پرتال تبیان مهدویت
لینک های اصلی
پرتال تبیان مهدویت




image_pdfimage_print

با امام زمان مسجد مقدس جمکران را تعمير مى کرديم

سيد عبد الرحيم خادم مسجد مقدس جمکران نقل مى کند: بعد از آنکه مسجد مخروبه شده بود تا آنکه حاجى عليقلى جمکرانى مريض شده بود به او گفتم نذر کن خدا شفا بدهد ترا قدرى تعمير اين مسجد کن تا آنکه شفا يافت به مقدار سيصد تومان خرج نمود، يک طرف مسجد را بساخت، اما گفت وقت زدن طاقهاى مسجد از مسجد بايد گوسفندى کشت، مى گويد رفتم وگوسفندى کشتم وگوشت او را به فقرا دادم ومحزون بودم از براى […]


جمعه ای در راه است

ظهوری را می پاییم که خداوند یکتا از آدم تا خاتم را به انتظارش نشانده است: به روزگار جوانی جمعه را منتظر بودیم که می دانستیم آن آفتاب نیمروز از مشرق جمعه بر می آید و هر جمعه که غروبگاه خود را می نمود امید را تازه می کردیم که دگر جمعه ای در راه است نگران مباش…   میر من شهسوار دشت امید با سواران خویش می آید لـشـگـر یــاس و نــا امیدیـهـا پیش پایش دگر نمی پاید   […]


می‌خواهی امام زمانت را دریابی؟

استقامت در حفظ ایمان و عقیده می خواهی امام زمانت را دریابی، باید دین و ایمانت را از شر شیاطین، کافران، منافقان و دشمنان اهل بیت(علیهم‌السلام) و نیز شبه هایی که هر لحظه ممکن است به عرصه ایمان و دین شخص رخنه کرده و هجوم آورد، حفظ کنی. ثبات و استقامت در حفظ ایمان و عقیده، صبر و تحمل بر مصیبت ها و شماتت دشمنان بسیار مشکل است، مگر برای کسی که لطف ویژه خدا شامل حالش شود. راه ثبات […]


توسل مردى از توابع اصفهان

مردى صالح از اهل دهقانان ( از توابع اصفهان ) گفت : يـك روز بـه امـامـزاده قـيـس مـشـرف شدم و خيال داشتم به همگين ( از توابع سميرم واطراف شهرضاى اصفهان ) بروم . هـوا سـرد بـود . تـاريـكـى شب مرا گرفت و راه را گم كردم . با خود گفتم امشب از سرماهلاك مـى شـوم و يا آن كه گرگ مرا مى درد . بيچاره شدم و همان جا به امام زمان ( ع ) متوسل گشته و زارى […]


توسل همسر آقا سيد رضا دزفولى

آقا سيد رضا دزفولى ( از ايمه جماعت نجف ) فرمود : معمولا در زيارات مخصوصه كربلا به خانه مشخصى در آن جا مى رفتيم . در يكى اززيارات , عيال و اطفال را به همراه بردم . براى سوارى خود يك الاغ و براى آنها يك جفت پالكى ( اتاقكى بدون سقف كه بر روى حيوان جهت نشستن مى گذارند ) كرايه نموده و با ديگر زوار روانه كربلا شديم . بـيـن دو كـاروانـسراى خان شور و خان نخيله […]


توسل حاج ملا عباسعلى اصفهانى و نجات از مرگ

عابد زاهد, حاج ملا عباسعلى جورتانى ( ( 217 ) ) ( ره ) مى فرمايد : در سفر به مكه معظمه , با اهل قافله بر قطار شتران سوار بوديم . شتر من در آخر قرارداشت . ناگاه از تـشنگى و ضعف خوابيد . با توقف حيوان , بند قطار گسيخته شد ومقدارى از قافله عقب ماندم . ناگاه خنجرى بر سر و پيشانيم خورد و به زمين افتادم احساس كردم كسى بر پشت من آمده است تا سرم […]


توسل جمعى در بيابان

محمد بن خالد برقى نقل كرد : در سـفـرى كـه با جمعى همراه بوديم , ناگاه از مسير راه منحرف شديم . يك نفر از رفقا به كنارى رفـت و فرياد زد : يا صالح ( يا اباصالح ) ارشدونا الى الطريق رحمكم الله . ( يااباصالح ,راه را به ما نشان دهيد . ) در ايـن هنگام رفيق ما ( آن كس كه از ديگران كناره گرفت و فرياد برآورد ) صداى نازكى را شنيد كه مى گويد : […]


توسل آقا ميرزا ابراهيم شيرازى

عالم فاضل , آقا ميرزا ابراهيم شيرازى حايرى فرمود : زمـانى كه در شيراز بودم , چند حاجت مهم داشتم و متحير بودم كه چطور به آنها دست پيدا كنم , لذا سينه ام تنگ شده بود . يكى از آن حاجتها توفيق زيارت كربلاى معلى و حضرت سيدالشهداء ( ع ) بود . چاره اى براى رسيدن بـه خـواسـتـه ام نديدم , مگر اين كه به ساحت مقدس حضرت بقيه الله ارواحنافداه متوسل شوم , به هـمـيـن جهت حاجات […]


توسل حاج ملا على تهرانى در سرداب غيبت

محدث نورى ( ره ) فرمود : عـالـم عـامـل , حاج ملا على تهرانى , مجاور نجف اشرف بود و اكثر سالها به زيارت ايمه سامرا ( ع ) مـشرف شده , انس عجيبى به سرداب مطهر داشت . ايشان از آن مكان استمداد فيوضات مى كرد و اميد داشت در آن جا به مقامات عاليه دست پيدا كند . ازجمله مطالبش اين كه مى فرمود : ( ( هيچ وقتى نشد كه زيارتى كنم و كرامتى نبينم . ) […]


توسل آقا نجفى اصفهانى

مرحوم آقا نجفى اصفهانى فرمودند : در سفر حج و مكه معظمه , روزى به خارج شهر رفته و مشغول عبادت بودم . در بين نماز, كه آنرا با كـمـال شـرايـط و آداب بجا مى آوردم , يكى از اعراب و اشقياء از بالاى كوه مرا ديد و آتش بغض در سـيـنه پر كينه اش سرشار گرديد . دست به خنجر برد و به سويم دويد, چون فضا خلوت از مردم و فـارغ از ازدحـام بود, يقين نمودم الان است […]