پرتال تبیان مهدویت
لینک های اصلی
پرتال تبیان مهدویت




image_pdfimage_print

زمینه سازى ظهور حضرت ولى عصر علیه السلام

محمد فاکر میبدى اشاره ظهور بزرگ منجى بشریت، امرى مسلّم است وبى هیچ تردیدى واقع خواهد شد. آن چه مورد اختلاف است، وقت ظهور است واین که آیا ظهور، تعجیل پذیر است یا خیر؟ وآیا ما وظیفه اى براى زمینه سازى آن داریم؟ در این زمینه دیدگاه هاى مختلفى، وجود دارد. نویسندهِ مقاله، چنین مى اندیشد که وظایفى بر عهدهِ ماست که انجام آنها، موجب تعجیل در ظهور مصلح عالم مى شود. وى علاوه بر ذکر دلایل، قرآنى وروایى جهت […]


ضرورت آگاهى از علایم ظهور

مى دانیم که عوامل داخلى وخارجى بسیارى وجود دارد که هویت وعزّت جهان اسلام را تهدید مى کنند وافتخار واقتدار مسلمین را مخدوش مى سازند. این عوامل، خلوص تعالیم اسلام وحسن اجراى آن ها، وحدت صفوف مسلمین وتمرکز قواى آنان وسرانجام استحکام واستوارى بنیان هاى اعتقادى – اجتماعى تمدن مشعشع اسلامى وپیشرفت وبالندگى آن را هدف قرار مى دهند. از جمله عوامل تهدیدگرى که داراى بستر وخاستگاه داخلى وحمایت گر وهدایت گر خارجى است، خطر جدى وجود (متمهدیان) (مدعیان دروغین […]


محبوبيت اجتماعى

در دوران پيش از ظهور که يأس، سايه ى سياه خويش را بر وجودِ بشريت مى گستراند، خصيصه ى آينده نگرى انسان، حسِّ اميد را، ناخودآگاه، از دلِ انسانيّت هاى مدفون مى روياند وآدمى را به (روزى ديگر) بشارت مى دهد. بى گمان، نسلى که دچار يأس ها وسرخوردگى ها است، در پى ديدنِ روزى خواهد بود که تمامى استعدادهاى نهفته اش شکوفا شود، وهمه ى انسان ها در پهنه ى زمين به جايگاه حقيقى شان برسند. رهاورد بررسى ها […]


مقصود از خسوف وکسوف که از علايم ظهور است چيست؟

در روايات علايم ظهور آمده که يکى از نشانه هاى ظهور، کسوف در اواسط ماه وخسوف در اوّل ماه برخلاف عادت است دارقطنى به سندش از امام محمّد باقر عليه السلام نقل کرده که فرمود: (همانا براى مهدى ما دو نشانه است که از زمان خلقت اسمان ها وزمين اين گونه نبوده است، يکى خسوف ماه در اوّل شب رمضان وديگرى کسوف خورشيد در نيمه ماه رمضان). در کيفيّت حدوث اين دو واقعه غير عادى چند احتمال است: 1 – […]


مقدمات ظهور

هرگز آنقدر ندارم که شوم مِسکینت                        این شرف بس که به مسکین درت مِسکینم (اللّهم صلّ على محمّد وآل محمّد وعجّل فرجهم)! دنیا، میدان تنازع حق وباطل، وسراى پیروزى ها وشکست هاى گذراى این دو جبهه بوده وخواهد بود: (وتلک الایّام نُداوِلُها بین النّاس)؛ این روزگار (گاهى فتح وغلبه، گاهى شکست ومغلوبیّت) را ما میان خلایق مى گردانیم. آن چه در این میان، امید بخشِ دل خسته ى مؤمنان است، فرجام گرم وشیرینى است که قرآن کریم براى این […]


نشانه هاووقایع قبل وپس از ظهور5

عملى که با اهل مکه مى کند چون مراسم بيعت تمام شود – ابتداء کند به بنى شيبه (خدمه وکليد دارهاى کعبه) پس دست هاى ايشان را قطع کند براى اينکه ايشان دزدهاى خانه ى خدايند(5) (حضرت رضا عليه السلام) دست وپايشان را قطع کند وايشان را در مکه بگرداند ومنادى ندا کند: اينهايند دزدان خانه ى خدا وبر کعبه بياويزد وبر آنها رقعه اى بنويسد که اينهايند دزدان کعبه وبه ايشان امر کند که بگوئيد: مائيم دزدان کعبه، سپس […]


نشانه هاووقایع قبل وپس از ظهور4

حاصل کلام در رأيت خراسانى به طور قطع از اخبار استفاده نمى شود که رايتى بالخصوص از خراسان معهود فعلى قيام کند، بلکه آنچه استفاده مى شود آن است که خراسان فعلى محلى استطراق رايات شرقى واجتماع آنها است واگر با آنها عده اى هم از خراسان ضميمه شوند ممکن است، چنانکه از جاهاى ديگر نيز ضميمه خواهند شد. خروج سيد حسنى از جمله رايات شرقى رايت سيد حسنى است. ولى آنچه در افواه معروف است که سيد حسنى صاحب […]


نشانه هاووقایع قبل وپس از ظهور3

تقسيم علامات خداوند به نوع اين علامات در اين آيه اشاره فرموده: (سنريهم آياتنا فى الآفاق وفى أنفسهم حتى يتبين لهم أنه الحق).(2) (زود است بنمايانيم ايشان را آيات خود را در آفاق ودر نفوس ايشان، تا ظاهر شود براى ايشان که او حق است). نوع آيات وعلامات دو نوع است: آفاقى وآن دو نوع است: ارضى چون زلزله وخسف وغيره وسماوى چون خسوف وکسوف وغيره. وانفسى که در نفسشان ظاهر مى شود چون مسخ. علائم ظهور را دو معنى […]


نشانه هاووقایع قبل وپس از ظهور2

فتنه وبلاهايى که اختصاص به شيعه دارد وقايع نوعيه مختص به شيعه آنچه به شيع اختصاص دارد زائد بر آنها که گذشت خلاصه اش تمحيص وتمييز است، يعنى پاک شدن واز هم جدا شد ن واينکه ديندارى ونگهدارى عقيده بسيار مشکل است در اثر چند امر: 1- از جهت اختلافاتى که در وجود آن حضرت وحيات او پيدا مى شود. 2- در اثر طول غيبت که سبب ياس ونوميدى مى شود. 3- از جهت اختلافاتى که در ما بين ايشان […]


نشانه هاووقایع قبل وپس از ظهور1

راجع به دين وسستى مردم در دين از دين نماند مگر اسم او. اسلام غريب شود چنانکه در اول غريب بود. دين از مردم جا خالى کند چنانکه آب از ظرف خالى مى شود هنگام وارونه کردن. به دين استخفاف کنند. خود را به اسلام بنامند اما دورترين مردم باشند از وى. صبر کننده ى بر دين مانند کسى است که اخگر آتش در کف خود گرفته باشد. آثار بزرگ وظواهر دين کهنه ومندرس گردد. دين را به دنيا بفروشد. […]