام تفرشى , كه از شاگردان فاضل مقدس اردبيلى ( ره ) است , مى گويد : شبى در صحن مقدس اميرالمومنين ( ع ) راه مى رفتم . خيلى از شب گذشته بود . ناگاه شخصى را ديـدم كـه به سمت حرم مطهر مى آيد . من نيز به سمت او رفتم , وقتى نزديك شدم , ديدم استاد ما ملا احمد اردبيلى است . خـود را از او مخفى كردم , تا آن كه نزديك در […]


تشرف شيخ محمد تقى قزوينى

شيخ جليل , ميرزا عبدالجواد محلاتى , كه از اهل تقوى و مجاورين نجف اشرف بود,فرمود : شـيـخ مـحـمـد تقى قزوينى , كه در مدرسه صدر منزل داشت و از نظر علم و عمل و تقوى و زهد بـى نـظـيـر بـود, دايمـا مى گفت : حاجتى كه من از خدا دارم و در حرم مطهراميرالمومنين ( ع ) هميشه خواسته ام اين است كه خدمت ولى عصر, حضرت بقيه الله ارواحنافداه , مشرف شده و پاهاى مـبـارك آن حـضـرت را […]


تشرف محمد بن عيسى بحرينى

جمعى از موثقين نقل كردند : مـدتـى بـحرين تحت نفوذ خارجيان بود . آنها مردى از مسلمانان را حاكم بحرين كردندتا شايد به علت حكومت كردن شخصى مسلمان , آن جا آبادتر شود و به حالشان مفيدتر واقع گردد . آن حـاكـم از نـاصـبـيان ( كسانى كه با اهل بيت پيامبر اكرم ( ع ) دشمنى مى ورزند ) بود اووزيرى داشـت كـه در عـداوت و دشـمنى از خودش شديدتر بود و پيوسته نسبت به اهل بحرين , به خاطر […]


تشرف جناب جعفر نعلبند اصفهانى

آقاى حاج ميرزا محمد على گلستانه اصفهانى ( ره ) فرمودند : عموى من , آقاسيد محمد على ( ره ) براى من نقل كردند : در زمـان مـا در اصـفهان شخصى به نام جعفر كه شغلش نعلبندى بود, بعضى حرفها رامى زد كه مـوجـب طـعـن و رد مـردم شـده بـود, مـثـل آن كه مى گفت : با طى الارض به كربلارفته ام . يا مـى گفت : مردم را به صورتهاى مختلف ديده ام . و يا خدمت حضرت […]


تشرف حاج شيخ محمد كوفى شوشترى

متقى صالح , حاج شيخ محمد كوفى شوشترى , ساكن شريعه كوفه فرمود : در سال 1315 با پدر بزرگوارم , حاج شيخ محمد طاهر به حج مشرف شديم . عادت من اين بود كه در روز پانزدهم ذيحجه الحرام , با كاروانى كه به طياره معروف بودندرجوع مى كردم , به خاطر آن كـه آنها سريع تر برمى گشتند . تا حايل با آنها مى آمدم و درآن جا از ايشان جدا مى شدم و با صليب آمده , […]