پرتال تبیان مهدویت
لینک های اصلی
پرتال تبیان مهدویت




image_pdfimage_print

با حافظ در اشتیاق ظهور…

شعر پارسى اقیانوس بیکرانه اى است ودر این گستره عظیم وپهناور کیست که با نام (خواجه شمس الدین محمد شیرازى) متخلص به (حافظ) بیگانه باشد که نداى ملکوتى (لسان الغیب) قرنهاست در زیر این گنبد نیلى طنین انداز است ویار رندان وصاحبدلان. آتشى که این رند پشمینه پوش در سده هشتم هجرى برافروخت گویى خاکستر نمى شناسد. گذشت زمان هیچ گاه نتوانست از روشنایى وحرارت آن بکاهد وغبار فراموشى بر چهره آن بنشاند. مقام ومنزلت غزل حافظ تا بدان پایه […]


شعر زیبای آغاز ولایت امام زمان (عج)

 نهم ربیع عید ولایت/تابد به عالم نور هدایت یا حجه بن العسکری جانم فدایت لبخند خورشید/بر ارض و سما/شور و شعف شد/در دل هویدا نور امامت/شد جلوه گر در/شمس جمال ِ/مهدی زهرا شاهنشهی و عالم هستی گدایت/ یا حجه بن العسکری جانم فدایت نهم ربیع عید ولایت/تابد به عالم نور هدایت یا حجه بن العسکری […]  نهم ربیع عید ولایت/تابد به عالم نور هدایتیا حجه بن العسکری جانم فدایت لبخند خورشید/بر ارض و سما/شور و شعف شد/در دل هویدا نور […]


خدا کند تو بيايى

چقدر منتظرم من،  خدا کند تو بيايى از آن درخت شکسته، ازآن پرنده ى خسته هميشه در سفرى تو،  بهاروبرگ وبرى تو غريب مانده ام اينجا،  غريب مثل پرستو شب است وماه،  تويى تو؛نشان راه تويى تو نشسته پشت درم من، خدا کند تو بيايى! هنوز خسته ترم من،  خدا کند تو بيايى درخت بى ثمرم من،  خدا کند تو بيايى شکسته بال وپر من،  خدا کند تو بيايى ببين که در بدرم من،  خدا کند تو بيايى


مسیح هم در نماز به تو اقتدا می كند

گویند وقتی كه مسیح بیاید، صلیب ها را خواهد شكست و دجال را خواهد كشت. او صلیب ها را می شكند تا بگوید كه او نه شریك خداست و نه فرزند او. در قرآن آمده است كه: « او (عیسی) گفت: همانا من بنده خاص خدایم كه مرا كتاب آسمانی و شرف نبوت عطا فرمود و مرا هر كجا باشم برای جهانیان مایه بركت و رحمت گردانید و تا زنده ام مرا به عبادت نماز و زكات سفارش كرد و […]


یا صاحب الزمان ! …

یا صاحب الزمان ! داستان یوسف را گفتن وشنیدن به بهانه ی توست  . شرمنده ایم . می دانیم گناهان ما همان چاه غیبت توست . می دانیم كوتاهیها ، نادانیها و سستیهای ما ، ستمهایی است كه در حق تو كرده ایم . یعقوب به پسران گفت : به جستجوی یوسف برخیزید ، و ما با روسیاهی و شرمندگی ، آمده ایم تا از تو نشانی بگیریم . به ما گفته اند اگر به جستجوی تو برخیزیم ، نشانی […]


رؤیای بزرگ وصل

تو طلیعه نوری ، برگی از قرآن ، فرشته ای والاتر از فرشتگان مقرب الهی كه جایگاهش را زمین خدا نهاده اند. یوسفی دیگر، كه اگر یوسف را تنها زلیخایی عاشق بود تو را دنیایی مشتاقند. تو چشمه ای از محبتی كه سیرابی از تو نشاید. قطعه ای از بهشت كه اگر هست همه بازتابی از نور تواند و روشنی نباشد مگر آن كه تو از پشت كوههای بلند انتظار بیرون آیی. آقای من، عزیز من در انتظار تو ماندن، […]


دل سودا زده

در سرى نیست كه سوداى سر كوى تو نیست دل سودازده را جز هوس روى تو نیست سینه غمزده‏اى نیست كه بى‏روى و ریا هدف تیر كمانخانه ابروى تو نیست جگرى نیست كه از سوز غمت نیست كباب یا دلى تشنه لعل لب دلجوى تو نیست عارفان را ز كمند تو گریزى نبود دام این سلسله جز حلقه گیسوى تو نیست نسخه دفتر حسن تو، كتابى است مبین ور بود نكته سربسته، به جز موى تو نیست ماه تابنده بود، […]


چشم به راه

به تماشاى طلوع تو، جهان چشم به راه به امید قدمت، كون و مكان چشم به راه به تماشاى تو اى نور دل هستى، هست آسمان، كاهكشان كاهكشان چشم به راه رخ زیباى تو را، یاسمن آیینه به دست قد رعناى تو را سرو جوان چشم به راه در شبستان شهود اشك فشان دوخته‏اند همه شب تا به سحر خلوتیان چشم به راه دیدمش فرشى از ابریشم خون مى‏گسترد در سراپرده چشمان خود آن چشم به راه! نازنینا! نفسى اسب […]


جمعه موعود

دست تو باز مى‏كند، پنجره‏هاى بسته را هم تو سلام مى‏كنى، رهگذران خسته را دوباره پاك كردم و به روى رف گذاشتم آینه قدیمى غبار غم نشسته را پنجره بى قرار تو، كوچه در انتظار تو تا كه كند نثار تو، لاله دسته دسته را شب به سحر رسانده‏ام، دیده به ره نشانده‏ام گوش به زنگ مانده‏ام، جمعه عهد بسته را این دل صاف، كم كمك شده‏ست سطحى از ترك آه! شكسته‏تر مخواه آینه شكسته را                                                                                                       ثابت […]


امشب از شمع رخت ‏سوخته

اللهم و صل على ولى امرك القائم المؤمل و العدل المنتظر. و حفه بملائكتك المقربین، و ایده بروح القدس، یا رب العالمین. اللهم اجعله الداعى الى كتابك، والقائم بدینك، استخلفه فى الارض كما استخلفت الذین من قبله مكّن له دینه الذى ارتضیته، ابدله من بعد خوفه امنا، یعبدك لا یشرك بك شیئا… امشب از شمع رخت‏ سوخته پروانه ما  آتش افتاده ز رخسار تو در خانه ما چشمهامان خسته است. گویى در غبار اوهام فرو رفته‏ایم. دستهاى لرزانمان در انتظار […]